کتاب منظر پریده رنگ تپه ها

اثر کازوئو ایشی گورو از انتشارات نیلا - مترجم: امیر امجد-داستان تاریخی

Kazuo Ishiguro در اولین نمایش بسیار متعهد خود، نمایش پالای از هیلز داستان داستان "Etsuko"، یک زن ژاپنی که در انگلستان تنها زندگی می کند، زندگی می کند و خودکشی دخترش را به عهده دارد. او در گذشته به عقب رانده شد و تابستان گرم خود را در ناگازاکی پیدا می کرد، زمانی که او و دوستانش در تلاش برای بازگرداندن زندگی خود پس از جنگ بودند. اما پس از آن او به یاد دوست عجیب و غریب خود را با Sachiko - یک زن ثروتمند به ضرب و شتم کاهش می یابد - خاطرات بر روی یک بازیگران مزاحم را.


خرید کتاب منظر پریده رنگ تپه ها
جستجوی کتاب منظر پریده رنگ تپه ها در گودریدز

معرفی کتاب منظر پریده رنگ تپه ها از نگاه کاربران
این داستان و توسط Etsuko است. او فراتر از یک خانم مسن تر است که در دهه 1980 در انگلستان زندگی می کند و چند روز پس از خودکشی دخترش که به طور کامل ژاپنی با اذکو زندگی می کرد، توسط چند دختر جوانش، نیمی از ژاپنی و ژاپنی، به مدت چند روز بازدید کرد. در طول این زمان، Etsuko زمانی که در دهه 1950 در ژاپن بود، زمانی که با شوهر ژاپنی اش در ناگاساکی زندگی می کرد و دختر مسن ترش را باردار می کرد، به یاد می آورد. بعد از جنگ و اشغال و هنوز هم در هنگام بازسازی، او و همسرش در بلوک آپارتمان جدید، اما بی روح و بی نظیر زندگی می کردند که در نزدیکی یک رودخانه ساخته شده بود، با محوطه سازی که در سراسر محوطه های وسیعی از خاک و گل ها دیده می شد. با این حال، یک کلبه قدیمی وجود داشت که به نظر بلوک و در نزدیکی رودخانه در میان بذر، که خالی بود و تخلیه شد، تا زمانی که یک روز زنی نامزدی به نام Sachiko با دختر جوانش Mariko نقل مکان کرد، اتفاق افتاد. Etsuko اتفاق می افتد برای اعتصاب دوستی با Sachiko است که توسط نگرانی خود را برای Sachikos تا حدودی مراقبت از Mariko را نادیده گرفت. در طول این زمان، شوهر پدر Etsukos می رسد برای بازدید طولانی با آنها. و بنابراین داستان شروع می شود. این یک کتاب دشوار برای بررسی است، به عنوان هر کسی که خواندن آن ممکن است درک کند. من بسیاری از کتاب را تا حدودی ناراحت کرده ام و با توجه به کم بودن امتیاز ستاره ای که می توانم آن را به دست آورم، اما زمانی که به عنوان یک کل در نظر گرفته ام، باید بگویم تجربه ای بیش از آنچه در آن زمان در نظر گرفتم لذت بردم. منفی اصلی برای من این بود که شخصیت ها و گفتگو بین Etsuko و تقریبا هر کس دیگری، به ویژه Sachiko. در اینجا یک مثال خوب از آنچه شما در این کتاب بارها و بارها خواندید، است: Etsuko آیا او می تواند درست باشد؟ Sachiko- Etsuko، شما خیلی احمقانه است! این مهم نیست، پوسته خوب است ... Etsuko آیا ما باید ناهار را در حال حاضر؟ Sachiko-Ha، Etsuko، چقدر خنده شما! نمی دونم من تا حالا ناهار ندیدم؟ ... Etsuko - آیا آسمان آبی است؟ Sachiko - Etsuko، من خوبم! حوا، چه حماقت! اما همه می دانند که آسمان سبز است! خوب، آخرین قسمت کشش بود، اما شما نقطه است. Etsuko از همه سوالات زیادی را میپرسد و اینکه آیا آنها عادی، غریب یا مهم هستند، همیشه به نظر میرسد واکنش دیگران نسبت به اعتراض و آشفتگی را بدون توجه به آنچه که پاسخ ساده (و مؤدبانه) دریافت میکند، به همان میزان واکنش نشان میدهد. این ممکن است نقطه ای داشته باشد، اما صرفنظر از اینکه آن را تشدید می کند تا از آن لذت ببرد. با این حال، اگر کسی بتواند اشتباهات را ببخشد، این کتاب به روش خوبی در ذهن شماست. ادبیات خوبی وجود دارد که نمیتواند به آن فکر کند، اما این کار را انجام میدهد، و تجربه به طور کلی لذت بخش است. من نمی تونم بگم این خیلی خوب است. باقی مانده های روز که من واقعا از آن لذت بردم و تنها Ishiguro Ive هنوز خوانده ام، اما من فکر می کنم ارزش آن را زوج ها و همه چیز می دانم و آن را برای یک بحث باشگاه عالی کتاب می سازم. گوش دادن به کتاب های صوتی که توسط رو کاندال نقل شده است. کنال با صدای خوبی برخوردار است، اما به نظر من، گفتگو بسیار خوب نیست. اشعار او بیش از حد غیر قابل تغییر است، نمایشنامه او کم رنگ است و من فکر نمی کنم او درک خوبی از چگونگی شخصیت ها را می گوید چیزها، و این چیزی است که باعث می شود روایت کتاب های صوتی یک نوع هنر است. حداقل تلاش می کند - هر کسی که به کتاب های صوتی کافی گوش فرا می خواند، از روایت هایی که همه چیز را به صورت یکنواخت خوانده اند، از جمله گفت و گو و Kendall بهتر از آن است - اما او در مقایسه با راویان با استعداد تر است. من فکر می کنم این کتاب را بهتر می خواند اگر من آن را بخوانم و یا با راوی بهتر به آن گوش فرا دهم.

مشاهده لینک اصلی
این نخواهد بود که به صورت اسپویلر رایگان باشد، بنابراین اگر برنامه ریزی کنید که این رمان را بخوانید، ممکن است بخواهید این بررسی را بخوانید. اما من نمی دانم چگونه در مورد این کتاب بنویسیم بدون اینکه درباره پایان دادن به آن بنویسیم. این گیج کننده، عجیب و غریب و شاید نهایتا غیر قابل توضیح است، اما چه چیز دیگری در تابلو امشب امشب دارم؟ بنابراین در اینجا ما برویم. این رمان در مورد Etsuko، یک زن ژاپنی است که تنها در انگلستان زندگی می کند. در گذشته نه چندان دور، دخترش کیکو خودکشی کرد و خودش را حلق آویز کرد. دختر دیگرش، نیکی، که در لندن زندگی می کند، برای دیدار آمده است و رابطه آنها دور و تنگ است. با این حال، بسیاری از رمان ها در بخش هایی از فلسفه ها تا زمانیکه اذوکو برای اولین بار در ناگاساکی باردار بود، ساخته شده بود آشنایی همسایه عجیب و غریب، Sachiko و حتی دخترش شگفت انگیز، Mariko. برای بسیاری از کتاب ها، من خسته شدم، آن را پایین آوردم و بدون هیچ اشتیاقی آن را برداشتم. اما پس از آن کاملا به طور ناگهانی، دو فصل آخر، تمام جهان را به هرج و مرج پرتاب می کند. اگر شما این را خوانده اید، من به کمک شما نیاز دارم تا آن را با هم به اشتراک بگذارم. لطفا Etsuko واقعا Sachiko؟ به پایان می رسد با مارکیو صحبت می کند، حتا اگر مادرش بود و او را به آمریکا می برد. آیا کیکو ماریکو را می سازد؟ ظاهر طناب و پیش بینی یک دختر حلق آویز، این را قابل قبول می کند اگر راویان روانی بیمار و روایت او اشتباه گرفته شود و یا شاید حتی عجیب و غریب احتمال، Etsuko کودک قاتل است که نگهداری ناگازاکی در وحشت است؟ این بدان معنی است که دختر در دیدگاه خود می تواند در واقع مارiko باشد. چند بار Mariko به نظر می رسد واقعا از Etsuko، که در غیر این صورت به عنوان غیر ترسناک به عنوان یک می تواند به نظر می رسد به نظر می رسد. اما وقتی که اتسوکو او را در شب میبیند و مارکیو از او میپرسد چرا او طناب دارد، مطمئنا این امکان را به وجود میآورد. آیا دیک کیکو (مارکیو) در واقع خودش را می کشد یا توسط اذوکو / سچیکو کشته شد؟ این یکی از آن کتابهایی است که نویسنده آن را بسیار ناشناخته کرده است که ما هرگز نمی توانیم با اطمینان آن را بدانیم. این مورد منحصر به فرد من نیست، اما شروع خوبی برای سفر طولانی مدت من به تمام رمان های Ishiguro است.

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** زیبا نوشته شده است. یکی از آن کتاب هایی که شما را تحریک می کنند ... شما هنوز هم پس از خواندن آن به آن فکر می کنید. من تصمیم گرفتم از Ishiguro را ترک کنم! فقط چند خط اول را بدون قصد خواندن کل کتاب بخوانید اما نمی توانم توقف کنم بله، کتاب کاملا من را خالی کرد! :) Itsuko یک زن ژاپنی است که تنها در انگلستان زندگی می کند. دختر بزرگش کیوکو (از شوهر X-X ژاپنی) اخیرا خود را کشته است. دختر جوانش، نیکی، از شوهر انگلیسی اش (ما خیلی چیزها را یاد نمی گیریم) برای چند روز به او می آید. Itsuko یادآوری خاطرات خود را از زمان های قدیمی زمانی که او با کیکو باردار پشت در ناگازاکی و قدیمی @ دوست @ از آن ها و دختر جوانش Mariko. 10 صفحه یا بیشتر در انتها، پیچ و خم ناگهانی در داستان وجود دارد و تا حدودی به خواننده بستگی دارد که چه اتفاقی افتاده است، حدس بزنید. چگونه Ishiguro به طور ناگهانی تغییر @ شما @ به @ ما @ شگفت انگیز است! شما تقریبا باید یک پاراگراف را برگردانید تا اطمینان حاصل کنید که شما آن را بخوانید. آیا Itsuko توصیف رابطه بین خود و دخترش Keiko در تمام طول زمانی که او در مورد Sachiko فکر می کرد و چقدر بد رفتار او دختر Mariko بود؟ او همچنین یادآور سفر روزانه خود به ساچیکو و دخترش ماریکو بود، او در همان زمان با کییکو باردار بود. سپس در پایان کتاب در حالی که نشان می دهد نیکی یک عکس از ناگازاکی او اشاره سفر سرگرم کننده او و Keiko به بندر در تصویر بود. او به یاد دو نسخه از خود یک باردار با Keiko و چندین بار به عنوان بسیار مهربان و بسیار خوب مادر به عنوان توسط Sachiko بود و دیگر شاید Sachiko بود که او واقعا معلوم شد: نادیده گرفتن دخترش، خسته و تحریک شده توسط او بیشتر از زمان؟ و چه معامله ای با طناب کوچکی بود که وقتی مارکیو به دنبال مارکی بود، به اطرافش ضربه زد و بار دیگر در انتهای کتاب به یاد می آورد که زمانیکه او با دختر خود کیکو راه می رفت، یاد می کرد؟ آیا این یک سرنوشت دیگر برای ما بود که مارiko و Keiko در واقع یکسان بودند؟ بار دوم او به یاد Keico گفت که او نمی خواهد به او صدمه بزند! و کیکو از او فرار کرد. چرا؟ آیا او قبل از او صدمه دیده بود و این کار را با این طناب انجام داد؟ و در حالی که او به یاد داشته باشید Sachikok انجام این چیز وحشتناک (غرق گربه های Marikos) او خیلی جالب نیست ... من فکر می کنم این بود که او خودش را به گربه های دختر خود، Keiko انجام می دهد و او هر چیزی با این قتل ... پس از خواندن برخی از بررسی های دیگر این درک من است: او خود را به عنوان یک شخص ثالث در خاطرات خود به یاد داشته باشید برای ایجاد غم و اندوه وحشتناک خودکشی Keikos در حال حاضر قابل تحمل تر. بنابراین، Sachiko واقعا Itsuko خود را در زمان بعد ... درمان دخترش Keiko به شدت. او خودش گربه ها را غرق کرد، او آن سفر سرگرم کننده را به بندر با کیوکو سفر کرد، هیچ Sachiko و Mariko وجود داشت که آنها فقط بازتابی از ایسوکو و Keiko در خاطرات خود بود. بعضی از نکات بیشتر در حمایت از این تفسیر: Ishiguro به ما چندین سرنخ را می دهد، مانند Itsuko چندین بار اشاره می کند که خاطرات او از آن روز ها مبهم است و او ممکن است برخی چیزها را مخلوط کند. همچنین Itsuko به دخترش اشاره می کند رویای او در مورد یک دختر کوچک که روز دیگر در پارک دیدند، اشاره کرد. دختر او توجه چندانی نمی کند، دفعه بعد Itsuko می گوید من متوجه شدم که این واقعا در مورد آن دختر نیست و دخترش نتیجه می گیرد که باید در مورد Keiko بود و Itsuko آن را با خنده گفت که این ایده عجیب و غریب بود و هیچ این کیکو نبود، دختر کوچکی بود که مدت ها پیش می دانستم. چرا باید این ایده عجیب و غریب باشد؟ در واقع طبیعی است که رویای کیکو را پس از مرگ او ببینیم ... سومین بار اوسوکو به دخترش می گوید که او ابتدا فکر کرد که دختر در حال چرخش نشسته است، اما این همان چیزی بود که به نظر می رسید اولین بار بود و او واقعا نمی دانست نشستن روی سر و صدا همچنین Itsuko به ما می گوید که او ابتدا فکر کرد که این یک رویا بی نظیر بود و بعد متوجه شد که آن نبود! اگر من معنایInnocent dream @ را درست نفهمم، من فکر می کنم این یک سرنخ عالی است که به ما بگوید این ها فقط رویاها نیستند، بلکه یک نسخه تغییر یافته از چیزی است که او می خواست به یاد داشته باشید ... بنابراین من فکر می کنم Ishiguro در تلاش است تا به ما بگویید که چیزهایی که رویای یا به یاد ...

مشاهده لینک اصلی
مهارت کلاسیک Kazuu Ishiguras در توانایی او در افشای خودآگاهی شخصیت های او در صفحه است. نگاهی زیبا به تپه ها اساسا Etsukos تا حدی خاطرات از زندگی او در ژاپن، احاطه شده توسط برخی از افسانه ها تنظیم شده در حال حاضر پس از خودکشی دختر بزرگتر Keiko او. خاطرات Etsukos از Sachiko مخالف با اصرار جوان Etsukos است که او را خوشحال است که او است، جایی که او وجود دارد، واقعیت است که توسط حضور معاصر Etsukos در انگلستان، با دختر نیمی انگلیسی، نیکی، که برای دیدار او آمده است برای چند روز. در بسیاری از موارد این چیزی نیست که Ishiguro در مورد Etsuko آشکار می کند که به همان اندازه چیزی است که او نشان نمی دهد. همانطور که روایت در اطراف دو دوره زمانی شکل می گیرد، واضح است که شکاف ها و ناسازگاری ها وجود دارد. اگر چه ممکن است این را بخوانیم به عنوان یک داستان ساده از یک خانم ثروتمند که در طول تابستان چند سال پیش در ژاپن فکر کرده بود، چنین خواندی زیرنویس عمیق ایجاد شده توسط داستان Etsukos را نادیده می گیرد. Ishiguro در مورد صحنه های بسیار انتخابی است، که تحولات ما را نشان می دهد. در خانه، Etsuko یک زن مدل است: احترام و مطیع به شوهر و پدر و مادر، شایسته و شاد در مورد مادر بودن خود را در آینده. با این حال، در لحظات محافظت شده او با سچیکو، او شخصیت بیشتری را خلق می کند. او با Sachiko مخالف است، که در مورد والدین فقیرش دفاعی است. اما Sachiko و Mariko واقعی هستند؟ یا آیا آنها Etsuko تلاش برای کشف گناه خود را بیش از Keikos ناخودآگاه و خودکشی؟ درخشش درخشان از هیلز بنابراین تمام ویژگی های یک رمان Ishiguro است. این یک راوی است که به زندگی خود نگاه می کند، در حال پشیمانی است، در گوشه داستان با سایه انداختن خود از الگوی بی نظمی سایه می زند. با این حال، لهستانی Ishiguros بعد از آن کار می کند. شخصیت ها، حتی Etsuko، بسیار ضعیف و مسطح پیدا کردم. گفت و گو به طور خاص احساس می کند. من خواندن تصورات خود را به یک رمان در حالی که من آنها را بخوانم، اما در حالی که من خواندن این تنها سکوت بود. کاراکترها مانند روباتها به دنبال یک سری خطوط از پیش تعریف شده به جای زندگی، مانند یک فرد تنفس واکنش نشان می دهند. دوست دارد فکر کند که این قسمت عمدی در بخش Ishiguros است، که بر عدم اطمینان روایت Etsukos تأکید دارد، اما حتی قطعات موجود در حال حاضر مانند این هستند. نیکی و Etsuko صحبت مانند دو نفر که فقط ملاقات کرده اند به جای یک مادر و دختر با سال ها استدلال و antics مشترک بین آنها است. با این حال، هر چند سکوت در اطراف لبه های خود تقریبا، این یک تظاهرات قابل ملاحظه و قابل اعتماد از حفره در سمت چپ زندگی Etsukos توسط Keikos مرگ. Ishiguro توضیح نمی دهد که چه اتفاقی برای شوهرش افتاده (هر کدام از آنها)، چرا او تنها است، چرا او برای اولین بار به انگلستان حرکت می کند. به جای یک پاسخ ساده، او تنها یک پنجره باریک را به بخش کوچکی از زندگی Etsukos ارائه می دهد؛ آن را به ما بگو آیا ما اعلام خود را با آن راضی است. برای من بخشی از منظره تپه از تپه ها جابجایی است، اما نه به عنوان به یاد ماندنی به عنوان رمان های دیگر Ishiguro Ive خوانده شده است. این یک تعطیلات آخر هفته بود. و این عمیق است که مستحق معاینه است - اما بر خلاف برخی از آثار دیگرش، آن را تقاضا نمیکنند. این همان داستان قدرتمند نیست که اسحیفورو در حال تولید است و اکنون به آن می رسد، این باعث ناامیدی من می شود. این هنوز یک داستان است که من می توانم توصیه، اما آن چیزی نیست که من می توانم به عنوان Ishiguros بهتر است.

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** این قطعا یک رمان است که نمی خواهد تمام اسرار آن را رها کند و بنابراین خواننده مجبور است تفسیر خود را به متن بسط دهد. من امروز امروز در مورد اینکه چطور گناه فراخوانده می شد، فکر کردم - بار آن را بر روی فردی که آن را برای چندین دهه نگه داشته است، در برخی موارد، و چه شخصی - شخص واقعا آشفته - ممکن است برای مقابله با این گناه انجام دهد. آیا او گذشته را همانطور که واقعا اتفاق افتاد، به حساب میآورد یا اینکه به جای آن، آن را خیلی بالا میبرد ... به نظر میرسد او فقط یک مشتاق بیگناه بود ... کسی که فقط شاهد آنچه اتفاق افتاد، به جای عامل مؤثر، که قابل تحقق اقدامات باعث خسارت ماندگار در اطراف او شد؟ من فکر می کنم احتمالا دومی است! Ishiguro قطعا به نظر می رسد، گاهی اوقات، مانند دو شخصیت جداگانه و بالغ زن در این رمان وجود دارد، و سپس در زمان های دیگر، به نظر می رسد که آنها می تواند یک شخص باشد. شاید در تمام طول روز، Etsuko با خود صحبت کرد، یا او به خاطر اقدامات / واکنش های همسایه اش به عنوان خودش بود. واضح است که در آن زمان پیچ و تاب در چند صفحه اخیر ارائه شده است، ما باید فرض کنیم که Mariko در واقع Keiko بود، و Etsuko بود در حال بررسی وقایع که دخترش را از آنچه او بود، در نهایت - دختر غافلگیر شده، پس از آن غفلت پدربزرگ، ناخوشایند فرانک، فردی که از سوی یک مادر ربوده شده است تا از شرایط کاهش یافته خود فرار کند، این را نادیده گرفت که فرزند خود را نادیده گرفته و هر علامت هشدار دهنده ای را که با فرانک در خارج از کشور حرکت می کند، ایده خوبی نیست. فرانک یک کاربر بود، و مست و Sachiko - Etsukos تغییر ego - نیز یک کاربر بود. او می خواست از طریق هر وسیله ای امکان پذیر باشد. صحنه در پل، در پایان، سرد بود، فکر می کرد که Sachiko / Estuko از بار او - فرزند خود - خسته شده بود - که او یک طناب را نه یک بار بلکه دو بار، به طوری که او می خواهد خود را آویزان کودک، این چیزی است که آن صحنه های رودخانه به نظر می آید. من نمی توانستم این را مطالعه کنم بدون این که به شدت تحقیق کنم. من نمی خواستم کل زمان را اشتباه بگیرم پس من نبودم من هشدار عادلانه ای در مورد پیچیدگی های آینده داشتم، و بنابراین من فکر می کنم از رمان خیلی بیشتر لذت بردم، احساس نمی کردم که اشتباه گرفته ام، چون دیگر احساس نمی کردم. من فکر می کنم بزرگترین عقیده ی اسحاقورو نسبت به هویت واقعی سچیکو است، زمانی که او از دیدگاه Etsukos نوشت که Sachiko گفته است، و سپس به طور ناگهانی به اتهامات اتسوکوس، عقلانیت و گناه بر دخترش که خودکشی کرده است، تغییر می کند. او ادعا می کند گناه Sachikos به عنوان خودش است. از آنجا که صدای Sachikos در واقع خودش بود. به همین دلیل توضیح می دهد که پس از صحبت در مورد اینکه چگونه ساچیکو ماریکو را نادیده گرفت، استوکو، در مواردی که بلافاصله پس از آن، می تواند درباره احساس گناه برای آنچه که ظاهرا به همسایگان دخترش اتفاق افتاده صحبت کند. او بین واجب بودن مجازاتها و تجاوز به زندان بود که به شخص دیگری اتفاق افتاده است - فاصله گرفتن از گناه که باید احساس کند - و همانطور که آنها واقعا برای او اتفاق افتاده است. حقیقت دوم است به هر حال، من واقعا از این لذت بردم، و من دیگر روزها را بخواندم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب منظر پریده رنگ تپه ها


 کتاب برو دیده بانی بگمار
 کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی
 کتاب نور شعله ور
 کتاب قطار به سوی پاکستان
 کتاب شیرفروش
 کتاب میخائیل و مارگریتا