کتاب خانه

اثر مریلین رابینسون از انتشارات آموت - مترجم: مرجان محمدی-داستان تاریخی

خانه، سومین رمان رابینسون است که سال 2008 به چاپ رسید وباز هم در گیلیاد جریان دارد و به نوعی در ادامه داستان گیلیاد و در مورد همان خانواده گیلیادی از زبانی دیگر نوشته شده. جایزه کتاب ملی آن سال، اورنج انگلیس در سال 2009 و جایزه کتاب مسیحیت امروز سال 2009 ، بهترین کتاب سال و برنده جایزه کتاب لوس آنجلس تایمز و ، پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز، بهترین کتاب سال واشینگتن پست، بهترین کتاب بزرگترین روزنامه شمال کالیفرنیا یعنی سان فرانسیسکو کرونیکل را به خود اختصاص داد.
خانه کتابی است در مورد شک ها و تضادهای موجود میان رابطه یک پدر، و پسرش که از زبان دختر خانه بیان می شود. کتابی که در عین آرامش آتش فشانی در دل دارد.


خرید کتاب خانه
جستجوی کتاب خانه در گودریدز

معرفی کتاب خانه از نگاه کاربران
من عاشق خانه هستم، زیرا آن دردناکی زیبا بود و من متوجه شدم که این کلمات من را به اندازه کافی توصیف می کند. افکار بیشتر از The Walker Page

مشاهده لینک اصلی
پس از 3 کتاب رابینسون، تا کنون، مورد علاقه من! متشکرم برای گفتگو بیشتر در این کار. بزرگ فریاد به دوست GR، تینا، برای فشار دادن من برای ادامه خواندن. صبر یک فضیلت است.

مشاهده لینک اصلی
صفحه اصلی - عنوان مناسب برای کتاب دوم تریلوی گیلاد. من دوست @ Gilead @ و نوشتن آن - Ames تلاش برای دادن برخی از نور به پسر او می داند که او زنده نخواهد بود برای دیدن رشد. ماریلین رابینسون به خوبی می نویسد. من بیشتر از همه احساس می کنم که این نوشتار اوست که من بیشتر از همه درباره این و سلف آن دوست دارم. در خانه ما می دانیم که خانواده امین برترین دوست و کشیش همکار، رابرت بوثن. این یک کتاب است که خود را در خود جای داده است، اما من عاشق آن را به بینش به گیلاد نیز بود. پس از این که بسیاری از پرسش ها و خواسته های من پس از خواندن @ Gilead @ باقی مانده بود، این رمان را تغذیه می کردند. Glory Boughton، چهل و هشت ساله، به گیلاد بازگشته است تا پدر پدرش را مراقبت کند. به زودی برادرش، جک - پسرش زودگذر خانواده، بیست ساله رفته است - همچنین به خانه می آید، به دنبال پناه و تلاش برای برقراری صلح گذشته خود است. جک بود که بیشتر من را به من هدایت کرد. او برای اینکه داستان را در حال حرکت نگه دارد، ضروری است. مبارزه او با خود و جستجو برای خانه است که او هرگز کاملا احساس کرد که او مناسب است که من بیشتر جذاب پیدا کردم. او دائما به ما اجازه می دهد که همانطور که با خودش و خانواده اش می کند، اما ما را برای رستگاری امیدوار می کند. من خودم را به امید همراهی با همه آنها از جمله نامزد خود، Reverend امز یافتم. افتخار نیروی پایه نوشتن است. او شخصیت متمرکز تر از اخلاقیات است، اما نقص آن است که چسب است. رمان با تأیید گناه و فضل فشرده شده است. یک خانواده سعی دارند با هر دو و با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. بله، این یک داستان خانوادگی است که تمام مواردی را که خانواده ها از آن تشکیل شده است پر می کند. نوشته شده با تعجب بسیار و مهربانی برای شخصیت های خود را که به طور کامل توسعه یافته است. من خودم را در حیرت نوشتن مریلین رابینسون میبینم. مطمئنا من این سریال را با @ Lila @ - داستان همسر آقایی Reverend Ames تکمیل خواهم کرد. من می توانم این را به صورت خود و همچنین بخشی از سری توصیه کنم.

مشاهده لینک اصلی
آن را سخت می دانم که چه چیزی را در مورد این رمان های رابینسون بنویسید. به نظر می رسد تقریبا غیر قابل احترام به تلاش، مانع از سطح آنچه پس از آن قرار داده است حل و فصل. علاوه بر این، من فکر نمی کنم که من در آن هستم. نه ضعف زبان و خلوص روح، عبارات صحیح را در آن قرار می دهد. در این زندگی من از خدای من، خانواده ام و مریلین رابینسون سپاسگزارم.

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** با یک شخصیت جانبی در گیلاد آشنا می شود و به یک نوع داستان همراه اشاره می کند. من با دادن این رمان یک ستاره کمتر از گیلاد شروع کردم و کاملا مطمئن نیستم چرا. این قطعا به خوبی نوشته شده است، من فکر می کنم موضوع تیره تر و عمیق تر است. داستان جان آمیز خیلی واضح و مشخص بود؛ این داستان بر روی نامزدی او، جان آمس بوثون تمرکز می کند، که درک خود از او بسیار کم است. در نتیجه، داستان جک بواتنز تلخ تر، تردید و پریشانی است. یک کلمه جالب، @ apologetic، @ اما متناسب با آن است. شاید این نابغه داستان رابینسون است: هر روایت به طرز وفاداری بر طبیعت شخصیت مرکزی آن تأثیر می گذارد. دو مرد مانند یک نقطه و نقطه مقابل در یک ترکیب واحد هستند. یک موضوع حلقه، روشن و قوی؛ دومین بار در نقاط و با قدرت روبرو می شود، همانطور که در ابتدا با آن مخالفت می کنیم. امز خود را می شناسد جک Boughton رمز و راز برای همه به عنوان خود است. این مردان به من یادآوری می کنند که کلوین ها در مؤسسه ها را باز می کنند: انسان به وضوح تا حدودی می داند که او سازنده اش را می داند. انسان به خود اعتماد می کند تا اینکه به خالق خود اعتقاد داشته باشد: یک موضوع اصلی رمان، به خصوص با توجه به اینکه جاکس ناتوان خود را به اعتماد به نفس می داند. (چطور جالب است که پرواز در دیوار در طی مکالمه بین جان کالوین و جان آمس بواتون جالب باشد: جک به طرز شگفت انگیزی، به نوعی زمینی را نگه دارد، مایل نیست به اعتماد به ذات ذاتی ذهن بی نهایت که خود را محدود به خود نمی کند، در حالی که اصرار میورزید، بله، بله، من باور دارم که بی اعتقادی من بی معنی است. @) ثروت نیز در زمینه معادن وجود دارد که همبستگی Reverend Ames و Robby در مقابل احترام Boughton و جک است. دو رمان که عمدتا در رابطه با رابطه پدر و پسر به سر می برد و هر دو داستان نزدیک به نتیجه گیری در این زندگی است. امز می نویسد دانستن سلامت او شکست خورده است و او نمی خواهد پسر خود را تبدیل به یک مرد؛ Boughton فرزند فاحشه است که به وضوح، اما هنوز هم یک رمز و راز وحشتناک است. رابی پدرش را خیلی زود از دست خواهد داد، ما باید درک کنیم؛ Boughton پسر دوم خود را از دست خواهد داد و ما باید درک کنیم که دلیل این است که دقیقا به این دلیل درک نمی کند زیرا جک نمی تواند رمز و راز خود را درک کند. در اینجا، فتولیزم ترسناکی وجود دارد، و من از این کلمه استفاده می کنم که می داند مفاهیم وحشتناکی دارد. بسیاری از ما به نظر می رسد محکوم به دوستانی که از دست داده اند. فتولیسم در اینجا نهفته است و نه در این واقعیت است که روحهای گمشده در میان ما وجود دارد. قلب افتخار بواتون، افتخار و وفاداری خانواده اش، تبدیل به قافیهpearls قبل از خوک، @ در زیر کج بافته شده است، نه به این دلیل که جک مخرب است و یا به دنبال زخم است، اما چون او نمی تواند جز کیست و چه چیزی است: بدون مداخله فوق العاده ای. این او با هر نفس و فیبر از وجود او رد می شود. چقدر اغلب در این زندگی ما خود را متعهد به گناه پرتاب شادی و شادی دور تلاش برای از بین بردن کسانی که ما نمی توانیم بازخرید، که نمی شود بازخرید کرد؟ به نظر من یک گناه دوگانه است؛ زیرا ما در آن نیستیم که بازخرید کنیم و لذت و شادی ما در دیگران یافت نمی شود. این به نظر می رسد در یک رابطه مانند یک سرد و بی اعتنایی بی اعتمادی. سپس به خودم یادآوری میکنم که ما فرمان می دهیم که دیگران را دوست داشته باشیم چون خودمان را دوست داریم و نه کاملا. با این عکس از عشق خانوادگی چیزی بیشتر از شفقت نقل مکان می کنم. تسخیر: آشنایی شگفت انگیز و پر سر و صدا. من عکس لایگون را با حاکم Boughton نشسته، گفت: \"یس، رابرت، من می دانم. اطمینان برای جک چیزی است که شما بیشتر در این زندگی می خواهید، اما به نظر می رسد که شما آن را دریافت نمی کنید. این درست مثل پروردگار ماست و همچنین برای شما خوب است. @ همانطور که می خواندم، متوجه شدم که خودم را وارد پیچیدگی هایJack می کنم، جک @ همانند Glory یا پدرش، شاید مثل همسایه دلسوز (Lila امز از جک می خواهد که مردم واقعا تغییر کنند) پس از همه، جک دوست داشتنی است. همانطور که آمیس می گوید، او یک مرد خوب است. من او را درک می کنم به این معنی است که جک همانند هر یک از اعمال خوب است، که با انگیزه و میل و نیت خوب، حتی به دلایلی. چرا نمی تونه این نوع زندگی رو حفظ کنه؟ چرا Amess یا Glorys اعتقاد به او را الهام بخش او برای تغییر نیست؟ چرا از دللا نمی تونی او @ ببینه @ چرا ناگزیر او دوباره ترک می کند، عادت می کند و خود را بیگانه می کند؟ او خود را یک غریبه در یک سرزمین عجیب و غریب احساس می کند و نمی تواند خودش را از جهت هایی که متعلق به آنهاست، بخواند. شاید این به این دلیل است که او فکر می کند او باید متعلق باشد و بیگانگی وی او را مسخره می کند. افتخار و پدرش از تنهایی سخن می گویند که همیشه جک را محاصره کرده است، که به خانواده اش نشان می دهد به عنوان یک نوع محرمانه خفیف و مراقبت های شدید برای حفظ حریم خصوصی. به او کمک می کند که صدمه زدن به او را از این حریم خصوصی محروم کند. واقعا فکر می کنم او بیشتر از برادران خود احساس می کند حقیقت این است که او (ما) برای این جهان ساخته نشده است، اما معتقد است که این جهان همه وجود دارد، جک نمی تواند حس خود را از عدم تعلق و دیگر جهان بودن را حل کند . این، مبارزه او نیست که به او اعتقاد داشته باشد که او غریبه است، زیرا این جهان واقعیت نهایی است که جدا می شود ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خانه


 کتاب خانه گرد
 کتاب باب اسرار
 کتاب اینک خزان
 کتاب شیرین ترین رویاها
 کتاب داغ ننگ
 کتاب صلیب سربی