کتاب لطفا به من نخندید

اثر جودی بلانکو از انتشارات ایران بان - مترجم: افسانه محمدی شاهرخ-داستان تاریخی

While other children were daydreaming about dances, first kisses, and college, Jodee Blanco was trying to figure out how to go from homeroom to study hall without being taunted or spit upon as she walked through the halls. This powerful, unforgettable memoir chronicles how one child was shunned—and even physically abused—by her classmates from elementary school through high school. It is an unflinching look at what it means to be the outcast, how even the most loving parents can get it all wrong, why schools are often unable to prevent disaster, and how bullying has been misunderstood and mishandled by the mental health community.


خرید کتاب لطفا به من نخندید
جستجوی کتاب لطفا به من نخندید در گودریدز

معرفی کتاب لطفا به من نخندید از نگاه کاربران
Please Stop Laughing at Me... One Womans Inspirational Story, Jodee Blanco
عنوان: لطفاً به من نخنديد؛ نویسنده: جودی بلانکو؛ مترجم: افسانه محمدی شاهرخ؛ تهران، قطره، 1388؛ در 255 ص؛ شابک: 9786001190308؛ موضوع: روانشناسی - زورگویی - قرن 21 م
دستنوشته های جودی بلانکو است، دستنوشته هایی از جنس واقعیت، دختری که در سالهای راهنمایی خاطرات خوبی ندارد، و حالا تصمیم دارد با دید جدیدی دبیرستانش را شروع کند، کسی که در بدو ورود به سرویس مدرسه، باز هم همان خاطرات بگذشته برایش تکرار میشود؛ و او مجبور است به تنهایی در صندلی جلوی اتوبوس، کنار راننده بنشیند. کسی که همیشه آرزو دارد، عضو گروهی از بچه ها باشد، کسی باشد که داگران رازهای خویش را با او در میان بگذارند؛ و کمی هم به او توجه کنند. کسی که خوب سخنرانی میکند؛ ولی از ترس اینکه این استعدادش از نظر دیگر همکلاسی ها «با حال» نیست، کسل و دست پاچه میشود. پیشنهاد میکنم همه بخوانند. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
راستش من زیاد خوشم نیومد :)) این کتاب بیشتر به اینکه مطرود بودن چه حسی داره میپردازه
و خوب اینکه یک سری از نوجوونا چه مشکلاتی تو مدرسه دارن
در کل کمک خاصی نکرد

مشاهده لینک اصلی
وقتی این کتاب را در قفسه دیدم خیلی هیجان زده شدم. من در مدرسه بدبخت شدم من یک پس زمینه بسیار مشابه برای Jodee داشتم. من در مورد سن او هستم، و در آن زمان، مدرسان مدرسه از قلدری ها نادیده گرفتند یا سعی کردند قربانی را سرزنش کنند. پدر و مادرم من را از مدرسه به مدرسه منتقل کردند، اما فقط بدتر شد. من هم جسمی و روانی مورد آزار قرار گرفتم. من بیشتر از رشد من در مکاتب اجتماعی بودم. واقعا دوست داشتم این کتاب را دوست داشته باشم. من، با این حال، Jodee تبدیل به یکی از کمترین دلایلی قربانی من تا کنون در مورد خواندن. در حالی که او در مورد اینکه چقدر از او نفرت داشت ناراحت شد و شکایت کرد، او به شدت از دیگران انتقاد کرد. او در توضیح بعضی از همکاران بی نظیر همسایه خود در روش های زشت ترین و غیر قابل تحسین بی ادب است. من توصیفات خود را از دانش آموزانی که دارای معلولیت بودند پیدا کردم و از آنها بیزار بودم و توهین آمیز بودم. به دلیل اینکه من قربانی قلدری جدی شدم، نمی خواهم بگویم که باید قربانی را سرزنش کرد ... اما به عنوان یک بزرگسال، می بینم که در آن فقیر اجتماعی مهارت ها و جذب خود من منجر به هدف من برای قلج است. من نمیدانم این اقدامات شما را توجیه کرده است، اما اعمال من بر مردم در اطراف من تاثیر گذاشته است. به نظر می رسد Jodee تا به حال یک آگهی به عنوان یک بالغ نیست. او داستان را از طریق چشم 12 ساله متولد می کند. من هیچ بهبودی یا خودآزمایی را ندیدم. و من با پایان دادن به ناامیدی بودم. او مانند یک بچه کوچک از جان گذشته تصور می کرد که دبیرستان دبیرستانش را می فهمد. Woo من خیلی مهم هستم و تمام این افراد مشهور را می شناسم ... لطفا به من، CHEERLADERS! @ و cheerleaders گفت:OK! ما عاشق JODEE !! @ End.Worst. کتاب. همیشه.

مشاهده لینک اصلی
این تصور است که داستان واقعی درباره زندگی نویسندگان باشد و اینکه چگونه از طریق مدرسه مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. به عنوان یک بزرگسال، او تبدیل به یک خبرنگار معروف شد و به سخنرانی در مورد قلدری رفته است. این کتاب خوب شروع شد، اما پس از آن سخت تر شد که باور شود؛ در نهایت آن را به نظر نمی رسید حل درست در همه. نویسنده بیان می کند که او آسیب می زند و کتاب بر روی ژاکت نوشته شده است، @ ... داستان عجیب و غریب از بقا در برابر شانس غیر قابل تحمل @ اما داستان چنین شبیه به آن بود. به نظر می رسید که خانم بلانکو خیلی وقت ها عاشق بود و هنگامی که او دیگر بچه های محبوب را خشمگین کرد، تنها مورد آزار و اذیت قرار گرفت. به گفته وی، او این کار را با ایستادن از سوی دیگران که مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند و از رفتن به همراه جمعیت، زمانی که کارهای اشتباه را انجام می دادند، انجام داد. ظاهرا هر کس دیگری در مدارس (به مدرسه دیگری منتقل شد تا دور شود) تحت فشار مخاطب قرار گرفت و با هر گونه خواست @ crow @ خواستار شد - تنها جودی علیه آنها ایستاد. او نظرات را چنین بیان می کند که عبارتند از: قدرت او باعث شد که بچه های دیگر از او متنفر باشند و اقدامات او باعث می شود او یک بزرگسال بزرگ باشد اما در مدرسه به او کمک می کند. نه تنها او تنها دانشجو بود که همیشه حق دارد چیزی نیست، اما هیچ معلمی از او حمایت نمیکند، حتی مدیر. در یک لحظه او اشاره کرد که معلمان بر روی او ایستاده بودند تا به معلمی دیگری که دانشجوی بی رحم بود ایستاد. پدر و مادرش او را دوست داشتند اما همچنان به او میگفتند که گاوها را نادیده میگیرد و میگوید آنها تنها او را ترک میکنند. او همچنین ادعا کرد که پدر و مادرش در ابتدا تصور می کردند که او مشکل است، به طوری که آنها را به یک روانپزشک بردند ... او هم به او اعتقاد نداشت. خانم بلانکو گفت که دکتر به او گفته است که یاد بگیرد که او را همراهی کند و سپس او را درمان کند. این کتاب به نظر من برای من درست نیست و به نیمی از راه من نمی توانم صبر کنید تا در پایان بمانم. من تقریبا متوقف خواندن آن اما من از انجام این کار متنفرم و من می خواستم ببینم چگونه آن را به پایان رسید. این خیلی جالب نبود زیرا من به سختی اعتقاد داشتم. با گذشت زمان من احساس کردم که آماده بودم که نویسنده را بکشم او به عنوان یک دختر تمام عیار، پس از آن، دختر بسیار جذاب آمد. من این کتاب را به هیچکس توصیه نمی کنم و نویسنده هرگز توضیح نمی دهد که چگونه برای مقابله با مشکل جدی قلدری.

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** من بیشتر از این بررسی می کنم چون دیگر بررسی هایی که من در این سایت مشاهده می کنم خشمگین می شود. برای هر کسی که نمی داند، این کتاب خاطرات یک دختر است که در معرض خشونت های شدید جسمانی و سوء رفتار های احساسی از دست دادن دانش آموزان از دبستان تا دبیرستان بوده است. و نتیجه کلی در اینجا به نظر می رسد که Jodee Blanco آزار دهنده است، و اگر او werent، هیچ کدام از این اتفاق نخواهد افتاد؛ من خواندن بسیاری از @ البته من نمی خواهم قربانی را سرزنش، اما ... @ بررسی. من این موضوع را به شدت تحت تأثیر قرار می دهم زیرا ویژگی هایی که همه به نظر می آیند در مورد Blanco بسیار آزار دهنده هستند، ویژگی هایی هستند که من نسبت به آن دارند - و بله، آنها می توانند با آن زندگی بسیار دشوار داشته باشند. اساسا، او طبیعتا غریزه قوی برای دفاع از ناپاک جهان است، و او می یابد غیر ممکن است که به بی عدالتی درک شده نپردازیم. نظر سنجی های منفی در اینجا به نظر می رسد این را به عنوان او بودن @ goody-goody @ یا چیزی، که، به خوبی، آره، این یکی از راه های قرار دادن آن است. اما من می توانم از تجربه دست اول به شما بگویم که برای بعضی از افراد و من در این جمله، آن را لعنتی تقریبا غیر ممکن نیست صحبت کردن، زمانی که چیزی به نظر واقعا اشتباه است. من در بسیاری از موارد، در زندگی ام، زمانی که آرزو می کنم می توانم یک فرد به سمت در کنار هم باشد، چندین بار داشته ام. دانستن چگونگی انتخاب جنگهای خاص یک مهارت واقعا مفید است. اما تنها آن چیزی است که من هرگز آموخته ام و نه برای عدم تلاش. اگر سعی می کنم به آنجا بنشینم و به کسی که می گوید یا کاری انجام می دهد، واقعا توهین آمیز و یا اشتباه را گوش می کنم - بله، در مورد بچه های معلول یا سوء استفاده از کسانی که نمی توانند از خود دفاع کنند، در این دسته ها قرار می گیرند و در دبیرستان نوعی از کودک سرپایی بود که به طور مشابه در مورد مصرف مواد و جنس احساس می کرد - من به طور جدی نمی توانم دهانم را خالی کنم. من نمی دانم چند نفر واقعا این را دریافت خواهند کرد مگر اینکه آنها در آنجا حضور داشته باشند. من احساس می کنم سرم منفجر می شود چه بلانکو در این کتاب توضیح می دهد - ناتوانی در صحبت کردن حتی زمانی که اختیار / حکمت آن را تقاضا نمی کند - چیزی است که من واقعا مرتبط با آن است، و اگر کیفیت آن است که می تواند تغییر کند، من ایده ی شگفت انگیز را چگونه می توانم انجام دهم و من فکر نمی کنم او هم همینطور. من حدس می زنم که نکته این است که این @ goody-goody @ trait در حقیقت چیزی است که بارها و بارها او را مجذوب خود کرده است؛ چرا که بله، او بیش از یک بار به دلیل بی رحمی، همکلاسی هایش را فریب داد، زیرا ظلم و ستم در دبیرستان است. و به همین دلیل او به هدف تبدیل شد. اما آنچه که من به عنوان جهنم نگران کننده میبینم، این است که چند نفر * دفاع از آن * دارند. همه شما می دانید که آزار و اذیت بچه های معلول اشتباه است و امیدوارم بتوانید ببینید که چگونه یک دوازده ساله تحت پوشش ممکن است از مصرف مواد مخدر و جنس گاه به گاه در میان همسالانش ناامید شود. بنابراین او نمی توانست دهان خود را ببندد، پس چه؟ من به شما اطمینان می دهم که تصمیم شما برای انتخاب نوعی از شخصیتی است که احساس می کند که سر او می تواند منفجر شود، اگر او آرام نگه داشته شود. او می نویسد کل جهنم زیادی در مورد چقدر رژیم را دوست داشت به آرامش و همراه با جمعیت، و چقدر ساده تر از زندگی خود را اگر او می تواند بود. در نهایت، او گناه را به سخن گفتن سخت تر به خرس از دانش است که ریخته برای آزار و اذیت به معنی. :: shrug :: این همان چیزی است که هست هر چه. آیا او واقعا احساس کرد که به همان شیوه ای که من انجام می دهم سخن می گویم (که من آن را مجددا تأکید می کنم، یک عالمت درد در الاغ است که من می توانم در یک ثانیه، اگر می توانستم، متوسط ​​می شود!) یا اینکه او فقط احساس خوشحالی کرد -مثلا در کنار نقطه ای هستم. همکلاسی هایش کسانی بودند که الاغ بودند. هر کس می خواهد به من توضیح دهد که چرا شما در آسمان های بالا در بررسی های مختلف در اینجا دفاع کرده اید؟ (و برای رفع اشکال نقاط به طور معمول در چنین بازبینی قرار می گیرند: نوشتن صالح است، اما نه درخشان. من با افرادی که می گویند این داستان به نظر می رسد مانند یک بالغ که دیدگاه خود را بر روی یک کودک قرار می دهد، موافق نیستم، بلکه یک صدای معتبر نوجوان است. من فکر می کنم ترکیب او عجیب و غریب از رقابت و عدم بلوغ حلقه برای یک نوجوان هوشمند درست است، و مبارزه او برای پیدا کردن هویت خود را در سراسر کتاب روشن است و همچنین احساس سن مناسب است. من هرگز تصور نمی Id این، اما من نوع آرزو این بود در یک دوره پس از جیمز فرای منتشر شده است، زیرا خاطرات اکنون به طور دقیق بررسی می شوند و این نوع خاطرات است که تمام وزنش را بر واقعیت وقایع توصیف شده، نه از قدرت نوشتن یا انتقال حقیقت عاطفی وسیعتر است که منشأ زندگیاش بیشتر از خاطرات است، من حدس می زنم. به طور کلی، من آن را دوست دارم اما دوست ندارم.)

مشاهده لینک اصلی
اجازه بدهید شروع کنم با گفتن اینکه من یک معلم آموزش ویژه هستم و برادر من به دلیل ناتوانی جسمی به طور مداوم تند تند شد. با این گفتن، من فکر کردم این کتاب فقط آزار دهنده بود. داستان در مورد یک دختر است که پس از مدرسه پس از مدرسه از مدرسه عبور می کند و به دلیل علل مختلف همکلاسی هایش را مجبور می کند. و با عذاب، منظورم جسمی بود که روزانه مورد حمله قرار گرفت. بچه ها کاملا شنیده بودند، معلمان تند و زننده بودند، و پدر و مادرش به نظر می رسید مانند مورن. من صادقانه به سختی اعتقاد به پاسخ هایی که او کردم. او بخشی از یک شهید را نوشت، که در اصل به طور مداوم برای مرد کوچولو چسبیده بود، در حالی که بدون هیچ دلیلی توسط افراد شوم عذاب کشید. معلمان به او خندیدند و به طرفداران مخرب بودند. پدر و مادر او HER را به کوچک شدن فرستاده است. من احساس می کنم تمام وقت، او می خواست مردم به او بگویید که چگونه فوق العاده او بود. پیش فرض پیش بینی شده بود، اما آنها هرگز نمی دانستند که چگونه اشتباه بودن آنها @ و یا @ که می دانست که تقریبا به من زندگی من @ و چیزهایی مانند آن. و مادرش نام او @ Angel @ احتمالا نیم میلیون بار. بدیهی است، من یک طرفدار نیستم

مشاهده لینک اصلی
این یک کتاب وحشتناک بود. من آن را در فروشگاه مواد غذایی دیدم و تصور کردم پوشش خیلی جالب بود ... اما کتاب خودش کم عمق بود، نادرست و عمیق نبود. نویسنده می نویسد که در هر مدرسه ای که به آن رفته بود، مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. او خود را به عنوان خوب انجام می دهد، در حالی که در مورد هوش و دستاوردهای او شکیبایی می کند، و ابراز ناخوشایند در مورد اینکه چرا او برداشت می شود. خوب، شاید آن چیزی است که باید انجام دهد و آن را برانگیختن و غرور. خودخواهانه، ناله، ترس و وحشت، آزار دهنده است، و شما به کافر شدن آنچه که او می گوید بسیار سریع است. من هیچ نظری ندارم چرا عنوان می گوید الهام بخش است قطعا یک اتلاف وقت برای خواندن. گذر از این یکی

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب لطفا به من نخندید


 کتاب آوای آلاباما
 کتاب سلن، دختر کلئوپاترا
 کتاب دوست باهوش من
 کتاب از اروپا و آمریکای لاتین
 کتاب جنگ، چهره ی زنانه ندارد
 کتاب دنیای آشنا