معرفی کتاب پرواز کن کبوترم

اثر مرچه ردردا از انتشارات دنیای نو - مترجم: مینا سرابی-داستان تاریخی

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ چهارشنبه 4 بهمن 1396
The Time of the Doves is the powerfully written story of a naïve shop-tender during the Spanish Civil War and beyond, is a rare and moving portrait of a simple soul confronting and surviving a convulsive period in history. The book has been widely translated, and was made into a film.


خرید اینترنتی کتاب پرواز کن کبوترم
معرفی کتاب پرواز کن کبوترم
جستجوی کتاب پرواز کن کبوترم در گودریدز

معرفی کتاب پرواز کن کبوترم از نگاه کاربران
هرگز نباید علائم را نادیده بگیرید. در رابطه، منظورم اینه آسان است که به خودتان بگویید که شما بیش از حد واکنش نشان می دهید یا چیزهایی را تصور می کنید که شک و تردید شما غیر منطقی است و یا آنچه که شما می بینید یا احساس می کنید نسبت به مثبت بسیار ناچیز است، اما شما باید اعتماد به غرایز خود را داشته باشید غرایز به شما می گویند که چیزهایی را که دوست دارید، به خوبی درک کنید که دوش دارید. واقعیت این است که، بر خلاف آنچه که ما بارها گفته شده، هیچ کس هرگز «به طور غریزی» نمی ماند، شخصیت هیچ کس به هیچ وجه با انگیزه ی انگشتان دست نخواهد یافت؛ سرانجام به رفتار یا نگرش های آینده ی فردی، همیشه وجود دارد، شاید گاهی اوقات به ظاهر پنهانی، اما در عین حال. من یک بار با یکی از دوستانم صحبت کردم و او راجع به یک مردی که او دیده بود و چگونه او را تشویق می کرد وقتی گریه کرد من این کار را انجام نمی دهم. او برداشت کرد ... وقتی که گریه کرد. و همانطور که به این داستان گوش می کردم، مطمئن بودم که نتیجه گیری این است که او فریاد زده و رابطه را به پایان رسانده است، اما نه. او فکر کرد که آن را \"کمی عجیب و غریب\" مطمئن است، اما او هرگز ذهن او را متوقف کرد تا مانع از دیدن مردی که توسط ناراحتی او زخمی شده بود را ترک کند. بدون شک برخی از شما نمونه من را به عنوان یک بار به عنوان یک رویداد غیرمعمول یا غیرمعمول که هیچ چیزی را نمایندگی نمی کند، به کار نمی اندازد، به طور کلی برای مردم استفاده نمی شود. شما ممکن است بگوئید \"شخص راستی فکر کردن می تواند در این شرایط به نفع شک و تردید به او بپردازد، با این حال من صدها داستان و داستان های مشابه را شنیدم که اغلب با نتایج نامطلوب است. همه این ها می گویند که من خواندن Mercè Rodoredaâ € ™ s La plaça del diamant [یا Time of the Doves در بهترین ترجمه انگلیسی] من از چگونگی افسردگی شناخته شده، چگونه قابل پیش بینی، مسیر ناتالیا و Quimetâ € ™ رابطه است در مراحل اولیه، تصور ناتالیا، که رمانی را روایت می کند، این است که او مهربان و مهربان است، اما سبز یا نیا، شاید حتی ضعیف است. این کتاب با زن جوان در یک مهمانی باز می شود و همه لباس های سفید را پوشانده است. من فکر نمی کنم که این یک تصادف باشد البته، سفید، البته، توسط عروس ها به طور سنتی پوشیده شده است، و به همین ترتیب لباس اشاره ای به ازدواج آینده اش است، اما همچنین می گوید چیزی در مورد شخصیت او، در آن رنگ نشان دهنده بکارت، خلوص، حتی بی گناهی است. به همین ترتیب، نام Quimet به نام ناتالیا، کلمنتا یا کبوتر، که تقریبا بلافاصله به او تقدیم می کند، کاملا مشهود است. کوکی ها به عنوان نشانه ای از صلح و عشق محسوب می شوند که ناگزیر به نظر می رسد زیرا Quimet کمی از این دو چیز را فراهم می کند. \"من چهره اش را با دستانم پوشانده ام تا از خودم محافظت کنم. من نمی دانم چه اتفاقی افتاده است. فریاد جهنم یک فریاد که من برای سالها درون خودم نگه داشته بودم، آنقدر ضخیم بود که آن را از طریق گلویش از بین رفته بود، و با آن فریاد زدن کمی از چیزی که از دهانم افتاد، مانند یک سوسک ساخته شده از spitâ € | و کمی از چیزی که تا به حال در داخل من به دام افتاده بود جوانم بود و آن را با یک فریاد از من دان دانم چه می دانم whatâ € | بیرون رفتن؟ شایان ذکر است که Quimet است که به شدت عرق کردن زمانی که ناتالیا اول او در حزب در Plaça del diamant با او ملاقات می کند، زیرا این امر نشان می دهد که انسانیت، و به دلیل عرق شدن توسط او رقص، حساسیت نیز ایجاد می شود. علاوه بر این، ناتالیا چشمان خود را نسبت به میمون مقایسه می کند، که نشان می دهد حیوانات بی رحمانه. از همان آغاز، کیمیت به ناتالیا حکم می کند و او را مطلع می کند که یک روز همسرش خواهد بود. حتی با دادن یک نام مستعار، تلاش برای ایجاد مالکیت است؛ این یک راه برای ساختن اوست. به عنوان زن و شوهر همچنان به صرف وقت با هم این نشانه های منفی، و یا نشان می دهد، به عنوان شخصیت خود را تبدیل به بیشتر برجسته است. او با حسادت به ناتالیا متهم می کند که با یک دوست پسر قدیمی اش پیاده روی کند (و او که بی گناه است، تقریبا به این باور است که او چنین کاری کرده است)؛ او تلاش می کند تا کار خود را ترک کند؛ او را در اطراف گلو می بیند. پس از آن، او کاملا به وضوح یک قلدر مالک و متمرکز است. او، همانطور که ما در یورکشایر می گفتیم، اشتباه بودیم، و ناتالیا باید خلاص شود؛ زیرا زندگی با او خوشحال نخواهد شد، اما او، البته، نمی کند. در نتیجه این همه، یک نمیتوانم کمک کنم، اما زمان بخور را با قلب سنگین، ناامیدی و احساس بی نظمی بخوانم. این مانند تماشای، از یک فاصله امن، یک ماشین از جاده و به یک خندق است. با این حال، اگر چه بر روی سطح آن به نظر می رسد یک رمان در مورد خانواده و مسئولیت، فقر و رنج است، من به این نتیجه رسیدم که در نهایت در مورد قدرت و کنترل است. و بله، این به Quimetâ € ™ ثانیه میل به غلبه بر همسر خود را، به او، همانطور که او می گوید، مانند همه چیز را دوست دارد (که منجر به وضعیت مسخره با کبوتر)، اما این مربوط به ناتالیا نیز، و تلاش او برای از دست دادن کنترل زندگی او، از همسرش و از جهان در بزرگ است. مثلا زمانی که Quimetâ € ™ ثانیه گوزنیا مانیا به اوج خود می رسد، و او آنها را به آپارتمان خانواده نقل مکان کرد، ناتالیا آنها را خرابکاری و تلاش می کند به قتل ...

مشاهده لینک اصلی
آه، این یک کتاب زیبا بود. این غم انگیز و غم انگیز است، پس چگونه او آن را بسیار زیبا ساخته است؟ نویسنده، یک زن کاتالونیایی که در طول جنگ داخلی اسپانیا به سن رسیده بود، رمانهای اولیه خود را که توسط مقامات سوزانده شده بود، زمانی که پناهنده در فرانسه شد، رد کرد و هشت سال دیگر نوشت. زمان کبوتر اولین رمانی بود که پس از آن به وقوع پیوست. با وجودی که من تا به حال نباید زندگی می کردم که در آن جنگ جنگید، این رمان به دلایل دیگری برای من شخصی بود. پدر و مادر من فرزند خود بودند که توسط رکود بزرگ سایه انداخته شده بودند و سال های سال جوان خود را با ترس و محرومیت از جنگ جهانی دوم تقویت می کردند. در دهه 50 ما همه چیز مورد نیاز ما را داشتیم، هرچند جنگ سرد یک تهدید دائمی اما در حال حاضر بود. خواهرهای من و من به من آموخته بودند که باور کنند که خوشبختی ماست اگر ما خودمان رفتار کنیم، اعتماد کنیم که عیسی ما را دوست داشته باشد و در مدرسه خوب عمل کند. بنابراین من فکر می کردم که خوشبختی هدف بود و من آن را دیوانه وار دیدم نه به خوبی مؤمن مؤمن در عیسی مسیح است، اما هنوز هم مطمئن هستم که حق اولویت من است. آن نبود! در حالیکه من سالهای سالخوردگی را میبینم، می دانم که خوشبختی به عنوان گلهای بهار به عنوان زودگذر است. ناگهان، در حالی که خواندن زمان کبوترها، متوجه شدم که عیسی مسیح برای ائون گفت، این خوشبختی و غم و اندوه فقط قطبیت است؛ ثروت و فقر، موفقیت و شکست، و در ادامه. زیبایی عجیب و غریب در همه آن وجود دارد. ناتالیا، مادرش هنگامی که جوان بود و پدرش به سختی اذعانش را از دست داد، با Quimet در یک رقص در یکی از میدان های شهر بارسلونا ملاقات کرد. او او را از شر عروسی فعلیاش دور میکند، اما او عصبانی است و او را برای یک شگفتی عجیب و غریب نگه میدارد. آنها ازدواج کرده و دو فرزند دارند ولی Quimet با پرورش کبوتر بر روی سقف آپارتمان خود وسواس می شود و پول را متوقف می کند. ناتالیا به عنوان یک زن تمیز کار می کند، جنگ داخلی اسپانیا شروع می شود و در نهایت شوهرش را از دست می دهد و کارش را به سختی با آن بچه ها تمام می کند و تقریبا به مرگ می میرند. در نهایت نجات، ایمنی و حتی عشق به او باز می گردد زندگی اما او نمی تواند از تروما بهبود یابد و یا اعتقاد به عشق بیشتر. فقط به این دلیل است که Merce Rodoredas پروسهای نفیس (احتمالا حتی بیشتر در کاتالان) است که کل تصویر این زنان خواسته، استعداد، ناامیدی، و در نهایت امید من را از فروپاشی تحت تمام ناتالیا بیچاره نگه داشته است. من مطمئن بودم که او محکوم شده است، اما زیبایی در همه جا در نوشتن وجود دارد. تا پایان، یکی دیگر از درس های مادران من برای من برای من معنی داشت. فقط اگر کسی در حال انجام است، یک پا در مقابل دیگر، انجام وظایف آن، یک فرصت برای شادی، بقا، و حتی زندگی خود را دارد. به عنوان یک کودک فکر کردم او به این معنی بود وظیفه من بود که خوشحال شود. اما او می دانست که خوشبختی چه موقع است، او قبلا می دانست که عمر طولانی می تواند باشد، و در مورد آن هیچ فکری نمی کند. در عوض، او گلها را پر کرد، پیانو را بازی کرد و خانه را به صورت منظم نگه داشت. با تشکر مامان با تشکر Merce Rodoreda. آنها هر دو می دانستند که زیبایی مهم است.

مشاهده لینک اصلی
لذت واقعی از ابتدا تا انتها. با لحظات سازمانی مانند رقص رسمی در میدان الماس، مبارزه با کبوترها، عروسی ریتا یا آب و هوای نهایی، این رمانی است که پر از حساسیت است که به حوض آهنگ ها منتقل می شود استعداد روایت یک نویسنده که به عنوان یک تکنسین روایت قادر به تسخیر زبان خود در قالب شخصیتی که در حال حاضر نمادین است، است. از طریق محدودیت های این زبان، Natáia-Colometa دیدگاه خود را از حقایق بیان می کند و نشان می دهد که چگونه آن را تغییر می دهد به عنوان شرایط تغییر، تاریخ خود را، که با وجود سخت و بدون تفکر، ترک نمی کند از اینکه شاعرانه در تصاویر به نظر می رسد ساده لوحانه است که شخصیت اصلی را تحویل می دهد و در خدمت تفسیر و تحقق واقعیت هایی است که او همیشه درک نکرده است. و هنگامی که به نظر می رسد که آن را نمی توان بهبود داد، مسلما یک عشق خالص است که طرح را تحقق می بخشد و این شخصیت اصلی را به حالت کامل خود محدود می کند.

مشاهده لینک اصلی
این مخلوق واقعا خوب است 1) پروسه سبک و سبک، خود به خودی زیبا و دمدمی، جریان هوشیاری بدون جنبه مغزی است که برخی از آن را خاموش (که نه من آن را ذوق اما ...) و 2) به شدت تجربه از جان گذشته. یک زن به زندگی او نگاه می کند، همانطور که از جنگ داخلی اسپانیا گذشت. به نظر می رسد خسته اما تمام زندگی، با همه چیز در جزئیات دقیق، متناسب است. کوئیت به سادگی دوست داشتنی و خیره کننده است، و هر بار که من پیدا کردن یک کپی آن را خریدم، بنابراین من می توانم آن را به یکی دیگر از دوست یا عضو خانواده که هرگز آن را بخواند در غیر این صورت این یکی از کتابهایی است که من با تبعید همراهم می گردم و یک سال دیگر برای بقیه زندگی ام را ترغیب می کنم.

مشاهده لینک اصلی
در حال حاضر این دوست داشتنی است داستان زیبایی به داستان عاشقانه، که به داستان یک خانواده تبدیل می شود، و سپس به چیزی بزرگتر و عمیق تر تبدیل می شود. داستان شگفت انگیز از زندگی قبل، در طول و پس از جنگ داخلی اسپانیا. و آن را یک پرفروش در سال 1960 بود، آن را به بیش از بیست ترجمه شد، آن را به یک کلاسیک مورد علاقه تبدیل شد، و در حال حاضر که من هر کلمه را می توان به راحتی درک چرا. ناتالیا یک مغازه دختر بود، با یک fiancà ©، در اوایل 1930 در طبقه کارگر بارسلونا زندگی می کنند. زندگی او در فیستا در میدان الماس تغییر کرد. او با جو آشنا شد، او با او رقصید و او به او گفت که او همسرش در طول سال خواهد بود. او درست بود. آنها ازدواج کردند و دو فرزند داشتند: یک پسر و دختر. از ابتدا به ناتالیا گرم شدم. صدای او خیلی گرم و صادقانه بود و صدای او را می شنیدم. او به وضوح بسیار مهم بود که داستانش را به او بگوید تا همه چیز را روشن کند و به نظر می رسید که او با یک دوست صحبت می کرد. ناتالیا متوجه شد که زندگی می تواند از صعود و سقوط، زمان های خوب و زمان های بد برخوردار باشد قبول آن و تمرکز بر آنچه که مهم است. خانه و خانواده اش. و او بهترین چیزها را انجام داد، هرچند او بیشتر مایل به چیزهایی بود که در سکوت رنج می برد. من آرزو داشتم کمی بیشتر از خودم سخن بگویم زیرا زمان هایی بود که شوهرش نیاز به گفتن داشت. جو کبوتر را پرورش داد. این تنها با یک پرنده مصدوم که در خیابان پیدا شده بود شروع شد و یک پرنده به بسیاری و بسیاری دیگر منجر شد. جو و بچه ها پرندگان را دوست داشتند، اما ناتالیا از آنها نفرت داشت. سر و صدا، بوی، غذا، خاک، هر بار که او مجبور به رفتن به فضای حیاط بود. وقتی جنگ فوران شد، جو با فاشیست مبارزه کرد و ناتالیا پشت سر گذاشت، تلاش کرد تا جلوی دیدارش را بگیرد، زمانی که کارفرمایان گفتند که آنها ناتو نمی خواست همسر دچار مشکل در خانه اش بشود، نمی دانست چطور می توانست بچه هایش را تغذیه کند. و هنگامی که کبوتر ها از بین رفت، چرا که هیچ کس برای خوردن آنها نرفت، ناتالیا به سختی متوجه شد. سال های جنگ چنین مبارزه ای برای او و برای همه اش در اطراف او بود. و بعد از جنگ، زندگی اش بسیار متفاوت خواهد بود. ناتالیا کمی درباره احساساتش صحبت کرد، ترجیح می داد از آنچه که او انجام می داد و آنچه در دنیای او اتفاق می افتاد صحبت کند. و با این حال احساسات او را درک کردم. شیوه ای که او در مورد شوهرش، فرزندانش، والدینش، قوانین او نوشت، بسیار روشن ساخت. کلمات او شدیدا شدید بود و او همه چیز را به خوبی تعریف کرد: خانه ای که او برای خانواده اش ساخته بود؛ خیابان های محله خانه اش؛ کارفرمایان بزرگ خانه؛ قفسه های پر از کالاهای مختلف در فروشگاه مواد غذایی؛ ناتالیا همه جزئیات را متوجه شده است. در میدان الماس به سادگی یک زندگی زنان است. او سیاست را در نظر نمی گیرد، تصویر بزرگتر، او به سادگی آنچه را که به او اتفاق افتاده، مرتبط می کند، چه کاری انجام داد، چگونه زندگی می کرد. و این به اندازه کافی است، زیرا او در طول دوره ی قابل توجهی در دوران کودکی خود زندگی می کرد و به این دلیل که آثار او بسیار دوست داشتنی هستند و زندگی شان را کاملا زیبایی می یابند. من عاشق دیدن تاریخ و دیدن زندگی در این راه، و IA € ™ m خوشحال است که در میدان الماس به فهرست کلاس کلاسیک مدرن Virago پیوست.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب پرواز کن کبوترم


#ادبیات اقتباسی - #داستان تاریخی - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #داستان درام - #ادبیات اسپانیا - #دهه 1960 میلادی - #کتاب هایی که به بیشترین زبان های دنیا ترجمه شده اند - #انتشارات دنیای نو - #مرچه ردردا - #مینا سرابی
#انتشارات دنیای نو - #مرچه ردردا - #مینا سرابی
کتاب های مرتبط با - کتاب پرواز کن کبوترم


 کتاب خاک خوب
 کتاب قرار ملاقات
 کتاب اطلس ابر
 کتاب سرزمین گوجه های سبز
 کتاب جزیره ی توفان
 کتاب یک سرباز خوب