کتاب ستاره سرگردان

اثر ژان ماری گوستاو لوکلزیو از انتشارات آموت - مترجم: سجاد تبریزی-داستان تاریخی

از برنده جایزه نوبل سال 2008 ادبیات، ستاره سرگردان داستان دو زن جوان است که یکی از آنها توسط هولوکاست ریشه می گیرد و دیگری با تأسیس دولت اسرائیل. دختر جوان، استر، که در یک روستای کوچک کوهستانی در شمال نیوز که توسط نیروهای ایتالیایی اشغال شده است، یاد می گیرد که در اروپا در زمان جنگ چه می گوید. نوجوانی آرام جوان، او از دست دادن پدر عزیزش رنج می برد و با مادرش مجبور است از سربازان آلمانی فرار کند. در پایان جنگ، استر و مادرش سفر عجیبی به اورشلیم می گذارند، جایی که مسیر آنها با گروهی از پناهندگان آواره، از جمله Nejma، یک دختر فلسطینی است که داستان زندگی اش در اردوگاه ها داستان خود را از رنج و بقای استار را متعادل می کند.


خرید کتاب ستاره سرگردان
جستجوی کتاب ستاره سرگردان در گودریدز

معرفی کتاب ستاره سرگردان از نگاه کاربران
این برای من احمقانه است که بگویم این @ بهترین @ رمان ایو تا به حال خوانده شده است، که بهتر ازCrime و Punishment، @ یاTrial، @ یاThe Three Musketeers @ این نیست. اما من مایل به بیان است کهWandering Star @ در همان سطح عالی قرار دارد. تفاوت بین @ good @ یاvery good، @ و @ great، @ andWandering Star، به نظر من، یک رمان بزرگ است و پس از خواندن تنها این یکی از کارهای Le Clezio (چیزی که در حال تغییر در آینده بسیار نزدیک) ... خوب ... خوب است بدانید که یک نویسندۀ کار در حال حاضر (حداقل) یک داستان از این کالیبر وجود دارد. کمیته نوبل این حق را در سال 2008 دریافت کرد! گاهی اوقات فرد خود را در زیبایی و جریان کلمات گم می کند، لازم است که به عقب بر گردیم و یک پاراگراف یا صفحه را بخوانیم تا درک شود که در واقع گفته شد! برای به اشتراک گذاشتن یک گزیده دشوار بود، اما من می خواستم نمونه ای از زیبایی جریان را در همه جای این کار فوق العاده ارائه کنم. (هرچند اسامی آنها را شامل می شود، من فکر نمی کنم که آنها به عنوانspoolers @ واجد شرایط باشند - این نوعی از این کتاب نیستند.) @ .... آنها به مرکز اتاق می رفتند، در حالیکه به نور می لرزیدند، زبان عجیب خود را بیان می کردند. استر در شالیزای شلوار سفید خود که در هر دو طرف چهره آنها قرار دارد، غافلگیر شد. وقتی وارد شدند، نور شدید تر شد، صدای بلندتر. در حال حاضر آنها آواز خواندن و زنان سیاه و سفید با صدای نرم تر پاسخ دادند. در داخل اتاق، صداهای متناوب صدایی مانند باد یا باران ایجاد می کردند که به آرامی می افتاد، سپس دوباره بلند شد، با صدای بلند از دیوارهای بیش از حد باریک، شعله هایی از شمع ها سوسو زد. @ اطراف او، نوجوان و دختران جوان، چهره به سمت نور تبدیل شده است، کلمات مرموز تکان دادن بدن خود را به عقب و جلو تکرار کرد. بوی دود از شمع ها با بوی عرق مخلوط شده بود، شعار ریتمیک و آن را مانند مست بود. او جرات حرکت را نداشت و با این حال، بدون اینکه متوجه این موضوع شود، او شروع به نوسان کردن فشار خود را به عقب، به دنبال جنبش زنان اطراف او. او سعی کرد خواندن کلمات عجیب و غریب در لب های مردانه، در زبان بسیار زیبا، که عمیق در آن صحبت می کرد، مثل اینکه هجی ها خاطرات بیدار می کردند. همانطور که شعله های ستاره ای شمع ها را در نیمه نور غار اسرار آمیز تماشا می کرد، با احساس غم و اندوه غلبه کرد. هرگز چنین نور دیده ای ندیده بود، هرگز چنین صدایی را شنید. صداها بلند شد، زنگ زد، محو شد، و سپس در جایی پرید. گاه گاه صدایی به تنهایی سخن می گفت، صدای واضح یک زن که شعار طولانی داشت، و استر تماشا کرد که بدن چهره اش چسبیده به عقب و جلو و حتی سخت تر، دستانش کمی گسترش یافته بود، چهره اش به سمت شعله های آتش است. هنگامی که او صحبت را متوقف کرد، یک صدای کم شنوایی در میان جمعیت پرسید: \"آمین، آمین. سپس یک صدای مردانه دیگران را پاسخ داد، کلمات بی عیب و نقص، کلمات مانند موسیقی را خرد کرد. برای اولین بار، استرس می دانست چه چیزی نماز بود. او نمیدانست چطور به او آمده بود، اما کاملا مطمئن بود: این صدای خنثی از صداها بود، ناگهان با تباهی زبان، چرخش ریتمیک بدنها، شمعهای ستاره ای، تاریکی گرم پر شد بوی این پیچیدگی کلمات بود. @ اینجا در این اتاق، هیچ چیز دیگری نمیتواند اهمیت داشته باشد. هیچ چیز دیگر نمی تواند خطرناک باشد، نه مرگ ماریوس، یا آلمانی هایی که دره را با ماشین های زرهی خود می آمدند و یا حتی شکل بلند پدرش که در سپیده راه می رفت به سوی کوه ها، به چمن بلند می افتد، مانند کسی که به مرگ می میرشد @ استرس بدنش را به آرامی به جلو، عقب، چشمانش آموزش دیده در چراغ ها، و عمیق درون آن صدای مردان و زنان را صدا زد و پاسخ داد، به شدت تیزهوش، تکان دهنده، همه این کلمات را در زبان اسرار آمیز، و استر ممکن است در طول زمان و در کوه افزایش یابد مانند پرنده سیاه و سفید که پدرش به او اشاره کرده بود، تمام راه را به سمت دیگر دریاها، به جایی که نور متولد شد، تمام راه Eretzrael. @

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را دوست نداشتم این خیلی جذاب بود، برای من فرانسوی فرانسوی بود، من خودم را غرق در توصیف ها کردم. من فقط می توانم سیگنال نویسنده سیگنال را در برخی از کافه های پاریس تصویر کنم، در حالی که او این را نوشت. برخی از پیش زمینه ها: آن را در مورد دو دختر، یک یهودی (استر) و یک فلسطینی (Nejma)، که به طور خلاصه عبور از مسیر در میان جنگ 1948. فکر اصلی من این است که دست زدن داستان نجما ... عجیب است. به نظر می رسید عجیب و غریب در وسط کتاب گذاشته شد، آن را بسیار کوتاه تر از بخش های Esthers بود، و به طور کامل به طور ناگهانی به پایان رسید. من این حس را نداشتم که نویسنده او را با احترامی که او Esther داشت، تحت تاثیر قرار داد. اما پس از بحث در مورد آن با باشگاه کتاب من، کمی ذهنم را تغییر دادم. ما شروع به صحبت در مورد منازعه به طور کلی و عوارض انسانی به بار آوردیم و من فکر کردم که همه مردم واقعا در پایان روز می خواهند احترام خود را بپردازند، زیرا اشتباهات در برابر آنها به رسمیت شناختن، شنیدن و غیره انجام می شود. به نظر می رسد، و این ممکن است بحث برانگیز است، که یهودیان پس از جنگ جهانی دوم احترام پرداخت (به درستی)، اما فلسطینی ها هنوز در انتظار بسته شدن هستند. فرضیه وحشی من این است که درمان های مختلف داستان های استر و Nejmas می تواند یک استعاره برای چگونگی برخورد دو گروه در طول زمان باشد. استریا می گوید تمام داستان او را می گوید، بسته می شود، و غیره. نجما با روش دوم درمان می شود، سرانجام از دست نرفتن نیست، هیچ تصدیقی از درد و رنج، و غیره وجود ندارد. هرگز، من مطمئن نیستم که این کتاب را توصیه می کند، اما مطمئنا من در مورد مسائل جهانی بزرگتر (به ویژه به موقع با توجه به بحران کنونی غزه) فکر کردم و چگونه آنها بر زندگی فردی اثر می گذارند، چه چیزی برای کرامت انسانی و غیره اهمیت دارد؟

مشاهده لینک اصلی
تا کنون، این یک کتاب جذاب است که برخی از دیدگاه های کودک را از آنچه که در آلمان، در سراسر اروپا حرکت می کند، مانند کشور ایتالیا مانند ایتالیا فراهم می کند. برخی از کودکان یهودی هستند، دیگران نیستند.

مشاهده لینک اصلی
1C این نوشتن نامه نوشتن با کیفیت است، نویسنده بین المللی با یک سبک بالغ و داستان به اوج ظرفیت خود است. زبان انگلیسی نیاز به بیشتر از آن دارد. 1D 14 تلگراف از برنده جایزه نوبل سال 2008 ادبیات، ستاره سرگردان داستان دو زن جوان است،

مشاهده لینک اصلی
ویرایشگر یک کار وحشتناک بر روی این کار انجام داد، بنابراین من نسخه دیگری را توصیه می کنم. با وجود آن، من آن را بسیار دوست داشتم. توصیف های افسانه ای از طبیعت.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ستاره سرگردان


 کتاب پول و زندگی
 کتاب ژان دو فلورت و دختر چشمه
 کتاب شبح آنیل
 کتاب خانه متحرک
 کتاب جوینده طلا
 کتاب نفس بریده