کتاب ربه کا

اثر دافنه دوموریه از انتشارات جامی - مترجم: حسن شهباز-داستان تاریخی

شب گذشته به خواب رفتم و دوباره به ماندری رفتم. .

این رمان در مونت کارلو شروع می شود، جایی که قهرمان ما با ماشیم وین ویمز، ناف خجالتی و پیشنهاد ناگهانی ازدواج، پاهای خود را بریده است. او یتیم شده و به عنوان یک خانم لیدی کار می کند، او به سختی می تواند شانس خود را باور کند. تنها زمانی که آنها به املاک کشور عظیم خود می رسند، او متوجه می شود که یک سایه همسر دیرین خود را بر سر زندگیاش می گذارد - او را با یک بدبختی که تهدید می کند ازدواج آنها را از فراز قبر نابود کند، به ارمغان می آورد.


خرید کتاب ربه کا
جستجوی کتاب ربه کا در گودریدز

معرفی کتاب ربه کا از نگاه کاربران
** هشدار اسپویلر ** ربکا یک کلاسیک داستان گوتیک است: هنگامی که یک کلاسیک را بررسی می کند، آن همواره کمی ترسناک است، همانطور که برخی از اقدامات روحی روحی انجام می شود (حتی اگر نظر مثبت باشد). با این حال، احساس می کنم که من باید احساسات خود را در مورد این کار با شکوه به اشتراک بگذارم: بنابراین من در حال غوطه دادن، تنظیم احساسات من کنار است. Rebecca رمان نفیس طراحی شده است: از یکی از معروف ترین خطوط باز در جهان داستان (Last شب من رویای ما را به ماندری بازگرداند @) تا انتها، به سختی یک کلمه، جمله، پاراگراف یا مکث وجود ندارد. توصیف دقیق انجام شده و فوق العاده است. همانطور که داستان به سمت پایان دادن به نیمه تراژدی متمایل به آن پایان می یابد، خواننده هرگز مجاز به تفریح ​​یا عقب نشینی از داستان حتی برای یک دقیقه نیست. StoryThe رمان در Riviera فرانسوی باز می شود، جایی که راوی بی نام و نشان همراه با یک غایب بانوی آمریکایی است که در تعطیلات آنجا. او ملاقات می کند و در میهمانی عشایری میانه در آنجا می ماند. و پس از چرت زدن یک گردباد، ازدواج با او. او او را به املاک کشورش منتقل می کند، ماندلای ممنوعه، جایی که او بلافاصله از احساسات نامطلوب شروع می شود؛ کل عمارت به نظر می رسد توسط حضور نامرغوب ربکا، اولین خانم د ویندم نفوذ می کند. خانم دانورس، خانه دار ممنوعه، با افزودن سوختن به سوختن، به طور مداوم انگیزه می دهد که ربکا د وینت یک خانم واقعی است و خانم جدید خانۀ خانه یک پیشرفت اجتماعی ساده است که هرگز نمیتواند برای او اندازه گیری کند. هنگامی که خانم دنوره با هوشمندانه دستکاری خانم دیمینت را در پوشیدن یک لباس در یک مهمانی که Rebecca در یک رویداد سابق مشابه به سر می برد، چیزهایی می آیند: حداکثر به اندازه کافی منفجر می شود و از او می خواهد بلافاصله تغییر کند. پس از این صحنه، خانه دار تقریبا از عروس جوان به خودکشی متقاعد می شود. با این حال، حواس پرتی به شکل کشتی خراب در ساحل می رسد، به دنبال آن حداکثر می گوید که همسر جوان او حقیقت در مورد Rebecca.Rebecca، بر خلاف ظاهر جذاب او به جهان ارائه شده، زن بی رحمانه و دستکاری است که به طور مداوم شکنجه خود را با داستان های فرار او با مردان مختلف. در نهایت، او به یکی از روزها می گوید که او با فرزند دیگرش باردار است و او قادر به محکوم کردن او نیست؛ او باید فرزند خود را به عنوان خود او بکشد. رعد و برق بیش از حد محدود است، حداکثر او را می کشد و او را می کشد، سپس بدن خود را در دریای داخل قایق خود غرق می شود، به این معنا که ربکا در حادثه قایقرانی جان خود را از دست داده است. قایق غرق شده پس از کشتی خراب شده است، دیده می شوند حکم خودکشی در دادرسی به ارمغان آورده است. اما جک فاول، پسر عموی Rebecca و عاشق او، ادعا می کند که ربکا نمیتواند خودکشی کند، زیرا او قبل از مرگش از یک پزشک بازدید کرده بود و خبرهای مهمی را برای آن به ارمغان آورده است. او، همراه با مکس و همسرش، اطمینان می دهد که این اطلاعات حقیقتی از بارداری او است: با این حال، مکس تصمیم به مواجه شدن با موزیک می دهد، مکس تصمیم می گیرد با موزیک مواجه شود. رمان بمب نهایی نهایی هنگامی که دکتر نشان می دهد ربکا واقعا اهمیت دارد اطلاعات و این خودکشی کاملا باورنکردنی است، زیرا او از سرطان رنج می برد و طی چند ماه می میرد. خواننده، همراه با مکس و خانم دیمینت، متوجه می شود که تحریک مابعدالطبیعه Rebecca به قتل او، عمل نهایی او انتقام بود و فرار از یک مرگ ماندگار. با این حال، داستان یک پایان شادی نداشته است: خانم دانوره ناامید می شود در نهایت به سمت لبه می رود و مشعل ماندرولی را می گیرد، خودش در آتش می سوزد. AnalysisRebecca یک رمان است که در بسیاری از سطوح کار می کند. این را می توان به عنوان یک رمز و راز گوتیک به عنوان خوانده شده، و هیچ کس آن را کمتر برای آن رضایت بخش است. اسرارها به اندازه کافی متضاد هستند، خلق و خوی به مراتب راحت تر است و شخصیت ها در دل مشغولی ها مضر هستند. با این حال، هنگامی که شروع به نگاه عمیق در بسیاری از تم های چند لایه در داستان، خانم du Mauriers نابغه به عنوان یک داستان نویسی می آید. واقعیت که شخصیت اصلی هرگز نامگذاری نشده است و رمان زیر نامی از آنتاگونیست مرده او بسیار مهم است. کل رمان، در واقع، توسط سه شخصیت زن هدایت می شود. ربکا مرده است که زیبایی، بی رحمانه، میاسمی و در عین حال جذاب و مطلوب است: خانم دومی زمستانی که زیبا، شیرین و بسیار دوست داشتنی اما هنوز نگران کننده است (مثل Disneys Snow White): و خانم دانور، تاریکی، فداکاری و شر مثل یک جادوگر. این تقریبا یک مثلث صاف و زیبا است که از الهه ی بت پرست است (هر چند من شک دارم که آیا نویسنده چیزی شبیه آن را در نظر گرفته است). شخصیت های اصلی فاقد هویت و ربکا همه چیز فراگیر است، تقریبا دردناکی استرس زده می شود. از لحاظ مردانه، ربکا دختر کامل رویای است که زمانی که به آن عمل می شود، ضدضعیلی از آن چیزی است که او به عنوان یک آرمان غیر قابل دستیاری معرفی می شود. حداکثر تلاش می کند اولین بار او را با کشتن او تحریک کند، اما ثابت می کند که ناموفق است. مانند یک شاهزاده پریس، از طریق عشق بی گناه به یک دختر خالص است که او بازخرید شده است. وقتی او به جرم وی روبرو می شود، دلش می خواهد ...

مشاهده لینک اصلی
بازبینی برای آمده

مشاهده لینک اصلی
ماندلای ... غبار بر روی تپه، عمارت غریب، تاریکی، تهدید، غیر قابل تشخیص، غیر قابل دسترس، چیزی است که نمی تواند وجود داشته باشد، فقط از طریق یک رویا، یک معبد، که به شب تبدیل می شود و به هیچ وجه شناور می شود، یک افسانه کلاسیک و دلسرد کننده است که ادامه خواهد یافت، اما واقعیت هرگز کشف نشده است، زیرا اسطوره پاسخی ندارد فقط سوالات ... Maximilian (Maxim) de Winter یک بیوه ناراضی انگلیسی است که در 42 سالگی زندگی بی هدف، مسافرت را فراموش کرده اما نمی توانست در هتل مونت کارلو اقامت کند، درست قبل از WW 2، روزهای خوبی داشته است. چهره او بیش از حد آشکار است، نشان دادن وضعیت غم انگیز او باید مواجه است. بانوی جوان نیمی از سن، در حال کار برای آمریکایی محکم و ناخوشایند، خانم ون هپپر، یک زن میانسال است، به عنوان یک همراه همراه، بنده و کیسه پانچ. دو روح، مکس و دختر، که به راحتی، شادی و بله، دوست دارند، در این دنیای وحشیانه، یکدیگر را می یابند و امید می آید. ازدواج سریع (خانم وان هپور شگفت زده شده است)، یک ماه عسل ماهانه در ونیز، و آنها پس از چند هفته، در بومی انگلستان، ساحل وحشی، کورنوال، در جنوب غربی کشور، دور از شلوغ و پر سر و صدا ، آلوده، لندن. مکان آرام، پنهان، تمیز، همچنین، جایی که هیچ چیز رخ نمی دهد، عظیم مندللی، قرن ها، خانه خانواده د وینتر، برای بسیاری از نسل ها، در اطراف جنگل های ضخیم، غیر قابل نفوذ، گل های عجیب و غریب، پروانه های نفیس بازی در هوا، زیبا چمن های سبز، پرندگان رنگارنگ شیرین آواز خواندن، باد های معطر از دریای نزدیک، قایق های ماهیگیری که از افق عبور می کنند. خانم دونورز، خانه دار شیطانی، نگهدارنده شعله، نگرانی فوری نسبت به خانم دوم زمستان را بر می دارد، چگونه می توان چنین دختر خجالتی، تحصیل کرده و غیرمسلح را برای ربکا گرفت؟ زیبایی جسورانه، هوشمندانه، زیباترین زن در منطقه، ربکا، همه را دوست دارد. اسرار مزاحم وجود دارد که عمدتا در مندلب وجود دارد، جایی که عروس اغلب راه خود را از دست می دهد، که توسط بندگان و دوستان ماکسیم صحبت نمی شود، او اغلب به خود رسیده است، چه او در مورد ربکا فکر می کند؟ عروس جدید و ناخوشایند چگونه می تواند با یک فانتوم رقابت کند بدون اینکه ضعف داشته باشد؟ بیتریس، خواهر بزرگتر Maxies، چیزهایی را می داند، اما آنها را به خانم دوم زمستانی، جک فاول، ربکه نمی گوید، پسر عموی او ربكاس می آید بدون دانستن او، چیزی است كه او دوست ندارد، در مورد او، نابینا، بازیگر باهوش و مکرر فریبنده، با ارتباط اسرار آمیز به ربکا، ماکسیم از او نفرت دارد (چرا؟) و خانم دونورز، دوستش را سرزنش می کند تا او را در ماندرلی دریافت کند. قدم زدن در ساحل سنگ قبر در زیر خانه، تنها دوست خود، سگ دائما سرگرم کننده و وفادار، که او خستگی ناپذیر به دنبال، جاسپر، به بندر کوچک که قایق کوچک Rebeccas آخرین مجهز، قبل از اینکه در دریا گم شده تصادف@. بن مردی عقب مانده از محله است، نیز وجود دارد، صحبت کردن، اما آن را، و یا بیشتر اسرار تیره، افشا، او عروس می بیند کلبه سقوط به خراب است، که مکسیم اجتناب می کند، دختر کنجکاوی وارد می شود، می یابد بسیاری از Rebeccas چیز دروغ گفتن در اطراف، همیشه اشیاء که به او یادآوری می کنند، او هرگز خانم واقعی زمستانی نیست، که هنوز از قبر است ... در محل قرار دارد.

مشاهده لینک اصلی
وای!!! ربکا، یک کتاب فوق العاده است !!! پیچ و تاب ها، اسرار، و خانه freakishly عجیب و غریب! گاه !!! من گاز گرفتم و احساس کردم تا پایان بسیار نگران !!!

مشاهده لینک اصلی
رمان کلاسیک Daphne du Mauriers @ Rebecca @، یک قطعه بسیار جذاب و زیبای نوشتاری است که باعث می شود که موهای پشت گردن خود را پشت سر بگذارند، که می خواهد با یک پتو در یک شنبه بعد از ظهر خیس بر روی نیمکت قرار دهید و در جهان از تعلیق لذت ببرید و رمز و راز و فراموش کردن شما یک میلیون دیگر چیزهایی که باید انجام دهید. من این رمان را 10 سال پیش خواندم و دوباره خواندن آن را برای یک باشگاه کتاب محلی خواندم و باید پذیرفتم که هرگز از اولین بار خواندن آن را نفهمیدم، بنابراین این تجربه را دوباره تجربه کردم. من این رمان را دوست داشتم یک اشتیاق، از رمز و راز، تعلیق، شخصیت های شگفت آور کشیده به نوشتن توصیفی بسیار جذاب زیبا. این یکی از آن کتابهایی است که نویسنده هر شخصیت را نقاشی می کند و هر وضعیت به وضوح در سر شما است. من عجیب و غریب این رمان را دوست داشتم. دئوری Mauriers بزرگترین دستاورد در این کتاب باید توسعه ربکا که در آغاز رمان مرده است اما همانطور که داستان توسعه ربکا می شود بسیار در ذهن خوانندگان زنده است و بقیه کاراکترها و ما باید به خاطر داشته باشیم که او تنها در مورد آنچه که دیگران در مورد او می گویند داوری می کند. من فکر می کنم این یک شخصیت است که بعد از خواندن این کتاب، خواننده باقی خواهد ماند. هر چه بیشتر می توانم یک ستاره 5 ستاره برایم بخوانم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ربه کا


 کتاب آخرین رز کشمیری
 کتاب سفر فیل
 کتاب گتسبی بزرگ
 کتاب سرافینا و شنل سیاه
 کتاب وصیت نامه ی فرانسوی
 کتاب انتخاب سوفی