کتاب بلندی های بادگیر

اثر امیلی برونته از انتشارات افق - مترجم: نوشین ابراهیمی-داستان تاریخی

Wuthering Heights یک داستان وحشی و پرشور از عشق شدید و تقریبا شیطانی است بین کاترین Earnshaw و Heathcliff، یک بنیانگذاران گرفته شده توسط پدر کاترین. پس از مرگ آقای Earnshaws، Heathcliff توسط Catherines برادر هندی Burned و تحقیر شده و به اشتباه معتقد است که عشق او به کاترین متقابل نیست، برگ Wuthering Heights، تنها به سالها بعد به عنوان یک مرد ثروتمند و جلا برگرداند. او به دنبال انتقام وحشتناک برای بدبختی های سابق خود است. عمل داستان هرج و مرج و بی رحمانه خشونت آمیز است، اما دستکاری ساختار یک ساختار پیچیده، توصیف های تحریک آمیز از محیط مروان محلی و عظمت دیدگاه شعر ترکیبی از این رمان منحصر به فرد شاهکار ادبیات انگلیسی است. این مسئله بحث برانگیز بود، زیرا تصویری از ظلم و ستم فیزیکی و فیزیکی ناخوشایند بود و به آرمانهای سختگیر ویکتوریا در مورد ریاکاری، اخلاق، طبقات اجتماعی و نابرابری جنسیتی چالش کشیده شد.


خرید کتاب بلندی های بادگیر
جستجوی کتاب بلندی های بادگیر در گودریدز

معرفی کتاب بلندی های بادگیر از نگاه کاربران
این بازبینی است که من هرگز تصور نکردم. این کتابی است که من اعتقاد دارم. من فقط باید با واقعیت ها روبرو شویم، امیلی هیچ شارلوت نیست. ماموریت شروع کردن به مثبت است. توصیف Heathcliff فوق العاده قوی است. او مردی است که در سراسر جهان عذاب آور است. به عنوان یک پسر کولی، او پوست تیره و تیره و مو، و به زبان انگلیسی این خشن، تقریبا وحشی، به نظر می رسد او را خرابکاری. او برای خودش ایستاده و برگشت می کند بنابراین، او یک هیولا نامیده می شود. در خیلی، بسیار، فرانکنشتاین هیولا مانند حس، تصویر بیرونی درک او شروع به نفس کشیدن روح او. یک مرد را به یک هیولا دعوت کنید، و در نهایت او ممکن است شروع به اقدام به عنوان یک. â € œHeâ € یک الماس خشن نیست - یک صدف جادویی مروارید روستایی؛ او یک انسان شدید و بی رحمانه و گرگ است. او یک انسان بسیار پیچیده است که قادر به زور و مهربانی است. جهان او را تلخ کرده است و به شیوه ای او را ویران کرده است. او انتقام میگیرد، اما انتقام هم همیشه به همان شیوه به پایان میرسد؛ این مشکلات را حل نمی کند، بلکه بیشتر ایجاد می کند. از این رو او با اقدامات خود بیشتر عصبانی می شود. او بسیار بیرونر است و امروزه استانداردهای کمی از یک پسر بد است. او دارای تمام قواعد استاندارد ضد قهرمان است، که یک شکل می شود که می تواند با آن مخالف و نفرت باشد. او مرد بسیار پیچیده است. برونته به طور مستقیم توسط شعر بایرون تحت تاثیر قرار گرفت. روچستر تصویر شارلوت از شخصیت مشابه، حتی کمتر انتقامجو است. عشق عقل کلیدی در هر دو اثر است. Heathcliff رد شده است، چون روچستر نمی تواند قلب خود را به دلیل همسر مخفی خود باز کند. اما، به جای آن که از دست دادن شخصی خود غافل شود و جهان را به شخصیت تیره و تیره خود برساند، Heathcliff در واقع تلاش می کند تا دیگران را آسیب برساند. او وقتی احساسات خود را می آفریند بسیار حساس است، هرچند که هیچ همدلی واقعی ندارد. او اهمیتی نمی دهد که او درد بیشتری برای دیگران ایجاد می کند. او زندگی خود را گسترش می دهد نفرت بیشتر به جهان است. تنها کيفيت بازخريد او، عشق او به کاترين است، اما او از استبداد خود پرهيز نمي کند. او می داند که چقدر تند و زننده است: @ او زیر یک توهم رها شده بود [خانه اش]، @ او پاسخ داد: «من یک قهرمان عاشقانه در من هستم و انتظارات نامحدودی از رحمت پرستی من را دارم. من به سختی می توانم او را در نظر یک موجود عقلانی در نظر بگیرم، بنابراین مشتاقانه در شکل گیری مفهوم افسانه ای از شخصیت من عمل می کند و بر روی تصورات غلطی که او گرایش داشت، ادامه می دهد. @ Hes so self-centered: دوست ندارم اما از پیچیدگی قدردانی می کنم، هرچند ساختار این رمان، خشمگین بود. من چند مشکل در روایت دارم. چرا بنده این داستان را به ما می گوید چون او به بازدیدکننده از خانه استادش می گوید؟ چرا تفسیر برخی از رویدادها را به جای خود حوادث می شنویم؟ چرا این بیست سال بعد به شکل یک گفتگوی بسیار طولانی است؟ چرا خدمتکار هنوز هم برای Heathcliff کار می کند؟ او ترک کرد هیچکس انتخاب نمی کند که برای چنین مردی کار کند. این فقط معنای زیادی ندارد. در بعضی مواقع احساس اعتماد به داستان را به نقطه شکستن کشاند. نلی (بنده) واقعا در برخی از صحنه ها تقریبا خنده دار بود. اغلب آن را به دنبال توضیح وحشتناک تلاش برای توجیه حضور او بود. برای من بسیار ناامید شد. این کاملا به نقطه بعدی من می رسد. نیمه راه از طریق داستان (شروع حجم دوم) ما گفته شده است که مکالمه به پایان رسیده است. سپس، توصیف بازدید کننده از روایت خدمت در مورد زندگی Heathcliff را می شنویم. جدی میگم؟ بنابراین سه لایه داستان داستان وجود دارد. Isnâ € ™ T که کاملا غیر ضروری و بیش از حد پیچیده است؟ چرا Heathcliff فقط داستان را نمی گوید و یا حداقل بنده داستان را از ابتدا تا پایان داستان در یک قصه بدون تغییرات زمان بگوید. برای من، احساس کردم امیلی خودش را با یک انتخاب روایت نوشت و به شدت سعی کرد آن را به نقطه ای از مسخره بیاندازد. چقدر می توانیم باور کنیم؟ چقدر تعصب در روایات وجود دارد؟ بخش های بزرگی از این رمان کاملا مکالمه ای بود. روایت حداقل و لخت بود. تنها شخصیتی که افکار ما به آن افتخار می کرد، دوباره نلی بنده، به طور کامل بی اهمیت بود. چه کسی در مورد احساسات و واکنش های خدمتگزار مراقبت می کند؟ این داستان او نیست؛ به این ترتیب، گفت و گو به نقطه غیر طبیعی تبدیل شد تا در افکار شخصیت هایی قرار گیرد که ذهن ما آن را نادیده می گرفت. نگران نباشید، شخصیت ها گفتند چیزهایی که مردم در مکالمه واقعی نمی توانند بگویند. با احساسات و افکار خصوصی پر شده بود. ناخوشایند بود در مورد مکالمات خصوصی صحبت نمیکنیم، آنهایی که اتفاق می افتد به این دلیل که نلی به راحتی در هر رویداد حضور ندارد، اما اعلامیه ها یا تصمیمات (که باید داخلی باشد) به گروهی از افراد اعلام شده است. این به همین دلیل است که نمایشنامه ها دارای کنار هم قرار گرفته اند. و به همین دلیل است که رمانها از منظر یک بنده تصادفی حرفی نزدهاند. به وضوح یک داستان عالی وجود دارد. داستان عاقلانه رمان شگفت انگیز است

مشاهده لینک اصلی
اگر فکر می کنید که عصبانیت عاشقانه است و افرادی که زندگی خود را نابود می کنند، چشمگیر است، به جلو بروید و این کتاب را بخوانید. اما نمی گویم من به شما هشدار نمی دهم

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را برای کلاس ادبیات ادبیات من خواندم. من معلم را دوست داشتم، موضوع را دوست داشتم و تقریبا همه چیزهایی را که خواندیم دوست داشتیم، بنابراین امید زیادی برای این کتاب داشتم. باید بگویم، من یک تلاش واقعی و صادقانه برای دوست داشتن این کتاب انجام دادم، واقعا انجام دادم. من نیمه راه را بدون هیچ امید در دید، اما من perservered، امید نیمه دوم نشان می دهد وعده در نسل بعدی. چنین شکی نیست اگرچه هیچ چیز به پایان نرسیدlove صحنه @ بین Heathcliff و کاترین، با Heathcliff فوم در دهان و نبرد کلامیNO، شما من را به قتل رساند @ @، نه، شما خودت را کشته اید @ (یک کلمه حماقت ناشناخته از @ ne YOURE prettier @ جنگ) در نهایت، صفحات نهایی به نظر می رسیدند و من ناامید شدم؛ باید برای این نا امیدی برخی از رستگاری ها را داشته باشم! برخی از پیام ها، برخی از دنباله پایان، چیزی که باعث می شود این ارزشمند باشد. شخصیت ها بسیار جذب شده اند و دارای کمبود اطلاعات بی نظیر هستند، اما هنوز هم توسط دنیای ادبی به عنوان هوشمند به تصویر کشیده شده اند، به نظر می رسد که تنها پایان دادن به شخصیت ها، حوادثی را که حماقت خود را درگیر می کنند و خودکشی جمعی را تحریک می کنند، می دانند. چنین شکی نیست هر کلمه آخر ایده آل بود و به عنوان اولین عنوان خالی بود. اما شما می دانید چه چیزی چرخ دنده های من را حتی بیشتر از این واقعیت است که من یک هفته در این شبیه کلاسیک بی ارزش سرقت کردم؟ این من را می کشد که مردم نه تنها این ادعا را برای ادبیات واقعی اشتباه می گیرند، بلکه آن را برای ارزش ROMANTIC ارجاع میدهند! فواید در دهان، ازدواج با کسی که دوست ندارید، وای ... در حال حاضر یک سطح از عاشقان عاشقانه در مورد دستیابی به فانتزی.

مشاهده لینک اصلی
مراقب باشید، spoilers وجود دارد. من از این رمان لذت بردم با وجود اینکه تقریبا همه از آن متنفرند. اجازه بدهید توضیح بدم این نوع رمان است که یکی را با یک درام پایان نپذیرد. خیلی دراماتیک درام بسیار جالب 7 مرحله خواندن حوضچه ها: 1. هیجان 2. سردرگمی 3. اضطراب ترس 5 خشم 6 اضطراب بیشتر 7. تمایل به خواندن چیزی شگفت انگیز، مانند هملت اگر شما تا کنون آن را ندیده اید، Emo Wuthering Heights تاریک است. تاریک، غم انگیز، سرد و گوتیک. کسانی که چیزی یا دو چیز را در مورد امیلی برونتا می دانند، که همچنین به عنوان الیس بل شناخته می شود، توسط غم و اندوه رمان شگفت زده شده است. هیچکس دیگر نمیتواند این کتاب را نوشته باشد. اکثر شخصیت های Wuthering Heights قادر به رفتار انسان های شایسته نیستند. با همه سوء استفاده از حیوانات و کودکان چه می گذرد؟ چرا همه افراد بی ادب هستند؟ چرا همه کس دیوانه است؟ چرا همه اینقدر ناپایدارند؟ چرا همه افراد خشن است؟ چرا ... آقا! Wuthering Heights یک داستان در مورد ... شما می دانید، Wuthering Heights. نه تنها مکان، بلکه خیلی بیشتر از آن است. شخصیت او، همانطور که واقعی Heathcliff و کاترین است. من می توانم آن را موجود، تاریک و مرموز، جایی در جهان تصور کنم. شخصیت های اصلی Heathcliff، یتیم خانواده ی Earnshaw است، و کاترین Earnshaw، دختر صاحب Wuthering Heights. هیت کلایف من خیلی عاشق تو هستم. اوقات فراغت مورد علاقه او توسط خانم او را دوست دارد شبح خالی از سکنه است. کسی که میخواهد تماس بگیرد؟ ظاهرا Ghostbusters نیست. کاترین مردم را قبل از آنکه خنک شود کتک زد. پرتاب سایه در همه جا. کاترین و هیت کلایف در عشق عجیب و غریب سقوط کردند. همانطور که کتی به خوبی می گوید: \"هرچند که روح ما ساخته شده است، او و من همان هستند. @ با توجه به آنها هر دو دیوانه، واقعا جای تعجب نیست که Heathcliff و کتی یک پیوند به طور جدی messed شده است. Heathcliff هیچ قهرمان نیست من این را به اندازه کافی تحمل نمی کنم. او بعنوان قهرمانانه درک شده است. یک قهرمان عاشقانه به آن می گویم لول. هیت هیچ Ralph de Bricassart نیست. هس هیچ سرهنگ براندون. او مجرم، بی رحم، ضرب و شتم و سگ را می کشد، نسبت به دیگران خجالت می کند، برای کسی جز خود خود راضی نیست. کاترین به سختی یک مقدس است. او وحشی، ناخوشایند، متکبر، خودخواهانه است، تندرامهای تلخ را پرت می کند، قادر به کنترل احساساتش نیست. جای تعجب نیست که آنها BFFs / soulmates شد. درست است که این دو واقعا رشد نکردند. آنها نمی توانند کارهای بالغ انجام دهند. تفکر منطقی، توانایی بخشش، عشق خودخواهانه؟ این را فراموش کرده اید، نه سبک آنها. اما با وجود بسیاری از گسل ها، من نمی توانم کمک کنم اما برای آنها متاسفم. همیشه برای عاشقان محکوم به نظر می آید من سعی می کنم خوب در همه ببینم هیت و کتی DID دارای ویژگی های بازخرید هستند. شور و شوق آنها وحشی و همه چیز بود، و این در نهایت آنها را undoing.Now ببخشید، من باید بروید. من فکر می کنم کسی که روی پنجره من ضربه زده. * نشانه موسیقی گوتیک *

مشاهده لینک اصلی
اگر در هنگام خواندن این کتاب به دنبال به روز رسانی وضعیت من هستید، احتمالا می توانید حدس بزنید چه نوع بازبینی می شود. (پاسخ: بهترین نوع!) بنابراین اجازه می دهد چیزهای خوب را از راه اول، و سپس من می توانم شروع بیهوده. چیزهای خوب: بعضی از شخصیت ها را دوست داشتم الن شیرین بود و به نظر می رسید تنها شخص معقول در داستان است. و، ارباب، آیا او را از طریق بسیاری از گوزن قرار داده است. پس از همه چيز، دوست دختر به آغوش و تعطيلات آبپز نياز دارد. من نیز کاترین دوم و هارتون را دوست داشتم - بر خلاف پیشینیان عاشقانه (و به من اعتقاد دارند، به زودی به دو زنی می رسم)، اکثر اوقات دوست داشتنی بود. مطمئنا، آنها لحظات خود را از دست دادند، اما با توجه به گرایش های مربوطه، آیا واقعا می توانید آنها را سرزنش کنید؟ همچنین، من از Bender \u0026 Claire از Club The Breakfast Club یاد گرفتم. همانطور که گفتم، نوعی تحریک کننده و احمقانه، اما شیرین است. من نیز احساس شور و شوق باور نکردنی از داستان (و احساسات پرشور آن را در من افزایش) قدردانی می کنم. مطمئنا، من از Heathcliff متنفر بودم، اما حتی در کوتاه مدت خود را با کتی غرق شدم. مطمئنا، امیلی برونته تصویر وحشتناک ترین داستان عاشقانه ای را که من تا به حال دیده ام (جذاب مرگبار Pfft.) نوشته ام، اما او این را واقعا، واقعا خوب انجام داده است. وحشتناک است. من به بخش بعدی این بررسی مراجعه می کنم ... Bad Stuff: من نمی توانم، برای زندگی من، درک کنیم که چرا هر کس فکر می کند این داستان عشق است. داستان وحشتناکی از عشق و شور وحشتناک وحشتناکی وحشتناکی اشتباه است و Heathcliff یکی از بزرگترین خائنانی است که در ادبیات ایجاد شده است. توجه داشته باشید من گفتم @ ترسناک @ و نه antihero @ Heathcliff نه antihero. او یک جامعه شناسی است و برای پنجاه دهه آخر داستان من می خواستم او را به شدت به قتل برسانم که دست های من در حال تکان خوردن بود که کتاب را نگه داشتم. او شر است کتی هم همدردی من را ندارد او در طول هر لحظه ای که در داستان حضور داشت، یک عوضی فاسد و فریبنده بود و تنها به دلیل اینکه او توسط 200 صفحه جان داده بود، او را به عنوان عصبانی بودن هیت کلیف نمی دانست - او به سادگی زمان کافی نداشت. اما اجازه می دهد تا به Heathcliff بازگشت - من نمی توانم در اینجا تمام چیزهای بد که او در طی داستان داستان را طرح کرده بود، و این احتمالا این است که به اسپویلرها بدهد. اجازه دهید فقط این را بگویم: اکنون کاملا درک می کنم که چرا Wuthering Heights در کتابفروشی ها به عنوان کتابBella و کتاب ادواردز @! باید باشد. همانطور که در توضیح یکی از وضعیتهایم گفتم: ادوارد کالن خوب است، اما هیتکلیف کتاب لعنتی را درباره سوء استفاده داخلی که به طور مساوی با عشق پوشیده شده است نوشت. من نمی دانم چرا بسیاری از خوانندگان همه را بیش از Heathcliff فنگیرلی می گیرند. هس اذیت و آزار و اذیت، و حتی او می داند چقدر بد است. همانطور که او از ایزابلا می گوید، یک دختر ازدواج کرده و پس از آن به طرز وحشتناکی رفتار می کند، حتی نمی توانم حتی در مورد آن حرف بزنم: آنها را تحت یک توهم قرار دادند ... یک قهرمان عاشقانه را به من نشان دادند و انتظار عذاب وجدان بی حد و ح . من به سختی می توانم او را در لحظه ای از موجودی عقلانی در نظر بگیرم، بنابراین مشتاقانه در شکل گیری مفهوم افسانه ای از شخصیت من ایستاده و بر روی تصور غلطی که او گرامی داشت، ادامه داد. حتی او فکر می کند شما همه خیمه ها را دوست دارید. و فقط برای پایان دادن به این در یک یادداشت خوب: Ive این وب کمیک به اشتراک گذاشته شده قبل، اما این نیز در اینجا متناسب است، به طوری که اجازه می دهد تا آن را ببینید، خواهران برونته طعم وحشتناک در مردان بود.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بلندی های بادگیر


 کتاب بر باد رفته
 کتاب فرزند نیل (دو جلدی)
 کتاب اما
 کتاب نارسیس
 کتاب شیرین ترین رویاها
 کتاب سفر دریایی لی لی