کتاب طریق بسمل شدن

-داستان تاریخی

همین‏ها، این‏ها، نمی‏بینی‏شان؟ تو نمی‏بینی؟ همه هستند، همه هستند. نمی‏بینی‏شان؟ کفن و قمقمه. نگاه کن، نگاه کن! «تشنه‏ای، تو تشنه‏ای برادرم. بنوش آب!» نگاه کن، نگاه کن! چه رستخیز روشنی! منم، تویی و دیگران. تویی، منم و دیگران. چه رستخیز روشنی. کلاه‏‏خود و چکمه و یراق. یکی به آفتاب می‏دهد سلام، یکی به آب. یکی به آسمان نیاز می‏برد، یکی به خاک. یکان‏یکان بروز می‏کنند، از پناه خاک، از شکَفت‏های درّه‏ی هلاک، از حوالی و حدودِ تپّه‏های تاک، تپّه‏ها و تنگه‏های کهنه و عمیق، پوده و عتیق، از درون خاک، از مغاک‏ها، مثل رویش و شکفتنِ عجیب سنگ‏ها و خارها. پوست‏‏پوست‏های خاک می‏شکَفت و می‏شکُفت از آن کسی ـ تنی. تنی که با کفن، تنی که بی‏کفن. بیرقی به دست یا نشانه‏ای به نوک نیزه‏ای. تکه‏پاره‏ای نشانِ رایتی ـ پاره‏ژنده‏ای؛ ژنده‏ای سیاه، ژنده‏ای سپید، ژنده‏ای کبود، سبز، ارغوانی و بنفش و سرخ و هر چه رنگ؛ رنگ‏ها پریده‏رنگ... ؛


خرید کتاب طریق بسمل شدن
جستجوی کتاب طریق بسمل شدن در گودریدز

معرفی کتاب طریق بسمل شدن از نگاه کاربران
کاش در دو صفحه اول،کتاب تمام میشد!داستانی شکل نمی گرفت ولی بهترین قسمت رمان هم خوانده شده بود.
در یک رمان صد صفحه ای تلاش برای بیان هزاران مطلب شده بود که حتی بعضی تا سطح شعار رسیده بود.

مشاهده لینک اصلی
چرا اجازه نمي دهيد انسان اقلا در ذهنش و به اراده ي خودش زندگي كند؟

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب طریق بسمل شدن


 کتاب خداحافظ تا فردا
 کتاب شماره صفر
 کتاب خانه و جهان
 کتاب ملکه سرخ
 کتاب دشمنان (یک داستان عاشقانه)
 کتاب اخگر پردیس