کتاب روزهای برمه

اثر جورج اورول از انتشارات مجید (به سخن) - مترجم: زهره روشنفکر-داستان تاریخی

این کتاب در روزهای امپراطوری، با حکومت بریتانیا در برمه، این کتاب را فساد و فانتزی امپریالیستی توصیف می کند. Flory، یک فروشنده تجاری چوب، دوست Dr Veraswami، علاقه مندان سیاه و سفید به امپراطوری، که سقوط آن تنها می تواند توسط عضویت در یک باشگاه تمام سفید جلوگیری می کند.


خرید کتاب روزهای برمه
جستجوی کتاب روزهای برمه در گودریدز

معرفی کتاب روزهای برمه از نگاه کاربران
اولین رمان جورج اورول، ادعای عجیب و غریب امپریالیسم بریتانیا و تعصب است که به آن اجازه داده شد که در وهله اول قرار گیرد. همانطور که ممکن است انتظار داشته باشید، آن را به خوبی نوشته شده و نثر شما را به آرامی حمل می کند. آن را زیبا و توصیفی بدون اینکه بیش از حد گل و گیاه و شما واقعا احساس حمل و نقل در آن زمان. مشکل اصلی من با این کتاب این است که آن را به اندازه کافی آزار دهنده نیست. شاید دیدگاه مدرن من و یا شاید Orwells آن شخصیت ضعیف اغلب ضعیف است، اما اغلب او را ناراحت کرده بود که مشت هایش را کشید. کاملا ممکن است من رأی منصفانانه را بر مبنای آثار بعدی او، بیشتر بنامم، قضاوت می کنم، اما اغلب احساس خودم را فهمیدم، جورج متوقف می شود. هر دو بارت را خرد کنید! مسئله ی کوچکتر این بود که من فقط نمیتوانستم آنچه را که Flory در الیزابت دیدم، ببینم. منظورم این بود، او خیلی بدی بود و من دیواری را برداشتم که نمیتوانست آن را ببیند. آه خوب؛ آنها می گویند عشق نابینا است، من فکر می کنم ... ویرایش شده است، زیرا امتحان املای من اصطلاحی عجیب و غریب را تغییر دادند.

مشاهده لینک اصلی
این کتاب کار سخت را پیدا کردم نه به دلیل سبک جورج اورول، که ساده و ظریف است، اما به دلیل کاراکتر بازدارنده شخصیت ها. تنها فرد شایسته، دکتر مایه تاسف بود. در عین حال، من اعتقاد ندارم که اورول غرور وحشتناک مردم است. این کتاب من را از شرم و انزجار در نگرش ها و ورشکستگی اخلاقی مردان و زنان سفید پوست ابراز داشت. با توجه به نگرش آنها نسبت به مردم برمه، به سختی تعجب آور بود که آنها هیچ چیز دشواری در رفتن و کشتار پرندگان و حیوانات برای هیچ دلیلی نداشتند. توضیحات اسلحه Flory و Elizabeths به مدت طولانی با من باقی خواهد ماند. تنها چیز خوب در مورد آن این بود که مردم روستا بعضی از گوشت ها را برای خوردن غذا خریدند. بنابراین برای من، آن را قوی، اما عمیقا ناخوشایند خواندن بود. اما پس از آن، شما برای اروگوئه چیزی نمانید.

مشاهده لینک اصلی
خواندن دوم: امروز (18/15/1986) من در این رمان بعضی از جملات زیر را به عنوان یکی از شش رمان منتشر کردم که در «رمان کامل» جورج اورول @ (پنگوئن، 2009) منتشر شده است و تصور می شود که برخی از او جالب توجه و عجیب و غریب، نقل قول نقل قول از نوشته های ظاهرا جریان آن است. من تعجب می کنم که آیا او به این معنی است که نوعی تفکر یا سرگرمی باشد، شماره های صفحه از شماره ذکر شده شش رمان است، نه از آن چیزی که پوشش جلویی آن را در این صفحه نشان می دهد. خوشبختی در پول نیست. (ص 88) زندگی و کار در میان شرق می تواند خلق و خوی مقدس را تجربه کند. (ص 103) زیبایی بی معنی است تا زمانی که به اشتراک گذاشته شود. (ص 122) حسادت یک چیز وحشتناک است. (ص 259) هیچ زره ای در برابر سرنوشت وجود ندارد. (ص 308) معیار من انتخاب نقل قول های من این است که من در نگاه اول / خواندن آنها را دوست دارم زیرا آنها الهام بخش من هستند و منحصر به فرد هستند، یعنی هرگز آنها را قبلا خواند / شنیدند. من می دانم که برخی یا همه می توانند بحث برانگیز بحث و جدل باشند، اما، به این ترتیب، آنها باید به سایر دانشگاه هایی نیاز داشته باشند که نیاز به دانش آموزان درخشان دارند تا تشنگی دانش خود را برآورده کنند، پایان نامه های بزرگی را دنبال کنند و درجه ها را به آنها اعطا کنند. اولین خواندن: از یادداشت هایم 1. باید یک بخش از واژه نامه برای آن لاتین، فرانسوی یا برمه ای (به صورت کج) وجود داشته باشد تا خوانندگان به طور کامل در هر زمینه از معانی آنها درک کنند. به نظر من، یو پ کیین برای زمینه تحصیلاتش خیلی سواد دارد، فکر نمی کنم او لاتین (egp273) را می داند و از متن رمان، خواننده بزرگ نیست و در رمان درباره تحصیلات دانشگاه بریتانیا هیچ اطلاعاتی وجود ندارد (اگر وجود داشته باشد). پرس و جو های من: 1) کجا او از جمله کلمات / عبارات لاتین آموخته است؟ 2) نقطه نظر خود را در میان همکاران خود در لاتین ببینید. با این حال، این رمان، من فکر می کنم هنوز هم برای کسانی که به او عاشق و همچنین تازه واردان اورول می شوند، خواسته است که آنها را ببینند که چگونه از آن زمان نشان داد چگونه استعمارگرایی قدرت که می شود - شبیه به کنترل برمه بود که توسط خود او به عنوان یک افسر پلیس بریتانیا در آنجا دیده می شود.

مشاهده لینک اصلی
من بیوگرافی جورج اورول را با روزهای برمه خواندم. من فکر می کنم این زیردریایی کاملا متفاوت از یکدیگر است؛ اما همه آنها کیفیت مشابهی دارند. اگر من به بچه های Burmese می آیم - دقیقا نمی دانم - اما من قادر به گفتن غیر قابل تحمل نیستم. شخصیت اصلی این کتاب، جان فلاری، یکی از تنها تعداد کمی از مردم سفید در ارتش بریتانیا، برمه است. مسیری وجود دارد که فلور را از دیگر سفید ها متمایز می کند و برمه را همانند سایر بریتانیایی ها درمان نمی کند. حتی اگر این افراد غیر انگلیسی نیز حتی فلوریین نباشند، می تواند یک دوست واقعی با آنها باشد. با این حال، محیطی که او رشد کرده و همچنان در آن زندگی می کند، این را به طور کامل اجازه نمی دهد. birka㧠burmalä ± دوستانه هر چند زمان hiã§b برای آنها ± درک کامل ± yla پشتیبانی نمی کند، hiã§b اسلا زمان ± n در haksä ± z و hatalä ± olduäÿ hissettiäÿ Ä ° انگلیسی به طور جدی åÿekil ساحل ± Ã§Ä ± ± yor برای گوه. آنها نمی توانند به طور کامل برمه یا انگلیسی را درک کنند و درک کنند. مرد نسبتا تنهایی، Flory. این تنهایی، یک الیزابت انگلیسی که به شهر می آید، به عنوان ابزاری برای این ناتوانی به نظر می رسد. او سعی می کند او را مانند یک باند شلیک کند. این بی رحمانه بسیار دشوار است که بتواند درک و درک کند. به عنوان مثال، الیزابت به معنای واقعی کلمه sanator است، مردی که از ادبیات متنفرم، حتی کمیاب؛ در حالی که Floryi باند، ادبیات و هنر است. الیزابتین Flory حتی این نفرت را نشان می دهد؛ او بی درنگ است، پس بدون کمک الیزابت، باید از تنهایی خلاص نشود. الیزابت همیشه باید به عنوان زنی که از رویای اوست فرار کند. با این حال، او کاری را انجام نمی دهد. متاسفانه مایع جوش در آن نمی تواند پر شود اورول، یک ° sã¶mã¼rge بریتانیا در yaåÿan haksä korkun㧠± درد ± کلارا ±، Ã§Ä ± karlarä yapmadä آن ± uäÿr خود ± ماه ± NA ± BA ± اتصالات نمی burmalä می یابد ± و ± و کشور را در hiã§b صعودی ± deäÿer غیاب SA رنگ پوست RF و در ¶mã¼rge مرتب ± ± ± چرا که یک Tanrake  ± rklarä تبدیل شدن به یک baåÿarä خوب برانکارد با åÿekil گفتن ± ± ± LA ماه. ± okunmalä.

مشاهده لینک اصلی
در مقاله جورج اورولز @ چرا من نوشتن @ او می گوید که اولین اثر خود را از داستان، روزهای برمه (1934) منتشر شده است، نوعی از کتاب است که او در شانزده سالگی می نویسد، هنگامی که یک پاس از Miltons Paradis Lost ارسال @ اورول می گوید که او می خواند رمان های عظیم طبیعت را با پایان های ناراحت کننده پر از توضیحات مفصلی و دست اندرکاران تقلید، و همچنین پر از بنفش هایی که در آن واژه ها تا حدی به خاطر استفاده از آنها مورد استفاده قرار می گرفت صدای @ خوب خوب، سپس؛ برو ارول 16 ساله !! من مطمئن نیستم که من با پیغام Orwells موافقم که یک نوع توصیف، شبیه سازی وpurple passages @ را در PL نشان می دهد که او آرزو دارد؛ با این حال، من با او موافقم که می گوید او در روزهای برمه به آرزوهای سالخورده اش دست می یابد. این بهترین کتابی است که تا به حال خوانده ام. این حتی در فهرست 10 من برتر نیست، نشانه ای از گواه بر این است که من در مورد آن به کسی که گوش می دهد مثل هر کار دیگری توسط سبلد گوش نمی دهد، اما روزهای Burmese قطعا من علاقه مند و فکر تمام وقت من بود خواندن آن. قبل از اینکه من به بحث در مورد کتاب خود برگردم، اجازه دهید فقط در کنار هم بگویم که یکی از چیزهای خوب در مورد خواندن نوشته های غیر رسمی Orwells در Essays Collected، Journalism \u0026 amp؛ نامه ها (کتاب های غیر مجاز - برای اطلاعات بیشتر به www.godine.com بروید و یا به خرید آن - ناشر مستقل - GO !!) از زمانی که او در یک کار داستانی خاص کار می کند این است که، همانطور که نتیجه تلاشهایش را می خوانم، من نیز درباره تلاش خودم خواندن دارم. مطمئنا، به عنوان یک نویسنده و مربی سازنده انگلیسی، می دانم که چنین چیزی به عنوان اولین پیش نویس کامل وجود ندارد و یا واقعا که هر کار واقعا به پایان رسیده است؛ مهلت ها تنها چیزی است که واقعا نویسنده را متوقف می کند. خواندن از طریق مکاتبات اورولس در طول 1933 و 34، یکی Orwell را می بیند بین عشق و نفرت برای این رمان - \"معمولی ترین نویسندگان، او نسبت به آن چیزی که او فقط نوشت و تنفر از آنچه او در هفته گذشته نوشت. علاوه بر این، هر هنرمندانی که تلاش می کنند کار خود را برای عموم انجام دهند، ناامیدی اورول را تحسین می کنند زیرا او تلاش می کند از طریق حلقه های مختلف (و بخصوص سیاسی) دنیای ادبیات، برای انتشار کار خود منتشر شود (یا برای ترس از لعنت منتشر نشده است) در مورد یک ناشر انگلیسی که اولین کسی بود که روزهای برمه را تنها برای گذراندن آن برگزار می کرد، موردی بود). همانطور که من برای خواندن روزهای برمه به عنوان خود رمان، ، برای کار Orwells نگاه مشابهی به نگرش بریتانیا نسبت به هند در طول راجی بریتانیا است. هر دو فورستر و اورول از دست اول درباره نگرش انگلیسی نسبت به سرخپوستان میانه رو - به نحوی که آنها به طور مداوم فرهنگها را مقایسه می کردند و بطور مخفیانه و آشکار در بومیان می گفتند که اجازه می دهند که تحت کنترل امپراتوری باشند، در حالی که نگرانی همیشگی وجود دارد فرهنگ بومی در بعضی از شکل ها به بریتانیایی ها می رسد. اگر چه سالهاست که من از پاساژ خواندن خواسته ام، به نظر می رسد که دکتر عزیز هند به عنوان شخصیتی پیشرفته تر از دکتر ورازوامی در کتاب اورول ها به یاد داشته باشم، اما هر دو شخصیت به همان عملکرد می رسند، به عنوان یک شواهد از یک مرد هوشمند که می تواند جنبه های قابل ستایش و همچنین نقص های هر دو فرهنگ ها و همچنین وضعیت سیاسی استعمار را ببینید. با این وجود، به علت هوش و دیدگاه عینی آنها، دکتر دكتر عزیز و دکتر وراسامی بیشتر در معرض خطر تبدیل شدن به قربانی قرار می گیرند، زمانی كه دو فرهنگ با هم برخورد می كنند. کتاب دیگری که به ذهن من رسیده این است که من تابستان گذشته قبل از این که به نام \"مبلغ\" توسط سیدنی اوونسون (Lady Morgan) خوانده می شد، در هند در قرن هجدهم قرار دارد و نه در اوایل قرن بیستم، در روزهای برمه. قهرمان مسیحی بسیار قوی تر و جذاب تر از قهرمان در رمان فورستر یا اورول است (جرات می کنم این را پیشنهاد کنم چون ممکن است زن یک مسیحی را بنویسد؟). من فکر می کنم شباهت های اورول و اوونسون قوی نیستند، هرچند که هر دو آنها هر دو اثر را بررسی جنبه های عدم تحمل فرهنگی (با تمرکز در ماموریت بیشتر در عدم تحمل مذهبی) که اغلب با حکومت امپریالیستی است. با این حال، من فکر می کنم دلیل این است که من کتاب اوونسون را در هنگام خواندن اورول به خاطر بی اهمیت بودن امور عاشقانه در هر دو اثر یاد گرفتم. هر دو نویسنده به یاد خوانندگان می اندیشند که این موضوع از همان ابتدا محکوم شده است. در نهایت، ما برای قهرمان، Flory، ریشه دار هستیم تا الیزابت را برنده کنیم زیرا او بیشتر از آن چیزی که میخواهد، بیش از آن چیزی است که ما فکر میکنیم عشق برنده خواهد شد؛ زیرا تصوراتش در مورد الیزابت توانسته است نوعی عشق فلوری را پیشبینی کند. اما آنچه که من به عنوان خوانده شده این عاشق محکوم به این است که چگونه گاهی اوقات ما در عشق با یک تصویر از یک شخص است که به نحوی به سر ما به جای شخص واقعی می افتد. اورول این را از اندیشه های فلورس از الیزابت می نویسد: به هر حال، او تا به حال هرگز قادر به گفتگو با او نبود، او دلش برای گفتن بود. صحبت کردن، به سادگی صحبت کردن! به نظر می رسد کمی، و چقدر آن است! ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب روزهای برمه


 کتاب نام من سرخ
 کتاب شب مادر
 کتاب سان ست
 کتاب سرنوشت یک مرد
 کتاب بن هور
 کتاب آینه های شهر