کتاب وقتی هیتلر خرگوش صورتی مرا ربود

اثر جودیت کر از انتشارات مروارید - مترجم: روح انگیز شریفیان-داستان تاریخی

آنا گفت: «وقتی کشور نداشته باشی مسئله فرق می کند. اگر کشور نداشته باشی دست کم باید با پدر و مادرت باشی.»

به صورت‌های غمگین پدر و مادرش نگاه کرد و گفت: «می‌دانم. راه دیگری نداریم و دارم اوضاع را سخت‌تر می‌کنم. قبلا برام فرق نمی‌کرد که پناهنده باشم. حتی آن را دوست داشتم. فکر می‌کنم دو سال گذشته که پناهنده بودیم بهتر از وقتی بود که در آلمان بودیم. اما اگر ما را پیش عمه بفرستید من خیلی می‌ترسم... من خیلی خیلی می ترسم...»

بابا پرسید: «از چی؟»

«که واقعا احساس کنم یک پناهنده هستم.» و شروع به گریه کرد.


خرید کتاب وقتی هیتلر خرگوش صورتی مرا ربود
جستجوی کتاب وقتی هیتلر خرگوش صورتی مرا ربود در گودریدز

معرفی کتاب وقتی هیتلر خرگوش صورتی مرا ربود از نگاه کاربران
به طور تصادفی این کتاب را در ثبت نام در مدرسه برداشت، انتظار نداشت که عالی باشد، پس از آن همه در یک کلاس انگلیسی بود و از سال 1995 در مدرسه من مورد مطالعه قرار نگرفته بود. من بسیار شگفت زده شدم که متوجه شدم که خیلی زود معتاد شدم این داستان لذت بخش. به جای اینکه انتظار داشته باشیم که دوستانم به رگین بیایند، بنابراین می توانم با آنها صحبت کنم، هنگامی که در داخل راه می رفتم، خودم را لعنت می کشیدم، به این معنی که من مجبور بودم خواندن را متوقف کنم. من شخصي هستم که خواندن را دوست دارد، با اين حال به تازگي متوجه شدم که خودم در حال غرق شدن يک کتاب هستم، مهم نيست چقدر خوب است، اما اين کتاب. خوب، آن را دوباره به من معرفی کرد به خواندن، این تنها کتاب بود که من می توانستم ایستاده، و در حال حاضر با تشکر از جواهرات و مهارت های جودیت کر من دوست دارم خواندن دوباره. این یکی از بهترین کتابهایی است که تا به حال خوانده ام. اگر کسی در جنگ جهانی دوم 2 رمان داشته باشد، این واقعا کتاب خواندن است. آن را پر از وقایع است که باعث خواننده ترس از famialy و دیگران است که خواننده را با شادی پر می کند. این داستان خیلی خوب است. شما می توانید تقریبا اعتقاد داشته باشید که شما در آنجا بودید با خانواده ای که هر لحظه از سفر آنها با آنها برخورد می کرد. شما را در یک زمان به یک دنیای کاملا جدید می برد. اگر دقت نکنید که می توانید ایستگاه اتوبوس خود را از دست ندهید، من آن را انجام دادم، اما خوب آن را ارزشمند می دانم. اگر چه بیمار شما را با این هشدار کوچک آماده می کند مطمئن شوید که دست دوم برای زمانی که شما آن را به اتمام رساند، آن را به عنوان در شرایط مشابه cliffhanger به پایان می رسد، آن را واقعا یک cliffhanger، بیشتر شبیه صحنه پایانی است که شما فقط باید بدانید که چه اتفاقی می افتد بعد (کلاس من نیست هر گونه زندگی غیرمجاز یا شرایط مرگ به عنوان یک سنگ قبر) اما هر دو راه آن قطعا یک کتاب برای اضافه کردن به لیست خواندن خود را. امیدوارم از آن لذت ببرید تا آنجا که من باشید.

مشاهده لینک اصلی
خاطرات جودی کرس به عنوان یک پناهنده از آلمان نازی، یک میراث مهم هستند. طیف گسترده ای که هیتلر را از سرقت خرگوش های صورتی و زندگی آنها دور کرد، شوکه کننده و قابل توجه است. خرگوش پینک دوران کودکی اش است و به همان اندازه که چشم هایش را از بین می برد و به عقب بر می گردد، آنا یاد می گیرد چیزها را متفاوت ببیند. این یک داستان ساده و واقعی از یک دختر جوان است که در زمانی که هیتلر به قدرت رسید، یک پدر و یک نویسنده شناخته شده، طنز آمیز و بسیار واضح که برای مقالات محبوب و برنامه های رادیویی او در بالای صفحه قرار داشت، رشد می کرد. یک لیست نازی از افرادی که گذرنامه خود را لغو می کنند و اگر هیتلر به قدرت برسد. البته، آنا (نام خانوادگی جودیت و شخصیت اصلی) فقط یک دختر کوچک بود و از این همه از این موضوع بی اطلاع بود و لذت بردن از نوشتن داستان ها و اسکله ها در زیر آسمان آسمان ستاره ای از وسط زمستان بود. این کتاب در اصل نوشته شده بود تا جودیث میراثی برای نوه های خود داشته باشد، اما با توجه به موفقیت این کتاب اول، دو داستان دیگر ادامه دارد. نسخه فراموش شده به گونه ای است که پس از آن و بسیاری از موارد اضافی درباره خانواده و آلمان نازی در آن زمان با سوالات و پاسخ ها و همچنین تکالیف نوشته شده برای خانه ها و کلاس های درس همراه است. من این کتاب را چندین بار خواندم و فقط ممکن است دوباره آن را بخوانم. اگر چه با سادگی نوشته شده است، من نمی خواهم آن را به یک کتاب بزرگسال بزرگسال جوان بسپارم، بلکه یک کتاب برای همه سنین است.

مشاهده لینک اصلی
هنگامی که هیتلر به خرگوش پینک سرقت کرد در دهه 1930 اتفاق می افتد و از طریق آنا، که در سن 9 سالگی در داستان شروع می شود، بر اساس تجربیات واقعی زندگی نویسنده، گفته می شود. آدولف هیتلر در پوسترهای خود در برلین، زادگاهش، به نظر می رسد که او را در انتخابات رای دهد. یهودیان را متوقف کنید. والدین آنس یهودی هستند و پاپا او یک روزنامه نگار مشهور یهودی است. او به طور موقت به پراگ فرار می کند؛ زیرا حکومت نازی شایع است. پس از آن خانواده ها مجبور شدند زندگی خود را پشت سر بگذارند و آنا را ترک خرگوش پینک خود را، و با توجه به آنا هیتلر احتمالا آن را خراب می کند. آنها به سوئیس و سپس دوباره به فرانسه نقل مکان می کنند. من بی گناهان کودکان را دوست داشتم و آنها را با دوستان جدید خود در هر کشوری که به آنها سفر می کردم، بازی می کردم. من به ویژه خواندن در مورد زندگی خود را در فرانسه دوست داشتم، جایی که آنها با یادگیری یک زبان کاملا جدید و سازگاری با مشکلات مواجه بودند. مبارزات مربوط به پول واقعی بود زیرا آنها از طریق افسردگی فرانسه زندگی می کردند. برای خانواده ام احساس کردم که کار پاپاس به طور فزاینده ای بی نظیر و ناپایدار تبدیل شد. من افسانه ها را دوست داشتم که مردم فوق العاده ای بودند و از دوستان مهمتر حمایت می کردند. عمامه و عمه بزرگ سارا یک حس دوست داشتنی از خانواده را به داستان اضافه کردند. در مجموع یک رمان فوق العاده است که در طول هولوکاست به بررسی محاکمات و مصیبت های خانواده یهودیان می پردازد.

مشاهده لینک اصلی
هنگامی که هیتلر Pink Rabbit را به سرقت برد، یک داستان زندگی واقعی از نویسنده جودیت کر. در داستان آن می رود که دختر جوان، آنا و خانواده اش پناهنده باشند، که قبل از هیتلر انتخاب شده اند از آلمان فرار کرده اند. آنا یک دختر جوان که در آلمان زندگی عادی داشته و فکر نمی کند در مورد هیتلر، و خانواده اش مجبور بودند آلمان را ترک کنند زیرا آنها پناهنده بودند. پس از آن ماجراجویی کوچک برای آنا در اطراف برخی از مکان های شناخته شده در اروپا آغاز شد. کتاب نشان می دهد که چگونه رشد می کند زمانی که شما همیشه به یک کشور دیگر با یک زبان جدید، مدرسه جدید حرکت می کند و شما باید دوستان خود را پشت سر بگذارید. این کتاب من را به فکر من در مورد زندگی من و یا احساس در مورد زندگی من متفاوت است. جودیت کر در مورد این کتاب نوشت: بنابراین او می تواند احساساتش را با دیگران به اشتراک بگذارد، زیرا او زندگی می کرد، زمانی که هیتلر هنوز انتخاب نشده بود. این کتاب تمام توجه من را به خود جلب نکرد، زیرا در برخی از قسمت ها، «بورینگ» و نیز عنوان کتاب هیچ چیز را با داستان انجام نداد. شاید افراد مسن تر از این کتاب لذت ببرند، اما افراد جوان تر چیزی را با اقدام بیشتر ترجیح می دهند.

مشاهده لینک اصلی
این رمان نیمی از زندگینامه داستان داستان آنا و پرواز خانواده اش را از آلمان به زودی به نازی ها در سال 1933 می دهد. پدر آنا نویسنده مشهور است و از تبار یهودی است. او می داند که به محض این که نازی ها به قدرت برسند، ناگزیر خواهند شد، او دستگیر خواهد شد و پس از گذشت چند هفته، مادر وی و برادرش مکس، آن را ترک می کند. آنها در حدود یک سال در سوئیس زندگی می کنند، اما پس از آن باید به فرانسه و در نهایت به انگلستان بروند. این داستان یک داستان پناهنده و یک دختر کوچک در سال های قبل از شروع جنگ جهانی دوم است. این است داستان فقر، شجاعت و یادگیری. با وجود تمام مشکلات خانواده با آن مواجه شدند، تا زمانی که با هم با هم بمانند، می دانستند که این کار درست خواهد بود. واقعا از این کتاب لذت بردم. بسیاری از چیزهای خوب در مورد آن را شنیدم و ناامید نشدم. تا زمانی که این مطلب را مطالعه نکردم، متوجه شدم و سپس جودی کرو را در ویکی پدیا جستجو کردم که پسرش نویسنده متیو کینیل است - او یکی از کتاب های مورد علاقه من در این سال، مسافران انگلیسی نوشت.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب وقتی هیتلر خرگوش صورتی مرا ربود


 کتاب دستیار ماما
 کتاب مجرمان را بیاورید
 کتاب پسرانی از جنس روح
 کتاب گذری به هند
 کتاب جاناتان استرنج و آقای نورل
 کتاب ماندارن ها