کتاب نفس بریده

اثر هرتا مولر از انتشارات کتابسرای تندیس - مترجم: مهوش خرمی پور -داستان تاریخی

داستان كتاب (نفس بريده) دربارۀ اقليت هاي آلماني ساكن روماني است كه پس از خاتمهء جنگ جهاني دوم به درخواست استالين به روسيه تبعيد شدند تا در آنجا براي انجام كارهاي سخت مرتبط با بازسازي بعد از جنگ به كار گرفته شوند و نهايتا سر از اردوگاه هاي كار اجباري روسيه معروف به گولاك درآوردند. مادر نويسنده هم يكي از اين تبعيدي ها بوده كه 5 سال از زندگي خود را در اين اردوگاه ها زندگي كرده.

داستان با اين جملات آغاز مي شود: «دار و ندارم را برمي دارم. يا بهتر است بگويم، همه متعلقاتم را همراه خود مي برم. هر آنچه را كه داشتم، برداشتم. وسايلم چيز زيادي نبود. همه يا مستعمل بودند و يا از ديگران به من رسيده بودند. چمدان چرمي، كه در واقع جعبهء گرامافون بود، پالتوي گل و گشاد كه مال پدر بود و پالتويي دم دستي با نوار مخملي دور يقه اش، كه از پدربزرگ به من رسيده بود. شلوار گشاد به عمو ادوين و ساق بندهاي چرمي به آقاي كارپ همسايه و دستكش هاي پشمي سبز به عمه فيني تعلق داشتند. تنها شال گردن ابريشمي شرابي رنگ و كيف لوازم بهداشتي كه هديهء كريسمس سال گذشته بود، مال خودم بودند.

ژانويهء سال 1945، جنگ هنوز ادامه داشت. با ترس و وحشت از اين كه قرار بود وسط زمستان به ناكجاآبادي نزد روس ها بروم، هر كسي چيزي به من مي داد تا شايد در جايي كه هيچ كمكي نمي رسيد به كارم بيايد. جايي كه هيچ كاري از كسي برنمي آمد. من بدون كمترين ترديدي در ليست روس ها بودم. اين بود كه هر كسي خود را موظف مي دانست تا به سهم خودش، چيزي به من بدهد ...»


خرید کتاب نفس بریده
جستجوی کتاب نفس بریده در گودریدز

معرفی کتاب نفس بریده از نگاه کاربران
اما گنج ها وجود خارجی دارند.در این مورد حق با تورپریکولیچ بود.
بازگشت برای من به وطن یک شانس در خور ستایش دائمی بود. یک چرخش دایمی که
برای هر کثافتی شروع به چرخیدن میکرد.من راهمچون موم در دست داشت.همانطور
که گنچ هایم که نه توان نگه داشتنشان و نه توان خلاص شدن از شرشان را داشتم. بیش از شصت سال است که از گنج هایم استفاده میکنم. آنها سست و سمج، مانوس و چندش آور، فراموش نشدنی و کینه توزانه ، کهنه و نو هستند و همگی جهیزیه ی آرتورپریکولیچ اند و تفاوت قائل شدن بین آنها کار من نیست، وقتی می شمارمشان به تلو تلو خوردن میافتم.
غرور تحقیر شده ام.
آرزوهای از ترس بر زبان نیاورده ام.
شتاب ناخواسته ام و پرش مستقیم از صفر به کل ام.
انعطاف پذیری لجوجم که به همه حق میدادم تا بعد سرزنش شان کنم.
فرصت طلبی ویژه ام.
خصاصت مودبانه ام.
شک اشنیاق تیره ام آنجا که مردم می دانند ، چه میخواهند ، که به کلاف تکه تکه شده ی سرد و آشفته می ماند.قاشق خالی کردن های پرشتابم ،که از وقتی که مجبور به گرسنگی کشیدن نیستم از بیرون در عذاب و از درون خالی ام.شفافیت جانبی ام که در خمیده را رفتن از هم جدا میشود.و عصرهای نامطبوع و خشنم که زمان آن را با من لابه لای وسایل می سراند.

به خود واگذارشدگی اساسی ام، به شدت نیازمند نزدیک شدن به کسی ، و با این حال خویش را در اختیار کسی نگذاشتن هستم؛
عقب نشینی کردن و کنترل خنده های ابریشمین ام ، از زمان گرسنگی به بعد به هیچ کس اجازه نمیدهم ، مالکم باشد.
سخت و سنگین ترین گنجم ، اجبار به کار است که بر عکس کار اجباری ست. و معامله ی رهایی و در درونم عفو اجباری لانه کرده که با فرشته ی گرسنگی خویشی دارد و خوب میداند چه طور باید گنج های دیگر را آموزش داد ، او از من بالا رفته و وارد مغزم میشود و من را به بند اجبار میکشد، زیرا من از آزادی می ترسم...
..........
هرتا ، خود را مینویسد. خاطره ای باشد یا داستانی از دیگری ، خیالی اغراق شده نیست.
او نه تنها خود را می نویسد که لابه لای خطوطش گاه احساس میکنی @ همانی@ در زمان ، مکان و شرایطی دیگر شاید...
چه فرقی میکند تبعید شده ای نفس بریده باشی در اردوگاهی یا گوشه نشینی در عزلت خودخواسته ای یا رانده شده حتی!
میان لحظاتش تفاوت ِ چندانی بین احساسات نمیبینی. @دچار ِ@ زن بودن یا مردبودن نمیکند تورا.وقتی @ همه مان@ روزگاری راگذرانده ایم که بار سنگین @ شرطی شدن هایشان@ و سایه محو ناشدنی گاه مهلکشان را نمیشود منکر شد ، پنهان کرد و از یاد برد.
گاهی چقدر زیر هجوم بیرحم سنگینی پنهانشان ، نفس کم می آید ، قحط میشود به یکباره و @ نفس بریده @ ای میشوی انگاری...

مشاهده لینک اصلی
«نفس بریده»، انبوهی فصل‌های کوتاه است. هر فصل تابلویی است که ماجرایی خاص را به‌ نقش می‌کشد. هر فصل، شخصیت‌های خود را دارد و مکان خودش را درون اردوگاه – یا حتا خارج از آن – پیدا می‌کند. راوی اصلی است که همه‌ي تصویرها را بهم متصل نگه می‌دارد. پسری جوان که همه‌چیز را از درون چشمان و کله‌ی او تماشا می‌کنیم. همراه او به فکر فرو می‌رویم. همراه او رنج می‌کشیم و تجربه می‌کنیم. او هفده ساله وارد اردوگاه می‌شود و پیرتر از بیست‌وسه‌ سالگی، به سرزمین خودش بر می‌گردد. برمی‌گردد و سال‌های بعدی عمر را حریص غذا و آرامش، پریشان زندگی و غرق در سوال سپری می‌کند تا در کهن‌سالی از دنیا می‌رود. هرتا مولر متمرکز رنج‌های اردوگاه می‌شود. متمرکز سال‌هایی که دزدیده شدند. او نقاشی حرفه‌ای است که تصویرها، ناآرامی‌ها و دل‌مشغولی‌ها را جزءبه‌جزء درون کلمات خود جاری می‌سازد تا «نفس بریده» بدل یک رمان خاص شود. رمانی برای جلب خواننده‌ای که می‌خواهد چشم‌هایی بازتر داشته باشد خیره به افق‌های زندگی بشری.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب نفس بریده


 کتاب آنک نام گل
 کتاب طاقت زندگی و مرگم نیست
 کتاب سرافینا و شنل سیاه
 کتاب امپراطور هراس
 کتاب خالکوب آشویتس
 کتاب تورتیافلت