کتاب قلب ، شکارچی تنها

اثر کارسن مک کالرز از انتشارات افق - مترجم: شهرزاد لولاچی-داستان تاریخی

قلب،‌ شکارچی تنها، اولین رمان تحسین برانگیز کارسن مک کالرز زمانی به چاپ رسید که نویسنده تنها بیست و سه سال داشت؛‌ نویسنده‌ای که نیمی از بدنش در سی و یک سالگی به طور کامل فلج شد و تا مدت‌ها،‌ تنها یک انگشت او برای تایپ مطالبش حرکت می‌کرد. رمان او روایتگر زندگی جان سینگر، مردی کر و لال و تنهاست. او در جمع افرادی متضاد حضور دارد که رازهای خود را برای او می‌گشایند و سینگر،‌ زندگی ملال‌آور آن‌ها را چنان دگرگون می‌کند که هرگز به فکر خودشان هم نمی‌رسید.


خرید کتاب قلب ، شکارچی تنها
جستجوی کتاب قلب ، شکارچی تنها در گودریدز

معرفی کتاب قلب ، شکارچی تنها از نگاه کاربران
قلب یک شکارچی تنهایی است، کارسون مک کولرز پرتره از چهره های پشت ماسک قلب یک شکارچی تنها به عنوان یک گروه خوانده شده توسط در دنباله ادبیات جنوب برای ژانویه 2017 انتخاب شده است. این سومین بار رمان McCullers به ​​عنوان یک گروه توسطThe Trail خواند، و آن را به عنوان خوانده شده ترین رمان توسط اعضای گروه است که در فوریه سال 2012 تاسیس شده است. با تشکر از یک دوست خوب پیشین سابق، Ive آموخته است من فقط به آرامی دیوانه. این کشف آن آسان بود. از آنجا که تحلیل خودم این بوده است که وقتی به عشق کتابها میرسد، بیش از حد وسواس است. پس از پذیرفتن پیشنهاد خود به خواندن یک جنون آرام: کتابفیلم ها، کتابنامه ها و اشتیاق ابدی برای کتابهای نیکلاس A. بسبان، روح من تا حدودی استراحت می کند. با این حال، این واقعیت وجود دارد، به من ببخشید، چهار نسخه از The قلب یک شکارچی تنهایی است. برای اولین بار من خودم را برای اولین بار آزادی می دهم، کاغذ کاغذی Bantam که در کتابفروشی کالج در حال حاضر، Malones گرفته شده بود. این کاغذ کاغذی آن روز من را نجات داد، هر چند که در آن زمان، Krystal همبرگر تنها 25 سنت بود. برای کسانی که با Krystals آشنا نیستند، بسیار شبیه به قلعه سفید است. آنها کوچک و مربعی هستند و بر روی یک حلقه بخار پز شده، پیاز کبابی، بر روی تارهای کمی نازک ریخته شده و با یک سرنگ خردل زرد ارزان ارزان می شوند. هنوز هم وجود دارد که من باید Krystal داشته باشم. اما آنها یک چهارم دیگر نیستند. اولین کپی من\nکاغذ دیواری خواند و خواند در بعضی از سالها از بین رفت، شاید قربانی یک فروش گاراژ در دوره ای که من زندگی سابق خود را - BD، یعنی قبل از طلاق، می نامم. من امیدوارم که حداقل هزینه یک کریستال را بپردازد، اما من شک دارم. تنها هانتر اولین McCullers من نبود. استاد O.B. امرسون، استاد پست مدرک زبان انگلیسی، دانشگاه آلاباما، من را به خانم مک کولرز از طریق Ballad of Sad Café و داستان های دیگر معرفی کرد. این نیز یک کیسه کریستال را هزینه می کند. مشکلی نیست. از خط کمر فعلی من، به نظر می رسد من بیش از حد وعده های غذایی را از دست داده ام. امرسون یک خروس کوچولوی مردانه، موی سیاه پوست بود که به درخشندگی خیره شده بود که منعکس کننده نور فلورسنت اتاق کلاس بود. او مک کولرز را در برنامه درسی خود در دوره ادبیات جنوب خود مورد توجه قرار داده است. از اولین مواجهه با McCullers، من قلاب شدم. مرد کوچولوی با روحیه های رنگارنگ رنگی که در لباس های سیرساکور ساخته شده بود و کلاه کتانی ورزشی من را تبدیل به زندگی کرده بود. پس از فارغ التحصیلی، پروفسور امرسون و من از طریق تلفن از زمان به زمان صحبت می کردند. او شگفت انگیز بود به یاد بگیرند که اجرای اسلحه خصوصی در سال 1974 به یک فیلم برای تلویزیون تبدیل شده است. من شنیدم که او بر روی مجموعه خود کلیک کرده و کوب های یخی در ترکیه وحشی و بوربن خود را انتخاب کرده است. در ذهن من، او را می توانستم با کف اتاق خود را به سقفش ببندم، همه چیز مرتب شده بود، نه بر اساس حروف الفبا، بلکه با هماهنگ کردن رنگ کت های گردن. این موضوع زیبایی شناسی بود. من این را درک نکردم و من هنر را گرفتم. او کمتر تحت تأثیر انعطاف پذیری بزرگ روی صفحه نمایش Klansmanin 1974 قرار گرفت. هر دو رمان های هارتسل، نویسنده ویلیام برادفورد هوی، آلاباما بودند. پروفسور امرسون طرفدار بزرگ Huie بود. او یکی از چیزهای مشترک با Huie را به اشتراک گذاشته است. هر دو از تهدیدهای مرگ از جانب کلان دریافت کرده بودند و به دلیل رمان او، امرسون، در حیاط های خود سوزانده بودند. Huier به دلیل اینکه او یک روز عید توروود مارشال را برای شام در اختیار داشت. پروفسور امرسونز لحظه ای پر از لحظه زندگی بود. او در گفتن داستان به افتخار بود. از آنجا که پروفسور امرسون من را به کارسون مک کولرز معرفی کرد، این بررسی برای او است. او در حالی که من چند سال پیش از شهر خارج شد، فوت کرد. من دفتر خاطراتم را از دست دادم من حتی نمی دانم جایی که او دفن شده است. اما من او را بسیار مدیون او هستم، زیرا او با عشق به ادبیات جنوبی به من یاد داد. در بعضی موارد، من زندگی خود را به عنوان یک تنهایی نشان می دهم، نه بر خلاف شخصیت هایی که اغلب در اثر McCullers مواجه می شوند. من قصد داشتم به شما بگویم که The Heart یک شکارچی تنهایی است. دارم میرسم اونجا. ما جنوبی ها مستعد ابتلا به دیابت هستند. این یک شیوه داستان است که در این قسمت می نوازد. نسخه من از The Heart یک شکارچی تنهایی است نسخه ای که در تصویر دیده می شود. این ژاکت از یکی از عکس های مورد علاقه من McCullers است. دومین کپی من\nنسخه دوم توسط عشق توجیه شد. عشق توجیه زیادی دارد من فقط این نسخه را از عشق به خاطر دو تا از بچه های افتخارم، ویلیام و نانسی روین به خاطر می آورم. ویلیام کارگردان یک فیلم کوتاه به نام \"Old Photograph\" می باشد. این باید بهار سال آینده باشد. من یک پرستار نوعی باپتیست سخت را که مسئول یک خانه برای دختران خیالی است بازی می کنم. این فیلمنامه همکاری بین ویلیام و خواهر جوانش، نانسی بود. من فکر می کنم آنها دو نفر از درخشان ترین و جذاب ترین بچه های من هستند. او در حال برگزاری دوران فولبرایت است، یکی از اربیل در اوبرلین، و در سال اول او در Oberlin حضور دارد. نانسی نویسنده ی طبیعی است. داستان او، @ هرکس می دانست که روبی، @ منتشر شده است. من آن را خواندم خوبه. همه فقط فکر کردند که روبی را میشناختند. آنها متوجه شدند زمانی که او خودکشی کرد، ناتوان بودند. این فیلم بعدی ویلیامز است ...

مشاهده لینک اصلی
ارزیابی: 4.99 * از کتاب پنجاه و یک کتاب نزدیک به کامل، یک شادی از خواندن، و یک قلب @ به شما @ الهه ادبیات برای آن. بررسی من از محدوده سانسور و moneygrubbers به ​​وبلاگ من خارج شده است.

مشاهده لینک اصلی
* 10 از 5 ستاره تنها، ستاره های سوختن، سال های متمادی از هم جدا هستند، در عین حال در یک کیهانی مشترک یکدیگر را می بینند. این یک داستان عاشقانه نیست! در هر صورت به معنای عاشقانه نیست. به هر حال این عنوان همیشه باعث شد من فکر کنم این داستان عاشقانه ای درباره عشق عاشقانه بی نظیر بود. عشق در رمان وجود دارد، اما بیشتر به نوعی از نوع عاشقانه نیست. در عوض، این فریاد به تاریکی وجودی است که انسان را احاطه کرده است و در بسیاری از موارد یک رمان عمیقا سیاسی و حتی فلسفی است که به من یادآوری می کند ویکتور هوگوس لس ماریپوس. بی اهمیت بودن حیات از زندگی، مانند امواج بر روی سنگ ها، شبیه به شعر T.S. Eliot.Alas صداهای خشک شده ما، زمانی که ما whisper togetherAre بی سر و صدا و بی معنی As the wind در موش های خشک روباه پا بر روی شیشه های شکسته در انبار خشک ما ... و صدای در بادهای آواز بیشتر دور و مهمتر از ستاره محو بین ایده و واقعیت بین حرکت و عمل فلاش سایه ... بین مفهوم و ایجاد بین احساسات و responseFalls سایه ... بین میل و اسپاسم میان potencyAnd وجود بین ذات و تباهیFalls سایه ... @ Falls the Shadow @ ... خط تقسیم بین تلاش و دستاورد، بین اشتیاق و اختیار، بین حرکت به سمت و رسیدن، بین خواست و داشتن، بین پتانسیل و واقعیت .... برای در قلب، تلاش مداوم است که می افتد فقط کوتاه از سایه، کوتاهتر از دستیابی به هدفش. تلاش کور، تلاش پرشور، جایی که افراد بی رحم کورکورانه در وجود اوراق قرضه موجودیت خود را ضرب و شتم می دانند، تنها در فراز و نشیب خود می توانند فرار از جنایات و جنس و زیست شناسی و جامعه را در ذهن خود، در قلب خود داشته باشند؛ ... و برای بعضی ها، رویای، تمایل به فراتر رفتن، تمایل برای آژانس، تمایل به تحقق، و در نهایت، تمایل به شناخت و درک آن، مانند یک شمع در یک زاویه، بوجود می آید. در این رمان یک تور ویژه توصیف و درک روانشناختی مناسب است. این کتاب را می توان در سطوح مختلف خواند. به عنوان مثال، محور ناشناخته که در اطراف رمان به طور مخفیانه چرخش دارد، Antonapoulos خاموش یونانی، به نظر می رسد بیش از حد از کاریکاتور مفهوم Id Freud، برای من نمی بینم رابطه بین خواننده و Antonapoulos، به عنوان مشابه با رابطه بین Ego و Id.Virginia Woolf یکی از ظریف ترین آهنگسازان ادبی است که توانایی ساختن الگوهای پیچیده ساختاری ادبیات خود را دارند که من تا به حال آن را تجربه کرده ام. این رمان دارای ویژگی هایی است که نابغه Woolfs را برای ساختار یادآور می کند. تکنیک مک کولرس شاید به همان اندازه که از Woolf بالغ نباشد اصلاح شده است، اما با این وجود چشمگیر است. مایکل کولرز خودش ساختار رمان را به یک فوئر باروک تبدیل کرد که هر صدای آن به طور جداگانه معرفی می شود تا بعدا هارمونی های متضاد قوی بین صداهای مختلف آواز، با چهار صدای اصلی یا ملودی هایی که در اطراف دایره مرکزی چرخش می کنند. موضوع نوازنده ی نوازنده ای است که نمایشگاه فوغ، مرکز، چشم طوفان را شکل می دهد، به همین جهت، آینه ی کور، قلب بی اثر از رمان، به ما در ابتدا به عنوان یک ملودی ملایم معرفی شده است که مانند یک تم ظریف و تقریبا نامرئی از طریق توسعه رمان-فوگ اجرا می شود. درخشان، هنگامی که این ملودی اولیه در چهار ملودی یا صدای دیگر پخش می شود، آن را معکوس می کند؛ یک آینه. این تم اولیه که در مرکز، تقریبا پنهان باقی می ماند، در اوج رمان است - در واقع، اوج مرکز این حرکت را در اوج رمان کامل قرار می دهد و باعث می شود تمام ملودی های جداگانه محیطی که آورده شده اند در هر یک، مانند یک فاگ باخ یا هاندل، هرکدام از اوج و اوج خود را از مرکز می گیرند، جایی که فوگ به عنوان یک Adagio در یکی از ظریف ترین صداهای رمان فوگ می گذرد. ... اما این کتاب خیلی بیشتر از یک فوگ استعاری یا یک قیود فروید است؛ این نیز یک نقد مارکسیستی است که نه تنها روابط نژادی در جنوب آمریکا بلکه همچنین یک تلالو تلخ در مقابل شمال سرمایه داری است: ما در ثروتمندترین کشور جهان زندگی می کنیم. این مقدار زیادی است و برای هیچ مرد، زن و یا فرزند در آن وجود ندارد. و علاوه بر این کشور ما بر اساس آنچه که باید یک اصل بزرگ و واقعی بود - آزادی، برابری و حقوق هر فرد بود. متعجب! و چه چیزی از آن شروع شده است؟ شرکت هایی با ارزش میلیاردها دلار وجود دارد - و صدها هزار نفر از مردم که غذا نمی خورند. و در اینجا این سیزده حکومت استثمار انسان هاست - این چیزی است که شما باید با چشمان خود در نظر بگیرید. در زندگی من چیزهایی را دیدم که انسان را دیوانه می کند. حداقل یک سوم همه یاران جنوب زندگی می کنند و بهتر از پایین ترین دهقانان در هر ایالت فاشیست اروپایی نمی بینند. [...] در همه جا پلاگرا و کرم قلابی و کم خونی وجود دارد. و فقط ساده، گرسنگی خالص. [...] â € ~Butâ € ™ او تکرار کرد. اینها تنها بدی است که می توانید ببینید و لمس کنید. چیزهای دیگر بدتر است در مورد w ...

مشاهده لینک اصلی
... هر کجا که نگاه کنی، کوچک و فشاری وجود دارد. این اتاق، این بطری شراب انگور، این میوه سبد، همه محصولات سود و زیان است. هیچ کس نمی تواند بدون اعطای پذیرش غیروابسته اش به ملائک زندگی کند. کسی که برای اجرا به طور کامل برای هر نیش می خوریم و هر قطعه از پارچه ای است که ما € puestoâ | و به نظر می رسد هیچ کس به اطلاع می دهد. هرکسی کور، گنگ، وحشیانه و احمقانه است. اما در مورد یک مرد که می داند چیست؟ ببینید که چگونه مردان باید برادران خود را به سرقت برسانند تا زندگی کنند. ببینید که بچه ها گرسنه هستند و زنان شصت ساعت در هفته کار می کنند تا غذا بخورند. بروید به همه این ارتش لعنتی بیکار و میلیاردها دلار و هزاران کیلومتر از زمین های هدر رفته. ببینید که جنگ چطور است درک کنید که چگونه مردم به شدت رنج می برند، بد و زشت می شود، و چیزی در آن می میرد. اما مهمترین چیزی که می بینید این است که کل سیستم جهان بر دروغ ساخته شده است. و در حالی که همه این است که به عنوان آشکار است زیرا SOLA € |، نادان زندگی کرده اند به طوری که با دروغ های طولانی است که آنها دیگر قادر به آن را ببینید. و از عادت آنها سعی کردند فکر نکنند تا در تاریکی صبحگاه تهدید نشوند. â € | جان سینگر یکی از شخصیت های ادبی فوق العاده ترین و تند و تلخ من این فرصت برای دیدار یکی از آن HA © تخم که در حافظه برای یک مدت طولانی معطل داشته است، که حافظه راه چسبیده به چه آینده، حیاتی، esencial.John خواننده، جادو، که می داند که سر و صدا ما را از موسیقی واقعی منحرف می کند. پارادوکس است که به یکی از کسل کننده که بهترین می داند که چگونه به گوش دادن، نمایندگی از سکوت از دست رفته که فضای درون که در آن لازم است برای تفسیر یک guión.Y اطراف، یک گالری خیره کننده از افراد، چشم انداز انسان از نزدیک، شیرین، متقاعد زیبایی و هیجان زده: مایکل کلی، جیک Blount، Biff Brannon، مقدس Copeland. همه انواع فنا ناپذیر، والا در رسم ظریف آن، توسط حساسیت از چشم است که به vida.Amor، سکوت، آنها را تنهایی. شعر از غم و اندوه پیمان برای ترساندن. این همه، و خیلی بیشتر، متناسب با این قلب عاقلانه است. کارسون مک کولرز، بیست و سه ساله و یک رمان جاوید جوان.

مشاهده لینک اصلی
تا آن زمان موتزارت 5 ساله بود، او آهنگ خود را ساخت و برای سلطنتی اجرا کرد. جان استوارت میل در زمانی که او 8 ساله بود، به زبانهای لاتین، یونانی، جبر و هندسه اقلیدس تسلط داشت. بابی فیشر در سن 14 سالگی در مسابقات قهرمانی شطرنج آمریکا موفق شد. هنگامی که اروس ولز 20 ساله بود، او اقتباس خود را از مکبث را به عنوان یک پروژه WPA با هنرمندان بیکار سیاه در هارلم. چرا من خودم، اگر شما را برای کوبیدن به من ببخشید، به طور متوسط ​​12 ساله، میانگین امتیازات هر یک از اعضای گروه سینسیناتی Redsâ € ™ را به یاد می آورید. بنابراین واقعا همه چیز را جالب می دانید که کارسون مک کولرز این 100 کتاب برتر را در سن 23 سالگی نوشته است؟ (با عرض پوزش، طنز من هرگز فراتر از روزهای رد صعود نیست.) من باید اعتراف کنم که تقریبا این حواس پرتی بود که این را می دانستم که می دانست چگونه جوانان مک کولرز چیزهایی را نوشته بودند که خیلی متفکر، جلا و خسته جهان بودند. او موفق شد در داخل سران پنج شخصیت بسیار متفاوت در یک شهر کارخانه در گرجستان، درست قبل از جنگ جهانی دوم، سخنرانی کند و به بسیاری از نگرانی های معتبرش گوش فرا دهد. در مورد جان سینگر، صدای صرفا یک درونی بود. او ناشنوا بود. به طریقی، او جزیره مرکزی در مجمع الجزایر بود که دیگران امیدوار بودند به آن وصل شوند. خواننده یک شنونده خوب بود (خواندن لب ها) و چشم های درخشان داشت، اما کمی از چانسی گاردینر در مورد او نیز وجود داشت، در آن افراد بیشتر از یک اتحاد مسیح مانند، بیش از آن که از محرمانه خود امکان داشتند، بیشتر بود. آنها نمی دانستند که چگونه خود را ناراحت و تنهایی می داند وقتی که تنها دوستش، یکی دیگر از ناشنوایان، به پناهندگی فرستاده شده است. دست های سینگر (برای امضای آن) به سکوت ختم شد. با توجه به شخصیت های دیگر، تام بووی نوجوان، مایکل کلی، برجسته ترین بود. Sheâ € ™ ثانیه به عنوان یک ساختار semiautobiographical است، که آسان است به اعتقاد با توجه به ظاهر او، حساسیت هنری خود و عقل پیشرفته او. برای من، او یک انسان انسانی بود (نسخه ناقص، ناراحت و پویا) از Harper Lee's Scout. او به طرز قدرتمند نوشته شده بود - به راحتی در کنار او احساس درد شدیدی کرد، زیرا او خواستار موسیقی بیشتر (عشق بزرگ او در زندگی) و آرامش خاطر بود (شرایط خانوادگی نمی تواند اجازه دهد). دکتور کپلند یکی دیگر از شخصیت های قابل توجه بود. او به عنوان یک پزشک سیاهپوست بسیار تحصیل کرده، تعداد کمی از همسالانش داشت، اما وی دیدگاه خود را برای بلند کردن مردم و مبارزه با بی عدالتی نژادی داشت. کمبود پیشرفت به طور قانع کننده ای به دست آورده بود، زیرا مک کارلز کار شگفت انگیزی از طریق او و خانواده اش انجام داد. او آشکارا از زمان او پیشی گرفته است، چشم انداز انتقادی و واضح را در رابطه با روزها ریخته است. دو شخصیت دیگر POV عبارتند از جیک بلونت، یک مکانیک کارنی سخت با خم مارکسیست و Biff Brannon، صاحب کافه / نوار با روحیه سخاوتمندانه و زیباییشناسی مبارزه علیه بیگانگی. آنها همچنین جان ها را به جان سینگر بعنوان بخشی از یک مرکز هراس و مدل صحبت می کردند. ما می دانیم تعدادی از شخصیت های دیگر نیز برای پیشرفت طرح و پرورش منظر جمعی ارزشمند است. پسر یهودی در حال رشد با میک که از خبرهای خارج از اروپا می ترسد، پسر دکتر کوپلند که خود را در سمت اشتباه (سیاه و سفید) قانون (سفید) قرار می دهد، برادر کوچک مایکل، که اعمال تحریک کننده تغییرات چشمگیر (عمیقا در خود) - همه آنها بخش مهمی برای بازی داشتند. این اتفاق در این کتاب اتفاق می افتد، اما من نمی خواستم آن را برنامه ریزی کنم. اغلب پروفایل های مردم و واکنش ها به زمان است. کمی دلم برات تنگ شده بود. McCullers در مواجهه با این واقعیت، هیچوقت فریاد زد. به عنوان یکی از فرشته ها در ضربه نخاعی یک بار گفت، ایستاده در گور Elvis، آن را تقریبا \"چشم انداز بسیار خونین است.\" شکر باید در دوران افسردگی دوران جنوبی کم بود - مقادیر کم برای پوشیدن جهان که او را دید. اما به نظر می رسید برای روزهای شیرین تر پیش می رفت. حتی اگر در مورد این امیدها اشتباه باشد، این یک کتاب معتبر و معتبر است که ارزش آن زمان را دارد. * در سال 1998، کتابخانه مدرن قلب را یک شکارچی تنهایی در هفدهم در فهرست 100 بهترین زبان انگلیسی خواند رمانهای قرن بیستم. مجله تایم رمان خود را در TIME 100 رمان های انگلیسی زبان از 1923 تا 2005 شامل کرد. (از ویکی پدیا کپی شده است)

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب قلب ، شکارچی تنها


 کتاب چه بر سر وحشی سفید آمد؟
 کتاب راز مزرعه چهار آبگیر
 کتاب سرخ و سیاه
 کتاب خانه زاد
 کتاب گیلیاد
 کتاب رنگین کمان