کتاب میراث گمشدگی

اثر کران دسای از انتشارات آوین - مترجم: مامک بهادر زاده-داستان تاریخی

رمان اول کیران دسای، Hullabaloo در باغچه گواوا، به تحسین یک بار در بیش از بیست و دو کشور منتشر شد. در حال حاضر Desai ما را به شمال شرقی Himalayas می برد که در آن یک شورشی رو به افزایش راه قدیمی زندگی را به چالش می کشد. در یک فروپاشی، خانه جدا شده در پای کوه کانچن جونگا، یک قاضی قدیم تلخ زندگی می کند که می خواهد در صورتی که خواهرش سای نوه سای در آستانۀ خود می آید، بازنشسته شود. قوچان کت و شلوار کت و شلوار او را تماشا می کنند، اما افکار او عمدتا با پسرش Biju است که از کارخانه رستوران نیویورک به یکی دیگر می رود و قصد دارد یک قدم جلوتر از INS باقی بماند و مجبور به نظر دادن به جایگاه کشورش در جهان باشد. هنگامی که یک شورش نپالی در کوه ها موجب ایجاد عاشقانه جدید با نوازنده ی دوست داشتنی نپالی می شود و باعث می شود زندگی آنها به هرج و مرج تبدیل شود، آنها نیز مجبور به مقابله با منافع خود هستند. ملت خود را مقابله می کند آشپز شاهد سلسله مراتب است که لغو شده و دور انداخته شده است. قاضی باید از گذشته خود، نقش خود را در این دنیای درهم آمی از خواسته های متضاد، دوباره بازبینی کند - هر لحظه امکان امید و خیانت را فراهم می کند. رمان عمیق و احساسات، رمان دوم و رمان طولانی مدت، وعده بزرگ او را تأیید می کند.


خرید کتاب میراث گمشدگی
جستجوی کتاب میراث گمشدگی در گودریدز

معرفی کتاب میراث گمشدگی از نگاه کاربران
من این کتاب را دوست نداشتم شاید این ناتوانی در همکاری با یک فرهنگ دیگر بود، اما من فکر می کنم که بیشتر توضیح (من امیدوارم) این است که به نظر می رسید که تمام کاراکترها درمان بسیار سطحی را به شما داده بودند. 5 خواننده (احتمالا 6) شخصیتی هستند که خواننده به آن احتیاج دارد اما هیچ یک از آنها حتی به طور کامل توسعه نیافته است. من فکر می کنم که اگر نویسنده بر روی یک یا دو کاراکتر متمرکز شده بود، کتابی بسیار قوی تر بود و واقعا آنها را توسعه داد. همچنین مطمئن نیستم که چرا جملات گاه به گاه در آنچه من فکر می کنم هندی بود وجود دارد. شخصیت ها همه صحبت می کنند انگلیسی (یا حداقل آنها نوشته شده است به طوری که ما می دانیم آنچه که آنها به زبان انگلیسی می گویند) به جز اتفاقات تصادفی هندی. هندی ترجمه نشده است، و از آنجایی که فقط یک کلمه یا یک عبارتی بدون معادل انگلیسی نیست، من مطمئن نیستم که نقطه چیست. فرض میکنم برخی از شخصیتها واقعا به زبان انگلیسی ارتباطی ندارند، اما از زمانی که این کتاب به زبان انگلیسی نوشته شده بود، این سخنرانی بیشتر انگلیسی بود.

مشاهده لینک اصلی
این عنوان باعث شده من شروع به شروع این کتاب نکنم. من احساس نکردم که در حماسه خانوادگی غم انگیز یا یک تله تروا پس از کولونیا بمانم. و این دو نوع بودند. اما به هر حال، از طرز وحشت و نگرانی آن، از زیبایی طبیعی و انفجارهای کمی از تاریخ زندگی لذت بردم. آن مردخوار (شما قاضی، آشپز، نانی و لولا، سای، مات، بیگی، سعید سعید را فراموش می کنید ...) و از محیط Kalimpong مرطوب می شود. در عین حال، زبان نیز درمان است، زیرا آن چنان بی رحم است. این دقت، آنوماتوپیا، جوک ها، روایت عالمانه، کوری، عجیب و غریب و پیشرفت روشن است که همه آنها مانند یک کاسه ای پر شده پیچیده شده اند.

مشاهده لینک اصلی
خانم دزایی در زمینه جغرافیا بسیار موفق بود. من دوست داشتم که او از Kalimpong خارج شد. اما داستان فاقد سرعت بود که من انتظار داشتم (فقط می توانستم). برای من خیلی زیاد تجدید نظر نکردم و یک صفحه ی تورنومنت نبودم.

مشاهده لینک اصلی
مانند کشیدن دندان ها یک سبک نوشتاری زیبا به استفاده مضحک و بد بدل شده است.

مشاهده لینک اصلی
نوشتن در این رمان خوش مزه است، اما در مسیر حرکت داستان به جلو حرکت نمی کند. من نمی دانم چگونه Desai آن را انجام می دهد - من وسوسه را دوباره خواندن رمان فقط به این شکل است. من خواندن آن است که در میان ساکنان Kalimpong، شهر که در آن رمان اتفاق می افتد، و بحث اتهامات ضد نپال، اختلاف نظر وجود دارد. من این را قبول نکردم Desai به همان اندازه عجیب و غریب است و در برابر همه در رمان و هر طبقه اجتماعی قرار دارد. هر حکم زرق و برق دار است، استفاده از زبان نوآورانه، و به همین ترتیب درست همانطور که او حالت ذهنی یا موش در یک رستوران نیویورک و یا lushness هند را توصیف می کند. اما من به عنوان زبان برخی از کتابهای که در آن زیبایی کلمات تنها برای خودم وجود دارد، از زبان گمشده یا بی تاب نیستم. شاید آنقدر خوب بود که منتظر جمله بعدی و بعدی بودم. اگر نویسنده یک اثر فوق العاده داشته باشد، آن را بالاتر از بسیار خوب بالا می برد و می تواند کار کند که در آن نمی تواند به اندازه کافی در خود دست اندرکاران باشد. تنها ضعف که یافتم در توضیح شورش گورکا بود. ایرونی و هیپربول برای من در اینجا به مراتب بهتر کار کرد و بنابراین کتاب به سرعت در نقطه ای قرار گرفت که انتظار می رود ماهیت داستان بیشتر جذب شود. اما بعد از آنکه او با آن کار کرد و دوباره به کت و شلوار خود بازگردد، دوباره او را جمع کرد: مردم جهان سوم تلاش می کنند که جهان اول، عشق و استثمار، زندگی در آن فراوان باشد، چه روستایی و چه شهری. این یک کتاب خوش بینانه نیست و هیچکدام از شخصیتها به خصوص قابل توجه نیستند. این معمولا مرا به زودی متوقف کرد. اما فاصله ای عجیب و غریب، آن را برای من قابل تحمل است، و خیلی شوخ طبعی و همچنین توجه شدید به زندگی زنده از چیزهایی که زیبایی من را بر بدرفتاری من را برداشت. تنها شخصیتی که از طریق تجربه او رشد می کند، در مورد آن بی نظیر است و تغییرات در معرض بزرگترین تحقیر است (هرچند خوشبختانه بزرگترین خشونت نیست). من نمیخواهم پایانش را بدهم، هرچند که در ذهنم خیلی خوبه که میخواهم درباره آن بنویسم. بگذارید آن را بگویم زمانی که من در مورد آن فکر می کنم، پس از پایان دادن به کتاب یک یا دو هفته پیش، طنز ملایم در مورد صحنه نهایی وجود دارد، تصدیق می کنم که همه از دست داده اند اما مهم ترین چیز، عشق و دوست داشتن به خاطر پیروزی

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب میراث گمشدگی


 کتاب کاساندرای زیبا
 کتاب پرنسیپ
 کتاب پل سن لوئیس ری
 کتاب جزیره روز پیشین
 کتاب سیمای زنی در میان جمع
 کتاب تابستان دیوانه‏‫