کتاب خانه گرد

اثر لوییز اردریچ از انتشارات مسافر - مترجم: مانا کوشانفر-داستان تاریخی

یکشنبه یک بهار سال 1988، یک زن در یک رزرو در داکوتای شمالی مورد حمله قرار می گیرد. جرالدین کوتز جزئیات جرم را به سطح می کشد، زیرا جرالدین کوتز آسیب می بیند و تمایلی به زنده ماندن یا نشان دادن آنچه اتفاق افتاده، به پلیس یا شوهرش، بازیل و پسر 13 ساله جو نیست. در یک روز، زندگی Joes به طور غیرقابل برگشت تبدیل شده است. او تلاش می کند تا مادر خود را درمان کند، اما او تخت خود را ترک نخواهد کرد و به یک ورای تنهایی فرو می رود. به طور فزاینده ای تنها، جو خود را پیش از موعد به دنیایی بالغ تبدیل می کند که برایش بیمار آماده است. در حالی که پدرش، که یک قاضی قبیله ای است، تلاش می کند تا عدالت را از وضعیتی که از تلاش های او برآمده است، بیرون بکشد، جو از تحقیقات رسمی ناامید می شود و با دوستان مورد اعتمادش، Cappy، Zack و Angus می گوید برای پاسخ دادن به برخی از او خودت تلاش آنها اولین بار آنها را به خانه دور، فضایی مقدس و عبادت برای اوجیبو می برد. و این تنها شروع است.


خرید کتاب خانه گرد
جستجوی کتاب خانه گرد در گودریدز

معرفی کتاب خانه گرد از نگاه کاربران
من حتی نمی خواهم این کتاب را امتحان کنم و آن را مرور کنم زیرا این کار فوق العاده ای را از قبل انجام داده است: http: //www.goodreads.com/review/show/... فقط می خواهم اضافه کنم که دوستی بین جو و بهترین دوستش Cappy بود تا تاثیر آن را تقریبا من را کشته است.

مشاهده لینک اصلی
من فراموش کردم که هنگام خواندن اوردریش، من باید توجه خاصی را بازی کنم و همه چیز را به خاطر بسپارم زیرا همه چیز به معنی یا بعدا به نوعی باز می گردد. من کاملا دوست دارم که این زن می نویسد. به نظر می رسد که خوانندگان وجود داشته اند که فکر می کنند رمز و راز حل مسأله جرم را با این کتاب و ناامید شده است. من فکر می کنم در این است که رمز و راز حل و فصل جرم و جنایت وجود دارد، همانطور که در کشتن یک Mockingbird وجود دارد. در واقع، اگر شما این کتاب را باStand By Me @ و برخی از Sherman Alexie مخلوط کنید، به نظر من این احساس را برای این داستان احساس می کنید. همانطور که من گوش دادم، احساس می کردم که یک بچه خردسال است، یک داستان را خاموش می کند و مغزم را پر می کند . در سال 1988، با جو و پدرش - اعضای خانواده Coutts که مسئولانه هستند، درست، حتی مردانه های قهرمانانه که بی سر و صدای نوشیدن، سیگار کشیدن گاه به گاه سیگار کشیدن، ماشین، و تنها نشان دادند آنها را با ازدواج با زنان صالح تر - با توجه به انجام کارهای روز یکشنبه خود را، کشیدن نهال از shingles خانه، زمانی که آنها متوجه جوما مادر، جرالدین، هنوز به خانه آمده است. آنها می خواهند او را پیدا کنند؛ زیرا آنها نگران چیزی هستند که بد اتفاق افتاده است؛ چرا که شان هرگز به این دیر نرسیده است، اما پس از آنکه آنها به سمت جایی که فکر می کنند می توانند به آنجا بروند، می بینند که او از جهت مخالف می آید، عجله به خانه می رود، او را در آغوش بگیرید و به آرامش بخندید و او را در مورد چیزهای مختلف ناراحت کنید و داستانهایی را درباره چگونگی نگه داشتن او برای مدت طولانی و آنچه که او ممکن است از آن غافل کند. فقط یک بار در خانه، آنها امدادشان را اشتباه یافتند و حقیقتا اتفاق افتاده است. احساس همه چیز خوب است و پس از آن چیزی جز خوب بود به طوری کاملا رندر شده است و تنظیم تن برای تابستان جو رفت از یک بچه معمولی 13 ساله به یک بالغ با گذشته.چه چیزی در مورد راه Erdich می نویسد همیشه در قلب من مستقیما به من حمله کرد. آن ساده و تحریک آمیز با قدرت نرم است که رشد می کند به عنوان آن نشسته است، در ذهن است. او از صخره ای سیاه و سفید به عنوان وسیله ای برای توصیف وفاداری، دوستی، قدرت، درد و ابد استفاده می کند. او در هنگام توصیف تجاوز جنسی خشونت آمیز و نزدیک به قتل در برابر فساد بیش از حد معمول از قفل کلید های آن در ماشین، طنز و وحشت را کنار می آورد. توضیح به ویژه سردی است زیرا جو در حال گذراندن متوجه شده بود که مادرش پس از فرو ریختن آن، مثل بنزین بوی سوختن داشت. جو، ما به یک سگ حفاظت نیاز داریم. مردی است که ما مظنون هستیم، اما او پاک کرده است که بدان معنی است که او می تواند در هر کجا باشد یا او ممکن است آن را انجام نداده است، اما مهاجم واقعی هنوز در منطقه می باشد. من پرسیدم که من فکر می کنم سوال تلویزیون پلیس است. چه شواهدی وجود دارد که این یکی از آن را انجام داد؟ پدرم در نظر داشت پاسخ نمی داد، می توانستم بگویم، اما او در نهایت این کار را کرد. او بعضی از کلمات را نادیده گرفت. مظنون یا مظنون، مهاجم، یک کتاب از مسابقات را رها کرد. مسابقات از زمین گلف بود. من گفتم آنها را در میز بیرون می آورند. آنها با گلف بازان شروع می کنند. این بدان معنی است که مهاجم میتواند هند یا سفید باشد. این زمین گلف هرچیزی را جذاب می کرد، این یک نوع خجالت بود. گلف برای مردم غنی بود، ظاهرا، اما در اینجا ما یک دوره چمن زارا و چاله های آب طبیعی داشتیم. با یک مقدماتی ویژه، افراد کلوب های خود را در اطراف منتقل کردند و همه به نظر من سعی کرده اند به جز پدر من. حتما، زمین گلف. چرا پدر و مادرم را ترک کردند؟ پدرم یک دست را در چشمش مالید و دوباره با صحبت کردن مشکل داشت. او می خواست، سعی کرد او مشکلی داشت که یک مسابقه را روشن کند. کتاب بازی؟ بله. آیا او آن را روشن کرد؟ نه. این مسابقه مرطوب بود. پس از آن چه اتفاقی افتاد، به طور منظم چشم های من شروع به آب کردند و من روی صندلیم خم شدم. پدرم چنگال خود را برداشت و برگشت. او یکی دیگر از فنجان قهوه را از فنجان های مورد علاقه خود را از شبیه چینی سفیدپوست چینی محبوبش تخلیه کرد. او یک دستمال را به لب هایش گذاشت، چشمانش را بست، باز کرد و بعد به من نگاه کرد. با عرض پوزش، جو، شما سوالات زیادی را مطرح می کنید، شما در حال ایجاد یک نظم برای چیزهایی در ذهن خود، شما این را درک می کنید. بنابراین من، جو هستم مظنون قادر نبود بازی کند. او به دنبال یک کتاب دیگر از مسابقات بود، برخی از راه روشنایی آتش. در حالی که او رفته بود، مادرت توانست فرار کند.\nاین چیزی نیست که بیان شود، اما این چیزی است که تحقق سپیده دم را بسیار وحشتناک می سازد. مهاجم قرار بود جرالدین را زنده بپوشد. عمق این جنایات مخوف، تجاوز، سوء استفاده و سپس قتل از طریق آتش سوزی، بسیار خشونت آمیز است، اما خشونت توصیف نشده است. در یک شب آرام بر روی یک وعده غذایی که مادر من همیشه به عنوان گولاش به عنوان پدر و پسر 13 ساله اش صحبت می کند، گفتگو صادقانه و دردناکی درباره ی ظلمی که بر خانواده اش دیده شده است، صحبت می کند. اما پس از آن پدر توضیح می دهد که چطور جرالدین همیشه خود را با استفاده از کلیدهای داشبورد قفل کرد و همه چیز را از صندلی مسافر که نیاز به آوردن دفتر داشت، به دست می گرفت. درب ماشین را در پشت او قفل کن، روزی را بگذران، سپس وقتی که کار انجام شد، او را جستجو کن ...

مشاهده لینک اصلی
یک روز صبح روز یکشنبه در بهار سال 1988، جرالدین کوتز، یکی از اعضای قبیلهی اوجیبوه داکوتای شمالی، که شغل و مسئولیت آن در تعیین واجد شرایط بودن عضویت قبیله بود، عجولانه و ظاهرا ناامید شد، خانه خود را برای یک جلسه غیرمنتظره ترک کرد. هنگامی که او در همان روز به خانه او بازگشت و بالیز و پسر جو به خانه بازگشتند، از وضعیت او شوکه شدند ... با خون و ظاهر شدن در شوک قرار گرفتند. جرالدین کوتس به شدت مورد ضرب و شتم و تجاوز جنسی قرار گرفته بود و مرتکب شده او را با بنزین ریخت و سعی کرد او را فریب دهد. این صحنه را برای کتاب باشکوه لوئیز اردریش، «خانه گرد» تنظیم می کند. همانطور که در بسیاری از کتاب های خانم اردریش، بسیاری از لایه های داستان به زیبایی به آن می گویند. در سطح پایینی خود، این داستان تجاوز وحشیانه یک زن و آسیب این تجاوز به زن و خانواده اش است ... نه فقط زخم های فیزیکی بلکه زخم های روانی، عاطفی و حتی روحانی. خانم ارردریش بعد از این تجاوز وحشیانه با چنین حساسیتی توصیف می کند و هنوز هم می تواند نقش ویرانگر واقعی را به جرالدین، بازیل و جو نشان دهد. لایه دیگری برای این داستان که من پیدا کردم جالب بود جنبه های قانونی و سیاسی زندگی در رزرو است. من متوجه شدم شگفت انگیز است که حتی اگر داستان در سال 1988 تنظیم شود، مشکلات قانونی در سرزمین های قبیله ای، مانند کسانی که توسط جرالدین و خانواده اش که فقط خواستار عدالت بودند خدمت می کردند، امروزه تجربه می کردند و در زمین های قبیله ای تجربه می کردند . در سال های اخیر، کنگره ایالات متحده در مورد اعمال خشونت علیه زنان به دلیل مقررات مربوط به جرایمی که در سرزمین های قبیله ای مرتکبان غیر انتحاری انجام می شد، بحث و گفت و گو کرد. خانم ارردیش کار بزرگی را برای نشان دادن مشکالت بومیان آمریکایی در سرزمین های قبیله ای انجام می دهد. دقیقا جایی که جرم مرتکب شده بود و اینکه آیا مجرم عضو یک قبیله بود، مربوط به این بود که آیا عدالت خدمت خواهد شد ... آیا مرتکب جرم در رزرو بوده است؟ اگر نه، مرتکب شده توسط قوانین دولت و یا حتی دولت های فدرال اداره می شود. همچنین قوانین قبیله ای در مورد جنایاتی که علیه بومیان آمریکایی توسط غیر بومیان آمریکایی مرتکب شده اند دندان هایی نداشته است. همانطور که بازیل تلاش کرد برای توضیح دادن به جو ... ما می خواهیم حق داد مجرمان را از تمام نژادها در تمامی سرزمین در مرزهای اصلی ما محاکمه کنیم. @ این جنبه از داستان برای من خیلی خوبه ... ناامید کننده بودم بازیل (یک قاضی قبیله ای) و من احساس ناامیدی جرالدین را داشتم و می ترسیدم که او هرگز زندگی خود را از دست نخواهد داد. همانطور که در خانم های اریدریش در رمان های دیگر، یکی دیگر از لایه های این داستان که من به خصوص از آن لذت بردم، عرفان قبیله ای است که در داستان ... آداب و رسوم و داستان هایی که از یک نسل به بعد تحویل داده می شود. در این داستان، خانم ارردریش نیز با اعتقادات کاتولیک روبرو است. انواع مختلف گناه و تعاریف مختلف شر در این جهان. این توصیف ها زمینه ای از درک و درک عمیق تر این شخصیت ها را فراهم می کند ... چگونه آنها احساس می کنند و چه اقداماتی را تحریک می کنند. خانم ارردریچ یک بار دیگر کتابی نوشته که نمیتوانم بپوشم. این داستان منجر به خشم من از انکار عدالت بومیان آمریکایی در سراسر تاریخ آمریکا شد. این احساسات محبت و تحسین را برای جرالدین و خانواده اش ایجاد کرد. خانم ارردریچ داستان هایی را که در واقعیت های سخت گیرانه زندگی بومیان آمریکا در مورد رزرواسیون مطرح شده است و این عصبانیت را با عارف زیبا از فرهنگ و باورهای آنها ترکیب کرده است.

مشاهده لینک اصلی
جایزه کتاب ملی؟ نه برای من. یک نقض قانونی مهم بومی آمریکایی به چشم می خورد .-- وقتی یک زن بومی آمریکایی توسط یک مرد غیر بومی تجسس می شود، فقه قانونی فاقد آن است. برای من این را می توان به طور موثر تر با یک داستان دقیق تر و متمرکز انجام داد. من درباره جو، 13 ساله که مادرش مورد تجاوز قرار گرفته بود، مراقبت می کرد. من قدردانی از نویسندگان صدای معتبر و استفاده او از داستان بزرگان وقتی که آنها به طور مستقیم در رابطه با داستان است. آنچه که من دوست ندارم بود همه کسانی که داستان های طرفدار دلخراش --- موشوم، به نام یکی، و بسیاری از مماس با جو و دیگر او آشنایان سالم من برخی از پروسه های توصیفی را در بالای صفحه پیدا کردم و برای آئین نامه آستانه ای بالا دارم. من می دانم که حذف علامت های نقل قول در حال تبدیل شدن بیشتر و بیشتر شایع است. در این داستان، گاهی اوقات سخت است که از گفتمان داخلی جدا شود. من تصمیم گرفتم که من یک هوادار بزرگ لوئیز ارردریچ نیستم. ایو سه کتاب خواند و هرکدام از آنها را دوست داشت. فکر میکنم من حرکت میکنم

مشاهده لینک اصلی
*************************************** لوئیز ارردریش هر روز من را شگفت زده می کند. من از این موضوع ترسیدم کتاب برای تقریبا 85٪ پیشرفتش در یک جهت بود. اما رفتارهای شکارچیان خفیف او به طور مکرر در اینجا اشاره می کند، لوئیز اردریش این فرض ها را تغییر می دهد؛ و مجبور خواننده را مجددا ارزیابی می کند. پس از آن به دام افتاده است. بنابراین در 15٪ گذشته، این خواننده به طور کامل جمع شده است که این خواننده قطعا مجددا این کتاب را بخواند. تاریخ، جهان روح، کابوس های سیاسی و حقوقی ما و تعریف دوباره عدالت و عواقب تقریبا بیشتر است که ما احساس می کنیم که می توانیم بپذیریم. اما ما باید زندگی کنیم. و ما از آن می ترسیم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خانه گرد


 کتاب جنگ آخرزمان
 کتاب فرزند عشق
 کتاب نورثنگر ابی
 کتاب گشت شبانه
 کتاب دشمنان (یک داستان عاشقانه)
 کتاب گزارش محرمانه