کتاب دورنمای کاسل راک

اثر آلیس مونرو از انتشارات افراز - مترجم: زهرا نی چین-داستان تاریخی

یک مجموعه جدید قدرتمند از یکی از نویسندگان محبوب، تحسین و احترام ما.

در آثاری که شخصیتی بیش از آنچه که پیش از آن نوشته شده است، آلیس مونرو داستان تاریخی خانواده خود را به داستان زیبایی تصور می کند. پسر جوان به قلعه راک ادینبورگ منتقل می شود، جایی که پدرش به او اطمینان می دهد که در یک روز روشن، می تواند آمریکا را ببیند، و نگاهی به رویای پدرش می کشد. در داستانهایی که دنبال می کنند، به عنوان رویا یک واقعیت می شود، دو خواهر در انواع مختلف شور و شوق سفر طولانی به دنیای جدید تجربه می کنند؛ یک کودک از دست رفته و جادویی دوباره در سفر از خانه ایالت ایلینوی به مرز کانادا می آید.

داستان های دیگر در قلمرو مونرو، شهرها و حومه ها در اطراف دریاچه هورون، که در آن گذشته از طریق کنونی نشان می دهد مانند آثار یخچال در چشم انداز و احساسات قوی، فقط در زیر سطح از رفت و آمد عادی. اول عشق گل در درخت سیب، در حالی که احساسات قوی تر خود را در انبار ارائه. یک دختر که به عنوان کمک تابستانی استخدام شده است، و در مورد "مکان" خود را در مورد جهان جادویی ناخوشایندی که او به آن می آید، ناراحت است، از طریق هدیه ای که از سوی کارفرمای خویش برگردانده می شود. یک پدر که انتظارات اولیه از موفقیت در زمینه روباه شدن را تجربه کرده است، راحتی عجیب و غریب در یک کار شبانه روزانه در ریخته گری آهن پیدا می کند. دختر باهوش به کالج و ازدواج فرار می کند.

تحریک، جذب، سکسی و غیر منتظره - این داستان ها عمق و غنای تجربه را نشان می دهد. نمایش از قلعه راک یک دستاورد درخشان از یکی از بهترین نویسندگان زمان ما است.


خرید کتاب دورنمای کاسل راک
جستجوی کتاب دورنمای کاسل راک در گودریدز

معرفی کتاب دورنمای کاسل راک از نگاه کاربران
یک تجربه شگفت انگیز، زندگی شخصی شما را با مقایسه با اجداد خود که اولین بار در خاک آمریکا قرار دارد، مقایسه کنید. این همان چیزی است که خانم مانرو در این کتاب می کند و نتیجه عالی است. او نمیتواند موازی غیرممکنی بین قرن هجدهم و هجدهم را ریسک کند، او فقط دو @ histories @ را کنار بگذارد تا ببیند چه چیزی بیرون می آید. خواننده آزاد است تا هرگونه نتیجه گیری (در صورت نیاز به کسر) یا فقط از روایت ها لذت ببرد. نه، مونرو می گوید: گذشته، همیشه فعل را توضیح نمی دهد، اما ارزش آن را دارد که از کجا آمده اید. این اولین مونرو من است و قطعا نه آخرین!

مشاهده لینک اصلی
داستان آلیس مونرو Creation Roza Hakman؛ دیدگاه انسان در معرض است. هنگامی که این کار پایان می یابد، شور و شوق شما از همان ابتدا بیدار می شود. یادداشت درجه بالا من: من فکر می کنم این کتاب کتابی از موفقیت آلیس مونروا نیست. بله، kã¶k خود آلیس مونرو را پانینی، hayatä anlattä ± ± ± ± نار آیا یک کتاب است، اما کتاب مورد نیاز برای علاقه مند به شنیدن علاقه آلیس مونرو در ویندوز XP. اگر من به کتابخانه بروم، آلیس مونرو را می توان یکی از زیباترین 5-6 کتاب نامید. همه چیزهایی که می نویسم، یکی از چندین کتاب است که می خواهم بخوانم. در بخش های آخر زندگی محبوب من جنبه های بسیاری در مورد زندگی ام داشته ام و خیلی زیاد آموخته ام. می توانم بگویم که نیمه دوم این کتاب نیز شبیه این داستان است. آلیس مونروین، در قسمت اول، جستجو و بستگان زندگی می کند در 1800s و 1900s. من هم در آنجا زیاد می خواهم. به ویژه داستان سفر کشتی زیباترین داستان بود. آلیس مونرونون به نظر می رسد که بحث زیادی در مورد آن وجود ندارد. چیزی است که من فقط نمی فهمم: چگونه آرام، تا کنون از arabesque، چگونه می توانید به شما اجازه می دهد به داستان مانند این بگویید؟

مشاهده لینک اصلی
مونرو با تاکید می گوید: «اینها داستان هستند.» اما این مجموعه نزدیک ترین کسی است که تصور می کند داستان های کوتاه به خاطرات می آیند. مطمئنا مونرو نمیتواند به خودش کمک کند و بعضی از رویدادهای غیرمعمول را اضافه میکند تا روایت او را تقویت کند و روانشناسی و روانشناختی را جالبتر کند. او این کار را به همان شیوه انجام می دهد، او کار تابستانی خسته کننده خود را به عنوان خدمتکار بسیار چشمگیر تر از آن که واقعا در نامه او به یک دوست در داستان کوتاه خود، \"دختر هری\"، و او همه چیز داستان کوتاه تماس گرفته است. داستان مهاجرت خانواده او از اسکاتلند به کانادا و حل و فصل آنها لزوما fictionalization است، اگرچه او دارای سه نسل از نویسندگان نیز به عقب بر گردیم. به هر حال، در هر خانوادهی، حداقل یک نویسنده در هر نسل وجود دارد. حتی پدرش نه تنها خاطرات خود را نوشت، بلکه دستان خود را در نوشتن رمان نیز آزمایش کرد. وقتی که ما به زمانهای معاصر بیشتر میرسیم، داستانهایی که منعکس میشوند، احتمالا یک تصور دقیق از بعضی از قسمتهای زندگی خود را به همراه دارد، به این ترتیب سوختگی الکتریکی در اینجا و یک اسلحه در انبار در جایی دیگر. اما، همه خاطراتی مثل این وجود ندارند؟ آیا مردم چیزهای ادویه ای را برای آنها جالب تر می کنند؟ حتی زمانی که آنها فکر می کنند دقیق و درست به واقعیت ها هستند، هنوز نسخه ای از آنها را ارائه می دهند. او داستانهایی را که می خواست در قالب داستان کوتاه بیان کند، قرار داد، زیرا این شکل او را راحت تر می کند، اما این همان چیزی است که: خاطراتی با برخی از گوشت های اضافه شده در استخوان ها است. باید بگویم، من از این مجموعه عاشق نشدم. به استثنای مقدمه، داستانهای اولیه جالبی بودند، اما در کل به عنوان درگیر شدن با داستانهای مونرو به طور کلی برای من بود. آنها به لحاظ روانشناختی اکتشافی نبودند؛ آنها بیشتر به سنت های تاریخ خانوادگی وارد شدند. همانطور که من از طریق آن پیشرفت کردم، و به زمان هایی معاصر تر می رسیدم، بیشتر از مونرو را دیدم که با جملات ظریف و مشاهدات کلاسیک و محکم شناخته شده بود. تصویر مهاجران اسکاتلندی برای من یک جالب بود. این شیوه زندگی را تحت تأثیر تنوع مسیحیان مسیحی خود قرار داد: کارگر، سفت و محکم، متمرکز بر عدم افتادن از خط، متمرکز نشدن. تجربه کشور من در کاتولیک متفاوت است - افرادی که در آن من بزرگ شده بودند بسیار باهوش تر، پرخاشگر بودم، دوست داشتم برای نوشیدن (بیش از حد اکثر وقت) و رقصیدن، و هیچ مشکلی با هیچ چیز بهتر از آنچه که در کلیسا داشتند را نشان ندهم یکشنبه جالب اینجاست که همسر دوم مادر مونرو، ایرلندی است که به شدت با اتکا به او غرق می شود، تمایل به شگفتی و شایعات بی نظیری دارد. من نیز کمی از تاریخ و تصاویر روستایی و شهر کوچک جنوب انتاریو - دقیقا نه مکان من، اما مناظر من بسیار خوب و سفر از طریق. توجه من به تعداد گورستان در کتاب بود. من سعی کردم برخی از آنها را بیابم و چیزی که من را ناراحت کرد این بود که برخی از آنها در محوطه ی کوچکی قرار دارند که در محاصره خانه ها، میدان ها، جاده ها و بخش های جدید قرار دارند. در حقیقت یک زندگی بسیار نزدیک به جایی است که من زندگی می کنم بین یک جاده در یک طرف و یک رستوران هند و Blockbuster از سوی دیگر. برخی از اجدادان. مونرو احساس یک رودخانه زمان و کم اهمیت تجربه فردی و نحوه زندگی فرد را به عنوان تاریخ و بخشی از یک کل بزرگتر به طریقی از طریق آنها بیان می کند. او به مرگ فکر می کند، به دنبال ریشه هایش است، خودش نیز خودش ریشه دارد و خداحافظی نیز در پایان کتاب، او آن را به چنین نظری می اندازد، \"ما مات و متحیر شده ایم. این اتفاق بیشتر در دوران پیری ما اتفاق می افتد، وقتی که آیندۀ شخصی ما بسته می شود و ما نمی توانیم فرزندان فرزندانمان را تصور کنیم- گاهی اوقات نمی توانیم باور کنیم. ما نمی توانیم در برابر این تفنگ در برابر گذشته مقاومت کنیم، خرد کردن شواهد غیر قابل اطمینان، پیوند دادن نام های خیط و پیت و تاریخ های متداول و حکایات با یکدیگر، حلق آویز کردن به موضوعات، اصرار داشتن به پیوستن به مردگان و در نتیجه به زندگی. \" این مجموعه و افزودن آن به مصاحبه ها برای ترویج این مجموعه او گفت که او فکر نمی کند که قرار است هرگونه مجموعه ای را منتشر کند. او هنوز بسیار قدیمی نیست - او تنها 76 سال دارد.

مشاهده لینک اصلی
به عنوان یک مجموعه ای از داستان هایی که قرن ها را در بر می گیرند و داستانگران را به نویسندگان متصل می کنند، نمایش از قلعه راک است، همانطور که یک داوران اظهار داشت، \"تقلب لذت بخش\". این خاطره ای است که با داستان به کار رفته است اما بر اساس داستان های خانواده آلیس مونروس ، با شروع از ویل اپهوپ، ستاره شایعه و اسطوره و ادامه دادن به فرزندانش به عنوان یک مطالعه شخصیتی از تمام اعضای خانواده که در سراسر اقیانوس روی دادند. آن لادلو ها و اپراتورهایی که نوشته اند و درباره آن نوشته شده اند. دره اتیکت از آن جا که اقوام اسکاتلندی او آمده است، آن را با سهولت کسانی که در آن زندگی می کردند توصیف می شود، مثل اینکه همه این چیزها به عنوان بوش در اواسط مزرعه familys او آشنا است. اگرچه او آنجا بوده است، در حالیکه میدلند مرطوب در حال راه رفتن و خاموش شدن است، می گوید که اینها همه داستان ها هستند. تاکید او به جلو بیشتر در جریان این داستان ها از منبع اصلی است که هرگز با آزادی هایش محاصره شده است. ابتدا به آرامی خواندن می کنم، متاسفانه ارتباطات گذشته را که منجر به داستان هایی که در شومینه شنیده ام می بینم. تم ها و دست و پاچه های من شروع به آرام شدن کردند، خطوط خانوادگی شاخه، اما همیشه به شهرستان Huron بازگشت، و اشاره به زندگی خود Munros. هنگامی که من آخرین تاریخ بازگشت احتمالی این کتابخانه را دیدم، شروع کردم از طریق آن پاره پاره شدم و تأثیری را که منفی نداشتم پیدا کردم. در نزدیکی نیمی از کتاب، داستانها حتی شخصیتر میشوند، در ارتباط با افرادی که مونرو در زندگی شخصی خود، به طور مختصر، مانند پدربزرگ و مادربزرگش، و یا دقیقتر، مانند پدر و مادر خود، برخورد کرده است. این بدان معنا نیست که او زندگی خود را همانطور که با وی اپلاهو یا ویلیام لایدلوف شناخته می شود را نشان نمی دهد، در واقع او بیشتر مایل به روشن کردن آنها می شود، زیرا او می تواند بهتر ببیند چه می تواند باشد یا خیر. اما منظورم این بود که او به خودش فکر نکرده بود، از پسرانی که در کنار Blyth Creek به دام افتاده بودند، و چه کسی وارد فروشگاه شد و از Signs Snow Paper خواسته بود، آیا او برای خود خود تلاش می کرد؟ منظورم این بود که زندگی اش در حال حاضر چیزی بود که فقط افراد دیگر برای استفاده از آن استفاده می کردند؟ (ص 166) او از دانستن این افراد بهره می برد و بیت های فانتزی را به یاد می آورد که جزئیات خاطرات دوران کودکی اش را در شکاف خاطرات قدیمی پر می کند؛ تفسیر بازتابی آنها را تقویت می کند. هرچند که باید به این معنی بود که در این نوشتار زندگی ام یک کتاب گرفتم. از آنجا که این کتاب ها بود که من برای چند سال بعد، دوستدارانم پیدا کردم. آنها مرد بودند، نه پسران. آنها صاحب خود و ساردونیک بودند، در حالی که سر و صدای خشن در آنها، ذخایر غم و اندوه بود. نه ادگار لینتون، نه اشلی ویلکس. یکی از آنها همراهی یا نوعی نیست. (p226) چیز مورد علاقه من در مورد نمایش از قلعه راک بود یادآوری می شود که این مجموعه ای از افرادی است که می تواند از نسل به نسل کشف شود، و مونروس پذیرش این میراث؛ دوست داشتنی او برای کتاب ها، برای خواندن، برای نوشتن، برای داستان سرایی. هیجان خود را در مورد خوانندگان و نویسندگان بخوانید، زیرا پیوندی است که ما و نویسنده به طور ضمنی به اشتراک می گذاریم و شاید ما را به یک کتاب متصل کنیم که هیچ اشغال دیگری نمی تواند باشد. با این کار، نمادها و اتصالات تقریبا بدون هیچ تلاشی می آیند، که به شیوه ای ملایم و ملایم به من مراجعه می کنند. من دوست داشتم پیدا کردن خودم و چیزهایی که من می دانم به راحتی در چند لحظات در طول چند سال، در هر دو طرف اقیانوس منعکس شده است. بررسی من در مورد lector aurora.

مشاهده لینک اصلی
این داستان های خانوادگی، خاطرات کوتاه در کوتاه مدت من را به خوبی ندیده بود. بسیار خشک و کلیسای، با هیچ یک از hijinks روانی من در یک داستان مونرو مقدماتی دوست دارم. به علاوه من رادیوهای صوتی صدای زنگ زدن را دوست نداشتند. شاید یکی دیگر از متن آن را در جاده بگذارم. اما صادقانه اظهار داشت: احتمالا همه چیز را با اولویت خود به طور کامل بخوانید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دورنمای کاسل راک


 کتاب گربه بلیتس
 کتاب گمشده
 کتاب شبح آنیل
 کتاب راهی به سوی بهشت
 کتاب نوسترومو
 کتاب تالار گرگ