کتاب شرلی

اثر شارلوت برونته از انتشارات نشر نی - مترجم: رضا رضایی-داستان تاریخی

«قرن نوزدهم در نوجوانی غول‌آسای خود بازیگوشی می‌کند... این پسرِ غول در بازی‌های خود کوه‌ها را از جا می‌کند و برای تفریح صخره‌ها را به این‌سو آن‌سو می‌اندازد.»؛

این توصیف شارلوت برونته است از زمانه‌ی دشوار و متلاطمی که در آن کل اروپا درگیر جنگ‌های ناپلئونی است و انگلستان نیز با بحران‌های جدی اجتماعی و اقتصادی روبه‌رو است. در بحبوحه‌ی شورش‌های کارگری و آشفتگی‌های صنعتی و تجاری، هنوز «عشق» جوانه می‌زند، اما روابط افراد تحت تأثیر رویداد‌های سیاسی و تاریخی قرار می‌گیرد و تعبیر و تفسیر طبقات اجتماعی از این رویدادها نیز بر مصلحت و منفعت خود آن‌ها مبتنی است. عواطف و احساسات در برابر ملاحظات مادی و اجتماعی رنگ می‌بازند، ازدواج‌ها مصلحتی‌اند (نه عاشقانه) و مناسبات انسانی تابع معیارهای مادی (نه عاطفی). شرلی رمانی است تاریخی ـ اجتماعی به عالی‌ترین معنای کلمه؛


خرید کتاب شرلی
جستجوی کتاب شرلی در گودریدز

معرفی کتاب شرلی از نگاه کاربران
فوق العاده کلاسیک .گرم وصمیمی و دل نشین
زمین نمیشد گذاشت حالا من دل تنگ مانده ام اینجا قرن21 🙈
یک داستان همیشگی اما با روایتی بی نهایت تاثیر گذار ..و اگر بخواهم از قدرت قلمش بگویم، می گویم من ساعاتی که مشغول خواندن بودم در برایارمینز بودم در کنار شومینه جناب یورک و روی صندلی محبوبش در اتاقی که درک هنری مالک را می رساند آن جا بودم و راوی سوم شخصی که شاید از نزدیکان شرلی بود برایم از اتفاقات مهم روزانه میگفت با شیوه ای بی نظیر مرا از اخبار روز با خبر می کرد و خوب حواسش بود که تعبیر هایی اصیل به کار بگیرد از اساطیر از شجاع دلانی که برایش حد کمال بودند ..پر از اصطلاح های فرانسوی که مشعوف می شوی از دیدنشان 😀...شرلی از اون دست کتاب هایی است که شما رو دعوت به یک آرامش همیشگی میکند. من زندگی رو چه قدر بیشتر دوست دارم الان😻



*_
به نظر من... که هر روز بیشتر اثبات می شود@. ما نمی توانیم در این دنیا به چیزی برسیم که بیرزد نگهش داریم، حتی به صورت اصل یا اعتقاد، مگر آن که از دل آتش تطهیرکننده بیرون آمده باشد یا از کام خطر نیروی بخش.ما اشتباه می کنیم، سقوط می کنیم، له می شویم، بعد با احتیاط بیشتری جلو می رویم. با ولع از جام زرین رذالت ها زهر می نوشیم و می بلعیم، یا از کیسهٔ آزمندی، حال مان بد می شود، تباه می شویم، هر چیز خوبی که در ما هست علیه ما قد علم می کند، روح ما با خشمی بی امان علیه جسم ما برمی خیزد، بعد نوبت می رسد به جنگی در وجودمان، که اگر روح مان قدرت داشته باشد،پیروز می شود و از آن پس زمام وجودمان را به دست می گیرد.


*با این حال، کارولین مقاومت می کرد و به زانو در نمی آمد. در قلب دخترانه اش قدرتی نهفته بود، و او از این قدرت استفاده می کرد. مردان و زنان هنگامی بیشتر تقلا می کنند که تنها هستند،بدون مشاور، یا محرم راز .و محروم از دلگرمی، پند و اندرز، دلسوزی و غمخواری.


*خانم یورک گفت: «مارتین از کلیسا رفتن بدش می اید، اما از حرف گوش کردن بیشتر بدش می آید.》
_پس شرّ خالصم
«بله... هستی.»
«مادر، ... نیستم.»
«پس چه هستی؟»
مجموعهٔ بغرنجی از انواع اغراض و نیات که اگر بخواهم جزئیات و ظرایفش را برای شما توضیح بدهم درست مثل این است که بخواهم دل و روده ام را بریزم بیرون تا طرز کار داخلی کالبد خاکی ام را نشان بدهم.»


*《کارولین،چرا تو همیشه درست موقعی می روی که من خیلی دلم می خواهد بمانی؟》
《برای این که مطمئن می شوی داری از دست می دهی،تازه دلت میخواهد نگه داری.》


صورتش گل انداخته بود، خوشحال به نظر می رسید،نیمچه لبخندی هم در چهره اش نقش بسته بود، اما مژه هایش خیس بود.در خواب اشک ریخته بود. شاید قبل از خواب چند قطره اشک از چشم هایش غلتیده بود،چون از شنیدن آن بد و بیراهی که نثارش شده بود دلش به درد امده بود. هیچ مردی و هیچ زنی نمی تواند همیشه نظر غیر منصفانه دیگران را بشنود و دم برنیاورد، بخصوص اگر این نظر غیرمنصفانه با الفاظ توهین امیز بیان بشود. دشنام و ناسزا، حتی اگر از دهان ابلهی خارج شود، گاهی احساسات بی دفاع را جریحه دار می کند. شرلی شبیه کودکی بود که شیطنت کرده و تنبیه شده است اما دیگر بخشیده و آرام گرفته است.
*😻🙈🙆

مشاهده لینک اصلی
خب این اولین بار بود که کتابی با موضوع جنبش لودیت‌ها می‌خوندم و از این نظر بسیار برام جالب بود. روایت برونته از باب شباهتش به روایت مارکس از مسایل انقلاب صنعتی و طبقات جذاب بود، اما در نهایت با نوعی سانتی‌مانتالیسم کلاسیک، تمام شد. خط اصلی روایت به داستان‌های جین آستین شبیه بود... عشق دختر فقیر اما اصیل و مرد پولدار، دختر پولدار بافهم و کمالات و‌ مرد فقیر اما شایسته؛ عدم پذیرش اجتماعی این عشق و در نهایت پیروزی عشق بر تمام قیدوبندهای اجتماعی.
به جز این هر از گاهی نقدهایی به کلیسا، همزمان به جریانات منتقد کلیسا مطرح می‌شد، و البته که برونته یک روایت ملایم فمینیستی هم از زن مطلوب خودش به دست داد: فعال، آگاه و در عین حال دلبر، مراقب، و‌ در بند مردی که به او عشق عرضه کند.
گره‌ها به سیاق آستین اواخر داستان همه با هم باز می‌شدند، اما به نظرم شارلوت برونته در باز کردن گره و تعریف پایان ماجرا صبورتر و هنرمندانه‌تر عمل کرده.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب شرلی


 کتاب منظر پریده رنگ تپه ها
 کتاب قدرت و جلال
 کتاب برو دیده بانی بگمار
 کتاب پرستوهای بی سرزمین
 کتاب ماه عسل در پاریس
 کتاب خانه گرد