کتاب رابینسون کروزو

اثر دانیل دفو از انتشارات افق - مترجم: محسن سلیمانی-داستان تاریخی

Crusoe (نام خانوادگی خراب شده از نام آلمانی Kreutznaer) از قله کوئینز در هال در ماه اکتبر سال 1651 در کشتی دریایی، علیه خواسته های پدر و مادرش، که می خواهد او را به دنبال حرفه ای، احتمالا در قانون، از قایق می رود. پس از یک سفر پر سر و صدا که در آن کشتی خود را در یک طوفان خراب است، شهوت او برای دریا همچنان قوی است که او به دریا باز می شود. این سفر همچنین در فاجعه به پایان می رسد، به عنوان کشتی توسط دزدان دریایی فروش (فروش روورز) گرفته شده و Crusoe به برد توسط موور برد. دو سال بعد، او در یک قایق با یک پسر به نام Xury فرار می کند؛ یک کاپیتان یک کشتی پرتغالی از ساحل غربی آفریقا، او را نجات می دهد. کشتی در مسیر برزیل است. Crusoe Xury را به کاپیتان میفروشد. با کمک کاپیتان، Crusoe یک گیاه را خریداری می کند. رابینسون کروزو یک رمان دانیل Defoe است، که برای اولین بار در 25 آوریل 1719 منتشر شد. این اولین نسخه متعلق به نویسنده Robinson Crusoe است که نقش اصلی را بازی می کند و بسیاری از خوانندگان را به این باور است که او شخص واقعی و کتاب سفرنامه حادثه واقعی است.


خرید کتاب رابینسون کروزو
جستجوی کتاب رابینسون کروزو در گودریدز

معرفی کتاب رابینسون کروزو از نگاه کاربران
این یکی از آن کتابهایی است که واقعا برای یادآوری مخاطبان مدرن به همین دلیل است که ما باید سفیدپوستان را بکشیم. رابینسون کروزو داستان یک مرد جوان است که به شدت بدبختی دارد، که متأسفانه برای هر یک از همکارانش، از موارد بسیار خطرناکی که در سفر عجیب و غریب رنج می برد، رنج می برد. هر کشتی ای که او به غرق می شود، اما او فقط روی آنها می نشیند. حتی پس از آن که یک باغ وحش موفق و موفق به دست آورد، تصمیم می گیرد که فقط کشتی بگیرد تا کشتی دیگری بگیرد - این را بدست آورد - بعضی از بردگان خود را تهیه می کند. البته این اتفاق می افتد و تنها در یک جزیره رشته می شود. نگران نباش، با این حال - او یک کتاب مقدس دریافت کرده است، و او با موفقیت به یک مزدور مذهبی تبدیل می شود، در حالی که تنها با هیچ کاری بهتر انجام نمی شود. آنقدر بد است که تنها کتاب او نمی تواند نسخه ای از دون کیشوت یا چیزی باشد، زیرا ممکن است پس از آن یک داستان داستان جالب تبدیل شود. اما نه، مانند بسیاری از افرادی که شانس وحشتناکی دارند، او به @ god @ تبدیل می شود و شروع به شمارش @ برکت ها، @ بیشتر یا کمتر از کمبود چیزی بهتر انجام می دهد. سپس، پس از آن که او تنها 24 سال داشت، او در ماسه رد پای خود را می بیند، و او کاملا دمدمی مزاج می شود و می شود متقاعد شد که باید به شیطان متعلق باشد. اومم، خوب بنابراین من نشسته فکر می کنم، @ ممکن است خود را در رد پای خود @ اما این طول می کشد این نبوغ یک روز از خود را ترساندن قبل از او می آید با این توضیح. به هر حال، معلوم می شود که رد پای خود نباشد، در واقع متعلق به @ savages @ (سرخپوستان کارائیب) است که ظاهرا از این جزیره گاه به گاه به آنجا می آیند تا زندانیان خود را بخورند و غذا بخورند، که در واقع، روش معمول در بین سرخپوستان در آمریکا. و این قسمتی است که شما واقعا از مردم سفید پوست نفرت دارید. سپس او یکی از زندانیان را نجات می دهد و او را به برده اش می اندازد، او نامیده می شود @ جمعه، @ انگلیسی می آموزد و به مسیحیت تبدیل می شود. روز جمعه، به جای اینکه لگد زدن این جنجالی پرشهای از اینجا تا جمعه آینده پس از پرداخت هرگونه بدهی که رابینسون به خاطر صرفه جویی در زندگی اش مرتکب شده است، یک برده وفادار برای هر قسمتی از کتاب است. جمعه در انگلیس مشغول سخنرانی است، که احتمالا به اندازه کافی واقعی است برای یک مرد که زبان دیرین انگلیسی را از یک فرد انفرادی یاد می گیرد، اما رابینسون عادت توهین آمیز به ترجمه چیزهایی است که به راحتی قابل درک است که روز جمعه به ما می گوید، احمق خوانندگان (@ که او لبخند زد و گفت: - بله، بله، ما همیشه با بهتر شدن مبارزه می کنیم؛ یعنی، او همیشه به معنای پیروزی در جنگ بود). همچنین، در تعلیم مذهبی جمعه، او از رابینسون می پرسد چرا خدا فقط شیاطین را کشت و به شرارت پایان دهد و به همین دلیل برای یک شخص مذهبی پاسخ درستی برای این سوال وجود ندارد. رابینسون به سادگی وانمود می کند که او را شنید و سرگردان نیست. چه جک * ss! خوشبختانه، دگرگونی مذهبی رابینسون روحانی برای همیشه ادامه نیافته است. به محض این که به تمدن بازگردد و پول را به دست بگیرد، تقریبا از بین می رود. صحبت از آنچه، با پایان این کتاب چه بود؟ او نجات می یابد، او به خانه می رود، اما هیچ مزایای احساسی ندارد، و در عوض او در مورد ماجراهای اروپا خود را با جمعه می رود. ما در مورد گرگ ها و خرس رقص نگرانیم! ما می خواهیم بدانیم آیا از سال هایت چیزی را یاد گرفته اید؟ آیا احساس می کنید که از دست رفته اید؟ هر کسی خوشحال بود که شما را ببیند؟ آیا آنها در حالی که شما از دست رفته بودند، مراسم تدفین شما را انجام می دهند؟ وقتی مادرت را دیدی دوباره مادرت چه کار کرد؟ رابینسون کروزو یک مرد بدون هیچ گونه ویژگی انسانی است که افراد را در هنگام خواندن در مورد شرایط سخت دچار مشکل می کند. او هیچ تردیدی ندارد، هیچ تمایل شخصی، و او هرگز در زندگی خود را نشان می دهد قبل از اینکه او در جزیره در طول دهه ها در جزیره بود. من درک می کنم که این فقط یکadventure رمان است @ اما مردم واقعا هنوز این تیز را خوانده اند و آن را کلاسیک در نظر بگیرید!

مشاهده لینک اصلی
آن واقعا غم انگیز است که مردم از قرن بیست و یکم از قرن بیست و یکم از نظر قرآنی سیاسی خود قضاوت می کنند. شما نباید با جهان بینی و اعتقادات مذهبی Defoe موافق باشید که کتاب را دوست دارید. من با اعتقادات هومر کنار می آیم اما من می دانم که آثار او سزاوار کلاسیک بودن هستند. افرادی که فکر می کنند این کتاب خسته کننده است، احتمالا فکر می کند که قله ها از طریق کوه های باشکوه و یا بعد از ظهر آرام در یک باغ زیبا، خسته کننده هستند. این کتاب در زمان های گوناگون آهسته است. اما کمترین قطعات بهترین هستند. Defoe استاد جزئیات است. و این عمل بسیار هیجان انگیز است پس از آرامش. کتابی با عمل تنها برای من خسته کننده می شود (به جز ذهنی، مانند جزیره گنج). این است، دست، رمان مورد علاقه من تمام وقت. جزئیات غنی، طرح جذب، رشد شخصیت عمیق، تفکر روشنگری و جلسه دو جهان کاملا متفاوت در رابینسون و کانبال. من هرگز خواندن این کتاب را متوقف نخواهم کرد. وقتی دوباره شروع کردم دوباره شروع کردم من رابینسون و جمعه را دوست دارم چون پدر و برادر واقعی زندگی می کنند. BTW - یک ضبط صوتی توسط رون کیت وجود دارد که بسیار جذاب است. ناشر کتابهای ضبط شده است

مشاهده لینک اصلی
من آن را یک رمان ابتدایی می دانم و باید به عنوان پیشگام صنایع دستی احترام گذاشت، اما آن را نادیده گرفتم، این پیشگام ترین خسته کننده است! خواندن رابینسون کروزو مانند خواندن فهرست مواد غذایی است که در حاشیه یک کارت پستال از فیجی نقاشی شده است:Weathers خوب است! آرزوی شما می تواند اینجا باشد! نیاز به میوه، سبزی، گوشت ... @. این کار خیلی طول می کشد با توجه به چیزهای بزرگ بزرگ که از طریق خارج می شود. Defoe نویسنده خوب و همه، اما من نمی دانم، شاید اوج تا به حال اختراع نشده است هنوز.PS: من در حال یادگیری دوست ندارم کتاب با نام رابینسون در عنوان ... http://www.goodreads.com/review / نمایش / ...

مشاهده لینک اصلی
اوت 1651 خاطرات روزانه، وو هوی! فرار به دریا در آخر! مامان و بابا نمی خواستند که به من بپیوندند، اما صادقانه، بدترین کاری که می تواند رخ دهد. تا کنون من عشق زندگی در موج اقیانوس است و تنها کمی دریایی بیمار است. به هر حال اوه بیل هال، سلام Honolulu! شما، RobinsonJanuary 1653Dear Diary، با عرض پوزش آن شده است بسیار طولانی است. یک حادثه کوچک با خرابی کشتی رخ داد و فقط زمانی که Id موفق به پیدا کردن عبور در قایق دیگری برخی از دزدان دریایی ظاهر شد و من به عنوان یک برده به پایان رسید. من مجبور بودم کارهای زیادی را برای این مرد مسلمان انجام دهم و در حالی که همه چیز خوب و عجیب بود، آن را به خوبی از تمام آزادی های مدنی خود را محروم نیست. به هر حال من فقط با دوستانم خوری فرار کردم و به سمت دریا رفتم تا ببینم که آیا می توانیم یک قایق بزرگ را پرچم بگذاریم، متاسفم، کشتی. خاطرات روزانه، RobinsonMarch 1654 خاطرات روزانه، فقط در برزیل وارد شدیم - و اینجا اینجا داغ است. خیلی سریعتر از بدنه به هر میزان. من قرمزتر از یک مارپیچ بر روی چوب هستم و با کمی پیدا کردن پاهایم مشکل دارم. یک نوع کارناوال وجود دارد و من یک تپه بزرگ را دیدم که با مجسمه عظیمی از عیسی در آن جا خوب بود. ایو برخی از بلوک های زیبا را در قایق ملاقات کرد و گفتند که آنها به من کمک می کنند ثروتم را به من بدهند. کسی پیش بینی می کند که آجیل برزیل آینده بزرگ بعدی خواهد بود کریسمس سال آینده می آید بنابراین ممکن است آن را به شما بسپارید. رابینسون جونز 1660 روزنامه خاطرات خوب آن زمان بوده است و خیلی اتفاق افتاده است. من خودم همه را با گیاهان خوب تنظیم کردم و برای یک لحظه از زندگی خوب لذت بردم، اما من از خلال خلال هوا دریایی، خندیدن بادبان ها و چرخش ملایم قایق خسته شدم، بنابراین تصمیم گرفتم پولم را به برده داری و قصد دارم به محض اینکه بتوانم به دریا برسم. من متوجه نشدم که من برای یک زندگی خانوادگی در زمین زندگی کنم. شما، روبینسون، نوامبر 1661، خاطرات روزانه، خوب من به معنای واقعی کلمه است. سرمایه گذاری من واسه من خیلی خوب نبود. حدس می زنم که من باید قبل از اینکه برای بدست آوردن بدبختی های دیگران سود ببرم، وقت خود را به عنوان یک برده با آن مردی فکر می کردم، اما هی، هر کس دیگری این کار را انجام می دهد و حتی بریستول هم اکنون با تمام حساب ها در حال تجارت است. به هر حال این همه تا حالا شده. ما برای آفریقا رفتیم اما شیطان طوفان آمد و کشتی و تمام افراد را به سمت دیوی جونز کشید. من فکر می کنم من تنها بازمانده و دریا من را بر روی این سرزمین مضحک تنها با لباس در پشت من است. چند حیوان جان باختند. Ive نام سگ Defoe و گربه ها Swift و Behn نامیده می شود. در حال حاضر من فقط آنها را حیوان خانگی، اما اگر من نمی توانم هر گونه مواد غذایی را پیدا کنید، سپس Defoe در حال انجام یک هم بزنید درست کردن. اکنون به اردوگاه خود برمی گردم، پس از بازگشت من نوشتن خواهد شد. شما، RobinsonJanuary 1662، خاطرات روزانه، Ive در یک اردوگاه پایه کاملا مینیمالیستی زندگی می کنید. آن را به بسیاری از ابتکار عمل را به تمام چیزهایی که من نیاز دارم. خرابه های کشتی و فلوتسام و جتام در ساحل شسته شده اند و به من برخی مواد خام مانند بادبان و چوب، بیت طناب و فلز داده شده اند. این دقیقا Radisson Blue نیست، اما من به خانه کوچکم افتخار می کنم. گربه ها و موش ها کاملا مضحک هستند - من دلمشغول فکر کردن به آنچه که انجام آن را به اکوسیستم. من بز و پرنده را می کشم و می خورم، اما اکنون به اهداف من احتیاج دارم. یکی از پرندگان را به عنوان یک حیوان خانگی نگهداری کرد و به نام پرنده ای به نام او را معرفی کرد. من نیاز به رفتن بیشتر و بیشتر برای غذا ... ماه دیگر من به یک حوض سقوط کرد و شکستن اندام ... من به طور خاص فکر کردم من عجله بود اما صاحب من خوشحال از من به اینجا آمده است. من به طور معمول برای تنهایی نیستم، اما صلح و آرامش آموزشی بوده است. من فکر می کنم ایو کمی بی روح است، اما من زمان زیادی برای مبهم بودن ندارم زیرا زنده ماندن بیشتر از روزهای من طول می کشد. شما، RobinsonAugust 1665 روزنامه، بازدید کنندگان! آرزوی ID چیزی پخته! هرچند به نظر میرسد که آنها طعمه های طعم دار هستند، بنابراین من تصور می کنم چاشنی های خوب و فنجان چای چای خوب صادقانه احتمالا چیزی نیستند. برای آنها شیاطین ظالمانه وسوسه شدم که آنها را تحمل کنم، اما این روزها به نظر میرسد که خودم را گول می زنم و گرسنگی نمی تواند برنده این شرکت شود. یکی از آنها تصمیم گرفت پشت سر بماند. نمی توانم چیزی خونین در مورد او بفهمم و هیچ کس برای سخن گفتن نیست. من عاشق او شده ام روز جمعه و تا حالا هیچ گونه اعتراضی نداشته ام. من مشتاقانه منتظر گذراندن وقت با دوستان جدیدم هستم، RobinsonMarch 1672Dear Diary، هفت سال از زمانی که من در نهایت نوشتم - خوب است که من متوجه شدم که من با یک پرتقال طوطی می توانم از دست بدهم! جمعه و من به دوستانم تبدیل شده ام. با این حال هنوز خیلی از پچ پچ نیست، اما پس از آن یک مرد خوشحال از همراهی بدون هیچ گونه توهین آمیز اضافی است. در حال حاضر هرکدام از اینها در مورد زبان من است. من علاقه ای به راه پروردگارم نداشتم. من درباره ی ایده ی مجسمه بزرگم به او گفتم. او خندید. شما، رابینسون پرل 1685 روزنامه، اخیرا برخی از مواد مخدر دیگر به جزیره آمده است. آنها قصد داشتند کسی را به کسی بسپارند اما ما به زودی این ایده را پرداخت می کنیم. کمی از کارهای انجام شده وجود داشت و حالا ما دو اسیر نجات یافته را در دست خود داریم. این جزیره شروع به احساس شلوغی می کند. یکی از آنها یک اسپانیایی است که می گوید کشورش مردی نزدیک است و می تواند ما را نجات دهد، بلوک دیگر چیزی جز مرد فریده من نبود ...

مشاهده لینک اصلی
بسیاری از اینها اولین رمان انگلیسی هستند. این در سال 1719 منتشر شد و محیط حدود 1650 بود. اما چیزی شگفت انگیز در مورد این رمان این است که بی انتها آن است. همانطور که 350 سال پیش بود، در حال حاضر در جزیره متروکه قرار دارد. با این حال، یک داستان عالی، یکی از من که بزرگ شد، همراه با جزیره گنج و ماجراهای تام ساویر. سبک نوشتن قرن هجدهم برای بسیاری از بچه ها امروز من فکر می کنم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب رابینسون کروزو


 کتاب شور ذهن
 کتاب زندگی در جنگ
 کتاب رابینسون کروزو
 کتاب پرواز کن کبوترم
 کتاب داستان یک نام جدید
 کتاب پسرکی با پیژامه راه راه