کتاب تانگوی شیطان

اثر لسلو کراسنا هور کایی از انتشارات نگاه - مترجم: سپند ساعدی-داستان تاریخی

بعضی چون سوارکاران بر صندلی‌هایی با روکش چرم مصنوعی قرمز نشسته‌اند، گوشی تلفن در یک دستشان است و فنجانی قهوه که بخار از آن بلند می‌شود در دست دیگرشان. در سرتاسر اتاق زنانِ پا به سن گذاشته‌ای که به چوب جارو می‌مانند پشت ماشین تحریرهایشان نشسته‌اند و با انگشت به دکمه‌ها نوک می‌زنند.


خرید کتاب تانگوی شیطان
جستجوی کتاب تانگوی شیطان در گودریدز

معرفی کتاب تانگوی شیطان از نگاه کاربران
همچنین در وبلاگ WondrousBooks موجود است.\nمن حتی نمی دانم چه امتیازاتی به این کتاب داده است. آیا باید سبک کتاب را ارزیابی کنم؟ توانایی نویسنده؟ چطور احساس کردم؟ جهان آن را نشان می دهد؟ من جواب این سوال را نمیدانم، بنابراین فقط نمره دادن می دهم ... فقط. حتی ممکن است که من آن را بازبینی کرده و آن را تغییر دهم. اگر بدانید چرا این بررسی را با چنین نااطمینانی شروع میکنم، به خاطر این کتاب است. Satantango بدون شک یکی از کتاب های چالش برانگیز ترین نوع طبقه بندی است. این یک انفجار از انسان های غیر انسانی و ناهموار و پر از ظلم است. ساتانتانگو داستان یک روستای کوچک مجارستانی را در ابتدای زمستان های بارانی، سرد و گل آلود به داستان می دهد. شخصیت ها در وضعیت ثابت توسعه توسعه یافته قرار دارند. دنیای آنها فراتر از مرزهای اموال که در آن ساکن هستند، گسترش نمی یابد. رویاهای، احساسات و انگیزه هایشان مانند یک شمع رفته اند و با یک سردرگمی کامل، عدم روحیه و رعب و وحشت بر دوش کشیدگی @ غیر قابل تحمل @ جایگزین شده اند. مردم در این رمان به طور مشخص انسان هستند، با احساسات و تمایلات زمین که فراتر از فیزیکی است، اما در عین حال، قلمرو زندگی را ترک کرده اند و در یک شهر روح سرد سردرگم شده اند. هر شخصیت در حال مبارزه با وجود خود عمیق، تاریک و ریخته گری است. از دکتر که در یک زنگ خطری از الکل خود زندگی می کند، به یک دختر کوچک رها شده است، بنابراین تشنه توجه و عشق است که مایل به آسیب رساندن به دیگران و خود، به زنان شایعات، مردان حریص، بی معنی داستان واقعی که در پاراگراف های طولانی و ناگهانی از وقایع شکست خورده، گفته می شود از دو طرف اصلی متفاوت، روستاییان، همه آنها در هم تنیده شده اند، داستان همان داستان زندگی غم انگیز، بدبختی خود را بیان می کنند. و Irimias، مرد مرموز و جذاب که همه آنها تمایل به بودن، تمایل به داشتن یا تمایل به دنبال کردن. Irimias فقط یک واسطه کوچک بین قدرت حاکمه و دهقانان است، اما در نگاه دوم، او حاکم است که به راستی خود، نجیب زاده، نیروی طبیعت است. آنها اجازه می دادند که خودشان توسط Irimias خجالت زده شوند و نه به دلایلی دیگر، بلکه به این دلیل که در چشمان او زنده است، جایی که آنها دست به دست می شوند. Krasznahorkais بدون شک زیبا، اما در راه بسیار نگران کننده و حتی ناراحت کننده است. پوچ و گیج کننده است. او توجه زیادی به جزئیات کوچک، قالب در شکاف، نقاشی در لباس، خاک زیر ناخن ها می کند، در عین حال در عین حال می گوید که داستان ساده ای است و بی نهایت پیچیده است. من نمی خواهم بگویم که نویسنده بسیار آسان است برای خواندن در کوچکترین. خواننده در وضعیتی مستقل از هوشیاری است؛ زیرا در عین حال خیلی اتفاق می افتد و هیچ چیز اتفاق نمی افتد، بنابراین یک خط از متن ناپدید می تواند یک داستان کامل را در بر داشته باشد.در حالی که من دوست داشتم و در عین حال احساس می کردم بسیار سنگین است این کتاب، من اطمینان ندارم که دوباره به رمان Krasznahorkus بازخواهم گشت. یکی، مطمئنا، ارزش خواندن دارد، اما بسته شدن خود را در این جهان تاریک، خالی و ترسناک چیزی نیست که من بخواهم داوطلبانه باشم.

مشاهده لینک اصلی
با تشکر از عنوان، به نوعی از انتشارات خلسه ای که spruik این رمان، هنر پوشش جلد، نام خانوادگی نامطلوب و ناشر، من انتظار چیزی مانند Pynchon برای افرادی که پیدا Pynchon بیش از حد آسان به خواندن، و همچنین بر اساس طرح ، و نیز فاقد هوش عاطفی است. با این حال، آن را به هر حال خواندم، که همه انواع چیزهای فروید را در مورد من نشان می دهد. با این حال، خوشبختانه، Satantango فقط نوعی خنده دار است. بلافاصله طلایی با شکوه، بله، که از آنها خواسته شد سوالات عظیمی در مورد تاریخ بشر، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مطرح کند؛ در حالی که برخی از خوانندگان معمولی عاشق خیلی دوست هستند (چند صفحه طول می کشد قبل از اینکه متوجه شوید که فصل چیست) مطمئنا، با این حال، با یک افسانه انعکاسی، قطعه های بزرگ، ترس و خنده در صدها نفرشان ما یک مسیحی داریم که واقعا یک مزدور و یک رقیب است و هر کس دیگری در رمان بدتر از اوست. ما بعضی از مواردی را که ممکن است ناشی از فراموشی باشد. ما مقدار زیادی نوشیدنی داریم و پس از آن، برای هیچ دلیل خاص به جز این که این رمان در سال 1985 منتشر شد، ما - اسپویلر! - یک برداشت متافیزیکی از همه چیز که بیشتر و یا کمتر خستگی تجسم است. صبر کن صبر کنید، من می خواهم به این نویسندگان بگویم - منظور شما چیزی است که فقط خواندید توسط کسی نوشته شده است؟ واقعا اتفاق افتاد؟ وای! MIND BLOWN DUDE! از آنجا که چطور می توانم به شما بگوییم در مورد چیزهایی که هرگز نرسید ؟! * بنابراین، به عنوان یک نظرسنجی دیگر، ممکن است فصل گذشته را بگذرانید. شما هر چیزی را از دست می دهید اما شگفتی های خود را به دست آورید * من فقط یاد گرفتم که؟ (یا احتمالا !؟) به عنوان یک interrobang شناخته شده است. این همه است

مشاهده لینک اصلی
در حالت خنده ای برای بکتتیک قاتل فاجعه آمیز که در حال حاضر در حال اجرا است، در حال اجرا است.

مشاهده لینک اصلی
که کنترل؟ در حومه مجارستان کنترل، از نظر نقص است که به فروپاشی کمونیسم منجر خواهد شد، یک جامعه تظاهرات در اطراف allidea ازaspettare @ گودو در Irimiás فرد، شکل کاریزماتیک پردهی در هاله افسانه ای است که خال خال در راه برگشت، سال پس از مرگ او پیش بینی شده یکی از پسران در مزرعه جمعی که همه تکیه می کنند، مرگ که هیچ کس شاهد بود ... بنابراین او یک باله آغاز می شود با سمت و آینه مراحل، مانند یک تانگو، و زنان در lasciviousness که حاکی از پیشرفت نامتوازن در تاریخ ... گرفتار تا زمانی که شما به فصل ماقبل آخر، که در آن ما خواهد شد که ... خواندن گرم و نرم، یک داستان ساده، پر از بدبختی، درد و رنج کشف کنید، اما اگر il درست است که درد اجتناب ناپذیر است اما درد و رنج اختیاری است @ (CIT) ناتوان به میل برای همه می شود بیش از آنچه که همه واقعا، چرا آن را با است محور در شکل Irimiás پتانسیل کامل از یک ده (یا کشوری که توهمات در پایان نشان داد، یکی فکر می کنم) با میل تنها به نماینده بسیار رها حس کسی که می تواند خدا جایگزین، کمونیسم یا هر چیز دیگری که مردان انتخاب می کنند ...

مشاهده لینک اصلی
من معتقدم که این کتاب به نام Sátántangó صرفا به دلیل آن به نظر بهتر از Sátáncsárdás.Roman باز می شود به دانش آموزان که در آن یکی از بیداری شخصیت برای مقابله با بگویید و در مورد وضعیت هستم (به عنوان گرگور زامزا) است که کاملا apsurna: چاشنی آغاز سه روزه kiÅ¡urine (که به طور مداوم، اما کما و ظالمانه، سقوط)، آهنگ زنگ که وجود ندارد، سرد ‡ یک گل، ‡ عمومی و užas. برخی از توطئه های روانگردان به عنوان یک اخطار قبلی ‡ عج apokaliptiÄ پاها پوسیدگی به نظر می رسد. PovrÅ¡no، به نظر می رسد که برخی از (کتاب مقدس) شخصیت به منظور alegoria فرصت به نظر می رسد، اما تمثیل به عنوان مثل به طور کامل شالوده شکنی رمان - هیچ چیز معنی ندارد، هیچ پاسخ به سوالات (هیچ مسائل واقعی وجود دارد) .ÄŒitatelj اسیر شده است وجود دارد در یک روش محدود و انتزاعی تفکر شخصیت ها؛ اقداماتی که به عقب برگردد اما رو به جلو، چند قدم وجود دارد، یک زن و شوهر در اینجا، یک دایره، nipoÅ¡toneprekidajsaplesom. روم آغاز می شود فصل اول، به Å¡estog، پس از آن باز می گردد ‡ اما در ابتدا (I-IV-I) و به پایان می رسد همان ENICOM می گویند که و شروع می شود، خوردن ‡ و خود را در ساخت و ساز خود را به عنوان یک مار که شروع به فرو رفتن دم خود کرد. کاملا بی معنی، ناامید، بدون حرکت و کاملا کمیک است. شاهکار لعنتی، این عاشقانه :)

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب تانگوی شیطان


 کتاب ظلمت در نیمروز
 کتاب سقوط اصفهان
 کتاب صلیب سربی
 کتاب عطر (سرگذشت یک جنایتکار)
 کتاب گتسبی بزرگ
 کتاب ذرت سرخ