کتاب سیذارتا

اثر هرمان هسه از انتشارات جامی - مترجم: امیرفریدون گرگانی-داستان تاریخی

در اثر هیمن هس، احتمالا سیذارتا معروف ترین اثر است. این داستان زمان بودا را در جهان می گیرد، در مورد یک مرد جوان صحبت می کند و خانواده اش را برای یافتن روشنگری می کشد. با وجود ملاقات با بودا، اگرچه این همدم به سانگا پیوست، جوان سیذارتا مصمم به پیروی از مسیرش بود. سرانجام، پس از تجربه شادی و رنج زندگی دنیوی، سیذارتا سیذارتا توسط حقیقت در کنار یک رودخانه روشن شد. او به رودخانه گوش فرا داد و در آن همه اشکال زندگی یافت. او "دهرما" را در رودخانه دیده بود و تمام بشریت را روشن کرد. با سیذارتا خواننده احساس خواندن یک کتاب مهایانا را داشت، اما با ادبیات شعری شاعر و توصیف ظریف یک نویسنده. در این مقاله به بررسی این کار می توانیم بگوییم که حکمت را می توان در بسیاری از موارد در نظر گرفت، بالاترین حقیقت را می توان در معنی مختلف مهارت بیان کرد.


خرید کتاب سیذارتا
جستجوی کتاب سیذارتا در گودریدز

معرفی کتاب سیذارتا از نگاه کاربران
همیشه نظرم این بوده که کتاب خوب کتابی هست که قادر باشه طرز فکر و شیوه ی نگاه کردن آدم به زندگی رو تغییر بده.حالا مهم نیست این تغییر چقدر بزرگ یا کوچیک باشه، مهم اینه که وقتی به پایان کتاب رسیدی احساس کنی چیزهای جدید و ارزشمندی به دست آوردی که قبلا@ به کلی ازشون بی بهره بودی ،احساس کنی یک گام به جلو برداشتی و دیگه آدمی که دیروز بودی نیستی و تغییر کردی
سیذارتا برای من یکی از همین کتاب های با ارزش و آموزنده بود[email protected]هرمان هسه@ به زیبایی در این کتاب به شما می آموزد که چگونه به زندگی نگاه کنید، چگونه به صداهای اطراف با دقت گوش فرا دهید و در این هستی بی کران در جستجوی چه باشید
داستان سیذارتا داستان پسرک برهمنی است که خانه و خانواده ی خود را در جستجوی حقیقت زندگی ترک می کند و در این راه چیزهای بسیاری به دست می آورد و میبازد اما هرگز دست از جستجو بر نمی دارد تا زمانی که به مقصود خود برسد

مشاهده لینک اصلی
یک کتاب واقعا عالی. داستان قهرمانانه انسانیت بیشتری نسبت به مذهب است. این نقش دین است که ما را نسبت به بشریت احساس گناه کند. ما به مردم مذهبی نگاه می کنیم، زیرا آنها یک قدم به خدا نزدیکترند. من یک شخص مذهبی نیستم، اما من نیاز به وجود دین را درک می کنم. مردم باید ایده آل برای تلاش داشته باشند. آنها باید احساس کنند که با اقدامات و شیوه های زندگی که ممکن است به یک کشور خداحافظی برسند، احساس می کنند. من تعلیم دادم که خداوند انسان را در تصویر خود ساخته است. ظاهرا در ذهنیت خود نیست. چرا؟ از آنجا که مانند تمام موجودات دیگر زمین ما نیز به یک استاد، یک پدر، یک محافظ نیاز داریم. فقط طبیعی است این کتاب جستجوی یک مرد است. جستجو برای خدا، خود و خلقت و از پذیرش که واقعا همه چیز آن است.

مشاهده لینک اصلی
خب

مشاهده لینک اصلی
ممکن است یک اسپویلر کوچک وجود داشته باشد. زمان: یک ساله. محل: هند. این پسر به نام سیذارتا، که همه چیز عاشق و شادی بود، داشت. یک مرد جوان عاقل و شایسته که همه را در اطراف او الهام می داد، اما خودش. او با زندگی و همه چیزش در اطرافش محتاج نبود، صحبت کرد. او احساس کرد کافی نیست و چرا این کافی نبود؟ من نمی دانم، اما طبیعت انسانی در مورد ماهیت چیزها، مانند وجود خدا، از هر خدایی است. با این حال، او موقعیت خوبی داشت. او مطمئن بود که موجودیت برتر وجود دارد، او فقط نیاز به دانستن و احساس بیشتر دارد. کسانی که مطمئن نیستند که در وسط شناور هستند، این افراد بدترین نوع عدم اطمینان را تجربه می کنند، یک دردناک. شک و بی تردید بدن را تا زمانی که به روح می رسد فرو می برد. بعد از مدتی، سیذارتا فکر می کرد که همه چیز او کافی نیست تا احساس خوشبختی کند. او فکر کرد پدرش و دیگر برهمن ها قبلا به تمام عقلانی که در اختیار داشتند، به او دادند. اما این کشتی پر بود، روح محتوا نبود، روح آرام نبود، قلب راضی نبود. بنابراین، او خانواده و دوست خوب Govinda را ترک می کند، و شروع به زندگی تفکر، امید به دست آوردن برخی از روشنگری معنوی. او سامانا شد. با این حال، این فلسفه بچه ها نیز قلب خود را برآورده نمی کند، بنابراین او تلاش خود را ادامه می دهد، به تنهایی. رودخانه و یک ferryman بعد، او می یابد یک شهر به نام از از زندگی یک زندگی مسالمت آمیز، اندیشمندانه به زندگی livin la vida loca. سیذارتا یک زن زیبا و هوشمند را ملاقات می کند که همه چیز را درباره عشق و ... می آموزد. با این وجود، پس از چند سال، این خالص شیوه زندگی لذت های زمینی او را تایر می کند و باعث می شود او به رودخانه بازگردد که به او الهام می دهد. او پس از مدتی، پس از شرایط خاص، توانست به رودخانه گوش فرا دهد صدای با فریمن، در حال حاضر راهنمای سمثار سیدخطارت است، و او روشنگری می یابد. او به خودی خود نیروانا می رسد. این یک داستان زیبای در مورد سفر انسان به کشف خود است. مردی عاقل و معروف که هرکدام از انسانهای خود را در معرض انقراض قرار داده است. پس از آن زمان لذت و ماتریالیسم، او به زندگی روحانی که برایش آرزو داشت، بازگشت. با این حال، آن زمان که او با زن صرف می شود، نمی تواند زباله باشد. او برای رسیدن به چیزی بیشتر نیاز داشت. همه چیز به او کمک کرد تا تجربه را بدست آورد و به این ترتیب، به مسیری که او قصد داشت راه برود، بازگشت. گاهی اوقات، همه ما باید به پایین رو به پایین حرکت کنیم تا دوباره به مسیر درست بازگردیم. و اگر تماشا به یک رودخانه ظاهرا صحبت کردن به شما کمک می کند و رشد معنوی شما، بنابراین آن را داشته باشد. با وجود هر نظر وحشیانه، من این کتاب را دوست داشتم. این ضرب و شتم است که کیمیاگران لب به لب؛ چندین بار. این واقعا یک کتاب الهام بخش است، به نظر من؛ این باعث می شود شما تعجب کنید و در مورد چیزهایی فکر کنید که می دانید فکر کنید. من در همان زمان آن را به زبان انگلیسی و اسپانیایی خواندم؛ البته، خواندن دو کتاب مختلف بود. اما می توانم بگویم که دوست دارم هس را نوشتن کنم، اگر چیزی در سبک ترجمه هایش وجود داشته باشد. (من باید یاد بگیرم فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی، و در نتیجه، من صلح را خواهم یافت.) استعاره ها، بازتاب ها، توصیف ها، مردم، احساسات؛ همه آنها به زیبایی نوشته شده اند. او تمایل به اصطلاحات را در یک پاساژ تکرار می کند و هنگامی که شما آن را بخوانید صدای آرامش را به شما می دهد (و گاهی اوقات آن فقط اضافه کاری است). من نمی دانم اگر این فقط در سر من حساس است. احتمالا من مانند رمان های فلسفی هستم، و این یک استثنا نیست. من نمی دانم که آیا این تغییر دیدگاه من در زندگی است (من فکر می کنم من هنوز در مرحلهdiscontent من هستم @ و هنوز هیچ رودخانه ای پیدا نکرده ام) اما لذت خواندن بود. ژوئن 23، 2013 *** باید تجدید نظر کنم این کتاب فوق العاده، به زودی. فقط برای دیدن اگر من پیدا کردم صحبت کردن river.Ago 5، 2014 * همچنین در وبلاگ من.

مشاهده لینک اصلی
چقدر خوشحال هستیم که با زندگی ما در زندگی مشغول هستیم و چقدر مشغول فکر کردن به تمام اقدامات دنیوی دیگر از زندگی خود هستیم؟ و در اینجا همواره سید هارته هرمان به ما امتیاز می دهد. وقتی به سال ها نگاه می کنیم که گذشت، لحظاتی که از بین رفته اند، خاطراتی که به سرعت فشرده می شوند، و موارد جدیدی که به سرعت در آن جای می گیرند، این است که بر این اساس میزان بروز صلح درونی است. این ممکن است وجود داشته باشد، تسخیر شده، تقلیل یافته و مختصر باشد، اما ما هرگز درک صحیح بودن بودن در صلح را نپذیریم ... آیا ما راجع به سه موضوع اصلی، روشنگری، صلح و آرامش داخلی و عشق صحبت می کنیم ... سید هارته هرگز در صلح با قلب، به طور پیوسته در جستجوی روشنگری و همیشه در میان دوست داشتنی یا غیر دوست. سفرهای انتقادی او از هندو به معشوقه سامانا به بودیس به منظور عبور از مرد و روشنفکر مردی با چنین درخشندگی و دقت است که هیچ چیز دست نخورده باقی نمی ماند و نه غیر ضروری است. هرسن ثابت می کند در لحظات خاص آزار دهنده، زودگذر از سید هارتها، ادعا می کند که ادعاهای بالایی از او نسبت به دیگران برتر است، تلاش ناخوشایند چیزی که ظاهرا از وجود وجود ندارد و گفت و گوهای غیر ضروری فلسفی هر فرد دیگر، فقط زیبایی زیبایی لفاظی را از بین می برد. سیذارتا می خواهد به فلسفه ضروری که در کل داستان مطرح شده است، پیشنهاد می کند که باید در سراسر جهان \"یونیتی\" پیدا کند: \"و همه صداها، تمام اهداف، تمام خواسته ها، همه غم و اندوه، تمام لذت ها، همه چیز خوب و بد است، همه آنها باهم جهان بودند. »(135) این رویکرد به طور کامل واقعیت را رد می کند که زندگی از درگیری های دائمی است و هدف آن باید مبارزه با بی عدالتی باشد - نه این که آن را نادیده بگیریم . این فلسفه ذاتا پاسداری از خود را می آموزد که خطرناک و مخرب است. مطمئنا سیذارتا ممکن است صلح را در کنار رودخانه به دست آورد، اما بازرگان همچنان به غارت ادامه می دهد، نخبگان همچنان به بهره برداری می رسند، و فقرا همچنان به گرسنگی ادامه می دهند. در این زمینه، چشم انداز جهانی سیذارتا هر دو به صورت ناسیونالیسم و ​​به سختی ابزارگرایی است تا دنیای بهتر را به وجود آورند. دنیای ما می توانیم جای بهتر برای زندگی، بهتر از بعضی زمینه های خوشحال ابدی و بهتر از کتاب مقدس پیشنهاد می کند که ...

مشاهده لینک اصلی
امروز این کتاب را دوباره خواندم و یک لایه دیگری از حقیقت را کشف کردم. یک شاهکار است که در چنین زبان ساده نوشته شده است، کتاب در عمق زیادی با برخی از پیچیده ترین موضوعات فلسفی، معنوی و روان شناختی، بدون نیاز به چارچوب پیچیده ای که این مناطق به طور معمول برای رسیدن به چیزی معنی دار نیاز دارند، می پردازد. این داستان سیذارتا است. داستان یک دایره کامل زندگی. داستان همه هر یک از ما. داستان یک جریان تحقق پایدار که در هر یک از ما در حال سقوط است؛ از چیزهایی که در گذشته وجود دارد، و احساسات متصل شده، و تعادل در اکوسیستم بزرگتر؛ همه چیزهایی که ما نمی فهمیدیم تا زمانی که مکان ها را به جای دیگری تغییر دهیم. این داستان پیچیدگی در سادگی زندگی است و داستان سادگی در پیچیدگی زندگی است. داستان رشد جوانتر از نظر دانستن هیچ چیز و داستان رشد رو به رشد از نظر دانستن بیشتر. داستان درباره دوستی و همراهی مهم است؛ و یک داستان در مورد چگونگی پیوستن به طرح بزرگ زندگی کلی، بی ارزش است. داستان یک مکان ملاقات آتن و آمپر؛ پارماتین، و داستان محل جدایی آنها. داستان تلاش برای دانش و داستان زندگی در جهل و نادانی. این، ملودیک و شاعرانه، این کتاب باید یکی از اولین کسانی باشد که در لیست برای هر خواننده جدی باشد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سیذارتا


 کتاب جام زرین
 کتاب اطلس ابر
 کتاب خالکوب آشویتس
 کتاب دختر سروان
 کتاب آوای وحش
 کتاب دیدار به قیامت