کتاب سرخ و سیاه

اثر استاندال از انتشارات مرکز - مترجم: مهدی سحابی-داستان تاریخی

"Criticism" collects nine essays, seven of which are new to this edition, by Erich Auerbach, Rene Girard, Victor Brombert, Shoshana Felman, Peter Brooks, Sandy Petrey, Alison Finch, Lisa G. Algazi, and Susanna Lee A Chronology of Stendhals life and work, also new to the Second Edition, and an updated Selected Bibliography are included.


خرید کتاب سرخ و سیاه
جستجوی کتاب سرخ و سیاه در گودریدز

معرفی کتاب سرخ و سیاه از نگاه کاربران
یک مجموعه ای عالی وجود دارد که در آن قهرمانyour Julien Sorel در میان روحانیت دیده می شود که در یک منظره خیره کننده به کار می اندازد تا طبقات پایین زمین های فرانسوی را با قدرت خود تحت تاثیر قرار دهند. هنگامی که خود یک دهقان او را به حرکت در آوردن نردبان شرکت های بزرگ با داشتن هیچ اعتقادی به کلی. این نمایش عجیب و غریب یکی از ستاره های بزرگ را تولید می کند: روزی که این کار را انجام می دهد، صدای مساله ی مطبوعات جاکوبین را برطرف می کند. این جنبه من از بیشترین لذت بردن از ترکیب تاریخ فرانسه است که احساس واقعی دارد زیرا این واقعی - این چیزی است که من از گذشته فرانسوی خواسته ام و در رمان هایی مانند این، که توسط شخصی از آن نسل نوشته شده است، تاریخ و فرهنگ فرانسوی را می گیرید که از کتاب های تاریخی فرار می کند، همانطور که مردم نسل رمانیست ها آن را فراموش کرده اند. این جایی است که رمان به عنوان یک ژانر عالی حکومت می کند. عشق، دنیوی و ابدی، در مرکز رمان قرار دارد و گاهی اوقات استنتیال احساسات منحصر به فردی را به وجود می آورد تا به ما اطلاع دهد که آنها ممکن است (بسیار متفاوت از پروست در این رابطه). اما از آنجایی که ما با طبقه وسط بلندپروازانه به طبقات بالا برخورد می کنیم، بسیاری از احساسات، هیستری، غم و اندوه، حدس های دوم، مصالحه ها، نیمه شب ها، نردبان حلق آویز پنجره های اتاق خواب را فرا می گیریم. قواعد این قلمروی که بر پایداری و استقامت در پایین ترین حد و ناسپاسی اشرافی در سطح بالا قرار دارد، فقط این یک امید است؛ عشق، که می تواند علیه نظم طبیعی چیزها مبارزه کند. @ کاراکتر سرب یکی از چیزهایی است که برای او می آید:Anyone با توجه به ماهیت حساس مستقیما از طریق (قوانین، پیش فرض) می بینید. @ مردم اطراف او این حساسیت را برای اعتبار اشتباه می گیرند. @) در پاریس، آنها به اندازه کافی قابل توجه نیستند که شما را به صورت خود خنده بدهند، اما شما همیشه غریبه. @ جامعه از بالا به پایین محض است، چون همه در حال حرکت هستند. من واقعا مطمئن نیستم که شما می توانید این یکی را در مورد snobs سرزنش کنید. همانند تمام رماننویسان بزرگ از سال 1789 تا زمانی که نئولیبرالیسم به این نسل برسد، هدف استندالز، بورژوازی و ستایشگر طبقه متوسط ​​است. اما مانند همه ما، او نمیداند که چه کاری با آنها انجام دهد یا نه، برای نگه داشتن بینی، سرخ کردن محیط و دعا کردن. در نهایت، Sorel آن را به بالاترین سطوح جامعه می رساند، که درون عالم بسر می برد. کارفرمای او M. de la Mole (نام عالی) سخنرانی چشم در میان برادرانش، شبیه به رامنی در سال 2012 است که عمدتا بیان می کند: ما می توانیم در مورد اینکه نیمه دیگر @ زندگی می کنیم، لیک می کنیم. یا به طور خاص: @ آن جنگ به مرگ بین آزادی مطبوعات و وجود ما به عنوان آقایان است. @ لحظه ای مهم است، زیرا سورل واقعا باید یکی از این مردان جوان و زنان برجسته انقلاب بعدی است که برای آن آزاردهنده نوشته می شود مطبوعات، در میان فعالیت های دیگر. اما به نحوی او توانسته است در نهایت به جایی برود که همه این سردرد ها دوست داشتنی باشند - در داخل سالن های قدرت، ساخت کیک خوب، داشتن کریستوکرات های زیبا، برای یک لحظه نجیب خود را بر زمین می اندازند و خود را به سوی خود پرتاب می کنند. سخنرانی کارفرمایان نخبه گرایی موجب ناراحتی او می شود. آیا او واقعا مردی از خدا در ماموریت است؟ آیا او یک کشتی کاملا خالی است؟ یک سؤال در مورد یک بار استنتال با شما انجام می شود. در یک یادداشت کنار، الکسیس د توکویل یکی از خدایان من است، متفکر بسیار بیشتر نفوذی نسبت به مارکس در مورد نوعی جهان که در آن زندگی می کنیم. چشم انداز روشنفکرانه او در محیط جاهطلبی مطرح شده است، همانگونه که استنال در این رمان، سال ها پس از تحویل ناپلئون به روزهایLolourious از سال 1830. این رمان با این حال می تواند هر گونه بیشتر معاصر با تصویر آن از جهان دموکراتیک ما، که در آن امیدواری و shabbiness سرنوشت در هم آمیخته است.

مشاهده لینک اصلی
من دوست ندارم یک کتاب را با شمارش تعداد صفحات به سمت چپ به پایان برسانم. اما این چیزی است که من متوجه شدم که خودم با قرمز و سیاه کار می کنم. تعجب می کنم، \"وقتی این جهنم به پایان می رسد و مایل است که جولیان فقط در حال مرگ باشد.\" نیمه اول نسخه ای از کتاب که از کتابخانه خارج شدم شامل یادداشت های نقاشی از کسی است که تصور می کرد که حتی اگر کتاب کپی شخصی خود را نداشته باشد، آنها حق دارند (یا احتمالا نیاز) نوشتن چیزها مانند تعریف â € œFie !â € (بیان استفاده می شود برای بیان بی خوابی وحشی، disapprobation، ناراحتی)؛ â € œWretch! (فردی از شخصیت نفرت انگیز یا پایه)؛ faldstool (صندلی که توسط Prelate مورد استفاده قرار می گیرد در حالیکه در یک کلیسا از تخت سلطنت خود استفاده می کند). آنها همچنین این گونه نظرات را در حاشیه ایجاد کردند: هنگامی که جولیان و مادر بچه های او (مادام د رعنال) در مهمانی خود قرار می گیرند، او به نظر می رسد در برابر پیشرفت هایش مقاومت می کند (زمانی که کلمه Wretch! )، مدافع قبلی کتابخانه در تمام کلاه، SEX نوشته است. آن را در اطراف حداقل 4 بار در حاشیه شناور شده است، همانطور که ما در مورد خواندن در مورد جولیان و مادام د Rà ¡nal در اتاق خواب خود را به تنهایی، و حتی اگر ما هیچ جزئیات گرافیکی را دریافت، کاملا روشن بود که چه اتفاقی می افتد â € و اگر این روشن نیست که شما فقط می توانید به یادداشت های کمی مفید ارائه شده توسط این خواننده سابق که دوست داشت به خواندن با مداد او در دست اشاره کرد. یک نظر دیگر به نظر می رسد زمانی که نویسنده به جولیان اشاره کرد به عنوان \"به شدت نفرت انگیز @ دوست من (و من این خواننده سابق یک دوست را در نظر می گیرم) نوشت:\" ج. برای واقعی! â €. بنابراین توجه داشته باشید که خواننده می تواند مشاهدات کمی را در طول کتاب انجام دهد و فقط آنها را برای شما ارسال کند. به جای بررسی کتاب، نه فقط به یادداشتهای بیشتری که در طول رمان پیدا کردم، بلکه به این معنی نیست که شما باید انجام دهید - و شما احتمالا نباید بخوانید این نسخه از کتاب به هر حال - بنابراین شما نمی خواهید از این سرگرم کننده و گاهی اوقات کمی یادداشت های کمی مفید است - اما حتی قابل توجه تر است که یادداشت ها قبل از دوره I کامل است. و فرض کنید این خواننده قبلی متوقف کردن خواندن کتاب را نیز داشته باشد؛ چرا که برای یادداشت های کوچک در جلد دوم به عنوان اولین مورد نیاز است. فقط معتقدم که او (و من احساس می کنم که می توانم این خواننده را به او بگویم) فقط از کتاب لعنتی خسته شدم و ترک کردم. اما من آن را ترک نکردم (گرچه از آن خسته شدم). من خواندن را در حالی که جولیان به حوزه علمیه رفت و با این abbà © یا آن کامل و ملاقات کرد و سپس در Hotel de la Mole به پایان رسید و برای اولین بار او واقعا، مانند Mademoiselle د لا مول (ماتیلد)، به دلیل او نگاه و نه مردانه و او متکبر بود و او موهای بی رنگ تر داشت. و سپس ناگهان او را بیشتر از ماه و ستارگان دوست داشت. و ماتیلد هم همین اندیشه ها را در مورد جولیان می اندازد - ابتدا او را دوست داشت و سپس او را لعنت کرد - پس از آن به عشق (معمولا زمانی که او متقاعد شد که او او را دوست ندارد) و در نهایت، Iâ € ™ حتما مطمئن شوید که آنها رابطه جنسی داشته اند - حتی اگر در حاشیه یادداشت کمی مفید نباشد - زیرا او بعدا اعلام می کند که باردار است. من فکر می کنم کتاب در مورد جامعه فرانسه و کلیسا و در مورد سیستم کلاس احمقانه است. من خودم را در برخی از نوشته ها سرگرم کردم - و نه فقط مشاهدات دوست خواندنم (که مرا نابود کرد). پایان کتاب، یادداشتی از استنادال \"به مبارک\" است. چند نفر خوشحال که کتاب را به پایان رسانده اند؟ یا کسی متوجه شد که واقعا سعی داشت بگوید؟ یا به کسانی که ثروتمند بودند؟ من مطمئن نیستم من خوشحال بودم که تمام شدم.

مشاهده لینک اصلی
Vabbà ¨، آمده است، بررسی در â € œRed و سیاه و سفید 'در نوشته شده است. اضافه کردن یک دیگر ممنوع است. بنابراین بگذارید چیزی متفاوت ببینیم: یادداشت های پراکنده، یادداشت های بی نظیر، همانطور که به من می آیند. بررسی ™ POA € به عنوان یک شوخی، کوتاه، و بسیار lacunosa.Per مثال، من می گویند که پدر استاندال به نظر می رسد به طرز مرموزی مونتی برنز، سیمپسونها: [استاندال] پدر [مونتی برنز] یک استاندال را بسیار نمی پدرش. و جولین سورل او را دوست نداشت. مادام بواری، فلوبر CEST وزارت امور داخله اعلام واقع (اگر آن € ™ ثانیه بود واقعا گفت). برای به پایان داستان چگونه خواهد رفت، استاندال ما بعد از سی صفحه گوید حق دور، suppergiù: جولین Sullinginocchiatoio من متوجه یک تکه کاغذ چاپ شده، که به عمد قرار به نظر می رسید وجود دارد به دلیل © کسی به آن را بخوانید. او وجود دارد چشمان او کاهش یافته و دیدم: â € sullesecuzione œParticolari و در آخرین لحظات از لوئیس Jenrel، اعدام در Besançon از ... â € مقاله پاره شد. در پشت شما می توانید دو کلمه اول یک خط را بخوانید: گام اول: \"این کسی که این قطعه کاغذ را اینجا قرار می دهد؟\" جولین فکر کرد.  \"بدبخت فقیر، یک\" او با آه اضافه، یک \"نام خود را به پایان می رسد مثل من ... » و spiegazzò foglio.Nelluscire جولین به حال این تصور از دیدن خون در نزدیکی allacquasantiera: آب مقدس بر روی زمین پاشیده شد، و انعکاس پرده های قرمز که پنجره ها را پوشانده بود، شبیه به خون بود. ماری هنری بیله چهره خوبی داشت، با این تصویری از اووف یوهان سدرمارک قضاوت می کرد. بسیاری از Ricciolini زیبا، کمی بر روی ژانر کلیشه ای \"Bonaparte\" و کمی بر روی ژانر به همان اندازه استراتژیک \"روم باستان\". ریش به من یادآور بسیاری از Camillo Benso Conte دی Cavour. چشم ها، اگر نقاش حقیقت را درک کند، به نظر نمی رسد دقیقا همان مسیر را ببیند. سمت چپ (به دنبال در پرتره) با تمرکز بر € ™ ناظر، اما حق (نگاه کردن به عمودی) اشاره کمی به پایین تر است. نگاهی به آنچه Sttendal، از طریق شخصیت Sorel، ما را دعوت می کند تا سه اصطلاح را بازبینی کند، که ظاهرا و معمولا به صورت مترادف در نظر گرفته می شوند، اما در واقع واقعیت ندارند. چه کسی یک â € œogotistaâ € (یک کلمه او خود را اختراع کرد)؟ چه کسی \"خودخواه\" است؟ چه کسی à ¢ â € œegocentricâ €؟ من پیدا کردم این تعاریف، آن را به من به نظر می رسید کاملا روشنگر: ipervaluta خود در ارتباط allAltro.Un A A € € € € â œegotistaâ œegoistaâ تساوی یک مزیت شخصی در هزینه dellAltro.Un â € € œegocentricoâ هر یک از دیگر در نظر نیست، انکار آن. در اینجا جولین Sorel است â € œogotistaâ € (یا â € œgoticâ €، به گفته Accademia della Crusca). است که، آن بلند پروازانه است، اما © نه بدبینانه و نه © غریبه آلا محیط € ™ که در آن vive.Le چشم انداز و آن شرح شدت بیشتر تاریخی است قابل ملاحظه ای خفیف در استاندال است. او ترجیح می دهد که هر دو یک صافی POA € ™ در یک زمان از طریق موقعیت های که حرف زندگی می کنند در، به جای استفاده گسترده بین فصل و یا به موا € ™ براکت قرار داده â € œdidatticheâ € و / یا â € € œdidascalicheâ. همچنین این جنبه بسیار مدرن است. آنچه که من در مورد نوشتن انجام خواهم داد بسیار عجیب و غریب و تقریبا بی اعتبار به سمت یک نویسنده تحسین شده است و بنابراین، به عنوان آنها می گویند، â € œclassicâ €. اما فکر € ™ ثانیه، به طوری که من می گویم همان (این است که سخت به انجام آن، که برای ماده): استاندال مرا از استفن کینگ به یاد کرده است. او این را به من یادآوری کرد، زیرا احساس خاصی داشتم، دقیقا همانطور که تقریبا همیشه برای پادشاه بود، او در ذهن داشت که قصد دارد به آن بگوید. و این فرض را انجام دهید. و به همین ترتیب او آن را انجام داد. یکی از بهترین دلایل، اگر نه بهترین است، نوشتن. ساده، روشن و صادقانه. خوانندگان آن را می دانند همه خوانندگان و نه فقط \"خوانندگان\". :-) استاندال هیچ غریبه ای به تن است که گاهی اوقات با دا رمان € ™ ضمیمه تجاوز است، اما به آنها عار نیست. در مقابل، او را تصاحب به استفاده از آنها را به نقاط ضعف fini.Alcune خود جولین سورل struggentemente شبیه به آن از Stendhal.Il قرمز و سیاه و سفید هستند. Le rouge et le noir. مثل یک بازی شطرنج؟ یا مانند یک رولت؟ شاید کمی از هر دو، من می گویم. اما نکته این است که جولین سورل به طور ناگزیر به هدف از دست دادن، از ابتدا بود. او شانس نداشت. یا به جای آن، یکی بود: یک شریک در Fouquà ©. اما او نمی توانست، زیرا او احساس غرور می کرد تا به چیز دیگری دلگرم کند. و هرچند استضیال هرگز به او اجازه نمی داد. پس از همه، این \"پاسپورت\" نویسنده بود که خواننده را از طریق یک قطعه تاریخ فرانسه هدایت می کرد. . ؛-)) گرفتن جولین آگاهی نهایی تلخی شبیه به کلاریسا وان (با نام مستعارMrs Dalloway @) کانینگهام است: â € œEra که شادی quellaâ € بود. متاسفانه همیشه دیر شده است. ****** در اصل، این یک نقاشی زیبای یک لحظه تاریخی خاص است. این یک رمان پر از شخصیت ها است، با دقت مشخص شده و امروز بسیار واضح است، اگر چه، بدیهی است، کمی تاریخی. این بار خوانده شده زحمت، اگر چه شاید احساساتی براکت POA € ™ کسل کننده افزایش دهد، اما آزمایش ...

مشاهده لینک اصلی
پر سر و صدا و زیبا. خواب آور است. گاهی اوقات دلربا تاریخی اما جهانی. در پایان 550 صفحه (در نسخه ppback من)، شما احساس می کنید احساس آرامش، برای آزادی به دست آورد توسط شما، خواننده، و شخصیت، خسته و شکست خورده. داستان پیچیده و محدود است، بدون بعد یا آینده. مشاهدات دقیق به همه شما، در هر لحظه و هرج و مرج، به شما گفتند. نور که شما توانستید در موقعیتی عالی از آن لذت ببرید، به صفحاتتان احترام گذاشتید. اما همچنین پر شده؛ اشباع شده است. و راضی هستم این برای توصیف کتاب کافی نیست که پیچیدگی آن بی حد و حصر است. البته، جنبه هایی وجود دارد که تقریبا 200 سال بعد ساده و ساده می شوند؛ یا بی فایده از کار بیفتد: ظهور رؤیای راوی؛ اضطراب عاطفی، مناسب (شاید) دوران دور؛ صفحات تحلیل انعطاف پذیر طولانی در جریان آگاهی، پیچیدگی های شک و تردید. با این حال، ویژگیهایی که با احترام در نظر گرفته میشوند، زیرا سبک ادبی چندین مرتبه بارها (تا زمان سردرگمی)؛ چرا که مسائل اجتماعی تغییر می کنند؛ زیرا تقسیم بین طبقات دیگر مانعی نیست؛ و مفهوم کيفيت زندگي ديگر تنها به صرف بقاء ارتباط نزديک ندارد. نشانه ای که این جنبه ها بر نفس روایت می گذارند، اجباری و غیر قابل انکار است. اضافه کردن به این dautore نیاز، همه سیاسی و اجتماعی، به لباس با ظاهری متعادل unaspra قضاوت نقص بحرانی و گانگرن یک جامعه ریاکارانه و گچ، که در برابر استفاده از زمان را، هر ممکن maschera.Ciò گفت، هر چند، تصویری که از چیزهای انسانی، احساسات حاصل می شود؛ خردهها محدودیت ها و فضایل انتقال روح و شکست های ابدی، بسیار شبیه و کامل است که بسیار زیاد است. تحسین عمیق را تحریک می کند یکی از این خواندن خسته می شود (حتی اگر آن ساده و روان است) دقیقا به این دلیل که بیش از یکبار ما خود را در شرایطی قرار می دهیم؛ بیش از یک بار، آن را در یک فکر، حداکثر، حقیقت یا کشفی که احساس درد و رنج ما را، علامت یک لحظه شدید از زندگی ما، sneers. هر چیزی وارد شده و روایت در یک نوع (طرفداران مرا خواهد بخشید) اپرا صابون احساساتی، که گاهی اوقات با کنجکاوی را دنبال، دیگران را با بی صبری. به ندرت distacco.Fuori با داستان انسانی است که گفته شود، با این حال، خواننده سفر های موازی با آن، خصوصی و محرمانه، که بعد از آن را غیر ممکن به مقایسه نمی باشد انجام می دهد. در بعضی موارد پروژه ها یا نگران نباشید آیا پذیرش در همه چیز انسانی است که ما در شخص و یا امتناع موهن تصادفا برای ارسال به این بی احتیاط، توده های پنهان را به حوزه خصوصی.

مشاهده لینک اصلی
تامین مالی Raay stendhalä داستان کلاسیک ± N شخصیت روانشناسی در sunmayä خواننده سادگی دیدنی و جذاب در یک åÿekil ± baåÿardä ± آیا ± Romana در ±L روژ همکاران لو نوآر / سرخ و سیاه و سفید / KA ± RMA ± Zäune ± و سیاه و سفید @، فرانسه ± edebiyatä Z ± یکی از معماران جهان و ادبیات رومانتیک روسیه. کشیش که ± اختصاص داده شده، یقه ± آیا ± Kläden ±، ولتر و ناپلئون hayranä مادموازل دو لا مول ± جولین سورل با مادام د کلیه arasä ± n در عشق انجام ã¼ã§g زمینه yaåÿan س ± نار ± سرگرم کننده، غرور، افتخار و غرور savaåÿä ± N تاناکا ± Kläden ± ک ettiäÿi استاندال رمان ما، شخصیت روانی bulunduäÿ در ویندوز XP savaåÿä ± درجه نوشته شده Güzel تا åÿekil dã¶kmã¼åÿ ± و یا به تحسین خواندن deäÿil است. متن پایین سوزانده برای ± ± نار N فرانسه ± politikasä Z ± با لمس ± fransanä N ناپلئون برای ± سوزانده و sonrasä ± قلم زن ± n در این کتاب به اطلاع خواننده ولتر DAR ± آیا ± n در هومر، سیسرو، ویرژیل (GEORGICA)، لرد بایرون (دون خوان) شکسپیر (FA ± ± NA RTA)، لوپه د وگا، ماکیاولی (به hã¼kã¼md)، ژان ژاک روسو (انجمن sã¶zleåÿ) و ویکتور هوگو (هرنانی) referanslarä ± mã¼mkã¼n نیز پیدا این کتاب همچنین نشان می دهد که افتخار کتاب بر روی نسیم از داستان ال سیید است. Ã-از سوی دیگر، ویندوز XP را در سکولار خود را جولیان (KA Zäune ± ± ± RMA) و مذهبی (سیاه و سفید) گره با savaåÿä نار ± ± ± N kitabä oluåÿturduäÿ اساس نیاز به sã¶yl. KA ± مو، حوادث کلاسیک ã¶rgã¼sã¼n به Raay تامین مالی öZellikl کتاب دوم با خوانندگان sã¼rã¼kle از @ KA ± RMA ± Zäune ± و @ سیاه و سفید، با به تصویر کشیدن روانی قطعا ± okunmasä باید فرانسه ± z از biri.18.02.2016ä کلاسیک ° stanbul در، tã¼rkiyealp تورگوت

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سرخ و سیاه


 کتاب بیوه ها
 کتاب یک سرباز خوب
 کتاب کودک 44
 کتاب مهاجران
 کتاب تبصره 22
 کتاب ارلاندو