کتاب از میان صنوبرهای سیاه

اثر جوزف بویدن از انتشارات افراز - مترجم: محمد جوادی-داستان تاریخی

چشم‌هایم باز است. سعی می‌کنم آن‌ها را باز نگه دارم و این سخت‌ترین کار دنیا است. چشم‌های ماریوس هم باز است... به همدیگر خیره شده‌ایم. می‌خواهم سرم را بچرخانم تا چیز دیگری ببینم، اما نمی‌توانم. سیاهی، روی برف، اطراف ماریوس را دربرگرفته است. متوجه می‌شوم خون است. چشم‌هایم دیگر رنگ را تشخیص نمی‌دهد. به چشم‌هایش خیره می‌شوم. چیزی در درونم مرا مجبور می‌کند آن‌ها را ببندم. سعی می‌کنم با آن مبارزه کنم، مبارزه‌ای در برابر خواب سنگین


خرید کتاب از میان صنوبرهای سیاه
جستجوی کتاب از میان صنوبرهای سیاه در گودریدز

معرفی کتاب از میان صنوبرهای سیاه از نگاه کاربران
از میان صنوبرهای سیاه، ادامه‌ی رمان جاده‌ی سه‌روزه و دومین جلد از تریلوژی سرخپوستی جوزف بویدن است. کتاب مانند جلد پیشین، توسط دو شخص روایت می‌شود: ویل برد، پسر زاویر برد (کارکتر و راوی اصلی جاده‌ی سه روزه) و آنی (خواهر زاده‌ی ویل و نوه‌ی دختری زاویر برد). داستان، مدت‌ها بعد از مرگ زاویر برد آغاز می‌شود. سوزان، خواهر آنی در پی فرار از دست مافیای مواد مخدر ناپدید گشته و ویل نیز در درگیری‌های زنجیره‌ای با آنان از ناحیه سر به‌شدت زخمی شده و در لبه‌ی پرتگاه مرگ قرار دارد. آنی هر روز به بالین ویل می‌رود و ماجراهای خودش را برای دایی در حال مرگش تعریف می‌کند، ویل نیز در عالم رویا، با خواهرزاده‌های خود صحبت می‌کند و این دو روایت به‌طور موازی اما با فلش‌بک‌های بسیار، آرام آرام پیش می‌رود تا در پایان کتاب به نقطه‌ی مشترکی برسند

تقابل سنت و مدرنیته : سرخپوست در مقابل سرخپوست

درون‌مایه‌ای اصلی تمام آثار بویدن، تقابل فرهنگ سرخپوستی با فرهنگ مدرن و قربانیانی‌ست که در این نبرد قرار می‌گیرند. در جاده‌ی سه روزه، زاویر برد و الیاس ویسکی جک، با قرار گرفتن در جنگی که متعلق به آنان نیست، در میدان مبارزه سنت و مدرنیته قرار می‌گیرند، اگر چه یکی به ظاهر پیروز می‌شود، اما به واقع پیروزی و باخت در این نبرد معنا ندارد، آن‌ها در هر صورت قربانی این نبرد نابرابر هستند. در @از میان صنوبرهای سیاه هم@ دو مرد از تبار زاویر و الیاس، ویلِ شکارچی و ماریوس توزیع‌کننده مواد به ظاهر در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند و اگر چه یکی کشته می‌شود و دیگری زنده می‌ماند، اما در اینجا نیز با الگوی قربانی روبرو هستیم. ویل و ماریوس هردو قربانی برزخ هویتی هستند. ویل با تمام وجود در مقابل فشار جامعه و اَبَرفرهنگ مقاومت کرده و سنت سرخپوستی نیاکانش را زنده نگاه داشته، حال آنکه ماریوس مانند پدربزرگش الیاس تسلیم شده و تن به فرهنگ مدرن داده است. ویل نماد آخرین بازمانده‌های وفادار به سنت سرخپوستی‌ست، که اگرچه مجروح و لنگان لنگان، اما همچنان به مبارزه ادامه می‌دهد. او نماد آخرین انسان مقاوم است که هنوز تسلیم از خودبیگانگی نشده است

این مبارزه اما محدود به این دو کاراکتر داستان نیست، سوزان، آنی و گوردن (سرخپوست بَصَری داستان) نیز به نوبه‌ی خود درگیر این نبرد هستند. سوزان گمشده در دنیای مد و کلوپ‌های شبانه و تبهکاری و آنی گمشده در شب‌های نورانیِ شهرهای بزرگ و گوردن مطرود و به حاشیه رانده شده که در فشار باغ وحش انسانی، توانایی برقراری هرگونه ارتباط کلامی را از دست داده است

اما سرنوشت نهایی تمام این شخصیت‌ها در گرو‌ی تصمیمی‌ست که در مورد هویت خود می‌گیرند. آنان که به سنت و آیین‌های خود بازگشت می‌کنند، نجات پیدا می‌کنند ( ویل، آنی، گوردن) و آن‌ها که هویت خود را برای همیشه از دست داده‌اند توسط مادرزمین بلعیده می‌شوند (ماریوس، سوزان). سکانس پایانی داستان - کوچ خانوادگی به کلبه‌ی جنگلی - هم پیامی جز این ندارد، مشابه آنچه در پایان جاده‌ی سه روزه اتفاق می‌افتد: بازگشت زاویر و خاله نیسکا با کانو به زادگاه اصلی خود. البته الگوهای مشابه دیگری هم در هر دو داستان به چشم می‌خورد، نظیر نقش یک زن که هم در @جاده‌ی سه روزه@ (نیسکا) و هم در @از میان صنوبرهای سیاه@ (آنی یا دروتی) قهرمان اصلی داستان را از جاده‌ی مرگ به زندگی باز می‌گردانند. در نهایت به نظر من @از میان صنوبرهای سیاه@ یک سر و گردن پایین‌تر از @جاده‌ی سه روزه@ است و شاید علت اصلی این امر، انتقال تنش داستان از درون کاراکترها به بیرون (از حالت‌های روانی به برخوردهای فیزیکی) است

دنیای داستان‌های موازی

با کنار هم قرار دادن آثار بویدن، می‌توان سه ویژگی کلیدی سبک او را شناسایی کرد. نخست تغییر مداوم و منظم راوی و ایجاد دو روایت موازی اما گره‌خورده در بطن داستان است. دوم فلش‌بک‌های مداوم است که به پیچیدگی و قوام بیشتر طرح داستانی می‌انجامد و سوم، شخصیت‌پردازی فوق‌العاده جالب و دقیق اوست. حتی کاراکتر‌های فرعی داستان‌های بویدن هم ماجراهای خود را دارند که نویسنده آن‌ها را به شیوه‌ای خاص ناگفته باقی نمی‌گذارد؛ بدین صورت که کاراکترهای فرعی یک داستان، کاراکتر‌های اصلی داستان دیگر کاب‌هایش است. مثلا در @از میان صنوبرهای سیاه@ هیچ اشاره‌ی روشنی به گذشته‌ی گوردن نمی‌شود، اما در کتاب متولد شده با یک دندان یک فصل کامل به زندگی گوردن (با لقب زبان‌رنگی) اختصاص داده شده است

یکی از ویژگی‌های دلپذیر و هیجان‌انگیز آثار بویدن، استفاده مکرر از افسانه‌ها و گنجانیدن آیین‌های اساطیری سرخپوستی در داستان است: اتاق شفا، ویندیگو، بادهای چهارگانه، روح رودخانه و شمنیسم سرخپوستی در بطن داستان. مثلا در این کتاب، آنی ظاهرا به بیماری صرع دچار است، اما در باطن امر، او یک شمن ذاتی‌ست و عطیه‌ی شفابخشی و پیشگویی دارد، چنانکه با خواندن داستان زندگی‌اش در گوش ویل او را شفا می‌دهد و یا در مواقعی که دچار حمله‌ی صرع می‌شود، می‌تواند در ابعاد زمانی و مکانی سفر کند و نادیدنی‌ها را کشف کند

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را دوست داشتم این یک رمان زیبایی نوشته شده و تفسیری بود در مورد طولانی که مردم برای پیدا کردن آنهایی که دوست دارند و از گذشته خود فرار می کنند. به نظر می رسد جالب توجه در موضوعات تحول شخصی، طبیعت، و روابط خانوادگی. بویدن از روایت دوگانه فوق العاده بهره می برد؛ هر دو صدای روشن و قوی هستند اگر شما به دنبال یک داستان منحصر به فرد، طراوت در کانادا، قطعا این را امتحان کنید.

مشاهده لینک اصلی
داستان عظیمی از انعطاف پذیری خانواده در تنظیمات از راه دور انتاریو متعادل شده توسط سفرهای روایت به تورنتو و شهر نیویورک است. من با انجام مراحل عمیق برای نقاشی شخصیت های خود، احساس به محیط زیست روستایی به چالش کشیدن خود راضی شدم و با درد و رنج مردم فقیر در تلاش برای حفظ هویت در جامعه بزرگ تر، راضی هستم. بیشتر از همه من تحت تأثیر شجاعت شخصیت های کلیدی قرار گرفتم تا با تهدید به خانواده اش اقدام کنند. ما با دو روایت رواج داریم. یکی از آنها Will Bird، کری پسر از شخصیت در â € œThree Day Roadâ € است، که عمدتا از یک حرفه طولانی به عنوان یک خلبان بوش برای گردشگران ورزشی بازنشسته شده و در زمینه شکار، ماهیگیری و خزنده ی خزانه یاری می کند. دیگر یک خواهرزاده در 20 سالگی آنی است. او، خواهر سوزان و مادرش، خواهر ویلا، تنها خانوادهی است که وی را ترک کرده است، زیرا او در گذشته از همسر و فرزندان خود در برخی از فاجعه ای که در گذشته رخ داده است، آشکار شده است. او داستان زندگی خود را به خواهرزاده اش می گوید، و آنی داستان او را به Will می گوید. به زودی متوجه می شویم که Will از یک نقطه از او در یک اردوگاه شکار از راه دور در یک جزیره در بیابان شمالی مخفی صحبت می کند و آنی داستان او را از بستر خود در بیمارستان ای که او در کما قرار دارد قرار می دهد. اسرار نحوه برخورد با این نقاط، به عنوان یک طرح رسمی برای منحرف کردن من به داستان های تقسیم آن، بسیار مضحک بود. تنظیمات اصلی Moosonee، شهر کمتر از 2000 در رودخانه موز در نزدیکی ورودی آن به نوک جیمز خلیج است. سایت یک پست قدیمی قدیمی فرانسه، از طریق آب، راه آهن، ماشین برف و هواپیما، اما نه به وسیله جاده دسترسی پیدا می کند. محل استقرار بزرگتر و محل تاریخی یک پست تجاری 17 سنت شرکت خلیج هادسون، کارخانه موز، در نزدیکی یک جزیره در رودخانه است که در زمستان به وسیله قایق یا پل یخ قابل دسترسی است. این جزیره یک سایت رزرو کری، تجارت قابل توجهی بیشتر، یک بیمارستان و در جوانان ویلی است که پس از مرگ پدر و مادرش مجبور به حضور در مدرسه مسکونی شد. این فرمانروای تمدن، دروازه ای است که به قطب شمال می آید و من می توانم این جنبه را به عنوان یک نقطه پایه برای درک من از کانادا در کل احساس کنم. وضوح چشم انداز انسان نسبت به طبیعت در یک گذر زود هنگام در کتاب، به کجا بازگردانده می شود که در آن یک سقوط هواپیما می گذرد. این نقل قول به منظور نشان دادن بی نظیر و جذاب پروتستان و کمیک لذتبخش برای موقعیت های جدی نشان داده شده است: هنگامی که پوشش ابر در یک بعد از ظهر زمستانی در عرض صد مایل به سمت شمال Moosonee در ماه ژانویه برگزار شد، سرد آمد، خود را در چنین راه نفوذی بود که من دو انتخاب داشتم. اولا فرض کرد که سرما یک چیز زنده بود که من را دنبال کرد و می خواست از من زندگی را ترک کند. من می توانستم از آن عصبانی باشم، برای برخی از حس عدالت در جهان ناامید شدم، و سپس شروع به وحشت کردم. یا گزینه دوم من این بود که ذهنم را تشکیل دهم که سرد، این طبیعت، فقط یک برخورد ناگوار از سیستم های آب و هوایی بود. اگر این راه دوم را به ذهنم برسانم، اصطلاح فیزیکی دیگر فقط سایه سیاه و سفید از صنوبر را نمی پذیرفت و پس از آن سعی کردم با آنچه که داشتم انجام دهم. و هنگامی که متوجه شدم که یک idiot من برای پایان دادن به اینجا در اینجا تنها با یک دنده مناسب بود - فقط یک جین ژان با یک ژاکت تحت آن و کفش های خود را در حال اجرا بر روی پای من - برای عصبانیت، ناامید به برخی از حس منصفانه در جهان، و شروع به وحشت زده می شود. من، من اولین گزینه را ترجیح دادم، که مادر طبیعت یک شلخته عصبانی بود. سعی کنید اولین شانس را که او به دست آوردید بکشید. از ابتدا یاد می گیریم که سوزان با یک پسر از خانواده قاچاقچیان محلی و فروشندگان مواد مخدر ناپدید شده است. آنی در حال آماده شدن برای رفتن بعد از او است. سفر او اولین بار به تورنتو می رسد، جایی که او می آموزد که خواهر او کار را به عنوان یک مدل پیدا کرده است و دوست پسر او به نوعی دشمنان را با فروش مواد مخدر در آنجا، منجر به ناپدید شدن دیگری می شود. در میان سرخپوستان بی خانمان وجود دارد، آنی با یکی از بزرگان که هدایت معنوی او را می دهد و یک مرد که قادر به صحبت کردن نیست، گوردون را می گیرد، با او کنار می آید و او را در تلاش خود محافظت می کند. ارتباط آنها با تلاش برای مذاکره با چشم انداز بیگانه شهری، شگفت انگیز بود که تماشا کند. به عنوان دنباله آنها را به شهر نیویورک می گرداند و پول خود را از بین می برد، آنی از قوت های درونی و شایستگی خود به عنوان یک دختر کشور به او شجاعت پیروی از راه سوزانا را در کار به عنوان یک مدل در صنعت مد است. گوردون یک لنگر را فراهم می کند، زیرا آنی خیلی نزدیک به لبه ی شیوه ی وحشی وحشی از جمعیت بالایی پرواز می کند و از نیروی فاسد برای استفاده از میراث او برای خدمت به عنوان یک ستاره ی عجیب و غریب و ناگهانی از جامعه نیویورک برخوردار است. برای تکامل شخصیت کلاسیک و ماهی خارج از آب، این داستان درست با آن دوروتی در اوز درست شده است. جنبه دیگری از نوشتن که برای من بسیار کار می کند، گفتگوی داخلی شخصیت های مهم ترین اعضای خانواده اش در صورت انزوا و خطر. به عنوان مثال، در ابتدای کتاب، وی شروع به دریافت پیام می کند تا بعدا او اقدام خاصی را انجام دهد ...

مشاهده لینک اصلی
به روز رسانی: CBA (انجمن بین المللی کانادایی) جوایز لیبری 2009 را به دست آورده است. جوزف داستان زیبایی را از طریق اسپور سیاه به دست آورد. او همچنین نویسنده سال است. مهارت جوزف در ساخت صحنه روایت درست است قابل توجه است: ما داستان وی را می آموزیم در حالی که او در کما قرار دارد و همچنین آنی، همانطور که او امیدوار است که با «داستان» خود، راه از کما ماریوس نتمکر، نوه ایلیا، همچنین نقش مهمی ایفا کرده است. دو فصل کوتاه، فصل اول را بخوانم، و سپس ادامه مطلب را بخواند بدون آنکه یک بار آن را گذاشت. به معنای واقعی کلمه: وقتی قهوه صبح بخورم، خواندنم را بخوانم؛ در حالی که تمرین روزانه من در مرحله پله است؛ در حالی که خوردن وعده های غذایی؛ و در مقابل آتش، به خوبی به شب. من با دو کاراکتر اصلی در این پیگیری به مسیر سه روزه ارتباط برقرار کردم. اگر شما مستقیما به سه روز سفر نکنید، برای اولین بار آن را بخوانید تا این دومین، داستان معاصر بیشتری را درک کنید. این در شمال انتاریو (Will و Annie) و در منهتن (آنی) اتفاق می افتد. دو داستان جداگانه از دو نفر که برای پیدا کردن خود تلاش می کنند. داستان های کری سنتی که از سرزمین زندگی می کنند (هر دو شخصیت) و آنی دو جهان متفاوت از: از داماد قوی زن تا تبدیل شدن به یک مدل در طول جستجو خود را برای پیدا کردن خواهر گمشده خود را. از طریق گفتن، ما احساس میل هر یک برای پیدا کردن خود، و به نوبه خود، دوباره با یکدیگر برقرار است. خانواده در قلب است؛ یک تلاش، نیروی راننده. یوسف بویدن یک داستان آموزنده متولد شده است. من این کتاب را به اندازه کافی توصیه نمی کنم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب از میان صنوبرهای سیاه


 کتاب دن آرام (۴ جلدی)
 کتاب نسیمی که بر ستاره ای وزید
 کتاب پول و زندگی
 کتاب نشان سرخ دلیری
 کتاب وصیت نامه ی فرانسوی
 کتاب رابینسون کروزو