کتاب بیابان تاتارها

اثر دینو بوتزاتی از انتشارات کتاب خورشید - مترجم: سروش حبیبی-داستان تاریخی

رمان «بیابان تاتارها» داستان سرنوشت افسری جوان است که برای خدمت به قلعه‌ای دورافتاده فرستاده و دچار روزمرگی می‌شود. دینو بوتزاتی با نثری باشکوه و شاعرانه، به شکلی هنرمندانه، عطش انسان را برای امیدوار بودن حتی به واهی‌ترین مسائل زندگی بیان می‌کند. والریو زورلینی کارگردان نامدار ایتالیایی، بر اساس این رمان فیلمی ساخته است که بخش‌هایی از آن در ایران و ارگ بم فیلم‌برداری شده است.


خرید کتاب بیابان تاتارها
جستجوی کتاب بیابان تاتارها در گودریدز

معرفی کتاب بیابان تاتارها از نگاه کاربران
بیابان تاتارها داستان گذر زمان و انتظار است.دروگو افسر جوان برای خدمت در ارتش به یک پادگان مرزی در کوهستانی دورافتاده مشرف به بیابان شمالی بی آب و علف و سنگلاخی اعزام می شود.همان ابتدا می فهمد ماندن در قلعه انزوا و بیهودگی به دنبال دارد ولی برای اینکه اعتبارش خراب نشود تصمیم می گیرد مدت کمی آنجا بماند. ولی او هم مانند بیشتر افراد وقتی که می تواند از آنجا برود، مسحور قدرت مرموز قلعه می شود و در انتظار حمله ی تاتارها آن جا می ماند.حتی پیر های قلعه هم حمله ی تاتارها را به چشم ندیده اند و همه از روی شنیده ها به انتظار حمله تاتارها و بازگشت شکوه قلعه و کسب افتخار نشسته اند.
شاید روزی در میانه ی یک انتظار واهی بفهمیم که راه بهتری هم سر راهمان وجود دارد ولی نگرانی از عمر رفته باعث شود کاری نکنیم و بقیه ی عمر را هم در انتظار حمله ی تاتارها سپری کنیم تا شاید انتظار گذشته‌مان معنایی پیدا کند

در سال 1976 فیلمی از این کتاب ساخته شده که فیلمبرداری‌اش در ارگ بم کرمان انجام شده و تصویر روی جلد کتاب،صحنه ای از همان فیلم می باشد

مشاهده لینک اصلی
دروگو, افسری که برای ادامه خدمت به پادگانی در منطقه ای دور افتاده می رود وارد قلعه ای می شود که از هزار سال پیش تاکنون تغییر نکرده, جایی دور از تمدن و زیبایی. مثل اینکه زمان اینجا ایستاده و ساکنان دژ در چارچوب قوانین خشک نظامی شان باقی مانده اند.
دروگو ابتدا می خواهد زودتر از شر این دژ و ساکنانش که توهم حمله تاتارها از جانب بیابان را دارند خلاص شود ولی کم کم اسیر رخوت و تکراری ملال آور می شود که خودش هم اشتیاق به ماندن پیدا میکند به امید اینکه روزی لیاقتش را در جنگ با تاتارها نشان دهد. می ماند, مانند بقیه افسران و سربازان که روح و فردیتشان را در دژ از دست داده اند و دیگرامکان برگشتن به خویشن را ندارند و در توهم ِ انتظار حمله تاتارها در جا میزنند و عمرشان را میسوزانند. کتاب ترسیمی است از فقدان آزادی و گرفتاری انسان در جبر زندگی تا جایی که حتی قادر به انتخاب مرگ هم نیست.

برای ما انتظار به امید چه چیز پیرمان میکند؟

مشاهده لینک اصلی
تراژدی ساعت - جورجیو دی چیریکو همه چیز را مردان، فصل ها، ابرها می گذارد و استفاده از سنگ ها برای استفاده از سنگ ها به هیچ وجه مورد استفاده نیست، استفاده از آن در برخی از سنگ ها در اواسط دهه مبارک؛ انگشتان خسته باز می شود، سلاح ها به آرامی سقوط می کنند و شما هنوز به رودخانه می روید، رودخانه ای که به نظر می رسد به آرامی جریان دارد و هرگز متوقف نمی شود. این یک کتاب عجیب و غریب است. این می تواند در یک قلعه تنها در استپ های وسیع، که در آن کمی اتفاق می افتد، و هیچ کس نمی خواهد ترک. شخصیت ما، یک افسر بلندپایه جوان به نام جیووانی درگو، به ظاهر به صورت تصادفی به قلعه می آید و به آرامی به روال می رسد. چند نفر از دوستانش از بین می روند، بعضی ها به طور تصادفی، بعضی از حماقت های عجیب و غریب، و او به عنوان یک سنجاب شبانه تنها، دور و جدا از دوستانش در شهر که با زندگی خود نقل مکان کرده اند. چنین کتابی اولین بار است که روی یکنواختی تمرکز می کند و زندگی آن ها را در ریتم های خسته کننده و خسته کننده رها می کند. این در حال رها شدن از امیدواران و فریبکارانه این شیوه زندگی است. این عجیب و غریب و یکنواخت و گاه گاه ناخوشایند است. این یک افسانه یا حتی می تواند پیشگام به رئالیسم جادویی نامیده می شود. خوشحال نیستم این یک هشدار علیه انسداد است و این که چطور می توان هیچ کاری انجام نداد و پوسیدگی در پوچی است.

مشاهده لینک اصلی
اولین باری که Desert Tartar Buzzati را خواندهام 1977 بود. در ابتدا عشق بود. از آن به بعد، بارها و بارها با لذت بی نظیر آن را خواندم. کتاب \"بدون زمان\" که در آن زمان وزن مانند تخته سنگ است. جیووانی دروگو، ستوان بار اول، پس از اینکه آکادمی نظامی در حال رفتن به خانه خود برای رسیدن به قلعه، به این دفتر اختصاص داده شده است. قلعه - یک مکان ناشناخته و ناشناخته است، پر از جذابیت و رنج در همان زمان. در اینجا، روز به روز، زندگی شخصیت اصلی، در انتظار معجزه بزرگ، از مناسبت بزرگ: برخورد با تاتارها. اما لحظه ای نمی رسد یا به جای آن، در حال آمدن است، اما خیلی دیر برای جان، که بعد از همه بدون مرگ می میرد، چیزی جز امید به زندگی زندگی نمی کند. کلید های خواندن زیادی برای این کتاب قابل اجرا هستند، نمادهای متعدد در آن وجود دارد. تصادفی نیست که رویکردی که اغلب انجام می شود، با کافکا است. ایتا € ™ به عنوان نقد نظامی گری به عنوان یک تفسیر مالیخولیایی از جوانان و در بسیاری از راه های دیگر به عنوان خوانده شده بود، به عنوان یک توصیف از جاه طلبی های نا امید، مثل یک آهنگ در جریان زندگی،. اما پیدایش کتاب نویسنده ای است که در مصاحبه ای که وی منتشر می کند به ما می گوید. وقتی Buzzati شروع به نوشتن این داستان کرد، او در ویرایش \"نفرین شبانه\"، یک کار سنگین و یکنواخت کار کرد. ماه بدون هیچ گونه تغییری ادامه یافت در اطراف او، همکاران قدیمی خود را دیدند، که به زودی بازنشسته خواهند شد و هیچ خاطره ای طولانی از گذراندن آنها نخواهند گذاشت. و او تعجب می کند که حتی برای او او تا به حال، در پرش آهسته از شور و شوق معمول جوانان است. بنابراین، گریه از زنگ برای ما، بلکه برای ما. چیزی که بیشتر حملات در متن نیروی زمان، اسکن خوب از دقیقه و ثانیه، تقریبا حضور وسواسی از یک ساعت خارج از صفحه نمایش که بی شفقت خود € œtic TACA € به عنوان یک € € œclopâ قطره منتشر می کند آب که Drogo احساس می کند هر شب می افتد به اتاق که در آن او می خوابد. سر و صدا مزاحم، در ابتدا، اما به تدریج می شود تا آشنا که بدون آن می تواند بدون، تبدیل به یک اعتیاد و ضرورت است. بنابراین به عنوان ضروری و ضروری، روال روزانه خدمات می شود، دنباله ای قابل پیش بینی و پیش بینی شده از اقدامات همیشه هم زمان، زمان دقیق انجام می شود، انجام می شود و تکرار می شود. یک تکرار که به زحمت تبدیل نمی شود، بلکه در نوعی خواب آرام آرام است که پلک ها را کاهش می دهد و موجب خواب آنها می شود. و این به این ترتیب است که تکرار کنید که خطر از دست رفته است، دیده نمی شود. در اینجا شکاف های کوچکی که از طریق آن زمان، بدون اطلاع قبلی، فرار می کنند و به راحتی از بین می روند. فرار خاموش و مخفی، با کشیدن رویاها و امیدها. بدون فاکتور \"زمان\" مستمر و همه جانبه \"زمان\"، صفحات این کتاب معنی کامل خود را از دست می دهند. © به همین دلیل، به نظر من، فیلم اقتباسی از والریو زورلینی 1976، با بازی ویتوریو گاسمن، جولیانو جما و فیلیپ نوآره، او به طور کامل موفق بود UNA عملیات € ™ است. © هر چند این فیلم LA به متن اصلی، زمان € € œtecnicoâ فیلم (150A € ™) غالب در زمان از کتاب (زندگی دروگو) و باید این کار را در بخش شود از دست داده حس پیش بینی، نسبتا وفادار باقی می ماند بی حرکتی و شورش داخلی قهرمان، که روزهای خود را در تاری دید و ساعت ها و دقیقه ها می بیند، از بین می رود. به این ترتیب، آرامش ریتم است که بر این صفحات حکمرانی می کند، که به وضوح با سبک نوشتن Buzzati ساخته می شود. اما این یک تاخیر مثبت نیست. در مقابل، آن است که یک کندی که به تجزیه حزب پژمرده، انتظارات نا امید می آید، خواسته را گرفتار، یک تنهاست و نگران. یک آهسته به ما می گوید مرگ مترقی در حالی که هنوز زندگی می کنند.

مشاهده لینک اصلی
من \"من όσο Î³Î¬Î¼Ï ‰ من\" من ± من \"من μόνοι ± ÎμίμΠ± من\" من ¸ê³ پوشه، γÎμννιόμΠ± »من ± νο Î ± Î ± Ï € Î \"branch_mapping_dlg_condtion_items_update_defaultConditions_zero، Î¶Î¿Ï ¹ Î ± Ï € Πνο ± ... من\" من · من، من ± Ï € من \"من · ¼ ± ξιά. من \"من ± من ... من\" άι Î¯Î½Î¿Î½Ï ± من \"όσο Ï € من\" ιμÎμÏ، II ζίÎ'Î ÎμκÎμίνÎμÏ، پوشه ... \"€ ιγμÎÏ Ï ... این است که من € ¹ Î Î ± Î بایگانی E | ¬ê³ μÎσΠ\"Î ± Ï من من ... κιά ½ ζÎμσÏ\" ή Î¹Îºî® ... Î ± Giati من · من € من ... من من · Î¼Î¹Î¿Ï ... νίÎ'Î · Î ± γάÏ: من من \"من Î¯ÏƒÏ € οιοÏ، Î¯Î½Î¿Î½Ï این است که من € Î ± من، فراتر از \"ι ÏƒÎ¹Î¼Î¿Ï ÎμίμΠ± من\" من \"است که من ÎμισμÎνοι · من † من ... من من من ±\" من ... من ± من \"من Î ± من ،. ΨÎμΠÎ'ΤΟΠΠ»من» است که من ‰ Ï \"من من.

مشاهده لینک اصلی
شاهکار \"کویر تارتار\" یکی از آن کتابهایی است که معمولا در طول دوره مدرسه خوانده می شوند. محتویات آن، غرق در وظایف تابستانی، تقریبا بلافاصله فراموش شده است؛ از کتاب این است که تنها حافظه مبهم و آگاهی است که این یک کتاب مهم است، گرچه شاید ما هرگز ارزش واقعی را درک نکردیم. در اینجا، در من € œThe € بیابان از Tartary یک کتاب است که نیاز به یک بلوغ خاصی قادر به درک کامل رمان valore.Il یک نوع از تمثیل زندگی، که به عنوان هنوز در انتظار، شکست و دیده است داستان جیووانی دروگو، ستوان بار اول در قلعه باستیانی را رد می کند. مدت کوتاهی پس از ورود به قلعه او درخواست اجازه برای ترک، اما این امکان پذیر نیست: او باید حداقل چهار ماه منتظر بماند، در حالی که او به معنای تنهایی به طور کامل درک می کند. در طی این ماهها او نمیتواند با هر کسی درد خود را به اشتراک بگذارد، زیرا رفقای او آن را تبهکار میبینند و نوشتن به مادرش تنها نگرانی او را افزایش میدهد. شبها با قطره هایی که از مخزن افتاده اند، غیر قابل تحمل می شوند، که به جریان غیرمنتظره ای از زمان اشاره می کند. »به تدریج اعتماد به نفس فرسوده شد. هنگامی که شما تنها هستید، سخت است که به یک چیز اعتقاد داشته باشید و نمی توانید با کسی صحبت کنید. در آن زمان Drogo متوجه شد که چگونه مردان، تا آنجا که ممکن است بخواهند، همواره دور هستند. که اگر کسی رنج می برد، درد کاملا اوست، هیچکس دیگر نمیتواند آن را در بخش کوچکی قرار دهد؛ که اگر یک رنج می برد، از سوی دیگر چرا آنها احساس بد نیست، هر چند € ™ ثانیه عشق بزرگ است، و این باعث می شود که تنهایی در vita.â € صبر تاتارها می شود تقریبا یک وسواس برای جان، به طوری که، حتی زمانی که او یک فرصت است برای رفتن، او ترجیح می دهد تا به دنبال آنچه که هدف از زندگی خود است. زندگی یک جستجوی ثابت و منتظر چیزی است که آن را درک کنید. جیووانی دروگو مصرف تمام زندگی خود را در حال انتظار برای یک مبارزه است که اتفاق نمی افتد، شکوه که نمی آید و یک دلیل زنده است که به طور مداوم rimandata.Chi کند امیدوار نیست برای رسیدن به، در این دوره از زندگی خود، شکوه و موفقیت؟ آنها مشکلات زندگی روزمره هستند، اما به آرامی، هر توهم عظمت، خاموش می شوند. افرادی هستند که با وجود مشکالت این انتخاب، به رغم گذشت زمان زیاد، روی رویاهای خود رها نمیشوند و به شدت آنها را دنبال میکنند. \"همیشه همیشه تازه واردان اولین بار برنده می شوند. با این همه آن اتفاق می افتد، یک توهم بودن فقط واقعا خوب وجود دارد، با این حال درخواست از تازگی، در انتهای دیگر است که برای یادگیری سیستم ما و یک روز دیگر می توانید € سوال niente.â â € œtempoâ € به من یک کوه € œThe incantataâ € مان، که در آن دشت زمان در مقابل به آن کوه که در آن بیمار (محکوم به مرگ به زودی) زمان تجربه متفاوت است یادآوری، چون © متفاوت هستند aspettative.Nel خود آب و هوای کویر، با وجود این واقعیت که روزها توسط انتصاب های معمولی از زندگی نظامی مشخص می شود، تغییرات ناگهانی، بازرسی ها، ماموریت های خارج از دیوارها، تغییر نمی کند. برای فرار به هیچ چیز، در کتاب بیابان، ما صرف زمان چسبیده به انتظار یک رویداد فوق العاده است که در نهایت می تواند درک زندگی ما. در همین حال، زمان بیشتر و بیشتر به سرعت می گذرد و این سفر به پایان می رسد: فقط مرگ با وقار و صلح آمیز قادر نخواهد بود به ما ارائه از € ™ غم و اندوه، قرار دادن ما را در یک بعد ابدی و شجاع است که ما همیشه sognato.Il سرعت روایت کاربردی است در داستان است در ابتدا آهسته، زمانی که جو در انتظار است. سپس، هنگامی که دروگو به ناگهانی آگاهی دلا € ™ پیش از سن و کاهش در نتیجه از زمان هنوز هم در دسترس می آید، ریتم روایت شتاب هیجان زده می شود تقریبا به پایان است. â € œThe زمان او فرار، ضرب و شتم سکوت خود را فریاد می زند بیشتر و بیشتر در زندگی، هرگز نمی تواند حتی برای یک لحظه حتی برای یک نگاه عقب متوقف شود. \"متوقف کن، متوقف کن\" می خواهی فریاد بزنی، اما تو می فهمیدی که این بی فایده است. همه چیز فرار می کند، مردان، فصول، ابرها؛ و لازم نیست به چسبیدن به سنگ، ایستاده در بالای برخی از سنگ، انگشتان خسته باز، اسلحه خود را از وسط خم شدن بی اثر، آن است که هنوز به رودخانه، که به نظر می رسد اما آهسته mai.â € صحرای تاتارها آن را متوقف کند کشیده این یک رمان پر حرارت از شدت و زیبایی است، قطعا به طور کامل در شاهکارهای ادبیات برجسته شده است.

مشاهده لینک اصلی
@ در همین حال، گذراندن گذشته، بی سر و صدا و با سرعت در حال افزایش، از بین رفت. حتی برای یک ثانیه حتی برای یک نگاه پشت سر هم وجود ندارد. @ صبح، متوقف کنید @ یک احساس می کند مانند گریه، اما پس از آن یکی می بیند که این بی فایده است. همه چیز به وسیله مردان، فصول، ابرها اتفاق می افتد و استفاده از سنگ ها برای استفاده از سنگ ها ضروری نیست، استفاده از آن در بعضی از سنگ ها در اواسط جریان، مبارزه نیست؛ انگشتان خسته باز می شود، سلاح ها به آرامی سقوط می کنند و شما هنوز به رودخانه رسیده اید، رودخانه ای که به نظر می رسد به آرامی جریان دارد و هرگز متوقف نمی شود. @ این کتابی است که الهام بخش کوئتزها در انتظار ارباب ها بود. همچنین مقایسهای با کافکا است که آن را جلب کرده است - شخصیت اصلی نیز به همان شیوه ناتوان است و خود را از دست می دهد به شرایطی که او نمی فهمد تا اینکه دیر شود. داستان شگفت انگیز را می توان در حداقل سه راه مختلف بخوانید: 1. به عنوان انتقاد از زندگی نظامی:\nدر مقابل آن، در مورد سختی های زندگی نظامی و بی معنی بودن آن سختی های بسیار است. اگرچه جنگی وجود ندارد، هنوز هم دو سرباز بی اهمیت می شوند - اول به خاطر رشته های مسخره ای از زندگی ارتش و دوم در حالی که انجام یک فعالیت زمینه بی معنی است. و پس از آن یکنواخت آن - به عنوان سربازان چشمان خود را از بین می برند و در محافظت از قلعه دوردست زندگی می کنند، جایی که هیچ چیز به نظر نمی رسد اتفاق می افتد. در حقیقت، آنها به شدت در انتظار، آرزوی جنگ هستند تا بتوانند در زندگی زندگی شان را به دست آورند و به افتخار برسند. چه شکوهی؟ یکی از شگفتی ها از آنجایی که ارباب آنها در شهر حتی به یاد نمی آورد و مراقبت از نام تنها سرباز که در خط وظیفه فوت کرد یادآوری شد. همچنین تهویه ای که انسان را تنها به یک واحد سیستم بی نظیر تبدیل می کند: اما مأمور دیده نمی شد، موریتو که رفقای او آزادانه به آنها شگفت زده شده بود، تنها یک فرمانده یونیفورم در یک فرم آبی تیره بود که با یک کارگر سیاه و سفید، کاملا یکسان با تمام نگهبانان دیگر در تاریکی. @ 2. زندانی دستگیر شده: @ او خود را فریب می دهد، این Drogo، با رویای انتقام شگفت انگیز در برخی از تاریخ از راه دور - او معتقد است که او هنوز هم بسیار مهمی از زمان در اختیار او . بنابراین او از مبارزه ی کوچک روزمره بیرون می آید. او می خواهد روزی برسد که حساب های آل L با سود بهره مند شوند. @\nبه طور معمول مردم تمایل دارند زندگی را از نظر نشانه ها ببینند - یادگیری نوشتن الفبا، مدرسه مدرسه، مدرسه رفتن، ارتباط برقرار کردن، مدرسه کالج، فارغ التحصیلی، اخذ کار، مدافع کردن رئیس، خرید خانه، ازدواج، داشتن فرزند، داشتن یک رابطه عاطفی، بازنشستگی و غیره وجود دارد هر چند چیزهایی که آنها را متوقف می کند - بیماری ها و یا میزان کار یا تعهدات خانوادگی و یا افسردگی و یا مراقبت از کسی که بیش از حد بیمار است و یا گاهی اوقات ما فقط می خواهم تعطیلات، مکث از روال پیگیری هر علامت که در ذهن داریم؛ چنین مکثی با شیوه های غیرفعال، دروغ گفتن، غیر اجتماعی کردن و / یا آرامش خودشان خوب هستند تا زمانی که آنها بیش از حد طول نکشند ما آنها را تازه می کنیم زیرا همه چیزهای خوب (مطالعه، درآمد، دوستیابی، بالا بردن بچه ها) نیاز به سختی زیادی دارد اما اگر این مکث طولانی مدت طول بکشد، نیاز به تلاش بیشتر برای بازگشت به دور از آنها و بازگشت به زندگی واقعی است. از دیوارهای مرطوب و برهنه، سکوت، نور کم، به نظر می رسید که زندانیان فراموش کرده اند که در جایی در جهان وجود دارد گل ها، خانم های خنده دار، خانه های گی و مهمان نوازی\nبه این ترتیب، برخی از مردم نتوانستند این تلاش را انجام دهند؛ زیرا ممکن است ترس ایجاد کرده یا به دلیل بی نظمی طولانی مدت انحصاری برای زنده ماندن در جامعه امروز (مانند بروکس هاتلن که بعد از حکم 49 سالها بود) یا به این دلیل که آنها فقط تصمیم گرفتند که زندگی عادی برای آنها اهمیت ندارد یا به این دلیل که آنها ممکن است در گذشته تلاش کرده و شکست خورده باشند و در نتیجه یک نوع ناتوانی آموخته شده را مشاهده می کنند [به یاد داشته باشید، یک توهم (پنهان کردن اسپویلر)] یا به این دلیل که آنها فقط باید به زندانی دستگیر شده (که هرچند شایستگی واقعی ارائه نداشته باشد) نیز به هیچ وجه نیازی ندارد) و غیره. قلعه پر از افسران است که - به این نوع از تعطیلات زندانیان در فورت بیایند و اجازه دهند زندگی آنها از بین برود. آنها زندانی هستند. â € \"داشتن روال ثابت، بدون رابطه جنسی، دور از خانواده ها و یا هر نوع جامعه. این موضوع در یکی از پرواز های ناودان کوکو مشاهده شد (که در آن بیماران یک مؤسسه ذهاب منجر به زندانی شدن دستگیر شده، پایان مثبتی را به دست می آورند) (پنهان کردن اسپویلر) و همچنین کوه سحر (مشاهده اسپویلر) [که سرنوشت بسیار متفاوتی برای شخصیت اصلی آن است. در اینجا این یک افسر ارتشی است که پس از سقوط بیمار زندانی را دستگیر کرد. شخصیت اصلی در کوه سحر، بیمار بود که تنها زمانی که یک سرباز در جنگ شد، شکست خورد. (پنهان کردن اسپویلر)] برای Giovanni، پیشگوتان، هنوز غم انگیز است، زیرا او فقط یک نوع زندانی دستگیر شده را فرار کرده است و قرار بود پست ارسالی از ابتدای واقعیت باشد: این روزی بود که او سالها منتظر بود آغاز زندگی واقعی خود. او ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بیابان تاتارها


 کتاب دوست بازیافته
 کتاب صدای افتادن اشیا
 کتاب پطرزبورگ
 کتاب برف بهاری
 کتاب شهربانو
 کتاب تبصره 22