کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی

اثر چیماماندا گزی ادیشی از انتشارات نشر چشمه - مترجم: ناهید تبریزی سلامی-داستان تاریخی

با فریب زدن، نویسنده جشن Chimamanda Ngozi Adichie یک لحظه ماندگار در تاریخ مدرن آفریقا را روشن می کند: Biafras مبارزه برای ایجاد یک جمهوری مستقل در جنوب شرقی نیجریه در اواخر 1960s. ما این دهه پرجمعیت را در کنار پنج شخصیت فراموش نشدنی تجربه می کنیم: اوگوو، خانه دار سیزده ساله که برای ادنیببورو کار می کند، یک استاد دانشگاه پر از غرور انقلابی؛ اولانا، معشوقه زیبای استاد است که زندگی خود را در لاگوس برای یک شهر گرد و غبار و جذابیت عاشق خود رها کرده است؛ و ریچارد، انگلیسی انگلیسی خجالتی که با خواهر دوقلو خواهر زاده اولانا، کینن، آشنا شد. نیمی از خورشید زرد یک رمان فوق العاده تحریک کننده وعده، امید و ناامیدی جنگ بیفان است.


خرید کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی
جستجوی کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی در گودریدز

معرفی کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی از نگاه کاربران
جنگ در سراسر کلاس، جنس، نژاد، تقسیم می شود. زن وفادار Igbo. خانه داری Igbo از روستا. عنایت سفید عاشق هنر آیگبو است. سه صدای برای این داستان، سه قلب که توسط غم و اندوه جنگی از بین می روند، همه چیز تا حدودی محافظت می شود: اولانا توسط ثروت خانوادگی اش، اوگوو با موقعیت و منابع کارفرمایانش و ریچارد توسط سفید و ناخودآگاه او. با این حال، احساسات و دلبستگی های آنها، مخصوصا برای خود Biafra، آنها را در معرض قرار می دهد، آسیب پذیر هستند به زخم هایی که آنها می توانند برای فرار بجنگند. عشق به شدت شجاع است، زیرا در عشق ما در معرض خطر هستیم. اما برای بسیاری از فصل های آفتابی، هیچ جنگی وجود ندارد، فقط عاشقانه خوشحال و گاه نا امید، حسادت، اختلافات خانوادگی ساکت و سخن گفته، نقد استعمار (نو)، جنسی گرایی، مادی گرایی ، ستم ستیز، حباب های قدیمی تحت نظر گرفتن. این مهم است: آنچه که من در مورد داستان هایی که در مورد داستان های وحشت نوشته شده است را دوست دارم، این است که آنها پیش از وقوع وقایع پیش از وقایع داستان هایی که ارزش شنیدن دارند، داستان هایی را می خواهند که می خواهم فصل بعدی و پایان داستانهایی را که سقوط می کنند، منفجر شد، به فاجعه رسیده است. Adichie آن را در اینجا، به عنوان رادو عاشور (با شکوه، هر چند بسیار متفاوت) در The Woman از Tantoura\n. در اینجا، آرامش قبل از طوفان عملکرد سیاسی بیشتری دارد، زیرا در برابر عقاید نژادپرستانه که توسط روزنامه نگاران و رسانه های خارجی منتشر شده است، اعتراض می کند و استعمار و میراث را برای جنگ می کشد. یکی دیگر از عناصر رضایت بخش توصیف فیزیکی است که زیبایی سیاه را تایید می کند. اولانا و خواهر او هر دو دوست دارند به عنوان تیره پوست و Olanna توصیف شده، به عنوان جذاب تر، به عنوان کامل شکل، گرد و انحنا. گفته می شود که مادرانشان چهره ای فوق العاده دوست داشتنی هستند که دوستانش به نام هنر او نامگذاری می کنند، جزئیاتی که در مورد مکان فرهنگی و ارتباط بین تلاش های خلاقانه و زیبایی شناسی در میان این محیط پیچیده، را روشن می کند. گرمای و دلسوزی آدیویچ به عنوان نویسنده، و مسیرهای آنها. برای من مهم است که اولانا به طور خاص توسط خشونت نسبت به افرادی که او شخصا از رفتار قبلی خود نسبت به او نفرت دارد متنفر است و اغلب باعث خنثی کردن و اضطراب می شود تا احساسات دیگران را خنثی کند. خواهان Olannas Kainene و ریچارد نیز نشان داده شده است که این حس عمیق احساس اخلاقی، و این کیفیت آن است که از افرادی که توسط کلمات خود را در نور Adichies لعنتی و دروغ گفتن از دست رفته گمشده: این همدلی است که تقسیم ظلم از فضیلت، نه سبک، نه جذابیت. کایننن بی نهایت، نادان، اغراق آمیز است، و دوست او، ارتش ژنرال مادو، بی تطبیق و غیر دوستانه است، اما Adichie ارزش آنها را ثابت می کند. شخصیت های قابل تحمل تر، سوزان و برخی از سفیدپوستان های نژادپرستانه، قادر به ارتباط با آفریقایی های سیاه و سفید به عنوان مردم نیستند. این دقیقا جامعه شناسی سفید است. بین این قطبها، محبت های کوچک، ظلم و ستم، ضعف ها و تعصبات مردم عادی، سخاوتمندانه و رنگارنگ در سبک آدریانایی پر جنب و جوش، طبیعت گرایانه نقاشی شده است. برای من رابطه ی پر جنب و جوش و لمس بین اولانا و دوقلو Kainene او است، اما هر دو از عاشقانه مرکزی دوست داشتنی نیز مجذوب است، از آنجایی که آیدیجی ها انتخاب صدای روایت ریچارد، ناامن و بی اعتبار است، نگران رابطه او با کاینن، که افکار خود را همیشه باید حدس زده، و Olanna و Odenigbo لذت بردن از شور و شوق است که آنها را به هر دو به زندگی فروزان بسیار وابسته به عشق شهوانی). دستگاهی که تنها یک شریک روایت دارد، او را قادر می سازد تا از نظر دچار آسیب های شدید، هنگامی که اولانا به خاطر آنچه شاهد آن است، شکسته شود، و بعد از طرف دیگر، هنگامی که اودینگبو پس از از دست دادن شخصی، به حالت افسردگی خاموش می رسد، امکان می دهد. من فکر می کنم توانایی Adichies به شکل دادن به بسیاری از کیفیت های مختلف و عمق ارتباط بین افراد استثنایی است. اگر شخصیت و روابط در مورد نوشتن در اینجا برجسته است، ارائه یک بازیگران قابل اعتماد قابل اعتماد و محبوب، پس از آن صرف هزینه suspenseful نقشه برداری ادیچی با استفاده از پتانسیل چشمگیر سه صدای همگرا، عقب نشینی از یکدیگر، استفاده از حافظه های مختلف، پوشش زمین های مختلف، به طور کامل استفاده می کند. چشم انداز Ugwus شناسایی او را با Olanna و به ویژه او Odenigbo دوست شریک خود را برای توضیح سرگرم کننده، طرح مهربان شخصیت او، اما همچنین نشان می دهد به قسمت های زشت حوادث. آگاهی ریچاردز غالبا احساس اعتقاد و خودخواهی را نشان می دهد، اما او همچنین فروتن و ظرفیت بازخرید برای عشق است. ادیچی می گوید سفیدپوست هایی که در آفریقا فعالیت می کنند سخت است. ریچارد و اوگوو هر دو در جریان حوادث تحصیل می کنند و به نوعی یادگیری آنها آنها را متعهد می کند تا نقش ها را تغییر دهند و قطعنامه قابل توجهی از لحاظ سیاسی محسوب می شوند. در حالی که ساختار بافته شده دارای عناصر غیر خطی و حالت های چند منظوره توصیف است، سه راوی قابل اطمینان است و روایت دارای یک اندکی فتالاتی است ...

مشاهده لینک اصلی
جهان باید حقیقت آنچه را که اتفاق می افتد می داند؛ چرا که آنها نمی توانند در حالی که ما می میرند سکوت می کنند. - رمان Chimamanda Ngozi AdichieAdichies واقعیت و فروپاشی زندگی نیجریه را در زمان جنگ در دهه 1960 روشن می کند. جنگ بیفان بین سالهای 1967 تا 70 میلادی نیجریه بود که از نظر سیاسی و قومیت جنگ ناتو در مقابل جنوب، به ویژه در منطقه جنوب شرقی، جایی که مبارزه ناموفق برای جدایی، یک میلیون غیرنظامی را از بین برد، نیجریه بود. نیمی از خورشید زرد، پرچم بیفان را توصیف می کند. مبارزه مردم آن برای استقلال و فردا روشن بود. سرخ خون خون خواهران و برادرانی بود که در شمال کشتار می کردند؛ سیاه و سفید برای عزاداری آنها بود، سبز برای رفاه بیافرا بود و در نهایت نیمی از زرد خورشید برای آینده باشکوه ایستاده است. رمان ویژگی های زندگی روزمره مردم ایگبو از سطوح مختلف اجتماعی را از آموزشگران و بورژوازی به دهقانان بی سواد دارد. شخصیت های Adichies به شدت تعریف شده افرادی که زندگی و ارتباطات شخصی خود را از طریق تجزیه و تغییر، افزایش و سقوط خشن همراه با جنگ داخلی هولناک وحشتناک است. برخی از چیزهایی که بسیار غیر قابل تحسین است که آنها را به چیزهای دیگر به راحتی قابل بخشش .. با وجود مراکز داستان بر روی درگیری عاشقانه نفرت بین خواهران دوقلو Olanna و Kianene، حرکت از حسادت، خیانت و بی اعتمادی، داستان قانع کننده تر متعلق به Ugwu - خیرخواهانه و وفادار houseboy بود - که از طریق آموزش بهتر افزایش یافت، اما به طرز وحشیانه ای افتاد او در ارتش احضار شد و اقدام پنهانی ناخوشایند او را به خود نگریست، از نظر اخلاقی برای همیشه از بین رفته و آسیب دید. این بیشترین رمان جنگی است که من در آن زمان در یک منطقه به خوبی شناخته شده به نظر می رسید. صدای Adichies قدرتمند، واقعی، رزونانس در روایت Biafras پیروزی دردناک و شکست است؛ در داستان زندگی ناشی از شکسته شدن و یک خونریزی در سرتاسر دنیا، یک روحانی عجیب و غریب است. در حالی که داستان ما چگونه رنج می بریم و اینکه چگونه ما خوشحال هستیم و چگونه می توانیم پیروز شویم هرگز جدید نیست، باید همیشه شنیده شود. - جیمز بالدوین ************* Chimamanda Ngozi AdichieI هیچ علاقه ای به نوشتن یک بحث نداشتن داشت. من آگاه بودم که کتاب در نهایت منعکس کننده دیدگاه من در جهان است - این کتابی است که مربوط به فرد معمولی است، کتابی با بی نظمی بیافران، اما همچنین کتابی است که کاملا به رمانتیک کردن جنگ منجر می شود. من می خواستم از بیافرا بیعیب بیگانه جلوگیری کنم - که در این مورد می توانست بی پروا باشد - این خاطرات همه کسانی را که درگذشته بودند، می کشیدند. - African @ Authenticity @ و تجربه Biafran توسط Chimamanda Ngozi Adichie از انتقال، شماره 99 (2008)

مشاهده لینک اصلی
پس از خواندن @ Americanah @ در اوایل سال جاری، من نهایتا Chimamanda Ngozi AdichiesHalf of Sun Yellow @ را برداشتم. من چندین بازنگری شگفت انگیز را شنیده بودم، نگران بودم که انتظار نداشتم بالا بروم، اما بسیار خوشحالم که گزارش می کنم. Half Sun Sun @ داستان داستانهای شخصیت های جذاب، ناقص و بسیار واقع گرایانه در طول جنگ های بیفان را به شما می گوید. من باید اعتراف کنم، این درگیری، به طرز تکان دهنده ای نبود، کسی که من در مورد آن خیلی بدانم. این در کلاس های تاریخ من نیست، نه در مدرسه و نه در دانشگاه، و بنابراین من با درک کمی از آنچه که من در مورد یادگیری به این کتاب نزدیک شده ام. حدود یک چهارم از راه، من احساس می کنم تمایل به کنار گذاشتن آن و تحقیق در برخی از تاریخ Nigerias. Adichie کتابی را ساخته است که سخت است به یک ژانر تبدیل شود. این داستان داستان است، قطعا، زیرا این زن می تواند بنویسد، اما این همان تاریخی است که در آن به طور کامل و به طور ذهنی زندگی همه انواع افراد مختلف را در این بحران وحشتناک نشان می دهد. مانند بسیاری از کودکان در دنیای توسعه یافته، من رشد کرده ام تا به حال گفت که خوردن آنچه در بشقاب من بود، تصویر فرزند آفریقا با اسلحه spindly و شکم طراحی شده تصویر واقعی برای آموزش به ما برای درک آنچه که ما داشته باشد. با این حال، نمی دانستم که این تصویر حتی به نام Biafran Child نامیده شده است؛ اثر گرسنگی که بیفارن ها تحت عمل قرار می گرفتند. شخصیت های این کتاب بسیار متفاوت از آنهایی بودند که در @ Americaaha حضور داشتند. طنز کمتری وجود داشت که در این داستان احساس بدی کرده بود و همه آنها به نظر می رسید بالغ تر شده بودند که Ifemelu و Obinze در کتاب دیگر Adichies. داستان به خوبی ترسیم شد، هرچند گاه کمی تکراری بود. من دوست داشتم که این همه بی فایده و بدبختی نبود، که شخصیت ها حتی اگر رنج می بردند، تبدیل به کارکریت شهید و یا قربانی نشدند، بلکه بازماندگان، که ابعاد بیشتری را برای آنها اضافه کردند، آنها را توسعه داد و آنها را به افرادی که می توانستند آسان سازند در نظر گرفتن واقعی است. @ نیم سانتیمه زرد @ یکی از آن کتابهایی است که مدتها با من درگیر است. من خیلی خواندهایم و بسیاری از کتابها در حافظه من تار و تار شده است، اما برخی از اینها به یک وجوه تمایز وجود دارد - آنها شخصیت های جذاب، نوشته های استثنایی دارند یا چیزی را که قبلا نمی دانستم یاد می دهند. من این را برای هر کسی توصیه می کنم! بررسی های بیشتر و bookish سرگرم کننده در http://www.princessandpen.com

مشاهده لینک اصلی
قسمت یخ زرد یك رمان كاملا مهم و بسیار قابل خواندن است. تمرکز بر جنگ نیجریه-بایفرا در سالهای 1967 تا 1970، آنقدر برای تدریس در مورد پست مدرن نیجریه و در مورد هنر و واردات داستان قصه گنجانده شده است. زبان نگرانی مرکزی در این کتاب است، از جمله بازی گاه به گاه در زبان چینی کلمات، مانند ریچارد (عاطفی) @ متلاطم @ توسط یک گلدان طناب. من احساس کردم که نویسنده تقریبا عمدا فریب سادگی زبانش بود، پوشش تسهیل بسیار بیشتری و نگرش بازیگرانهتری نسبت به زبان داشت. زبان مورد استفاده ساده و پیچیده است، که لحظات گاه به گاه بینایی و اظهارات تند و تیز را خیره کننده تر می کند. به عنوان مثال: @ او [ریچارد] خندید صدا از او خارج شد و کنترلش نکرد و او را در استخر روشن و آبی نگاه کرد و فکر کرد که شاید این سایه آبی رنگ امید بود. @ لحن و شدت هر فصل از لحاظ لحظه ای -Photo شخصیت، با وجود اینکه در شخص سوم نوشته شده است. در مورد فصلهای اولانا و اوگوس، چیزی شبیه افراطی در مورد فصلهای اولانا و اوگوس وجود دارد، چیزی ساده تر اما کمتر احساس عمیق می کند، در حالی که فصلهای ریچاردز دارای درونگراانه تر و پیش پا افتاده تر، گاهی اوقات حتی آرام تر احساس می کنند. در حالی که زبان روایت با توجه به سن و ماهیت شخصیت جغرافیایی فعلی تغییر می کند، به طور کلی، آن را به طور شگفت انگیزی بی حرکت می کند - ساده اما نه ساده و با سایه های ظریف رنگ به آن. Adichie اغلب نشان می دهد به شدت مشاهدات، خجالتی به نوبه خود از جمله، به ویژه در توصیف های خود را از مردم است. من این جمله را هر دو طنزآمیز و تحریکآمیز یافتم: @ او شروع به نگاه بیشتر و بیشتر به یک خفاش میوه کرد، با چهرهی تیزش و چهره ابری و لباسهای چاپی که در اطراف بدنش مانند بالها نشسته بود. @ به طور کلی، این کتاب به دنبالshow متد @ را نگفته اید، به طوری که آن را با محدوده های زیادی از اطلاعات محو می شود، بلکه یک پازل درخشان است که بلافاصله پس از آن رمزگشایی می شود. هر فصل یک شخصیت جدید را معرفی می کند که در مدار شخصیت کانونی فصل قبلی قرار دارد. به این ترتیب، شخصیت ها قادر به توضیح و دید دید متضاد یکدیگر هستند، به طوری که خواننده مجبور به پذیرش یک دیدگاه خاص از هر شخصیت نیست، بلکه می تواند نتایج خود را به دست آورد. آیا Odenigbo یک آرمانگرای پرشور انقلابی یا یک فریبنده است؟ آیا اولانا شیرین و هوشمند و یا ناامید کننده است ساده لوحانه؟ آیا Kainene یک ماهی سرد یا یک زن از عمق مرموز است؟ شما تصمیم می گیرید. یک احساس قطعی وجود دارد که شخصیت های این کتاب به عنوان کانال هایی هستند که از طریق آنها یک درس بزرگ در مورد تاریخ نیجریه به دست می آید. شخصیت ها تقریبا در همه دیدگاه های احتمالی پوشش می گیرند - Odenigborevolutionary lecturer @؛ اولانا، عاشق شیرین و زیبا خود را از یک خانواده ممتاز؛ Ugwu، houseboy آنها را از یک خانواده بسیار فقیر؛ Kainene، Olannas خواهر زن و شوهر شرور؛ و ریچارد، Kainenes عاشق سابق انگلیسی انگلیسی سفید، بیگانه جدی. دیدگاه های افراد مسن تر توسط یک میزبان شخصیت های کوچک ارائه می شود. اولانا، اوگو و ریچارد سه شخصیت دیدگاه هستند که طیف وسیعی از دیدگاه ها را ارائه می دهد. بنابراین، من بسیار احساس کردم که شخصیت های Half of a Yellow Sun، وسایل نقلیه برای طرح بود و نه لزوما خودشان تمرکز داستان بودند. این یک نمونه از چگونگی زندگی حیوانات از جنگی است که او در تلاش برای زنده ماندن است: @ این احساس ناخوشایندی بود که او را از ترس شدید به خشم شدید برد. او تا به حال مهم است. او دیگر نخواهد ماند، منتظر مرگ است. تا زمانی که Biafra برنده شود، مجرمان دیگر شرایط زندگیشان را دیکته نمیکنند. @ این دیگر: @ ... او احساس میکرد انگار قصد دارد یک گوشه را عوض کند و با تراژدی رو به رو شود. @ اگر شخصیتها وسایل نقلیه برای درس هستند در تاریخ و سیاست نیجریه، آنها وسایل نقلیه درجه یک هستند. آنها درس های دلخواه و بسیار شخصی را می دهند. من به سختی فراموش کرده ام @ کودتای دوم، به ویژه با تشکر از Olannas تجربه با آن. با این حال، به طور متناقض، من هم اغلب احساس جدایی خاصی از شخصیت های این کتاب را داشتم، اگر چه این موضوع با برخی از افراد دیگر متفاوت بود. Ugwu ساده ترین بود برای احساس محبت، و تا حدی، Olanna؛ اما Odenigbo در سراسر برای من کاملا غیر قابل تحمل بود، به دنبال نزدیک Kainene. من متوجه شدم که این شرم واقعی است که این شخصیتهای بالقوه پیچیده بیشتر به طور کامل توسعه پیدا نکرده است. عجیب بود که احساس شخصیت را از شخصیت ها احساس کند، در عین حال متوجه می شود که چگونه اغلب روایت، بینش های استثنایی را به طبیعت بشر می دهد. به عنوان مثال، در یک لحظه زمانی که اولانا در حال بررسی Odenigbo است: پس او آرزو کرد، منطقی تر، که او می تواند بدون نیاز به او را دوست داشته باشد. نیاز به او قدرت را بدون تلاش او؛ نیاز بود انتخابی بود که او اغلب در اطرافش احساس میکرد. شاید متا رعااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ...

مشاهده لینک اصلی
نیمی از خورشید زرد و آنچه که آن را به عنوان پرچم بیفرا نوشته شده است: \"رد خون خون خواهرانی بود که در شمال کشتار شد، سیاه و سفید بود برای عزاداری آنها، سبز بود برای رفاه Biafra خواهد بود، و در نهایت ، نیمی از یک زرد آفتاب برای آینده آینده شکوه ایستاد. --- Chimamanda Ngozi Adichie، نیمی از Sun Yellow این کتاب بر اساس جنگ نیجریه-Biafra از سال 1967-70، زمانی که میلیون ها نفر از Biafrans در حالی که جهان تماشا درگذشت، مرد. در سکوت (کاملا درست نیز عنوان کتاب در این کتاب نوشته شده توسط Ugwu، houseboy، \"جهان خاموش بود که ما درگذشت\"). خوب، بیش از یک کتاب در مورد جنگ و اینکه چگونه زندگی میلیونها نفر در بیفرا را تحت تاثیر قرار داد، روابط آنها، احساسات برادری، معیشت آنها، نیمی از خورشید زرد مربوط به احساسات انسانی است، این مربوط به چیزهایی است که به علایق باور دارند مبارزه برای پس از آن و برای دیدن همه آنها را به سمت راست در مقابل چشم یک نفر. در کلمات خود نویسنده: â € ~ تاریخچه بسیاری از کشورهای آفریقایی مشابه هستند. آنها نشان می دهند که چگونه مردم عاشقانه به ایده هایی که در نهایت آنها را نابود می کنند، در افرادی که به آنها خیانت می کنند، در آینده ای که از آنها می میرند، اعتقاد دارند ... چه اتفاقی می افتد زمانی که چیزهای براق ما یک بار اعتقاد داشتند قبل از زنگ زدن به چشم ما؟ این پروس فوق العاده زنده است و داستان با مشکالت موجود در کشور در آن زمان سازگار است. نویسنده شخصیت های به یاد ماندنی ایجاد کرده است، هر کدام با صدایی از خود و خط داستان پیشرفت هموار است. استفاده از POV های چندگانه خواننده را با درک بهتر در مورد شخصیت های کلیدی و آشفتگی در زندگی خود می گذارد. کینن و اولانا دوقلو هستند و به جای تولدشان کنار می آیند، آنها هیچ چیز جز این نیست که آنها را متحد می کند. هنگامی که آنها از سن بیرون می آیند، در حالی که Kainene تصمیم می گیرد به پدر و مادر ثروتمندش در کسب و کار پر زرق و برق خود کمک کند، ترجیح می دهد به عنوان دوست پسر او، یک نویسنده سفید پوست به نام ریچارد؛ اولانا می خواهد با یک انقلابی، یک استاد دانشگاه Odenigbo، ازدواج کند. چند سال است که آنها زندگی شاد زندگی می کنند، دور از یکدیگر، در لانه خود را که در گوشه های آرام کشور، Kainene در بندر هارکورت و Olanna در Nsukka که در آن شوهرش در یک دانشگاه می آموزد، زندگی می کنند. آنها تا زمانی که حملات خشونت آمیز به یک اجتماع خاص از آفریقایی ها به نام نیروهای ایگبو به کشورشان حمله می کنند، از امکانات و توانایی های زندگی و یک دایره اجتماعی پر جنب و جوش لذت ببرند. همانطور که هزاران نفر از ایگبوس توسط جوامع دیگر مورد کشتار قرار می گیرند، کسانی که هنوز اعلام کرده اند که از نیجریه جدا شده اند، اعلام کرده اند که دولت خود را به عنوان کشور دیگری نامگذاری کرده اند. خودشان از جامعه ایگبو، هر دو Kainene و Olanna به وسط جنگ و خانواده هایشان پرتاب می شوند. آنچه که در ادامه می آید این است که چگونه خانواده های کاینن و اولناا با واقعیت های وحشتناک جنگ و چگونگی وقوع آن، از جمله گرسنگی شدید، گرسنگی، بیماری و جابجایی روبرو می شوند. متأسفانه، بیفرا از هر کشوری در غرب، از جمله ایالات متحده و انگلستان، شناخته نمی شود و در نتیجه، کنترل نیجریه را به عهده می گیرد. اما در مورد کاینن و اولانا و هزاران نفر مثل آنها چیست؟ آیا بعد از شاهد وحشت از جنگ و تخریب، زندگی آنها دوباره طبیعی خواهد بود؟ چگونه جنگ آنها را به عنوان مردم تغییر داد؟ آیا آنها در حال حاضر نزدیک تر از قبل قبل از جنگ آغاز شد؟ یک جنگ برای یک ملت، به مردم آن، به فرزندانش چه می کند؟ امروزه آفریقا یک ملت خراب شده است و هیچ متن بهتر برای فهمیدن آن چیزی نیست که از این کتاب به دست می آید. واقعا با شکوه خواندن، باید بگویم :)

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی


 کتاب ذرت سرخ
 کتاب یک گربه یک مرد یک مرگ
 کتاب فرزند نیل (دو جلدی)
 کتاب برادران سیسترز
 کتاب امید
 کتاب میخائیل و مارگریتا