کتاب خورشید همچنان می دمد

اثر ارنست همینگوی از انتشارات نگاه - مترجم: احسان لامع-داستان تاریخی

در دهه‌ی 1920، جک بارنر روزنامه‌نگار و سرباز سابق جنگ جهانی اول، در پاریس زندگی دربه‌دری را سپری می‌كند. او عاشق لیدی برت اشلی، زنی كه شوهرش را ازدست داده بود، می‌شود. اما به دلیل مصدومیت جنگی كه او را از نظر جنسی دچار مشكل كرده بود، آن دو نمی‌توانند ارتباط عاطفی خود را حفظ كنند و برت با مرد تاجری به نام مایكل كمبل نامزد می‌كند. در این میان رابرت كوهن، دوست صمیمی جک كه زمانی قهرمان بوکس بود، پس از آشنایی با برت عاشق وی می‌شود. این چهار نفر به اتفاق هم برای تماشای جشن سالانه‌ی سان فرمین راهی اسپانیا می‌شوند و در آن‌جا برت عاشق جوان گاوباز می‌شود و همه‌ی آن‌ها را درگیر حوادث غیرمترقبه می‌كند.


خرید کتاب خورشید همچنان می دمد
جستجوی کتاب خورشید همچنان می دمد در گودریدز

معرفی کتاب خورشید همچنان می دمد از نگاه کاربران
اجازه دهید شروع کنم با گفتن اینکه من هانتینگه را با احترام محکم می کنم: تا آنجا که در سال جاری در سمینار ادبی کیاستال، من برای دومین بار از خانه اش دیدن کردم. من تقریبا تمام رمان هایش را خوانده ام و از اینکه به طور رسمی به پاریس در میان نسل های از دست رفته زندگی می کند تا خود را به عنوان رمان نویس بسازم، تحسین می کنم. او به عنوان یک رمان نویس هزینه های وجودی و ادبی خود را پرداخت و برای هدایای او به شدت پاداش داد. @ Sun Also Rises @ یک کار اولیه است و اگرچه می تواند وعده خود را به عنوان یک رمان نویس ببینید، این رمان خاص از سبک سبز و نابالغ رنج می برد که اغلب موارد رمان های اولیه است. این کتاب از تجربیات همینگس در پاریس در سمت چپ، مهمانی های پامپلونا در طی گاو و ماهیگیری ماهی قزل آلا در کوه های شمالی اسپانیا گرفته شده است. علیرغم نارضایتی نسبی سبک او، یک نوآور بود: او یکی از نویسندگان اولیه بود که برای گفتگو با یک گوش واقعا حساس به راه هایی که مردم عادی با یکدیگر صحبت می کردند، نوشتند. او متعهد به ایجاد اعتماد به نفس در گفتگو و گفتار بود. شخصیت ها در گفتگوهای خود با عامیانه روز به اشتراک می گذارند: زنان خانم هایی که چنین دوست داشتنی دارند. به طرز شگفت انگیزی فرو می ریزد در وهله اول، (SIC) شما مجبور به عشق با یک زن بودم که پایه دوستی بود ... این لایحه همواره آمد. این یکی از چیزهایی بود که می توانستید حساب کنید. @ یک ادعایی که او می کند و حقیقت آن نمی تواند انکار شود، این است که ما قطعا برای آنچه که انجام می دهیم پرداخت می کنیم: . بنابراین، همینگوی یک سبک ادبی برای گفتگو ایجاد می کند که در رماننویسانی که از او پیروی می کنند به راحتی پخش می شود و در اجرای آن به سرعت پیشرفت می کند، کارهایی مانندThe Sun Also Rises @ تقریبا به نظر می رسد تقلید در بسیاری از نقاط جهان است. این باید یکی از آثار رایج در مسابقات Good Badhemingway که سالانه برگزار می شود و هر دو رمان های او را ستایش و تکریم می کند. او در انتقاد از نویسندۀ دیگر می نویسد: \"او از طریق ... نوشته شده در مورد همه چیز او می داند، و در حال حاضر بر همه چیزهایی که او نمی داند. @ هممونویی همیشه در مورد چیزهایی که او از تجربه دست اول می دانست نوشت: جنگ، ماهیگیری، نوشتن، کوبا، کی وست، UP میشیگان، پاریس، سافاری و زنان. هام یک زن نیمی از همسرانش به عنوان هنری هشتم بود. اگرچه او خیلی زود متوجه شد که زنان به طور کامل آنها را درک نمی کنند. من متوجه شدم که در بسیاری از نقاط خانم هایمینگز، حتی خانم برت اشلی، بارها و بارها بارها و بارها بازی می کنند و به طور عمده به عنوان اشکال بی نظیر میل می خواهند. در این کتاب مانند بسیاری از شخصیت های دیگر او برت شخصیت صاف و یک کلیشه ای برای زنان دوران خود است. من همچنین متوجه شدم که اقلیت های دیگر (یهودیان، آمریکایی های آفریقایی) به نظر می رسد در کار خود به جز برای جنگجویان طغیان و ماهیگیران، کاهش یافته است، در واقع آنها بنده هستند به میزان بیشتر یا کمتر. بعدا درOld Man and Sea @ به وضوح این مورد نیست، اما در این کتاب درست است. او هنوز هنوز واقعا حس انسانیت را که بعدا ظهور خواهد کرد، برای او جایزه نوبل ادبیات کسب کرده است. شخصیت های مردانه نیز با بوکسور یهودی، رابرت کان و همسران نجیب او، بیل و مستی مایکل، مساوی هستند. او رومورو را رومرو اسپانیایی رومئو را کاملا ظریفانه ترسیم می کند، زیرا او در این شخصیت احترام عمیقی برای هموطنان شگفت انگیز خود دارد و همچنین گاوهای خود را به عنوان نیروهای قهرمانانه، باشکوه طبیعت، در پایین بازار مانند مارلین بزرگ، محکوم می کند. تمایلات غم انگیز برای تسخیر و کشتن آنها برای ورزش یا تغذیه، به عنوان خدا نیز ممکن است با انسان بازی کند. جیک بارنز به خوبی کشیده شده است زیرا او همینگویی است. آن را به عنوان اگر همینگویی رابرت کوه را به عنوان یک بوکسور ساخت، مایک مانند نوشیدنی بزرگ و زنان همینگویی به عنوان ابژه ای از تمایل که او می خواست. این کتاب ضعیف است ویرایش: من می دانم، متاسفم، مکسول پرکینز، باقی ماندن نیست، این خدایی است اما من ادعا می کنم. داستان های مربوط به فیستا در پامپلونا و در حال اجرا از گاو و ماهیگیری ماهی قزل آلا و برت با رومرو داستان قاطع با ارزش خواندن است. نوشتن او در مورد جنگیدن و ماهیگیری گله ها، نشان دهنده علاقه اش به ورزش و جاهای دیگر در شکار در سافاری است. البته البته ظاهری ظریف از زخم ناگوار جنگ، یکی از زخم های بزرگی برای یک مرد است که به غرق شدن کامل در تجربیات موجود خود می پردازد: هیچکدام از ما بدون زخم زندگی نمی کنند و ممکن است چند نفر جاودانه شوند در نهایت ما به ندرت زنده می شویم. به هر حال، همینگوی را بخوانید اما شاید این رمان نیست. خواندن آثار جاودانه از همینگئی در @ For Whom Bell Tolls @ و @ Darewell to Arms @ و @ Old Man and Sea @ و @ Torrents of Spring @ و حتیAcross River و به درختان @ که تحت تاثیر قرار دادن من بیشتر به عنوان برنده جایزه نوبل و نه به عنوان خبرنگار آمریکایی در پاریس از نسل از دست رفته. همینگوی یک نویسنده مشهور آمریکایی است که سادگی سبک و قدرت در گفتن داستان او ثروت و احترام به عنوان یک نویسنده را در طول و پس از آن به دست آورد.

مشاهده لینک اصلی
خوب - من هیچ تجربیات نوشتن یا بررسی های طولانی در مورد رمان ها ندارم - نمی توانم انتقاد را بخوانم و هیچ چیز نمی دانم - اما WTFâ € | از همه کتاب هایی که از جوانانم دیر شده خواندم - این نیست تنها چیزی که من می توانستم بپردازم، اما متوجه شدم که هیچ وقت از 16 سالگی یا 17 سالگی هیچ حرفی برای این کتاب نداشتم و زمانی که آن را با دوست Xم خواندم، بچه ی ترسناکی بود که تا به حال با آن آشنا بودم دیگر کتابهای همینگویی و همه اسکات فیتزجرالد ما حتی می توانستیم پیدا کنیم - حتی «کراک» در 17 سالگی با آقای مک کافی، که 22 ساله بود و از دانشگاه هاروارد کاملا خنده دار بود و پدرش یکی از سردبیران بود در نشریات جشن حرکتی، ما گفته شد، و X. که در سن 6 سالگی (دقیقا همانند اپی تیلور (رون هاوارد) نگاه کرد (و هنوز یک دهه بعد نگاهش کرد) و مجبور بود که تماشا کند پدرش مادرش را در آشپزخانه خرد می کند، خون خود را نگه می دارد و خرس عروسکی اش را می کشد و سپس او را تماشا می کند (پدر) برادر بزرگتر که جان سالم به در برده و در حال حاضر به خوبی شناخته شده یا به اندازه کافی شناخته شده نویسنده است. و کسانی که مانند Opie شبیه Opie بودند اما با شدت عالی ... و البته البته در نیویورک در طول روز انقلاب در مدرسه بسیار دبیرستانی که JD Salinger از آن بیرون رفته بود، اما به هر حال | من دیوانه می شوم. بنابراین جیک بارنز | اما جدا از یک نگاه تا حدی ناخوشایند در آینه و چند روز عجیب و غریب و برخی از اشک در بالای تخت خود فکر کردن برتا ...، به نظر می رسد اساسا خوب است، نه؟ در حقیقت تصویری از سلامت، تصویری که از آن می گذرد و نوشیدنی می ماند و تمام شب را می گذراند و از بالا رفتن و بالا رفتن از اتوبوس ها و کوه ها و ماهیگیری و از بین رفتن و حمام رفتن و شناور شدن و غواصی خیس شدن در خورشید و شن و ماساژ گرفتن و حمام کردن و خشک کردن و نوشیدن و نگاه کردن و اساسا شاد بودن - نشان دادن هیچ اثرات بد، واقعا - قطعا هیچ آسیب فیزیکی آشکار از هر گونه ختنه - و حتی روانشناسی € | بیشتر شاد و روشن و آرام نسبت به هر چیز دیگری است، داشتن @ پرداخت @ او می گوید برای همه چیز و برای خیلی بهتر از بد. و به همین ترتیب به نظر می رسد، رک و پوست کنده @ تصادف @ استعاره بیشتر از کبودی است. و آنچه که جیک در جنگ شکست خورد، فقط توهمات او بود. و این منبع و مفهوم این توهمات، عشق است. کدام برت در دست گرفتن است؟ |. برت، کسی که تنها می تواند مردی را دوست داشته باشد که نمی توانست آن را داشته باشد، اما جیک حداقل در اصل آزاد است - به اندازه کافی آزاد است، حداقل اجازه می دهد او را ببیند و توجه و هوا را نفس بکشد. و الکل و افسردگی و شوک الکتریکی و خدا داند چه چیز دیگری تا پاپا Himingway دمار از روزگارمان درآورد - اما اوه ... | چه کتابی که او در سن مناقصه 26 ساله نوشته بود! | پایان.

مشاهده لینک اصلی
وضعیت نهایی اغلب از خواننده معاصر فرار می کند، که فاقد زمینه تاریخی برای خواندن رمان است. اگر یکی از ارجاعات وحشیانه و نادرست را نادیده بگیرد، ممکن است به نظر برسد که @ به عنوان یک جهنم از یک داستان غم انگیز @ به عنوان آن را به همینگوی انجام داد. مگر اینکه کسی بتواند زمینه اخلاقی دوره را درک کند، ممکن است زندگی زندگی لاتین را از لحاظ روحانی عجیب و غریب پیدا کند و نتواند انعکاس خود را از بین ببرد. خواننده Blithe ممکن است Cohn را به عنوان علت همه مشکلات ببیند. این Cohn نبود آن زمان بود. جیک بارنز، که در راه های بیشتر از یک ناتوان بود، در زمان خود گرفتار شد، سیستم ارزش خود را از زیر پای خود به حرکت درآورد. او، در نهایت، پیش از جنگ، از تمام دفاعها، فقدان ارزشها، گمراه و گمراه شده بود. اگر در Botins او کمی گوش دادن به Bret است، شاید ما می توانیم او را ببخشیم، برای هر دو خواننده و جیک متوجه می شود که او یک مرد بی اثر ترین در محل بی پروا ترین است. این خطوط نتیجه گیری از مقاله \u003c@ Sun در زمان خود: بازسازی زمینه تاریخی @ توسط مایکل س. رینولدز منجر به خواندن کار دوباره شده است. این یک مقاله خوب است و توضیح می دهد که بسیاری از زمینه های این کار، که، به گفته نویسنده، ادای احترام به @ Lost Generation @ نیست. من تفاسیر و نظرات خود را جالب دیدم. از این به بعد دوباره خواندن

مشاهده لینک اصلی
در مورد کتاب هایی که خواندید ولی دوست نداشتم، اغلب این واقعیت را با رتبه ی یک ستاره نشان می دهم، بنابراین افرادی که در حال بازدید از قفسه های من هستند، به دلایلی نادیده گرفته می شوند. بعضی از Goodreaders با اعمال رتبه بندی تک ستاره بدون بررسی به سؤال می پردازند که چرا؛ یکی آن را به یک درایو توسط تیراندازی مقایسه کرد. با توجه به اهمیت آنها، من سعی کردم به عقب برگردم و بررسی ها را در برخی از این موارد اضافه کنم؛ و (برای نگه داشتن استعاره تیراندازی) این یکی است که من بسیار خوشحالم که به عقب برگردم و چند گلوله دیگر را به جسد ببرم. :-) همانطور که توضیحات درخشان Goodreads نشان می دهد، همینگویی، برنده جایزه نوبل یک عزیزان استقرار حیاتی است، به طوری که هر کسی که کار خود را انجام می دهد، محکومیت محکومیت به عنوان یک متهم یا بدتر است. در دایره دوستانم، رأیهای این کتاب از پنج ستاره به یک (و نقاط در میان آن) تقسیم شده است، و برخی از سابق از دوستان است که قضاوت من نسبت به آنچه که بیشتر از منتقدان انجام می شود احترام می گذارم. البته طعم ادبی ذهنی است؛ بنابراین من فقط می توانم نشان دهم که چطور و چرا این کار (و یا منجر به تاثیر گذاری) من برای آنچه که ارزش دارد. (به عنوان یکی دیگر از دوستان گاهی می گوید، مسافت پیمایش شما ممکن است متفاوت باشد. @) احتمالا قابل توجه است که من این را در حالی که من در دبیرستان بود خواندن، و در حالی که آن را توسط یک معلم اختصاص داده نشد، من آن را به عنوان چیزی که باید خواندن به عنوان خوانده شده به @ آموزش داده شده است. بنابراین من واقعا به آن شایستگی نداشتم؛ این ممکن است عامل دیگری باشد که واکنش من را رنگ کرد، هرچند یک واکنش منفی نیازی به کمک زیادی نداشت. از ابتدا، موضوع این است که نویسنده توصیف Goodreads (که احتمالا یک کت را می نویسد!) به نویسندگان @ آرام اما قدرتمند @ سبک: یک واژگان محدود، استکاتو، گاه گاه تکراری که مخالف صفت ها، قهرمانان و بیشتر توضیحات هر نوع است. اگر پروسه نان شیرینی باشد، این قطعا صنعتی نان و نان سفید نان است که در دهان مانند شستشو حل می شود و بیشتر یا کمتر بی مزه است. قابل توجه است که، علیرغم تحسین انتقادی همینگوی به عنوان یک طراح، این روش نوشتن تقریبا منحصر به اوست؛ آن معمولا در کتاب های درسی به عنوان یک نتیجه از پس زمینه او در روزنامه نگاری روزنامه توضیح داده شده است، اما Ive هرگز با هر داستان روزنامه که بر این سبک متضرر شده است، و هیچ نویسندگان داستان فانتزی من می دانم که انتخاب کرده اند به تقلید او (هر چند چند جرات به معنی آن را، گاهی اوقات به اثر خنده دار). این تنها غنای کلامی به زبان انگلیسی است، در لغت نامه و نحو، بسیاری از امکانات بیان، که به سادگی در اینجا از دست داده! بنابراین، به خصوص با توجه به این که نویسندگان انگلیسی زبان بیشترین سبک را تحسین می کنند - پو، HP Lovecraft، Robert E. Howard، CL Moore، Tanith Lee و دیگران - دارای سبک بسیار شلوغ و خیره کننده تر، ممکن است انتظار می رود که من یک تحسین از Himingways نیستم. قبل از خواندن این رمان، Id در بعضی از داستان های کوتاهش در معرض آن قرار گرفت؛ من آن را دوست ندارم، و آن را از اینجا نفهمید. مهمتر از همه، مسائل مهمتری از پیام، طرح و شخصیتها وجود دارد. اساسا، فرضیه اینجا را می توان خلاصه کرد: مهاجران اجتماعی بی فایده در پاریس، که جهان بینی خود را از بدبینی، نیهیلیسم و ​​افسونگرانه تشکیل می دهد، با نوشیدن، غم و اندوه، خستگی و رفتن به دیگر مکان هایی که می توانند در آن زندگی کنند نشستن در اطراف و انجام همان. این نیز تقریبا خلاصه طرح؛ اگر شما به دنبال داستان های قشنگ رویداد، بررسی روابط سازنده روابط انسانی، داستان هایی درباره اهدافی که به دست آمده یا درگیر شده اند، انتخاب های اخلاقی یا اصول ایستاده اید، شما آن را در اینجا پیدا نمی کنید. البته، همینگویی به دنبال این بود،Write آنچه شما می دانید؛ @ (جیک بارنز می تواند او را تغییر دهید). او بخشی از یک دریای گسترده ای از انفجار انسانی بود که از جنگ جهانی اول خارج شد و اعتقادات کم عمق آنها نابود شد و هیچ چیز برای جایگزینی آنها، متقاعد شد که زندگی بی فایده است؛ و او این رمان را به عنوان یک ادعای ادبی برای این اعتقاد نوشت. نمادگرایی این عنوان، به طور خلاصه بیان می کند، که به طور خلاصه بیان می شود، که از جلسه ای از کلیسایی ها گرفته شده است (در کلیسای برنت های پلیموت، همینگویی با کتاب مقدس آشنا بود)؛ آیه های نقل شده روشن می سازد که از یک منظر محدود به زمین، زندگی انسانی یک چرخه ی حیله ای است که در هر جایی به جز در یک دایره بی عیب نیست. (برای نویسنده کتاب مقدس، البته، در زمینه، این است که با آگاهی از الهی و متعالیه که حلقه را از بین می برد متعادل است، اما این آگاهی در اینجا وجود ندارد.) از آنجا که تاسیس حیاتی ادبی در اواسط قرن 20th از همانlost نسل @ (به نقل از رمان های دیگر epigraph)، این نوع ادبیات خود ارجاعی، نواقص است که آنها می تواند با قاشق غذا خوردن و رسما اعلام حقیقت بزرگ است. اما اگر شما درک کنید که زندگی و جهان معنی دار است، این به عنوان حقیقت بزرگ به نظر نمی رسد، بلکه به عنوان محرک ناب از افرادی که نیاز به رشد دارند و زندگی می کنند. همچنین به عنوان یک پرتره ادبی برای کمک به ما در درک آنچه که این افراد را تکه تکه می کند یا به ارائه ...

مشاهده لینک اصلی
چگونه عادت می کنم که حافظه من کار می کند یا به جای آن کار نمی کند. من در ابتدا این رمان را در حدود 1976 خواندم. تنها چیزی که من در مورد اولین خواندنش به یاد می آورم این بود که من کتاب بسیار زیادی نداشتم. من تصور می کردم که بازخوانی، هرچند چند سال بعد، برخی از خاطراتی را که قبل از آن می خواندم، باعث می شود. اما نه، این فایل به طور کامل از بانک حافظه من حذف شده است. خواندن دوم توسط شگفتی من با زندگی و زمانهای نسل از دست رفته منجر شد. این اولین رمان Himingway است که در آن دوره، با توجه به زندگی مهاجران آمریکایی در اروپا پس از جنگ جهانی اول، نشان داده شده است. این کار موجب گردشگری از دست رفته به عنوان جوانان آمریکایی به بارها و رستوران ها در پاریس شد توسط همینگوی، دوستان و کاراکترهایش در رمان خود ملاقات کرد. این رمان همچنین رومانتیک اجرای جشنواره های بولز در پامپلونا و کلیسای اسپانیایی را به طور کلی رمانتیک می کند. خورشید نیز در حال افزایش است که بخشی از یک کلید رمان است و شخصیت های مبتنی بر افراد واقعی و حوادث رمان بر اساس آنچه اتفاق افتاده است در طی سفر به پامپلونا در سال 1925. در شخصیت مرکزی، جیک بارنز، همینگوی خود را تصویر می کند، هر چند با یک آسیب کاملا متفاوت جنگ. رابرت کوه معادل داستانی هارولد لوب نویسنده است که روابطش با لیدی داف تیزدن، رمان لیدی برت اشلی، Himingway را خشمگین کرد، که خود را فریب داده است. همینگوی در حالی که گروه در پامپلونا بود، تصمیم گرفت تحقیر کند. در شیوه ای که هممونوری رابرت کوه در رمان را نقاشی کرد، لوب دوباره تحقیر شد. بر طبق گفته های همینگینگ، کنت س لینن، زوجین این تاثیر را برای لوب برای بقیه عمر خود داشت. ارنست همینگوی (سمت چپ)، با هارولد لوب، لیدی داف تیزدن (در کلاه)، هادلی همینگوی، دونالد اوگد استوارت (پنهان) و پات گاتری (راست راست - بانوی داف عاشق Twysdens که مایک کمپبل در رمان است) در یک کافه در پامپلونا در ماه ژوئیه سال 1925. من جنبه های زیست شناسی رمان را جالب توجه می دانم، هرچند آنها همونگویی را در یک نور خوب نشان نمی دهند. همینگوی نویسنده خیلی بیشتر قابل توجه است. من عاشق سبک روایت کوبیستی کوبیستی کار است. همانطور که با نقاشی کوبیستی، تم ها و مفهوم رمان از طریق تکه تکه های جداگانه ظاهر می شوند. هر یک از شخصیت ها در واقع با وحشت از جنگ جهانی اول برخورد می کند، هرچند این چیزی نیست که آشکارا درباره رمان است. در توصیف نسل بعد از جنگ، همینگویی موضوعات مسائل مربوط به هویت جنسی، مردانگی، ارتباطات و اصالت را مورد بررسی قرار می دهد. سادگی پیچیده پروس نیز حیرت انگیز است: جملات کوتاه و ساده و کلمات و عبارات تکراری آن را به کیفیت موسیقی و شعری می دهد. من همچنین عجیب و غریب در کوه بین پاریس و صحنه پامپلونا را دوست دارم. این قسمت از رمان نشان می دهد توانایی همینگویی برای توصیف چشم انداز به گونه ای است که باعث می شود یک خواننده احساس کند و نه فقط صحنه هایی که نقاشی می کند را ببیند. و من دوست داشتم توانمندی Himingway به تحریک پاریس من می دانم و Pamplona من نمی دانم با دقت و اقتصاد است. در خواندن دوم، چیزهایی هست که من در مورد رمان دوست ندارم. بخش قابل توجهی از این فعالیت ها تا حدودی خسته کننده و مکالمه است، که هر دو از یک الگوی خاص پیروی می کنند. شخصیت ها نوشیدنی های زیادی، پس آنها را درهم می زنند، و سپس آنها را آویزان. پس از آن آنها در مورد چقدر آنها نوشیدند، چه چیزی در مورد آنها چسبانده و چنگ زدنشان چقدر است. تکرار ad infinitum نظرات ضد یهودی دربارۀ رابرت کان و نظرهای ضد همجنسگرایان آزار دهنده است، هر چند که آنها در دهه 1920 نگرش های متفاوتی را نشان می دهند. چیزی که من بیشتر از این رمان دوست ندارم، مبارزه با گاو است. من می دانم که همینگوی در مورد مبارزه با گاو نر. من درک می کنم که در گاو نر، جنگ جدید به عنوان یک نماد اعتبار و عرفان عمل می کند و برخی از اقدامات شخصیت ها را بازتاب می دهد و پیش بینی می کند. با این حال، من نمی توانم به این واقعیت برسم که جنگ بیکاری در مورد کشتن حیوانات برای سرگرمی است. شاید اگر من اسپانیایی بودم واکنش متفاوت داشته باشم، اما من اسپانیایی نبودم و ستایش از فعالیت آن، من را تحریک می کرد. من به یک نسخه صوتی کتاب رمان نوشتۀ ویلیام هورت گوش دادم. به طور کلی، من به عنوان یک بازیگر حسرت را دوست دارم. با این حال، عملکرد او رمان این رمان تنها در بخش های خوب است. او با شخصیت های مرد آمریکایی، مخصوصا جیک بارنز، عالی است. علاوه بر این، هورت به وضوح فرانسه را خوب می خواند و تلفظ او از کلمات و عبارات فرانسوی بسیار عالی است. در غیر این صورت، لهجه ها کت و شلوار قوی نیستند. لهجه انگلیسی اش برای برت اشلی افتضاح است، لهجه اسکاتلندی اش برای مایک کمبل در تمام نقاط قرار دارد و لهجه های یونانی، آلمانی و اسپانیایی آن ها تقریبا مشابه هستند. اگر چه من خوشحالم که من به یک کتاب صوتی گوش دادم، گوش دادن به جای خواندن مجدد اغلب به من کمک می کند که کتاب هایی را که من برای اولین بار دوست ندارم، دوست دارم. من فقط می توانم این کتاب صوتی را به شنونده های بسیار تحمل کننده توصیه کنم برای من این رمان را ارزیابی میکنم. روحیه همینگای و سبک روایت نوآورانه به من و جنبه های زندگینامه ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خورشید همچنان می دمد


 کتاب زورو
 کتاب بالتازار و بلموندا
 کتاب یکی از ما
 کتاب قطعه ای از دنیا
 کتاب کشتن مرغ مینا
 کتاب قصه های سرزمین دوست داشتنی