کتاب گذرنامه

اثر هرتا مولر از انتشارات مروارید - مترجم: مهرداد وثوقی-داستان تاریخی

موضوع گذرنامه، همچون دیگر آثار مولر، رنج و تنهایی اقلیت‌های آلمانی‌زبان در حکومت دیکتاتوری چائوشسکو و مصایب زندگی بازماندگان پس از جنگ است؛ همچنین شباهت بسیار زیادی به زندگی مولر دارد. نثر داستان با شعر آمیخته است و از تلمیحات بسیاری در آن استفاده شده است (هر یک از رنگ‌ها و نام گل‌ها نوعی تلمیح است) و از ویژگی‌های آن می‌توان به جملات کوتاه برای ایجاد ضرب‌آهنگ‌های تند اشاره کرد. ویندیش، شخصیت اول داستان، آسیابانی است که به همراه همسر و دخترش در یکی از روستاهای رومانی زندگی می‌کند، همواره کعبه‌ی آمالش را در آلمان می‌بیند و برای دریافت گذرنامه و نیل به مقصود باید علاوه بر پرداخت رشوه، از خیلی چیزها بگذرد، غافل از آنکه...


خرید کتاب گذرنامه
جستجوی کتاب گذرنامه در گودریدز

معرفی کتاب گذرنامه از نگاه کاربران
هرتا ماولر جایزه نوبل ادبیات را در سال 2009 اهدا کرد و داستان این نویسنده رومانیایی را به یک مخاطب جهانی معرفی کرد. قبل از این تقدیر، هیچ رمان های Müller در دسترس انگلیسی وجود نداشت - هرچند این و چند نفر دیگر قبلا منتشر شده بودند اما اکنون چاپ نشده اند. گروه کوچک و فوق العاده نشر گروه Serpentâ € ™ s Tail عجله کرد تا Müller را به چاپ بازگرداند. پاسپورت (عنوان آلمانی به معنای واقعی کلمه \"Man is a big fæasant in the world\"، یک ضرب المثل رومانیایی است) به داستان Windisch می گوید، که برای گذرنامه برای ترک کشور خود درخواست می کند. لایحه طرح چندین نفر را پنهان می کند. تیبور فیشر در بازبینی گاردین از این رمان، به شدت ترسناک بود: بدون اطلاع قبلی از تاریخ نژادی رومانیایی ادعا کرد، بسیاری از پاسپورت حساس است. او ادعا می کند که «مهم ترین» نوشته مالر است. اولین تصور سبک Müller در حقیقت آن است که او به جای قطع شده است. در اینجا او باز می شود: \"در اطراف یادبود جنگ گل رز است. آنها یک غار را تشکیل می دهند. بنابراین بیش از حد رشد کرده اند که چمن را خفه می کنند. شکوفه های آنها سفید هستند، مانند کاغذ های نوردی. آنها شگفت زده می شوند سحر شکستن است به زودی روزی خواهد بود. من خواندن، تصویری آرام آرام خواندن این کلمات، صدایی که به ما این داستان را با ترس و لرزش در آنجا می گوید: به این داستان می گویند خطر مرگ است. و در واقع این نقطه برای زندگی در Ceausescuâ € ™ رومانی مانند این بود. Windisch، تلاش برای ترک، می تواند موجب خشم دولت بر سر او شود. فقط نقاشی Müllerâ € ™ ثانیه از نارضایتی شهری نیست، اما روستایی بدون تغییر، تقریبا فضای اولیه. این محیط اوست. افراطی و نافذ او، قلب فاسد کشورش و صداقت باز از مردم آن را پر می کند. سیاست او ممکن است به اندازه وحشیانه یا بلافاصله واضح نباشد، همانطور که در سایر نویسندگان نیز وجود دارد، اما محکومیت نیز به همان اندازه خطرناک است. یکی از جنبه های برجسته ترین نوشته های Müller، استفاده او از استعاره و گاه تصویر های سورئال است. â € œWindisch تیغ چمن از طریق دندان های خود را می کشد. تیغه چمن سرد است. لثه هایش سرد است. Windisch آسمان را در دهانش نگه می دارد. باد و آسمان شب. تیغه چمن بین دندان هایش را می شکند. \"باز کردن گذرنامه در هر صفحه و زیبایی سورئال زیبایی مانند چنین بیاناتی روشن را پیدا خواهید کرد. کمیته نوبل اشتباه نکرد زمانی که ادعا کرد که «با توجه به تمرکز شعر و رکورس پروسس، میلر زبان زبان ناپاک را به تصویر می کشد». به طرق مختلف نوشته های او از چنین زندگی فقیرانه یادآور گویین توماس بود: هر دو نویسندگان می توانند زیبایی و بی نظیری از چنین زندگی را ببینند و شعر را به طور عادی پیدا کنند. چنین هدیه ای از نویسنده است. Herta Müller اکنون ستاره ادبی خود را در صعود ببیند، پس از فروپاشی رژیم که او را در کشوری که دوستش داری، آرزو دارد و تنها می تواند صبر کند تا ببیند که چگونه از این احترام جدید برای ادامه استفاده می کند داستان هایی مانند پاسپورت، داستان هایی که در بشریت انسان وجود دارد، حتی در مواجهه با چنین مشکلی، می گویند. ممکن است سبک او را دوست نداشته باشید، اما در نهایت قدرت کلمات وی را مصرف می کند. سادگی ساده نیست. گذرنامه یک داستان عجیب و غریب است.

مشاهده لینک اصلی
هرتا مولر جایزه نوبل ادبیات را برنده شد. فکر کردم باید یکی از کتابهایش را بخوانم. پاسپورت یک رمان بسیار کوتاه است. مولر در جملات بسیار کوتاه می نویسد. این رمان درباره رومانیایی آلمانی است. بسیاری از آنها مایل به گذرنامه برای ترک Ceaucescus رومانی برای آلمان هستند. این رمان حاوی بسیاری از غیر محرک های واردات مماسی است. من یک بار دیدم Ceaucescu در دیدار او را به کانادا ساخته شده است. این رمان حاوی لمس سورئالیسم و ​​تصاویر رویایی است. دنج در میز قهوه من با ریتم پروانه مولر از بین می رود. این رمان کشیدن است. این رمان کشیدن است. این رمان کشیدن است. نوشتن مولر ممکن است از واردات قابل توجه فرهنگی باشد. مولر به اندازه کافی جالب است که ممکن است یکی دیگر از آثار او را بخوانم. من تلاش کرده ام که این بازنگری را در سبک داستان های او بنویسم. این رمان کشیدن است.

مشاهده لینک اصلی
حکم به طور کلی: یک کتاب وحشتناک، ناامید و ناامید - به بهترین وجه اجتناب کرد. (یک ستاره سخاوتمندانه برای شخصیت آمالی). از کجا شروع کنم؟ بذار ببینم. آه بله. من ازش متنفر شدم منظورم اینه که نمی تونم بگم من ازش متنفرم و اونو در میارم؟ چه کسی می گوید بررسی کتاب باید در عمق باشد؟ آه، خوب، خوب! * آه * بنابراین، شما می خواهید بدانید که چه چیزی در مورد آن بد بود. باز هم، من مطمئن نیستم که در آن شروع، اما من تلاش برای انجام بهترین کار خود را. من می خواهم اشاره کنم هر چند که من این کتاب را بسیار نومید شدم، هر چند که من سه هفته پیش خواندن آن را تمام کردم، من فقط این مقاله را می نوشتم. من همچنین می خواهم ذکر کنم که من تصمیم گرفتم که همیشه حداقل یک چیز خوب برای گفتن در مورد هر چیزی که بررسی می کنم پیدا کنم. با گذرنامه - برنده جایزه نوبل ادبیات، 2009 نه کمتر - من در حال مبارزه هستم. واقعا در واقع من فکر می کنم که من فقط می توانم به جلو برویم که به طور کامل به خودم قول می دهم، که به شدت خود را غمگین می کند - و به طور کامل در کتاب Müller من را سرزنش می کنم. باید این را بگویم که واقعا به دنبال خواندن گذرنامه. من همیشه پس از اتمام گرگ و میش، برنامه ای برای خواندن آن گذاشتم، زیرا این کتاب واقعا کوتاه بود - واقعا \"داستان\" و بنابراین من تصور می کردم که دوباره تسکینم را به خواندن به سادگی ادامه خواهم داد. این موضوع همچنین جالب توجه بود - روستای کوچکی در رومانی در رومانی که تحت رژیم سرکوب کننده چاوسسوو مبارزه می کند، و تاثیر آن بر مردم ساکن آن است. تصمیم گیری بین وجود اکتشاف در این مکان و یا در نظر گرفتن حرکت به غرب است. موضوع دقیق کرکی نیست، من به شما کمک میکنم، اما با این وجود جالب است. یا به این ترتیب من فکر کردم. متأسفانه، از چند صفحهای اول مشخص شد که این خواندن آسان نیست. یا یک لذت بخش. یا در واقع ارزش یک دقیقه دیگر را صرف کنید با این حال، من همیشه متاسفم که وقتی جوانتر می شوم کتاب ها را به اتمام نمی رسانم، زیرا من نمی توانم آنها را بگیرم، بنابراین تصمیمی گرفتم که وقتی دوباره شروع به خواندن کردم، ادامه می دادم. در ابتدا با گذرنامه، من فکر کردم که این فقط من بود. که طول عمر من از خواندن جدی به نحوی من را ترک کرد قادر به ارتباط با متن نیست. که من تا به حال به طرز فکری قادر به درک یک کتاب دشوار است. پس از چند لحظه هر چند متوجه شدم که من ناگهان تبدیل به یک ادبیات ادبی شدم. نه، مشکل این کتاب بود. در آن بود که واقعا واقعا crap.It نه تنها غلط است که من را تحریک کرد - اگر چه قطعا بازی خود را. به طور مساوی، جنس در رمان ها معمولا من را نگران نمی کند. من نمی فهمم من در مورد زبان بد یا جنس ناراحت نیستم اگر یک متن وجود داشته باشد، اگر با کاراکتر با استفاده از این کلمات متناسب باشد یا این کارها را انجام دهد - هرچند که درست باشد، من واقعا آن را هیجان زده نمی کنم. با این حال، ادای سوگند در پاسپورت عمدتا به وسیله صدای راوی توسط خود مالر انجام شد. این، به اعتقاد من، ضروری نبود. و توصیف تماس های جنسی چیزی جز فریب نبود. هیچ نوع پوشش، فقط تصاویر گرافیکی و بیشتر از زبان خام وجود ندارد. هیچ چیز در مورد آن وجود نداشت که حتی می توانست وانمود کند که داستان را افزایش دهد. فقط به نظر می رسید که به خواننده ضربه بزند یا شاید به نظر می رسد â € ~modernâ € ™ و â € ~edgyâ € ™. بدیهی است که با پانل داوری نوبل به خوبی پیش رفت. شاید آنها این نوع از چیز را دوست دارند. به این نکته اضافه کنید که هیچ یک از شخصیتها - به استثنای احتمالی Amalie، یکی که من دوست داشتم بدانم بهتر است، اما متاسفانه توسط نویسنده مجاز نبود، از نظر دلخواه بود. در همه مردان فکر می کنند که زنانشان را مورد ضرب و شتم، تجاوز و ستم قرار می دهند. زنان، به هر دلیلی، همه چاق هستند. من می دانم که بعد از جنگ همه چیز در اروپای شرقی بد بود اما آیا میلر به طور جدی تلاش می کند به ما بگوید که این همان چیزی است که همه افراد آن را دوست دارند؟ هیچ کس حتی کمی بازپرداخت نمی شد؟ این که پدر احساس گناه و شرم نمی کند، برای جلب توجه دخترش به مقامات شهر برای گرفتن گذرنامه و سبک نوشتن! در طول نسبتا کوتاه (با شکوه!) کتاب به سرعت به عقب و جلو حرکت می کند و هیچ هشداری وجود ندارد. اغلب من مجبور شدم تمرکز کنم و مجددا بخشهای بزرگی را بخوانم تا بتوانم جایی که هستم و آنچه اتفاق می افتد انجام دهم. به زودی پاهای خود را پیدا خواهید کرد، دوباره به جایی دیگر می روید. با وجود این، داستان هرگز به نظر نمی رسد در واقع به هر کجا برود، تا زمانی که صفحات نهایی چندین بار به نتیجه ای سریع و ناکارآمد برسد. فقدان گفتگو نیز به این معنی است که صدای ماولر آن است که ما صدای بلند را می شنویم - همه چیز خوب نیست. من آماده ام تا بخش کوچکی از مشکلات کتاب را بخاطر این که برخی از پروسه ممکن است در حین ترجمه از بین رفته یا مختل شود. مهم نیست که مترجم چه قدر خوب است، همیشه کلمات و احساساتی وجود دارد که فقط انتقال از یک زبان به زبان دیگر را انجام نمی دهد. با این حال، مترجم مارتین چالمرز مجبور بود که کار خود را با چشمانش بسته شود و تنها دلیل این که کتاب را معلوم کرد! فکر میکنم ما با خیال راحت میتونیم از قلاب بگیم. ممکنه فقط فقط هوشمند باشه ...

مشاهده لینک اصلی
هرتا مولر یک ترانسیلوانیا آلمانی از یک منطقه رومانی است که به عنوان بنات شناخته می شود. او در روزهای آخر رژیم کمونیست پاسپورت را نوشت. از آنجا که Ceausescus هنوز در قدرت بود، او مجبور به استفاده از چیزی است که به عنوان عصبی شناخته شده است که به شرح زیر است، به موجب یک کنفرانس اخیر با عنوان @ ایزوپی صدای @: حقیقت سیاسی در قرن بیستم اغلب توسط قدرت دارایی های انحصاری. هنرمندان با این انحصار مخالف با خطرات زندگی واقعی مانند سانسور شدن، محکوم کردن، زندانی شدن و یا کشته شدن مواجه شدند. در برخی از جوامع، هر گونه باز شدن مجدد خرد می شود؛ پیروان مبارزات قومی، سکولارها را خاموش می کنند؛ استعمارگران سفید پوست مردم بومی را سرکوب می کنند؛ زنان به علت جنس آنها تحت فشار قرار می گیرند؛ قدرت دولت یا کلیسا اجازه نخواهد داد که سیستم های اخلاقی و عقیدتی مورد پرسش قرار گیرند. حاکم بر حقیقت، اغلب توسط یک سازمان سانسور به نوعی حفظ شد. هواداران، داستانگران و هنرمندان دیگر به قلمرو ایزوپیپ پناه بردند. آنها روش Aesops را برای پنهان کردن حقیقت در افسانه گسترش دادند و از ژانرهای سنتی و ساختارهای روایت شناختی موجود در فولکلور، پری، افسانه و افسانه یافتند تا ایده های انتقادی خود را ترسیم کنند و آنها را در قالب هایی قرار دهند که می توانست تاثیرات آنها را از بین ببرد. همزمان چیزی برای نوشتن چیزی نگذاشت که روبرت سیبرییت را بر روی او بیاورد، در حالی که چیزی را نوشت که جوهر زندگی را تحت یک سیستم اسیر گرفت. Windisch، همسر و دخترش، در حال تلاش برای گرفتن گذرنامه ای هستند که به آنها اجازه می دهند در آلمان غربی مستقر شوند. میلر محلی Windisch شهردار و شبه نظامیان محلی با کیسه های آزاد آرد را می کشد؛ و دخترش Amalie از بدن او استفاده می کند، در خواب با کشیش و یک شبه نظامی محلی Gto @ افزایش چرخ ها @ کمی. به عنوان نگهبان شب، یکی از دوستان Windisch، می گوید، @ مردی چیزی جز فیزیک در جهان نیست، @ به معنی، احتمالا، که او وجود دارد برای شکار و خورده است. این نقل قول، جالب توجه است، عنوان آلمانی از رمان است. من متوجه یک شباهت کنجکاو با دیلن Thomass A Childs کریسمس در ولز، که به همان اندازه شاعرانه و زیبا است. حتی کوتاه ترین صحنه ها چشمگیر (و تا حدودی ناراحت کننده) است، مانند این: راننده های تراکتور پوشیدن کلاه های کوچک و مرطوب هستند. دست های سیاه آنها روی میز هستند. @ نشان می دهد، @ می گوید یکی. @ شما ده لی [واحد پولی] را به شما می دهد. @ او میز میز میزنه. رانندگان تراکتور خندیدن چشم آنها روشن می شود چهره آنها قرمز است. نگاه های آنها انگشت دامن گلدار طولانی [یک دختر کوچک کولی]. دختر کولی دامنش را بلند می کند. راننده تراکتور شیشه اش را از بین می برد. دختر کولی یادداشت بانکی را از جدول می گیرد. او مشتاق قوس در اطراف انگشت خود و خنده می زند. مانند آنچه مولر با رمان کوتاه خود انجام داده است و منتظر است تا بیشتر از کار او را بخواند، که اکنون باید نسبتا آسان باشد که Shes جایزه نوبل ادبیات (2009) را به دست آورد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب گذرنامه


 کتاب مرگ کسب و کار من است
 کتاب هزارتوی خواب و هراس
 کتاب نارسیس
 کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین
 کتاب موش ها و آدم ها
 کتاب ملت عشق