کتاب ملت عشق

اثر الیف شافاک از انتشارات ققنوس - مترجم: ارسلان فصیحی-داستان تاریخی

خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد، نوک قلمم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدم‌هایی شناختم، قصه‌هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته. کفش‌های آهنی سوراخ شده؛ من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی...

مولانا خودش را «خاموش» می‌نامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیده‌ای که شاعری، آن هم شاعری که آوازه‌اش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستی‌اش، چیستی‌اش، حتی هوایی که تنفس می‌کند چیزی نیست جز کلمه‌ها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته چطور می‌شود که خودش را «خاموش» بنامد؟

کائنات هم مثل ما قلبی نازنین و قلبش تپشی منظم دارد. سال‌هاست به هر جا پا گذاشته‌ام آن صدا را شنیده‌ام. هر انسانی را جواهری پنهان و امانت پروردگار دانسته‌ام و به گفته‌هایش گوش سپرده‌ام. شنیدن را دوست دارم؛ جمله‌ها و کلمه‌ها و حرف‌ها را... اما چیزی که وادارم کرد این کتاب را بنویسم سکوت محض بود.

اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تأکید می‌کنند که این اثرِ جاودان با حرف «ب» شروع شده است. نخستین کلمه‌اش «بشنو!» است. یعنی می‌گویی تصادفی است شاعری که تخلصش «خاموش» بوده ارزشمندترین اثرش را با «بشنو» شروع می‌کند؟ راستی، خاموشی را می‌شود شنید؟

همة بخش‌های این رمان نیز با همان حرف بی‌صدا شروع می‌شود. نپرس «چرا؟» خواهش می‌کنم. جوابش را تو پیدا کن و برای خودت نگه دار.

چون در این راه‌ها چنان حقیقت‌هایی هست که حتی هنگام روایتشان هم باید به مثابه راز بمانند.

(از متن کتاب)


خرید کتاب ملت عشق
جستجوی کتاب ملت عشق در گودریدز

معرفی کتاب ملت عشق از نگاه کاربران
نمی‌دونم دقیقا از کجا شروع کنم!
از تاثیر خیلی خوبی که از کتاب از نظر ایمانی گرفتم که بگذریم، این کتاب خیلی عالی زندگی شمس و مولانا که همیشه دوست داشتم در موردش بخونم رو توصیف کرد. ملت عشق به گفتن از زندگی شمس و مولانا محدود نشد و موازی با این داستان تاریخی، اثر اون بر یک زندگی کاملا امروزی یعنی اللا هم بررسی می‌شد.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ملت عشق، نگاه از دیدگاه افراد مختلف با نظرهای متفاوت بود. بخش‌های مختلف کتاب از دید راوی‌هایی به غایت متفاوت تعریف می‌شد که به درکشون و شخصیت‌پردازی در کمترین زمان واقعا کمک می‌کرد. در واقع، به هر کس از دیدگاه خودش نگاه می‌شد.
ملت عشق البته یک سری نقاط کور هم داشت برای من که اشاره بهشون باعث لو رفتن داستان می‌شه. فقط به طور ضمنی بگم در مورد کیمیا و شمس برام مبهم بود و در مورد اللا و عزیز ترجیح می‌دادم جور دیگه‌ای پیش بره. علت کم کردن یک نمره هم همین نقاط کور و تاثیر شاید افراطی‌ای است که می‌تونه بر زندگی افرادی با موقعیت مشابه بذاره.
-------------------------------
بخش‌های ماندگار کتاب:
ازدواج کردن با کسی که خیلی با تو فرق دارد رسما یعنی قمار کردن.
...
راستی، خاموشی را می‌شود شنید؟
...
قاعده اول: کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار می‌بریم، همچون آیینه‌ای است که خود را در آن می‌بینیم. هنگامی که نام خدا را می‌شنوی ابتدا اگر موجودی ترسناک و شرم‌آور به ذهنت بیاید، به این معناست که تو نیز بیشتر‌ مواقع در ترس و شرم به سر می‌بری. اما اگر هنگامی که نام خدا را می‌شنوی، ابتدا عشق و لطف و مهربانی به یادت بیاید، به این معناست که این صفات در وجود تو نیز فراوانند.
...
نمی‌دانم چرا آدمیزاد تمایل دارد وقتی چیزی را درک نمی‌کند بدی‌اش را بگوید.
...
در جستجوی زندگی‌ای هستم که به زیستنش بی‌ارزد؛ همین‌طور دانشی که به دانستنش بی‌ارزد.
...
قاعده دوم: پیمودن راه حق کار دل است، نه کار عقل.
...
درست است که خدا را با گشتن نمی‌توان پیدا کرد اما خدا را فقط کسانی پیدا می‌کنند که به دنبالش می‌گردند.
...
چیزی که می‌خواستم بگویم این است که اگر کسی دنبال مال و منال و مقام برود، غرق جواهر شود و جامه اطلس و حریر بر تن کند، یعنی کارهایی مثل کارهای شما بکند حضرت قاضی، غیرممکن است بتواند خدا را بیابد.
...
همین که حس می‌کرد به چیزی عادت می‌کند، علاقه‌اش را به آن از دست می‌داد.
...
قاعده هفتم: در این زندگانی اگر تک و تنها در گوشه‌ی انزوا بمانی و فقط پژواک صدای خود را بشنوی، نمی‌توانی حقیقت را کشف کنی. فقط در آینه‌ی انسان دیگر است که می‌توانی خودت را کاملا ببینی.
...
پس از رسیدن به خواسته‌ات شکر کردن آسان است. صوفی آن است که حتی وقتی خواسته‌اش محقق نشده، شکر گوید.
...
قاعده یازدهم: قابله می‌داند که زایمان بی‌درد نمی‌شود. برای أنکه تویی نو و تازه از تو ظهور کند، باید برای تحمل سختی‌ها و دردها آماده باشی.
...
آزمودن صحت ایمان دیگران وظیفه ما انسان‌ها نیست.
...
در این دنیا آدم‌هایی که بیشتر بدانند‌ آرام‌تر و ‌ساکت‌ترند.
...
اگر فکر نکنیم و سوال نپرسیم، آن‌وقت فرقمان با خیار و کلم چیست؟ این عقل را به ما داده‌اند تا فکر کنیم.
...
دانستن چیزی که نمی‌دانست با آن چه کند به چه کارش می‌آمد؟
...
اگر چشم‌انتظار احترام و توجه و محبت دیگرانی، ابتدا این‌ها را به خودت بدهکاری.
...
اندیشیدن به پایان راه، کاری بیهوده است. وظیفه‌ی تو فقط اندیشیدن به نخستین گامی است که برمی‌داری. ادامه‌اش خود به خود می‌آید.
...
شک کردن چیز بدی نیست. اگر شک بکنی یعنی اینکه زنده‌ای. در جستجویی.
...
باید از خود بپرسیم چه چیزی به این آش در هم جوش جهانی اضافه کرده‌ایم. دلخوری، عصبانیت، خونخواهی و خشونت؟ یا عشق، ایمان و هماهنگی؟
...
گوش دادن به صدای خواب شهر، هم اندوهی توصیف‌ناپذیر به بار می‌آورد و هم شادی‌ای توصیف‌ناپذیر.
...
عمق سخنان خطبا را با این می‌سنجند که شنونده‌هایش چه فهمیده‌اند.
...
مگر شکر کردن به خاطر چیزهای نیکو کاری دارد؟ این را سگ‌های بلخ هم بلدند. اگر استخوانشان بدهی خوشحال می‌شوند و به نشانه شکر دمشان را تکان می‌دهند. بدون شک انسان بیشتر از دستش برمی‌آید.
...
انسان باید با عشق و در عشق ایمان بیاورد؛ باید در رگ‌هایش عشق به خدا و انسان‌ها را حس کند!
...
نه فقط به خاطر چیزهایی که به من ارزانی داشته، بلکه به خاطر چیزهایی که از من دریغ کرده نیز شکر خواهم کرد. چون تنها اوست که می‌داند چه چیز به صلاح من است.
...
متعصب‌ها به جای آنکه خود را در عشق خدا فنا کنند و با نفس خود جهاد کنند، همیشه با دیگران می‌جنگند و از نسلی به نسل دیگر تخم ترس می‌پاشند. اگر انسان بدبینانه نگاه کند به همه جا، طبیعی است که همه جا بدی ببیند. هر گاه در جایی زلزله یا خشکسالی شود نشانه غضب خداوند می‌شمرند. حال آنکه آشکارا گفته است: «رحمتم از غضبم افزون است.»
...
آن که عاشق نیست، عشق را نمی‌تواند درک کند، آن که عاشق است نمی‌تواند وصف کند.
...
صوفی عیب را نمی‌بیند، عیب را می‌پوشاند.
...
باید هر چیزی جز عشق به خدا را بروبیم و دور بیندازیم و از مرض خود را متفاوت و مهم شمردن خلاص شویم.
...
خدا کبر را دوست ندارد. می‌خواهد متواضع باشیم. از این رو، حتی در قضایایی که حق کاملا با ماست، نباید برتری خود را به رخ بکشیم.
...
اگر یکی را که دوستش داری از دست بدهی، بخشی از وجودت همراه با او از دست می‌رود.
...
عمری که بی‌عشق بگذرد، بیهوده گذشته، نپرس که آیا باید در پس عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی یا عشق عشق جسمانی؟ از تفاوت‌ها تفاوت می‌زاید. حال آنکه هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش.

مشاهده لینک اصلی
وقتی که بچه بودم یادم هست یکی از همشاگردیها کتابی را یواشکی توی کیفش میاورد مدرسه و من چون خیلی به خواندن علاقه داشتم کتاب را میگرفتم و همانطوری با زجر و شکنجه میخواندم. نویسنده کتاب که ممکن است خیلی از شما دوستان جوان نامش را نشنیده باشید ر.اعتمادی نام داشت و داستانهایی به سبک همین سریال های یک قرانی تلویزیون مینوشت. از نوع امروزی تر این داستان های عامه پسند میتواند از کتابهای م. مودب پور نام برد!!!!

من که نویسنده محبوبم در آن زمانها صادق هدایت بود از خواندن این داستانها بیشتر مشمئز میشدم تا اینکه لذت ببرم. خوشبختانه آن خوانش ها به همان یکی دو کتاب جیبی یواشکی همکلاسی خاتمه یافت و من هرگز مجبور نشدم روی چنین کتابهایی را ببینم تا به امروز. ملت عشق البته از نظر من که تلویزیون نمیبینم, با داستانهای سطحی و عامه پسند به شدت مخالفم و از تراوش های ذهن غرب زده به شدت بیزارم یادآور همان خاطره خوانش بیهوده کتابهای ر. اعتمادی در زمان بچگی ها بود.

گودریدز باید نصف ستاره را هم به سیستم امتیاز دادن اضافه کند به نظرم و تا آنوقت من به این کتاب یک ستاره میدهم



مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** برخلاف بسیاری از خوانندگان دیگر این کتاب را دوست نداشتم. من احساس می کردم داستان روایت یک نعمت نیمه پخته شده بود که با هم از قوانینForty Love Love @ @ Fortiy @. این بهتر بود که فقط چهار عادت عشق را با فهرست مواد منبعی که در پشت نوشته شده اند، ذکر کنم. (هشدار اسپویلر من اشاره می کنم که در کتاب بعدی در جمله بعدی اتفاق می افتد.) الا، شخصیت اصلی در حال حاضر، شوهر و فرزندان خود را درگیر ارتباط عاشقانه با معلم صوفی می کند و او را عصبانی می کند، و من احساس می کنم تصوف . او از او دلزدگی می کند، زیرا او زمان زیادی را صرف تفکر پاسخ می دهد و حضور او به دنبال آن است که در شخص دیگری یافت شود، نه درون خودش. این عرفان را با نشان دادن یک معلم صوفی به شکل عاشقانه با یک زن متاهل مرتبط می کند و با او به کشور دیگری می برد. به جای تبدیل شدن به یک پل به عنوان یک معلم، که با دانشجوی خود رابطه جنسی ندارد، برای کمک به او توانایی خود را درک می کند، هدایایی که درون آن است، با او به ترکیه می آید. این ممکن است به نظر عاشقانه، اما همچنین عاطفی و معنوی ارزان است.

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را برای مدت طولانی خواندم، فقط آن را مدیریت کردم و شروع کردم. بخشی از این به این دلیل بود که بخش های باستانی درباره رومی و شمس بسیار جالب تر از بحران موجود خانوار مدرن بود، اما همچنین این کتاب به من متفکر و متفکر بود. بحث بر سر چهارچوب قوانین، نوعی است که ضروری است قدم در خارج از چارچوب رمان قرار گیرد و مفهوم را برای زندگی شما به کار ببندد، تا ببینید که چگونه با آنچه قبلا باور دارید، متناسب است. داستانهای کوچکتر در رمان، بیشتر توسط شمس گفته شده، پرسشهای بسیاری را به عنوان پاسخ ارائه می دهند، اما همیشه به شما فکر می کنند. با این حال، من دور از تصور بودم که کلمات به معنی اقدامات در رمان است. (به ویژه)، الا (خانم خانه دار) با ترک شوهر و فرزندانش برای یک مردی که او به سختی می داند، تغییر می کند و از چیزی جز انعکاسی از اطرافیانش، به چیزی که ما انتظار داریم اعتقاد داریم، او واقعی است خود. به نظر من این چیزی جز شکل دیگری از انعکاس، به سادگی انتقال به یک فرد جدید، عزیز و اعتقادات دینی بود که او برگزار کرد. در نیاز او برای فرار از زندگی او ساخته شده است و به دام افتاده است، او خود را به شخص دیگری متصل می کند. آیا این تغییر شخصی واقعی است؟ من فکر می کنم که ما معتقدیم که او عشق را دنبال می کند، اما آن را غلط نامیده و به نظر می رسد عشق واقعی و دوستی را که نویسنده در تلاش است بین رومی و شمس نشان دهد، تضعیف می کند. (مخفی کردن اسپویلر)] در هر صورت، یک چیز خوب برای خروج از خواندن این تمایل است برای پیدا کردن بیشتر در مورد رومی، خواندن آثار خود را، و برای خودتان ببینید که چه درس های او را به آموزش.

مشاهده لینک اصلی
برخورد و تبدیل عشق بین رومی و درویش سرگردان شمس تبریز در دهه 1240، پس زمینه، زمینه و توضیح تحول در سال 2008 و 2009 الا روبنشتاین، خانه دار آمریکایی یهودی آمریکایی در شهر نورت هاپتون، از طریق ارتباط با داستان آنها است. شمس دانشمند محترم و محترم، رومی را به یک شاعر و یکی از بنیانگذاران (همراه با شمس) دوریوش می چرخاند؛ داستان او الا را از یک زن سرکوبگر و بازنشسته در یک ازدواج غیر دوستانه به یک زن آزاد و پرماجرا تبدیل می کند. فصل های متناوب از دیدگاه الا یا شمس و بسیاری از افرادی که به طور مستقیم در کنیا، دمشق و تبریز با آنها ارتباط برقرار می کنند صحبت می کنند. آرامش و آرامش او و موعظه های او باعث تحریک واکنش شدید می شود، از واکنش های شدید خصمانه مسلمانان مسلمان اسلامی تا تقریبا شناسایی توسط رومی، از احترام و عزت نفس از سوی بی رحمانه ای که او را تسلی می بخشد و به یک نوع عشق کمک می کند نمی تواند خود را، نوع پرشور و بدنی اجازه دهد. کدام ممکن است آنچه شما فکر می کنید این کتاب در مورد آن بود، اما نه، شمس 40 قوانین عشق قوانین صوفی هستند، از پذیرش سرنوشت، اما کمک و جلوگیری از آسیب به دیگران و اعتماد به خدایان به طور کلی فقط طراحی همه چیز. این کتاب یک مقدمه ای خوشایند در این لحظه در عرفان و ریشه های درویش ها می باشد (Mahlev @ یا استاد چیزی بود که رومی نامیده می شود) و داستان های دوقلو - قرن های 13 و 21 - به یک نتیجه رضایت بخش بروید. با این حال، ساختار و صدای روایت شافک در اینجا بسیار محدود است که برای مدت کوتاهی در حال وقوع است. هر فصل به ما افکار و مشاهدات تنها یک شخصیت را در یک زمان می گوید، اغلب به ما می گوید چیزهایی که بعید به نظر می رسد حتی برای خودشان، و همه به نظر می رسد یکسان است، چه مست و یا یک روسپی یا روشنفکر در کنی در سال 1246 یا الا روبنشتاین در سال 2008. مست خبر می دهد که او مست است، اما او مست مستقل نیست، عصبانیت عصبی به ما می گوید که او عصبانیت عصبانی است، اما در مورد آن بسیار هیجان زده و غیره. @ زیبایی در چشم چشم انداز است، @ شمس گفت: \"(ص 268) او به نظر می رسد درست مثل الا. این محدودیت ها کاملا متفاوت از رویکرد الف شافک در رمان قبلی خود «برادران استانبول» است (نگاه کنید به بررسی من)، جایی که صداهای مختلف و دیدگاه های روایی، از جمله یک جن و یک انجمن اینترنتی، وجود دارد. اما @ 40 Rules @ به پایان خوبی و کاملا صوفی می رسد که برای ضعف های دیگر جبران می شود و در طول خواندن آن بسیار مورد توجه ما قرار می گیرد که چرا تصوف برای بسیاری از آنها جذاب است.

مشاهده لینک اصلی
چه می توانم بگویم؟ این کتاب بسیار شگفت انگیز لعنتی بود استعاره در صفحه اول سابقه ای برای سفر روحی است که این جذاب، تور گذشته ی زندگی است که در پروسۀ ظریف نوشته شده است ... با در اختیار داشتن انگیزه ای برای فکر کردن ... احساس می کنید ... دعا کنید ... زندگی می کنید .. .BELIEVE ... COMMITAs داستان های خود کشف رفتن - غیر متعارف آن است. آنچه که یک محقق اسلامی میانه رو، عرفای مسلمان مسلمان، عکاس بین المللی و یک زن خانه دار یهودی متولد شده است .... فکر کرد که سوالات فلسفی / چالش ها / افکار را تحریک می کند. شعر ارسال. همراهی اتحاد با خدا. انتخاب هایی که ما انجام می دهیم ... دلایلی که ما مطیع و یا خشم علیه دستگاه است. شعر احترام مذهبی عزت نفس .... قدرت عشق. امکان تغییر همه آن ها و سپس برخی از آنها از طریق 350 صفحه شنا می کنند ... کلام مقدس شیرین! @ هیچ چیز نباید بین خودتان و خدا ایستاد!NO ماده که ما در حال زندگی می کنیم، عمیق در داخل ما همه چیز را درک ناقص. آن را مانند ما از دست داده ایم و نیاز به آن را داریم. فقط چیزی است که چیزی بیشتر است، بیشتر از ایالات متحده پیدا نیست. و کسانی که حتی مدیریت کمتری برای رفتن و به دنبال آن هستند. تنها بودن و تنهایی چیزهای مختلف را ببرند. هنگامی که شما تنها هستید، به خودتان خیانت می کنید که باور دارید که در مسیر درست هستید. تنها بودن برای ما بهتر است، به این معنی که تنها بدون داشتن احساس تنهایی. اما در نهایت بهتر است فردی را پیدا کنیم که فرد آینه شما باشد. به خاطر داشته باشید که تنها در قلب افراد دیگر می توانید خود و حضور خدا را در درون خود ببینید. اگر می خواهید تغییر دهید، دیگران به شما می پردازند، برای اولین بار شما باید خودتان را تغییر دهید. بدون اینکه به خودتان آموخته باشید، کاملا و به طور کامل، هیچ راهی وجود ندارد که بتوانید از آن لذت ببرید. بیشتر مشکلات دنیای دیجیتال از اشتباهات زبانی و سوء تفاهمات ساده. آیا تا به حال کلمات را در ارزش اسمی گرفته اید؟ ... آنچه که نمی تواند به کارگران بسپارد، تنها می تواند از طریق سکوت حل شود. REAL FILTH IS ONE INSIDE. رد شدن به راحتی خاموش می شود تنها یک نوع کوره است که نمی تواند با آب های پوسته تمیز شود، و این بطری که از بین رفته و غلیظ است و باعث نفوذ نفس می شود. شما می توانید بدن خود را از طریق تقویت و تسریع بخورید، اما تنها عشق قلب شما را پاک می کند.

مشاهده لینک اصلی
علی رغم ظاهر\u003e اتحادیه اروپا ™ و یا عاشقانه عنوان آن،Cele چهل قوانین عشق @ است که به سختی یک رمان عاشقانه. دو کشور\u003e عملیات، بهانه È ™ ثانیه دو جدول زمانی از داستان ™ می دانم، (قرن سیزدهم ™ E و قرن بیست و یکم)، رمان evocă غیر معمول ™ Nuit legatură معنوی شاعر فارسی مولانا E ™ و دروال ™ عارف شمس تبریز، که دارای اثر را کنار گذاشته\u003e و منطقه از ¢ îndeletnicirea سابق inie به\u003e ială، واعظ مذهبی E ™ و صدای کشف\u003e را شاعرانه او. 40 قوانین عشق اعلام\u003e تامین شده توسط شمس صوفی E ™ و نگرانی carnală، ها Obie ™ nuită را دوست ندارد اما عشق عالی کشور، که uneÈ ™ \"ارواح دوباره دو نفر است که بیش از یافتن vieÈ\u003e IIE ™ من قبل از مرگ împlinind تلفیقی از دو روح مکمل într یکی پیدا شده است، desăvà ¢ دوباره القایی ™ se.Tehnica در ramă narativă @ @ داستان در داستان، آن را بسیار اتحادیه اروپا ™ آسان به خواندن و سخت lăsat E ™ کارشناسی ارشد nă.â € ¢ اجازه înduri œRăbdarea معنی نیست فروتن، اما شما را به یک دیدگاه تیز îndeajuns £ ită عنوان încrezi به خودتان اجازه دهید در پایان دادن به یک پوشک تنها. معنی صبر چیست؟ بیایید £ ÃŽnseamnă شما در خار و گل رز بیایید ببینید، اجازه دهید priveÅŸti شب و revărsatul از ziuă بیایید ببینید. اجازه دهید înseamnă شما به دنبال به جلو به ATA ¢ تی slabă، încà ¢ تی بیایید در شرایط نه اجازه دهید zăreÅŸti و دلباز هستند. کسانی که عشق خدا نمی تواند و هرگز صبر و شکیبایی را از دست چون من می دانم که طول می کشد زمان برای داس اجازه دهید آن را در ماه کامل تبدیل @

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ملت عشق


 کتاب سقوط پادشاهان
 کتاب عطر (سرگذشت یک جنایتکار)
 کتاب اینجا در برلین
 کتاب ترانه مرغ اسیر
 کتاب خوشه های خشم
 کتاب اعترافات نات ترنر