کتاب یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ

اثر الکساندر سولژنیتسن از انتشارات کوچک - مترجم: رضا فرخ فال-داستان تاریخی

در بحبوحه‌ی جنگ جهانی دوم، سرباز روسی،‌«ایوان دنیسویچ شوخوف» با اتهام جعلی به ده سال حبس در اردوگاه کار اجباری محکوم می‌شود. سولژنیستین با نثری زیبا یک روز از زندگی دردناک این مرد را در اردوگاه به تصویر می‌کشد. مردی که تمام سختی‌ها را با صبر و شکیبایی تحمل می‌کند.


خرید کتاب یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ
جستجوی کتاب یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ در گودریدز

معرفی کتاب یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ از نگاه کاربران
چگونه زندگی می کنیم که زندگی می کنیم؟ آیا فردی که در آن زندگی می کند، چه کسی پشت سر گذاشته می شود (بعضی از بناهای تاریخی یا خلاقیت)؟ آیا خانواده اش تولد و افزایش می یابد؟ آیا راه مرگ است؟ ایوان دنیسوویچ شوکوف روز به روز زندگی خود را به گونه ای دنبال می کند که می خواهم زندگی خودم را انجام دهم یا اینکه زندگی بدون در نظر گرفتن تقدیر یا یادآوری یا احساسات است. او برای بقا و لذت های ساده زندگی می کند. او همه چیز را می خورد. او همه چیز را می شنود گوش هایش را بلند می کند او همه چیز را می بیند که از چشم او عبور می کند. او همه چیز را می فهمد که انگشتانش را لمس می کند. با وجود سیگار کشیدن، او با رایحه ترین لحظات تنفس می کند. او احساس می کند همه چیز است. و این برای من یک زندگی است که زندگی می کند. شوکوف در لبه مرگ و میر زندگی می کند و به همین ترتیب او را در لبه احساس قرار می دهد، که در آن من فکر می کنم همه ما باید باشد. من می خواهم امشب با یک قطعه کوچکی از سوسیس بجنگم؛ من می خواهم آن را در دهان من قرار دهم و آب آن را بنوشم. ایوان چه کاری انجام خواهد داد. این چیزی است که باید انجام دهم؛ این چیزی است که همه ما باید انجام دهیم. سلجینیتسین این حق را داشت. او زندگی و زندگی را می دانست. او باید از استالین برای زمان خود در اردوگاه ها قدردانی کند. این هسته عظمت او بود، از زندگی او به شدت زندگی می کردند. همه امیدوارم بتوانم از سوسیس لذت ببرم. همانطور که کاملا ممکن است

مشاهده لینک اصلی
بسیاری از ترجمه های انگلیسی از دست رفته است، اما من به خاطر دوستی مذهبی و الهه کرمظوف شباهت زیادی به آن دیده ام.

مشاهده لینک اصلی
این زیبا است، زیبا است ما یک اردوگاه نظامی هستیم. این یک اردوگاه است که در یکی از سردترین مکان ها در روسیه ساخته شده است. روسیه کمونیست تحت حکومت استالین، مردم آلمان تحت تهدید مردم ستمدیده روبرو هستند. ون دنیسویچ محکوم شد که یک جاسوس آلمانی و رانندگی در این اردوگاه باشد. و سال ها پس از آغاز محکومیت گذشت. بنابراین اردوگاه این اردوگاه تاسیس شد. آنها در این اردوگاه، که مانند یک گاو ساخته شده، حتی حاضر نیستند. باز بودن، خستگی، لذت ... شکی نیست که یکی از این تفاوت ها را ایجاد نمی کند. یک صبح، Ä ° ون. hastadä ± R. او احساس خوبی در مورد خود ندارد. Revire می رود آتش وجود دارد، اما نه به اندازه استراحت. آنها شروع به بازی بلافاصله می کنند. سربازان بالا هستند. و در پایان روز خسته است اما خوشحال است.

مشاهده لینک اصلی
گرسنگی و سرد هنگامی که شما برای مبارزه با گرسنگی و سرماخوردگی برای زنده ماندن دست کم گرفتید، چگونه انسان را ببینی؟ شما انجام می دهید و چیزهای کوچکی که در آن گرسنگی و سرماخوردگی، روز و روز در اردوگاه کار اجباری قرار می گیرید، پیدا کنید. شما یک اراده را برای زندگی و پیروزی خواهید یافت. شادی را پیدا میکنی و شما بر سر تمام ظلم کمونیست پیروز شوید.

مشاهده لینک اصلی
شاید به خاطر وحشت و رنج ناامید شده است چرا که تلویزیون های زیادی وجود دارد. شاید من فقط به چند مورد از زندگی در اردوگاه های کار اجباری، مستعمرات های زودهنگام استرالیایی و لگوای چینی برای خودم خواسته ام. به هر دلیلی، باید اعتراف کنم که یک روز در زندگی ایوان دنیسویویچ، الکساندر سولژنیتسین ها عمدتا زندگینامه ای از زندگی در گولاگ شوروی، در ابتدا به من تاثیر زیادی نگذاشت. حدود یک چهارم کتاب، من احساس قدرتمندی را تجربه کردم، آیا این همه؟ آیا این بدترین چیزی است که در گولاگ اتفاق افتاده است؟ می بینید، وضعیت کلاسیک این کتاب (این واقعیت است که آن را به عنوان خوانده شده حساب کاربری در مورد زندگی در gulag در نظر گرفته) به من منجر به اعتقاد بر این بود که یک روز در زندگی خواهد بود داستان مو بر روی ترور و بی رحمانه، محکومیت خشونت و انهدام انسانی اگر هرگز وجود داشته باشد. در عوض، معلوم شد که یک داستان نسبتا شاد و گاه به گاه خسته کننده در مورد یک مرد است که خوش بینانه کار خود را از طریق آنچه که معلوم می شود، در کل، روز خوبی در اردوگاه کار اردوگاه - روزی که نگهبانان با او رفتار می کنند نسبتا خوب، او یک سوپ کمی بیشتر از حد معمول دریافت می کند و غیره. بنابراین من کمی مشکوک بودم. من افتخار نمیکنم که این را بپذیرم، چون میدانم که به نظر میرسد به نظر میرسد، اما وجود دارد. و سپس یک چیز عجیب و غریب اتفاق افتاد. من شروع به فکر کردن در مورد این کتاب کردم و از اینکه چرا سلجینیتسین این فرمت خاص را انتخاب کرده بود شروع به فکر کردن کرد. چرا او تصمیم گرفت در یک روز خوب در زندگی ایوان Denisovich Shukhov تمرکز کند، نه یک فیلم بدتر. و من به این نتیجه رسیدم که او دقیقا همین کار را کرده بود تا خوانندگانش از این سوال بپرسند که آنها را به فکر چه روز بدی در اردوگاه کار شوروی می اندیشند، و سپس آن تصویر را در ذهن خود روشن کنند، متوجه شدم این واقعا وحشتناک بود. از آنجا که این نوع تفکر درگیر - نوعی که از تخیل شما استفاده می کنید و یک سناریو از خودتان می نویسید - مجبور است با شما باقی بماند تا یک کاتالوگ وحشت که برای همه شما نوشته شده است. حداقل، این چطور برای من کار می کند با قرار دادن احتمال روز بدتر از آنچه که در کتاب ذکر شده در ذهنم بود، پر کردن تمام شکافها و تهیه تمام جزئیات خودم بود (Solzhenitsyn به من کمک کرد تا برخی از نکات را برای ارسال ذهن من به سمت راست)، من یک تصویری بی نظیر از زندگی در گولاگ از هر حساب قرآنی Solzhenitsyns می تواند به من ارائه دهد، تصویری که تا کنون از من باقی مانده است. من معتقد بودم که قصد Solzhenitsyns بود، اما شاید او فقط صادقانه بود و توصیف چیزهایی که واقعا آنها بود، چرا که اغراق آمیز آنها تنها منجر به ادعاهای آن واقعا چنین نیست، بنابراین اثرات داستان خود را معتبر نیست. هرگز، هر چه Solzhenitsyns انگیزه، من به پایان رسید تا تحسین او را محدود کند. من دوست داشتم که او به تمایل به نوشتن یک گزارش دیدنی و حساسانه از زندگی در گولاگ مقاومت کرده و ده سال ارزشمند از بدبختی را در یک زندان زندان برای یک اثر جالب بیشتر به وجود آورد. من همچنین قهرمان شوشوف را که به دلیل ناامیدی و انزجار ناخوشایند به اوج خود رسیده بود، قدردانی می کنم که این تنها شانس زنده ماندن او در تطابق با شرایط او است. شوشوف بقای خود را به سختی کار می کند، برنامه ریزی و برنامه ریزی کرده و خود را در تمامی راه های مناسب فراهم می کند. چنین ارادهی او برای زنده ماندن است که من از کتاب بیرون آمدم و احساس تحسین آمیزی برای این شخصیت خشن داشتم که ممکن است یا نه خودش سلجینیتسین باشد. من همچنین خودم را متوجه شدم که در چندین بار چه چیزی را در موقعیت شوشوف انجام می دهم - چه من به سختی وضعیت من، مانند برخی از زندانیان شوخوف، خواهم برد، آیا آدم با کسانی که در معرض خطر هستند و با آنها شکسته می شوند، و یا آیا Id خندیدن و ارائه، مانند شوشو، لیس الاغ و رها برخی از اصول من در حالی که حلق آویز به دیگران، صرفا با توجه به بقای. تا آنجا که من نگران آن هستم، هر كتابی كه ارزشها، اصول و نگرش من نسبت به زندگی را ارزیابی می كند خوب است، بنابراین بله، از این منظر (و همچنین چندین نفر دیگر)، من یک روز در زندگی را در نظر می گیرم یک موفقیت است. اما نمی گویم، من فکر می کنم یک کتاب درخشان است. من نمی تونم در حالی که من توانایی Solzhenitsyns را برای به اشتراک گذاشتن یک وضعیت با خوانندگان خود تحسین می کنم و نیروی اراده و استعداد خود را در شخصیت اصلی شخصیت اصلی خود تحسین می کنم، من بیش از حد از سبک نوشتن خود را دوست دارم، عمدتا به این دلیل که او یک ترفند مزاحم برای قرار دادن افکار خود قهرمانان - به عنوان مثال - به روایت شخص ثالث غیر شخصی و هدفمند. به عنوان مثال، این پاراگراف را بیابید: در یک گوشه ای در نزدیکی در یک مدفوع نشسته است. فراتر از او، مثل یک خم خم، Shkuropatenko - B219 را خفه کرد. این چترباز - از پنجره بیرون زد، سعی کرد حتی در حال حاضر ببیند که آیا کسی برخی از پیش ساخته های گرانبهاش را خرد می کند! شما این زمان را به ما نشان ندادید، شما در حال جاسوسی هستید، واضح است که شما آن زمان را نمیشناسیدی تفکر شوشوف است، مانند گذشته ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ


 کتاب نوسترومو
 کتاب از اینجا تا ابدیت
 کتاب تاریخ عشق
 کتاب آخرین نامه معشوق
 کتاب پسر سرپرست یتیم خانه
 کتاب در آستانه فردا