کتاب بادبادک باز

اثر خالد حسینی از انتشارات مجید (به سخن) - مترجم: غلامرضا اسکندری-داستان تاریخی

"ممکن است ناعادلانه باشد، اما آنچه در چند روز، گاهی حتی یک روز اتفاق می افتد، می تواند دوره ی یک عمر را تغییر دهد." امیر پسر ثروتمند بازرگان کابل است که عضو کاخ حاکم پشتون است. حسن، خادم و همدم ثابت او، هزاره است، کست مردود و فقیر. پیوند ناخوشایند آنها توسط انتخاب امیر پراکنده شده است تا از دوستان خود در میان تنشهای قومی، مذهبی و سیاسی سالهای مرگ سلطنت طلبان، از بین برود. اما بسیار قوی پیوند میان دو پسر است که امیر به دنیای دور سفر می کند و تلاش می کند تا در برابر اشتباهات گذشته گذشته تنها یک دوست واقعی داشته باشد. داستان فراموش نشدنی، دلهره آور از دوستی نامطلوب بین یک پسر ثروتمند و پسر خادمی پدرش، دونده کیت یک رمان زیبایی ساخته شده در کشور است که در حال فرار از بین رفته است. این مربوط به قدرت خواندن، قیمت خیانت و امکان رستگاری است؛ و اکتشاف قدرت پدران بر فرزندان - عشق، قربانی، دروغ آنها. یک داستان جالب از خانواده، عشق و دوستی در برابر فاجعه ویرانگر تاریخ افغانستان طی سی سال گذشته گفت: "دزدک کیت" یک رمان غیر معمول و قدرتمند است که تبدیل به یک محبوب و یک نوع کلاسیک است.


خرید کتاب بادبادک باز
جستجوی کتاب بادبادک باز در گودریدز

معرفی کتاب بادبادک باز از نگاه کاربران
این کتاب بی رحمانه اما بسیار خوب نوشته شده است. این مربوط به یک مرد افغان است که یک بزدل و یک شخص بسیار وحشتناک است. آیا او می تواند رستگاری پیدا کند؟ چطور؟ امیر بچه ای احمق است، گریه کوچکی که پشتش را به دوستانش می کشد، خودخواهانه است، دروغ است و هیچ ستون فقرات ندارد. او بسیار دردناک است که او را انتخاب کند که انتخاب های مرغ را انجام می دهد و او را به دیدن بسیاری از افراد با رفتارهای غم انگیز و خودخواهانه می رساند. با این حال، حدود 60 درصد از راه این کتاب، ممکن است شروع به ترسیدن امید به این شخصیت امیر می تواند و خود را قربانی کند من نمی توانم نفس خود را نگه دارم، اما شما می توانید امیدوار باشید. با در نظر گرفتن زمان سخت و دردناک من در مورد تجاوز در مورد خواندن، تقریبا این کتاب را به طور دائم قرار داده و 20٪ راه را از آن دور کردم، یک پسر 12 ساله و دوستانش را مجبور به تجاوز و تجاوز می کند. این صحنه و پیامدهای خونین آن بسیار سخت و خواندنی است. من تشویق شدم که دیگران را مطالعه کنم (سلام، اریک). من خوشحالم که من آن را ادامه دادم و به پایان رسید؟ من آرزو می کنم می توانم بگویم. اما فقط زمانی که فکر می کنید که با سوء استفاده جنسی انجام می شود و استعفا می دهید، اگر چه بقیه کتاب از طریق ترس از عواقب آن می افتد، متوجه می شوید که هنوز فرار نکرده اید. این کتاب بعدها یک نقطهنظرات بزرگ اسارت جنسی را معرفی می کند که در آن کودک 10 ساله دیگر (همچنین مرد) به مدت شش ماه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. سپس شما باید با تصادف غم انگیز این وضعیت مقابله کنید. این وحشیانه و بی پایان است. و من باید به شما یادآوری کنم که شخصیت اصلی یک مرد بسیار نامناسب است. بنابراین شما در این کتاب مقدس نیستید. حتی شخصیت های اصلی نمی توانند از طوفان پناهگاه شما را فراهم کنند .... اکثر این کتاب تازه و ابتکاری بود، اما حداقل 2 قسمت عمده طرح وجود داشت که من می توانستم آن را ببینم و آن را پیش بینی کنم. (نمایش اسپویلر) [امیر یک اسکار لب دارد که همانند حسن است و امیر و سارایا و امیر از سهراب استقبال می کنند. (پنهان کردن اسپویلر)] بله، اینها تنها دو موردی بود که پیش بینی کردم - مطمئن هستم که خوانندگان غیر از من بیش از آن را پیش بینی کرده اند! اما من هنوز خیلی تعجب آور هستم - اینها تنها دو مورد پیش بینی من بود ... بعضی از مردم این کتاب ها را اصالتا مطرح کرده اند؛ زیرا خالد حسینی پس از پنج سال از افغانستان خارج شده بود و چگونه می توانست در مورد زندگی اش بداند بله من این استدلال را مضحک و بدون شایستگی پیدا می کنم. داستان آن، مردم. همچنین آشکار است که او تحقیقات زیادی انجام داده و قطعا به موضوع خود احترام می گذارد و آن را دقیق می داند .... موضوعات اصلی: - زندگی افغانستان در افغانستان و در ایالات متحده. - رابطه پدر / پسر. (این احتمالا بزرگترین تمرکز کتاب است.) - تجاوز و بردگی جنسی، به طور خاص از پسران جوان توسط پسران جوان و / یا مردان بالغ. - رستگاری - گناه یک چیز خوب است که مردم را بهتر می کند و زندگی و زندگی دیگران را بهبود می بخشد. - خودکشی کردن. - سرطان ... تنها یک شخصیت زن در کتاب وجود دارد که حتی ذکر شده است، به طوری که اگر کتابهای بسیار متشکل از مردانه، پنیر شما را رنده کند، از این کار اجتناب کنید .... خط شگفت انگیزی از کتاب: معلوم شد که، مانند شیطان، سرطان دارای نام های بسیاری بود .... آیا ارزش خواندن دارد؟ من می گویم، نه. اما سه ستاره به شما داد. بله، اصلی و چشم باز بود. این به خوبی نوشته شده است و به خوبی با هم قرار گرفته است.بنابراین چرا شما نمی خواهید آن را به مردم توصیه؟ آن بسیار وحشتناک و وحشتناک است برای خواندن. من فقط نمی توانم از این کتاب ها لذت ببرم، کتاب هایی که بر موضوعاتی مانند این تمرکز دارند. آن را خیلی نزدیک به زندگی واقعی برای داستان خنده دار برای من. اگر میخواهم درباره تجاوز یا بردگی جنسی خواندن یا یاد بگیرم، روزنامه را خواند یا به یاد خاطرات و / یا با دوستانم درباره تجربیات زندگی واقعی خود صحبت کنند. برای من صرف وقت فراغت من در مورد وحشت زندگی واقعی، به خصوص در چیزی که داستان و نه یک خاطره است، نیازی به گذراندن وقت ندارم. زندگی به اندازه کافی وحشتناک است. P.S. به نظر می رسد افراد با چگونگی صحبت کردن مردم در این کتاب مشکل دارند، یعنی کلمه های تصادفی فارس را به جملات انگلیسی اضافه کنید. ممنونم اما هیچ کس در زندگی واقعی این راه را نمی گوید. حتی اگر / به خصوص اگر آنها دو زبانه است. بله حق با شماست. ETA: در حال حاضر یک بحث مداوم در مورد اینکه آیا شما درست است یا خیر، وجود دارد. باز هم من نگرانم. این باعث نگرانی من حتی حداقل. من دقیقا خواندن این کتاب را برای واقع گرایی خیره کننده نداشتم. o.OP.P.S. بسیاری از مردم ناراحت هستند و این کتاب را کم می کنند زیرا شخصیت اصلی یک قطعه گناه است. بله، زمانی که من شروع به خواندن این کتاب کردم، به نتیجه رسیدم که امیر قطعه ای از گوزن است، اما زمانی که من آخرین صفحه را باز کردم و کتاب را بستم، متوجه شدم ... امیر هنوز قطعه ای از گوزن است. به نظر می رسد این تعداد زیادی از مردم را ناراحت کرد. با این حال، من نگران این بودم که این یک رمان در مورد یک فردی است که گهواره ای است. این چه کسی بود، او فقط یک مرد بی رحمانه بود. من احساس بدی کردم و خیلی حساس شدم، اگر احساس می کردم حسینی می خواست من را به احساس یا دلسوزی برای امیر حس کنه، اما احساس نکردم که او انجام داد. منظورم این است که شما حق دارید که یک کتاب را یک ستاره بدانید زیرا این موضوع است یک ...

مشاهده لینک اصلی
اسپایدرز AHEAD !!! بنابراین، از قوی شدن شروع می شود. تقریبا احساس بیوگرافی می کند، این به نظر من واقعی است. من در پشت جلد نگاه کردم تا ببینم آیا بر اساس یک داستان واقعی یا چیزی بود یا نه. یکی از چیزهایی که من متوجه شدم خفاش سبک سبک نوشتن بود. آن بسیار خواندنی بود. من مطمئن نبودم که آیا این امر برای مخاطبان گسترده تر قابل دسترسی است یا خیر، بنابراین ما می توانیم بیشتر بر روی داستان متمرکز شویم، نه به پروس و یا چه. به طرز وحشیانه این است که روایتگر و شخصیت اصلی باید یک نویسنده با استعداد باشد. به هر حال، نوشتن کتاب مهمترین نقطه نیست. صادقانه، نویسنده ی الویس درونی نوشتن توصیفی بسیار خوبی داشت. اما سبک نوشتاری ساده اش نمیتوانست از عواطف ناشی شده در داستان جلوگیری کند. من در هر صحنه عاطفی بلافاصله بهم زد. من باید بگویم که صحنه تجاوز، که اولین صحنه دراماتیک در رمان است، بهترین بود. من می دانم که به نظر می رسد وحشتناک است، اما زمان و اهمیت آن در نقطه بود. و این چیزهایی است که در آن چیزها برای من افتاده اند. حتی اگر من در داستان گرفتار شدم، چیزهایی که واقعا درگیر بود. امیر و هاسن دو شخصیت اصلی داستان هستند. امیر پسر بابا است، مرد بیوه مردمی ثروتمند و تحسین شده است، در حالی که هسن به نام زخم چرک است، افرادی که به لحاظ تاریخی افغانی به عنوان ذائقه زمین شناخته می شوند. به هر حال حسن و پدرش، علی، بندگان وفادار به بابا و امیر هستند، اما آنها به عنوان خانواده شناخته می شوند. امیر این واقعا شیک و باهوش است که نمی تواند خودش را برای گناه بپوشاند و حصان همواره او را پشت سر می گذارد، حتی با داشتن 3 بچه به خود . رقابت کمی بین دو پسر وجود دارد، با امیر دائما وفاداری هواسان را آزمایش می کند و به نظر می رسد که چنین مکنده ای است. اما زمانی که گوزن به طور جدی تبدیل می شود، امیر نمی خواهد احساسات خود را باز کند. سالی که امیر در رقابت های بادبادک موفق به دریافت رقابت شد، حسن برای آخرین کوتیب به پایان می رسد و در نهایت توسط فرزند کمپین، آسف و همتایانش به گوش می رسد. زمانی که هسن حاضر به ربودن بادبادک ناپدید می شود، همانطور که او را در یک کوچه تجاوز می کند و امیر همه چیز را از یک مکان مخفی می گیرد، زیرا او نیز می ترسد که از او حمایت کند و از دوستش محافظت کند. من خواندن، کلاش ها و تصادم های نامعلومی را شروع می کنم در همه جا. به نظر می رسد که امیر و حصان نیمه برادر هستند. (من فکر می کنم که یک بار در طول روزهای زندگی خود این طرح را در نظر گرفتم.) زمانی که امیر به افغانستان می رود تا نجات یابنده ی هاسن ها را داشته باشد، این پسر که اسیر است - چه کسی؟ بخشی از طالبان تبدیل شود اوج لذت های رمان با اسب لگد زدن الاغ. و کسی که امیر را نجات می دهد؟ پسر حصسان! با یک تیرکمان بچه گانه لعنتی! (حسن نیز در آن مهارت بود). آمیر عمل جراحی را بازسازی می کند و تا زمانی که عمل جراحی برای چنگ زدن به آن را انجام داده است، با یک لبخند به لب می افتد، مانند حسن. خداوند خوب. سپس این ملاقات کوتاهی که امیر در یک پسر بی خانمان قدیمی رخ می دهد، اتفاق می افتد که فقط می داند مادر مادرش قبل از مرگ در حال مرگ زایمان است. چگونه این اتفاق می افتد؟ برای عادلانه بودن، آن را یک داستان واقعا خوب است. من هنوز معتقدم که سومین بار به خوبی اجرا شد. آغاز كتاب، زمين را خوب مي سازد، اما ممكن است كتاب ديگري را در مقايسه با ديگران كمتر كرده باشد. تقریبا احساس می کرد نویسنده به شدت برای پذیرش مخاطبان (اولین رمانش) است. و یا او را از طریق بقیه کتاب تکان داد و نیاز به افزایش فاکتور قطعه قطعه قطره ای به طور نمادین با ساخت من گریه در هر صفحه برای مخفی کردن این واقعیت است که او در حال اجرا از ایده های با کیفیت است. در یک یادداشت مثبت، ممکن است عمق بیشتری را به فرهنگی که در حال حاضر اسرارآمیز و اغلب ترسناک به نظر میرسد، در مقابل 9/11 بگذارد. اما زمانی که همه گفته شده و انجام شده، هنوز خواندن آن جالب است. کلمه نهایی در دونده بادبادک: من نمی توانم صبر کنم تا انطباق فیلم بگیرم. هالیوود خوردن آن را می خورد.

مشاهده لینک اصلی
â € œ ممکن است ناعادلانه باشد، اما آنچه در چند روز اتفاق می افتد، گاهی اوقات حتی یک روز، می تواند دوره ی یک عمر را تغییر دهد ... â € آه، یک کتاب افسرده برای اطمینان. به نظر زیبایی نوشته شده و معتبر، به نظر می رسد که برای اثر شوک تقریبا به اندازه تراژدی که ممکن است در صفحات قرار داده شود نوشته شده است. فقط زمانی که به نظر می رسد رستگاری و شادی راه خود را افزایش می یابد، چیز دیگری وحشتناک اتفاق افتاد که من را از خوش بینی من بیرون کشید. مطمئن نبودم که آیا آن را 3 یا 4 ستاره ارزیابی کنم. در سطح لذتبخش به تنهایی، آن قطعا روحانی بود و 3. در سبک شایستگی و نوشتن، آن را به سمت 4 حرکت می کرد. بد نیست چهار ستاره را لرزاند و با گمانه زنی انجام شود. شخصیت اصلی آن را دوست ندارد. خالد حسینی، نشان می دهد که یک تصمیم بد در یک کودک وحشت زده ممکن است نیاز به تحصیل در مقطع دبیرستان داشته باشد، اما این امر به عنوان یک خواننده آسان تر نخواهد شد. او در پایان راه خود را درست انجام داد، هرچند مدت زمان زیادی برای رسیدن به آنجا بود و نشان داد که قدرت پدرش را نداشته و احترام آسانی دوستش حسن را نداشته است. واضح است که این فقط ویژگی شخصیتی ریشهدار نبود، وحشتی که همه مردم در زندگی او به رسمیت شناخته شده هنوز هم او را دوست داشت به رغم. اولین بخش از کتاب به ویژه زیبایی نوشته شده است که آن را به دست گرفتن جادو قدرتمند از دوستی و پیوند، اما به محض اینکه نژادپرستی و برتری به طور ناگهانی راه خود را به هم متصل کردند، حسن شخصیت زیبایی بود، تقریبا کمی خوب بود که درست باشد به جز اینکه شهید داستان شود، اما هنوز روح استقامت برای تحمل است. از طریق خواندن این کتاب اینچنین ناامیدی و غم و اندوه است که حتی اگر کتاب انجام شود، نشانه یک نویسنده مؤثر است. حسینی این کلمات را به صورت آزاد و با پیشرفت درگیر می کند، بنابراین بیشتر از کار خود را چک می کند، اما امیدوار است که این موضوع در قلب من کاملا شبیه باشد. من کمی از خاورمیانه می دانم اما این یک چشم باز بود. واقعا چیزهای غم انگیز اینجا با کودکان، خانواده ها، فرهنگ ها. جالب بود که ببینیم شیوه های مختلف زندگی و چگونگی پیوستن آنها به آمریکا در بازار، و من خوشحالم که حسینی این شیوه زندگی را برای قصد نشان دادن استحکام فرهنگ برگزار کرد. با وجود این، شکاف قطعی و شکست در آن وجود دارد که یکی از دو موضوع اصلی این داستان است. تقسیمات نژادی در میان صفوف و همچنین تقسیمات خرد کننده ای از بازیکنان قدرت مختلف وجود داشت - بعضی از کسانی که جهان جدید را پذیرفته بودند و بعضی از آنها در آن زندگی می کردند فقط برای زنده ماندن، اما قبول نمی کردند. موضوع دیگر، حتی اگر آن را به طور کامل ممکن است به تمسخر خالص داده شود، خودداری می کند. شخصیت کاملا غیرقابل توجیه است اگر او به دنبال تسکین گناه نبود و احساس این بار در این زندگی را نداشت. مدت زمان زیادی برای گناه طول کشید تا او را به طور موثر دستگیر کند، اما حداقل این احساس پشیمانی را نشان می دهد. با وجود این، او تا زمانی که دیری نتواند زندگی کند، از راه خود برای کنار آمدن با پشیمان نیست. حسن در این مورد چقدر خوشحال بود بدون اینکه یک دوست مرده را از او بپرسد تا این کار را انجام دهد. همانطور که چند نفر دیگر در بررسی هایشان گفته اند، این کتابی نیست که می خواهم دوباره آن را مرور کنم. یک داستان غم انگیز و خشن در مورد جدایی دوستان از کسی که قادر به ایستادن برای کسی که برای او ایستاده بود، و بی ثباتی یک فرهنگ است که هنوز هم در ریشه های خود برای مدت طولانی تکان می خورد.

مشاهده لینک اصلی
به من نگاه نکن. دونده کیت یک کتاب بد نیست و نه یک کتاب بسیار خوب است. دو پسر بهترین دوستان هستند تا یک حادثه غم انگیز آنها را جدا کند. یکی از اینها محکوم به زندگی است که پر از گناه می شود و دیگری محکوم به اینکه باور نکردنی است، بدون توجه به اینکه چگونه زندگی غم انگیز تبدیل می شود. اساسا، صلح جداگانه آن در افغانستان و برای پول من، صلح جداگانه کار بسیار مرموز و پویا تر است. علی رغم واکنش خیره کننده من، قطعا نمی توانم هر کسی را از خواندن آن دلسرد سازم؛ زیرا چیزهایی که دوست دارند وجود دارد. نگاهی به خوب و بد در فرم لیست، آیا ما باید بررسی کنیم؟ چیزهایی که من دوست داشتم: * از نظر توصیف، حسینی یک نویسنده با استعداد است. توصیف او از مردم و افغانستان قبل و بعد از طالبان کنترل خود را نشان می دهد کنتراست شدید میان افغانستان مرفه تر و غربگرای دهۀ 1970 و افغانستان ناامید و فقیرنشین که توسط حکومت طالبان ایجاد شده است. من از توصیف حسین در مورد اینکه چگونه برخی از کشورهای خاورمیانه توسط افراط گرایی اسلامی فلج شده اند قدردانی می کنم. برای همین تنها کتاب این است که ارزش خواندن دارد. * ببخشید، در حال حاضر متوجه شدم که احتمالا باید این بخش را توییت کنم که @ دوست داشتم چون یک قلم خالی می کشم * اوه، هی! من چیز دیگری را تصور کردم. من قدردانی می کنم که هیچ وقت @ بعد از پایان @، به نظر من آن را بی پروا به سمت مراقبت بود. من فکر می کردم که واکنش سهراب به محیط جدید او همانطور که او با گذشته اش مواجه شد، معتبر و دلهره آور بود. چیزهایی که من دوست نداشتم: * رابطه بین بابا و امیر بدون توضیح تغییر می کند پس از رسیدن به امریکا. در حالی که بعدا معلوم شد که نگرش بابا نسبت به امیر تغییر می کند، به نظر می رسد خیلی دیر شده است. * باید اعتراف کنم، من دوست نداشتم دو شخصیتی را که بیشتر به آن احتیاج داشتم بپردازم. امیر متمرکز و کوچک بود، در حالیکه حسن باورنکردنی، مضحک، مزاحم و زیبا بود. * نمادگرایی آشکار و طرح توجیهی پیش بینی شده در اعصارم - به ویژه در انتها آن را شبیه به آن طرح های دودویی پیچیده است که کسی به طرز دقیق و با دقت به پایین برود، همه برای لذت بردن از تماشای یک اسلحه domino به دیگری. هر رویداد به طرز واضح منجر به آینده می شود که من از روایت دائما به عنوان چیزی منحصر به فرد و چیزی هوشمندانه آگاه هستم. من هرگز نمی توانستم کافر را به طور کامل محاصره کنم. در حقیقت، من شروع به بازی با خود کردم: زمانی که با طرح جدید @ twist ارائه شد، @ Id پیش بینی کرد که منجر به چه خواهد شد و سپس صبر کنید تا ببینید آیا من درست بود. من همیشه حق داشتم. اگر کتاب را قبل از اینکه شروع به کلاهبرداری کردم، کتاب را خوانده بود، ممکن است چیزی ذخیره شود. با این حال، با توجه به چگونگی مضحک بودن انتظارات من، رمان نمی تواند کاملا به خاطر گناه نباشد. من همچنان قصد دارم یک هزار و پانصد ساله را بخوانم چون به من گفته شده است که خیلی بیشتر از دونده کیت است، اما من کاملا مایلم و آماده هستم که داستان امیر و حسن را پشت سرم بگذارم.

مشاهده لینک اصلی
هنگامی که یک کتاب را ارزیابی میکنم، معمولا آن را بر اساس: طرح، سبک نوشتن، شخصیتها و احساساتی که بعد از خواندن آن احساس میکنم. وقتی این رمان را به پایان رساندم، در ذهنم مثل آن بودم: «چطور یک سفر». احساس کردم که این افراد واقعی بودند و من این رویدادها را با آنها زندگی می کردم. چنین یک داستان قدرتمند. من از طریق این رمان عجله نداشتم، هر شب چند صفحه بخوانم. شاید این تأثیر را بر روی چگونگی پیوستن به شخصیتها داشته باشد. صرفنظر از آن، حتی اگر بخواهم آن را بخوانم، من 100٪ اطمینان دارم که این امر به همان اندازه قانع کننده است. من تم ها و درس های زندگی زیادی را که می توانید از این رمان دریافت کنید را دوست داشتم. من عاشق می شوم که چگونه یک تصمیم را که می گیرید یا نمی توانید تمام زندگی خود را تغییر دهید. گناه یک احساس قوی است و اگر به درستی با آن برخورد نداشته باشد، به معنای واقعی کلمه شما را می بخشد. من درباره خاور میانه زیادی نفهمیدم، آن را غم انگیز خواندن در مورد چگونه مردم فاسد بود و چه مقدار از رنج خانواده ها مجبور به تحمل. اگر چه این یک رمان داستانی بود، من مطمئن هستم که بسیاری از رویدادهای مشابه (یا بدتر) رخ داده است. شخصیت های زیادی وجود داشت که معرفی شدند، اما آنها بسیار متمایز و منحصر به فرد هستند، بنابراین شما آنها را اشتباه گرفته اید. قطعا کتاب های دیگر را از این نویسنده خریداری خواهم کرد. من نیز فقط دیدم که فیلم در Netflix است، بنابراین من آن را بررسی کنید در حال حاضر.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بادبادک باز


 کتاب جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند
 کتاب گیرنده شناخته نشد
 کتاب شمشیر در سنگ
 کتاب دختری به نام لاک پشت
 کتاب همه ی اسب های زیبا
 کتاب جاده ای به گذشته