کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی

اثر چیماماندا گزی ادیشی از انتشارات نشر چشمه - مترجم: ناهید تبریزی سلامی-داستان تاریخی

با فریب زدن، نویسنده جشن Chimamanda Ngozi Adichie یک لحظه ماندگار در تاریخ مدرن آفریقا را روشن می کند: Biafras مبارزه برای ایجاد یک جمهوری مستقل در جنوب شرقی نیجریه در اواخر 1960s. ما این دهه پرجمعیت را در کنار پنج شخصیت فراموش نشدنی تجربه می کنیم: اوگوو، خانه دار سیزده ساله که برای ادنیببورو کار می کند، یک استاد دانشگاه پر از غرور انقلابی؛ اولانا، معشوقه زیبای استاد است که زندگی خود را در لاگوس برای یک شهر گرد و غبار و جذابیت عاشق خود رها کرده است؛ و ریچارد، انگلیسی انگلیسی خجالتی که با خواهر دوقلو خواهر زاده اولانا، کینن، آشنا شد. نیمی از خورشید زرد یک رمان فوق العاده تحریک کننده وعده، امید و ناامیدی جنگ بیفان است.


خرید کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی
جستجوی کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی در گودریدز

معرفی کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی از نگاه کاربران
4.5 ستاره برای نشان دادن چگونگی بی تحصیل من بودم. گریه کن، ممنون

مشاهده لینک اصلی
این کتاب تا حدودی به وحی وحی من رسید و همچنین یک تسبیح بزرگ بود. این پس از آنکه اخیرا خوانده شد و ناامید شده است: دونده کیت (خالد حسینی) - یک کتاب نمایشی با نمایی عالی که با تحسین و تحسین و تحسین و تحسین منتقدان و منتقدان مشهور است نیز بر علیه یک فضای مشابه (بسیار گسترده) مشابه در یک کشور جنگ زده â € \"با این حال، افغانستان به جای نیجریه / Biafra.â € ~ نیم سانت زرد یک داستان بسیار خوب نوشته شده است، بسیار انسانی و داستان معتبر عاطفی معتبر از شخصیت های اصلی از شروع، اثرات و فوری پس از جنگ داخلی میان نیجریه / بیفرا (1967-1970) داستان با روشی بسیار باورنکردنی با شخصیت های معتبر و واقعی، بی وفایی و بی معنی بودن جنگ، ظلم و ستم، بربریت و هزینه های واقعی انسان به وقوع پیوسته است. € \"بسیار نزدیک و شخصی است. در مورد چگونگی تغییرات جنگ (غیرقابل برگشتی) کشورهای درگیر و افراد باقی مانده در این کشورها، این است. رمان با موفقیت برجسته و ویرانگر در هر دو سطح کلان و میکرو را منجر می شود. تصاویر تکان دهنده، خجالت زده و بسیار قدرتمند در این باره از تأثیرات فوری و مستقیم خشونت، به طرز محسوسی تحویل داده می شود، که من فکر می کنم با مدت بسیار طولانی با من باقی خواهد ماند. در حالی که دیدگاه وسیعتری در این دوره تاریخ به وجود میآید، مهمتر از همه این است که تاریخ تاریخی داستانهای مرکزی و بسیار انسانی را که مبنای این رمان را فراهم می کند، غلبه یا غلبه نمی دهد. قدرت و قدرت روایت شامل و قویا قدرت دراماتیک واقعی حوادث، بزرگ و کوچک، را شامل می شود و داستان بزرگتر را پیوند می دهد. این شیوه ای است که شخصیت های اصلی به گونه ای قوی تعریف می کنند و با یکدیگر همدیگر را با هم مقایسه می کنند، و در عین حال داستان هایشان با یکدیگر به طور کامل با یکدیگر قابل اعتماد و قانع کننده هستند. در حقیقت شاعرانه، دراماتیک (هرگز ملودرامیک) در دیگران متناقض (به شیوه ای مثبت) این یک کتاب بسیار خوب نوشته شده، به خوبی ساخته شده، غیر قابل پیش بینی، جذاب و قانع کننده است که بدون شک «خواندن» است. شرم آور من بسیار کمی در مورد این جنگ و دوره تاریخ نیجریه / بیفان را می دانستم - اکنون من حداقل یک دیدگاه جذاب در مورد وقایع مزاحم و پس از این دوره داشته ام. با توجه به قدرت این رمان، بدون شک می توانم این نویسندگان را بخوانم - Americanahâ € ™ و â € ~Purple Hibiscusâ € â € امیدوارم در آینده نزدیک.

مشاهده لینک اصلی
تا چه مدت فکر می کنید که اروپا به قدمت قرون وسطی حرکت می کند، اگر جنگ و ستم یا استعمارگرایی نبود یا دیگر جنبش هایی که از یک فرهنگ به یک دیگر تبدیل شده بود و آنچه را که مناسب می دید، برداشت می کرد؟ چه چیزی تفاوت بین شکست آلمان و خرد شدن بیفرا را فراتر از مسائل زیربنایی و نیازهای اقتصادی مرزهای جهانشمول توضیح می دهد؟ چرا اینطور است که خاطرات دوران کودکی برای خوردن غذا، خوردن غذا، کودکان در آفریقا گرسنگی می کشند، و تنها در حال حاضر این واقعیت را پشت سر گذاشته ام؟ شما می گویید این تقصیر من بود که من خودم را به اندازه کافی آموزش ندیده بودم که فراتر از گلوله های سفید پوشیده از آمریکایی های گرسنه من در جهان هزاره باشد؛ من از آنچه فورا تمام تحصیلات من و احترام به تحصیل داشتم پرسیدم، اگر این یک تضمین نبود. دلیلی برای شناخته شدن پاتو از جنگ جهانی دوم در سرگرمی برای خراب کردن @ antiframative action @ و @ academics @ برای توضیح post-racism post-feminism post-@ quality literature @ وجود دارد و نه من. من یک مکنده برای معنی و زیبایی به کار برده ام، من به شما این را اعطا می کنم. آنچه که من از شما رد می کنم این وعده است که این کار بیشتر از یکسان است. Chimamanda Ngozi Adichie یک هدیه است، هدیه ای است و او بیش از سزاوار جایزه نوبل ادبیات است. اگر احساس میکنم که او سزاوار اوست، هرج و مرج در مورد مردان قدیمی سفیدپوست این گوزن براق براق ظاهر می شود. هرکسی از مسابقه، سوال جنسیتی، قدرت از طریق فیزیوگومنی و تعریف شخصیت آگاه است، اما تعداد کمی از آنها می دانند که چگونه با آن برخورد می کنند . کمتر کسانی هستند که می توانند این همه را به یک روایت متصل کنند که درد را بدون تمرکز گناه تشخیص دهد. اگر شما هک خود را بیش از تصور آدیچی ها از هر یک از انسان ها در اینجا، مطمئن شوید که شما زمان را برای منعکس در زمان و در جاهای دیگر، برای، مگر اینکه شما ارتباط با Biafra با خون و گوشت گذاشته به جای عکس و مجله TIME، او آن را برای شما ننوشته است پس از آن تعجبی است که این کار به رسمیت شناختن آن شایسته است. تقریبا نشانه ای از امید به تعداد زیادی از جهان است که به طور مداوم برای همان عصبانیت بسیار قدیمی منتقل می شوند، اما هی. اینجا راحت نیست جنگ من است داستان من به گفتن، واقعا. Ugwu نوازش کرد. او هرگز فکر نکرد که این بود.\nنادر این کار است که هر نقص شخصیتی را در یک دنیای زشت نشان می دهد بدون اینکه شهروندانش همانند آن را اعلام کنند. نویسنده نادر است که مظهر یک شخصیت بنیادین است و بدون تردید و تردید، از بین بردن سوال عینی بودن و همه ی دروغ های دروغینش از روی جدول به طور کامل در تلاش برای توضیح دادن داستان میراث او. در این صفحات آن شرور وجود دارد که او مجبور به جدا شدن از یک نهاد واحد، مسیر تنبل شده است که واقعیت تنبلی مکمل و سازگاری خاموش را انکار می کند و زندگی ما را در کنار جهل سیاسی و احساس خیرخواهی خوب می کشد. شما به عنوان منصفانه به خطر افتاده اید، و اگر فکر می کنید این را به دلیل جنجال جنجالی تر از آن، به آن اشاره می کنید، آنرا فراموش کنید. انگیزه های من بی شرمی و خشم هستند، روش های من نوشتن و متون متنی هستند، و اگر اخیر افراط گرایی غم انگیز، تلاش های من را بیشتر از آثار ادیسی می کند، خوب است. دانستن مخاطب من، بدون توجه به توجه شما. اوگوا از او تشکر کرد و سرش را تکان داد و متوجه شد که او هرگز قادر نخواهد بود که این کودک را بر روی کاغذ بگیرد، هرگز قادر به توصیف به اندازه کافی ترس نیست که چشم مادرانی که در اردوگاه پناهندگان دچار افسردگی شدند، زمانی که هواپیماهای بمب افکن از آسمان پرتاب می شدند . او هرگز قادر به نشان دادن بسیار غم انگیز بمباران مردم گرسنه نیست. اما او سعی کرد، و بیشتر او نوشت، کمتر او رویای.\nدر همه راههای درست، در اینجا رستگاری وجود دارد، اما نه برای شما. بزرگتر خم شدن در قفسه سینه، بهتر است.

مشاهده لینک اصلی
آیا عکس ها را در شصت و هشت فرزند دیده اید و موهایشان زنگ می شوند: تکه های مریضی در آن سرهای کوچک قرار می گیرند و سپس سقوط می کنند، مثل برگ های فاسد در گرد و غبار؟ _____ _____ _____ _____ من در مدرسه درجه ای هستم یا فقط به دبیرستان می روم . اختلال نوجوانان در ذهن من مهمترین چیز بود. آنچه که من از جهان بزرگتر می دانستم از عکس عکاسی بود: تصاویر مجله زندگی. این تصاویر، به نظر می رسد، دائمی بودند: شیلنگ های آتش زده در جنوب؛ بمب هایی که بیش از یک جنگل آسیایی قارچ خورده اند. و نوزادان Biafran. نشستن در خاک، معده ها، چشمان عظیم و بی تفاوت نسبت به مگس های وزوز. این جنگ نیجریه-بایفرا، 1967-70 بود که این تصاویر را ایجاد کرد. با این حال، تا زمانی که این کتاب را بخوانم، نمی توانم به شما بگویم آنچه در مورد آن بود. الان میدانم. یا فکر می کنم من انجام می دهم. با قوانین بریتانیا شروع شد، زیرا این چیزها اغلب انجام می شود. یک کشور خشن، توسط بریتانیای کبیر ساخته شده و نامگذاری شده است. نیجریه توسط سه گروه یا قبیله متمایز تشکیل شده است: ایگبو در جنوب شرقی، هسا در شمال و یوروبا در جنوب غربی. هوسا فئودالی و اسلامی بودند که توسط امیر حکومت می کردند. ایگبو، در مقابل، سیستم دموکراتیک بریتانیا را تصدیق کرد و مسیحی شد. بریتانیا این اختلافات مذهبی، زبانی و قومی را برای تقویت قدرت استعماری خود تشویق کرد. اما در 40 و 50 سالگی، نیجریه استقلال خود را به دست آورد، عمدتا بر تلاش های ایگبو و یوروبا. هوسا، از تسلط بر دیگر گروه های غربی، مخالفت کرد، تنها با این شرط که نیجریه به سه منطقه متمایز تقسیم شده است، شمال دارای اکثریت واضح است. در سال 1966، یک کودتای نظامی توسط افسران نظامی کمیته ایگبو منجر به اعدام هوزا بزرگ شد رهبران سیاسی. مبارزه با کودتا منجر به کشته شدن ده ها هزار نفر از ایگبو شد. پس از آن، ایگبو سعی کرد جانش را بگیرد. آنها کشور جدید خود را بیفرا نامیدند. آنها هیچ فرصتی نداشتند رهبران بیفاران مانند هر کشور در همه جا و در هر زمان، یک کمپین تبلیغاتی را به مردم خودشان اعلام کردند که آنها برنده شدند. نیروهای بیفان در هنگام دست زدن به تیراندازی مردم خود را از فرار از بمب های دشمن متوقف کردند؛ زیرا آنها نمی توانستند وحشت زده شوند. هنگامی که بچه ها در خاک می نشیند، این اتفاق می افتد. هنگامی که ظاهر گرسنگی ظاهر شد، فراتر از ناامیدی دستگیر شد. پس از آن انگلیس حمایت نظامی خود را از نیجریه افزایش داد و مقاومت بیفان دراز کشیده شد. _____ _____ _____ _____ کودکان را با اسلحه مانند توله سگ بشورید. با توپ های پایینی برای شکم و پوست کشش نازک بود. کویشیور - کلمه دشوار بود. کلمه ای که به اندازه کافی زشت نبود، یک گناه بود. _____ _____ _____ _____ رمان تاریخی باید تاریخ را تدریس کند و هنر را فراهم کند. خوب، این تاریخ زیادی را آموخت. و آنچه که من شرمنده می گویم، بیش از 40 سال است که به نهایت درک می کنم. این باعث شد من به منابع دیگر برای تأیید آنچه که در اینجا نوشته شده بود و پاسخ دادم - چه چیزی در حال حاضر؟ _____ _____ _____ _____ شما نیازی نیست تصور کنید. عکس هایی که در آن دیده اید در صفحات پر از براق زندگی شما وجود دارد. آیا می بینید؟ _____ _____ _____ _____ من با شخصیت ها کمی هیجان زده شدم. هر کدام از آنها بسیار جذاب بود و برای داستان مهم است. با این حال این ایگبو متمرکز بود و دانشگاه تاسیس شد. بنابراین انقلاب در آشپزخانه توسط استادان ناموفق انجام شد، \"کارشناسی ارشد\" توسط اقشار کمتری اداره می شد. بله، بله روابط غرب با قدرت، منافع شخصی است. شکست در درک و ارتباط. دو روزنامه نگار آمریکایی نزدیک به پایان خود نشان می دهند. آنها بوی بدی دارند، قبل از اینکه یک سوال بپرسند، نتایجشان کاملا شکل گرفته است. آنها دارای اضافه وزن، قرمزی، بدی و هر دو نام چاک هستند. این لازم بود؟ واقعا اینطور نیست که قدرت داستان را انکار نکنید، و تصاویری از دست رفته خود داشته باشید. _____ _____ _____ _____ پوست خود را چسبنده چای ضعیف کرده بود و پستانداران از استخوان رگ و شکننده نشان داد؛ بچه های برهنه خندیدند، مثل اینکه انسان نمی توانست عکس بگیرد و سپس به تنهایی ترک کند. _________ _____ _____ _____ نیمی از خورشید زرد از پرچم کوتاه مدت بیفان می آید. این کتاب یک عنوان ثانویه، یک کتاب درون کتاب است. این چیزی است که کودکان در تصویر می گویند. این چیزی است که شعر نامیده می شود: وقتی که ما مردیم، جهان خاموش بود.

مشاهده لینک اصلی
â € œ جنگ بدون آنها ادامه خواهد داد. اولانا، با خشم فانی پر شده است. این احساس ناخوشایندی بود که او را از ترس شدید به خشم شدید برد. او تا به حال مهم است. او دیگر نخواهد ماند و منتظر مرگ خواهد بود. نیمه ساحل زرد به زندگی مردم عادی در نیجریه در دهه 1960 پیوسته است. زمان درست قبل از جنگ نیجریه و بیفرا و در طی جنگ خود. این یک گزارش غیر قانونی از تلفات جنگ است که مردم را به طور منظم می گیرد. ما مردم خوبی می بینیم که چیزهای خوب انجام می دهند و افراد خوب چیزهای بدی را انجام می دهند. این چیزی است که در مورد جنگ اتفاق می افتد، همه را تغییر می دهد. هیچ کس نمی داند چگونه از طرف دیگر بیرون می آید یا اگر واقعا از طرف دیگر بیرون بیایید. من این کتاب را دوست داشتم. من فقط کاملا آن را دوست داشتم دوست داشتم دوست داشتم دوست داشتم !! جاست ... |. فقط نفس کشیدن بود ... | من نمی دانم چامماندا نگوزی آدیدی چطور کار می کند، اما این دومین بار است که من یک کتاب از او می خوانم و این بار دومین بار او را پنج ستاره رتبه بندی می کنم. من آن را آسان نیستم! !!!!! * چهره شوکه * â € | آه من دانا € ™ تی knowâ € | احساسات من بعد از این کتاب در سراسر محل. من احساسات زیادی دارم، این کتاب من را نابود کرد !!! عمیقا من را نابود کرد !!!!!!!!!!!! من این شخصیت ها را دوست داشتم و گاهی اوقات از آنها نفرت داشتم، من از آنچه جنگ به آنها می دادم متنفر بودم. من این کتاب را دوست داشتم !!! دروغ محکم دروغ â € | اما او، خداحافظ، آن را ساخته ام من احساس می کنم خیلی خیلی !!!!!!!!!!!! اوه، زمانی بود که فکر کردم قلب من سر و سامان خواهد یافت ... من باید تلاش کنم آرامش داشته باشم و این بررسی را حس کنم. شما باید دانش من از تاریخ نیجریه را ببخشید، بسیار محدود است، اما این من است درک پایه پس زمینه جنگ داخلی نیجریه. لطفا اگر من اشتباه نکنم، نجریام را تصحیح کنم. نیجریه در دهه 1960 فقط خود را از حکومت استعماری بریتانیا بیرون آورد. با این حال، این کشور بود که از بسیاری از گروه های مختلف قومی از جمله Igbo در جنوب شرق، Yoruba در جنوب غربی و شمال مرکزی و Hausa در شمال تشکیل شده است. علیرغم آزادی خود، نفوذ زیادی از استعمارگران نیجریه داشتند که می خواستند دست در منابع خود نگهداری کنند و این تأثیرات قوی در دولت فدرال تحت سلطه شمالی داشت. یک جنگ داخلی در سالهای 1967 تا 1970 رخ داد که جمهوری بیافرا در جنوب شرقی اعلام شد. فاجعه واقعی یک دنیای پس از اعتراض به این نیست که اکثریت مردم در مورد این که آیا این جهان جدید را می خواهند یا نه، هیچ حرفی ندارند؛ بلکه این است که اکثریت ابزارهایی برای مذاکره با این دنیای جدید نداشته اند. نیمه زرد خورشید در اوایل دهه 1960 آغاز می شود و ما به یک پسر فقیر جوان Igbo به نام Ugwu معرفی می کنیم. Ugwu فقط به عنوان یک houseboy برای â € ~Masterâ € ™، یک مرد به نام Odenigbo به کار گرفته شده است. Odenigbo طبقه متوسط ​​و استاد ریاضی در دانشگاه Nsukka است. او همچنین رادیکال است. هر شب او و دوستانش در بحث های سیاسی شرکت می کنند و او را زیر نظر خود می برد و او را تشویق می کند که بخواند. به زودی پس از شروع کار برای استاد، اولانا، عاشق Odenigboâ € ™ ثانیه با آنها زندگی می کند. اولانا دختر یک تاجر ثروتمند لاگوس است و او در لندن تحصیل کرده است. این کتاب همچنین ما را به خواهر دوقلو Olannaâ Kainene معرفی می کند. کین اولنا فوق العاده اخلاقی و پرشور با قلب او است، Kainene بیشتر بسته است، بیشتر محافظت می شود. Kainene در ارتباط با یک مرد بریتانیایی به نام ریچارد است. این داستان به دنبال جنگ داخلی نیجریه است. ما روابط عاشقانه این شخصیت ها را در دوره های قبل از جنگ شادتر می بینیم؛ @ این عشق بود: رشته ای از همپوشانی که اهمیت جمع آوری کرده و معجزه کرد. @ نزدیک بودن خواهران، آموزش Ugwu را می بینیم، ما شاهد توسعه دوستی ها، روزانه زندگی منظم هستیم، اما ما همیشه آرزو داریم آگاهي از ناآرامي هاي سياسي كه در زير سطح قرار مي گيرند و هنگامي كه قتل عام مردم ايگبو در سال 1966 زندگي را براي شخصيت هاي اصلي ما آغاز مي كند، بدون تغيير تغيير مي كند. وقتی این صحنه ها را می خواندم، احساس می کردم که از لحاظ جسمی آسیب می بینم. پس از آن تعهدات مورد آزمایش قرار می گیرند، اوراق قرضه شکسته می شوند و گروهی از کارکنان یک بار از هم جدا می شوند. برای دیدن یک خانواده تقسیم شده است ... جنگی که آن را به مردم انجام می دهد ... او هیچ کلمه ای وجود ندارد ... پس از تظاهرات، او و ادنیگبو به باشگاه کارکنان رانده شدند. دانش آموزان در حوزه ی هاکی در اطراف جمع شده بودند، سوزن کاغذی از Gowon در اطراف یک آتش سوزی درخشان؛ دود به هوا در هوا فرو می ریزد و با خنده و پشیمانی آنها مخلوط می شود. اولانا آنها را تماشا کرد و با پرش شیرین متوجه شد که همه احساس می کردند او احساس چه چیزی می کرد، همانطور که Odenigbo احساس می کرد، به عنوان اینکه آن را به جای خون از طریق رگهایش به صورت مایع فولادی بود، همانطور که می توانستند روی سنگ های قرمز داغ باریک بمانند. â €\nهیچ کس از جنگ بی رحم بیرون نمی آید هیچکس. و این در این رمان خوب است. ما شاهد اقدامات اشتباه در همه طرف ها، دخالت های کلان، نسل کشی و گرسنگی به عنوان تاکتیک های جنگی در یک طرف و جنایات علیه مردم خود از سوی دیگر است. هیچ کس بی پروا نیست آدیچی نمی خواهد از نشان دادن خشونت و ظلم و ستم بیش از حد ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی


 کتاب ترغیب
 کتاب دیروز و امروز
 کتاب بهار زندگی دوشیزه جین برودی
 کتاب ماه الماس
 کتاب مینیاتوریست
 کتاب نایب کنسول