کتاب آدمکش کور

اثر مارگارت آتوود از انتشارات ققنوس - مترجم: شهین آسایش-داستان تاریخی

پا به‌ پای‌ سرنوشت‌ خانواده‌ای‌ که‌ جنگ‌ مستقیم‌ و غیرمستقیم‌ بر بادش‌ می‌دهد، مردی‌ ناشناس‌ برای‌ زنی‌ ناشناس‌ به‌ روایت‌ داستانی‌ سوررئالیستی‌ نشسته‌ است‌. هر دو داستان‌ در بزنگاهی‌ باهم‌ ترکیب‌ می‌شوند و «آدمکش‌ کور» را پدید می‌آورند؛ داستان‌ کشندگانی‌ که‌ همان‌ قدر هولناکند که‌ دوست‌داشتنی‌ و همان‌قدر ظالمند که‌ مظلوم‌. مارگارت‌ اتوود، از مشهورترین‌ نویسندگان‌ کانادایی‌ است‌ و آثارش‌ به‌ زبان‌های‌ متعددی‌ ترجمه‌ شده‌ است‌. «آدمکش‌ کور» در سال‌ 2000 جایزة‌ بوکر را نصیب‌ این نویسنده کرد.‌


خرید کتاب آدمکش کور
جستجوی کتاب آدمکش کور در گودریدز

معرفی کتاب آدمکش کور از نگاه کاربران
@ به یاد رعد و برق گره خورده است که زبان را فراموش کرده ام. مثل عادت غریبه های ستاره ای را می اندازم. این یک شوخی نیست، پس لطفا لبخند را متوقف کن. چی فکر کردم وقتی گفتم این کار صدمه نداشته؟ خواندن در قطارها من می توانستم اشک ها را از بین ببرم، آب به هوا می رسید، سرشار از آب می شد، و سپس از بین می رفت، حتی قبل از هر چیز حتی بد اتفاق می افتاد. اما من می توانم آن را احساس کنم. و من خودم را برای اجتناب ناپذیری متمایل کردم. شکستن قلب از دست دادن کهنسال. چرا می توانیم قدیمی شویم و جوانتر شویم؟ **** تنیسون نوشت: \"بهتر است دوست داشته باشی و از دست برود تا هرگز دوستت نداشته باشی\". من نمی توانم آن را تحمل کنم. افرادی که معتقدند همان کسانی هستند که معتقد به بستگان و سرنوشت و خوشبختی پس از آن هستند. چه چیزی باقی می ماند زمانی که عشق از دست رفته است؟ زخم خفیف، گلو درد؟ تعصب؟ لبخند و ناراحتی بی نهایت؟ قطعا خاطرات فازی گرم نیست. پس چرا این را بهتر از همیشه دوست ندارم؟ من به معنای واقعی کلمه نیستم، فقط این که این کتاب خاطرات فراوانی را به ارمغان آورده است. این چیزی است که در مورد خاطرات وجود دارد، شما هرگز نمی دانید زمانی که آنها پشت سر شما خزنده می شوند، ترسناک در یک فیلم خاموش. **** من فکر می کنم شما می خواهید کمی در مورد کتاب می دانم. کشتن قاتل داستان داستان Iris Chase Griffen را می گوید. ایرویز در حال حاضر 83 سال دارد و او می خواهد آنچه را که همه ما می خواهیم فرض کنیم، می خواهد باور کند که زندگی اش چیزی برایش دارد. و بیشتر از آن، او می خواهد حقایق را بگوید. ما احساس می کنیم که او باید چه چیزی باشد، در یک زمان ثروتمند و پر زرق و برق و دوست داشتنی. در حال حاضر ثروت از بین رفته است، او تنها است و پیری بر او رسیده و همه چیز را می توان از آن دور کرد. â € œYet آنچه که از لباس واقعی من تبدیل شده است؟ مطمئنا این دستمالهای بدون شکل و کفشهای ارتوپدی متعلق به شخص دیگری است. اما آنها مینویسند؛ بدتر، آنها هم اکنون من راضی هستند. \"ایریس داستان خود را به ما می بخشد، بخشی از طریق یک دفتر خاطرات یا مجله و بخشی از مشاهدات دو دوست جوان در لحظات به سرقت رفته است. من واقعا نمیتوانم این طرح را در نقدهای بررسی کنم و مطمئن هستم که می توانید مقدار زیادی از آنها را پیدا کنید که دقیقا همین کار را می کنند. پیام برجسته این است: آریس عاشق شد و از دست دادن عظیم رنج برد. همانطور که همه ما انجام می دهیم همانطور که همه ما می خواهیم. در حال حاضر حدس می زنم که درخشندگی درخشان جوانان تا زمانی که می توانم، قبل از همه چیز که من دوستش دارم و می میرد، می میرم. **** من می توانم این همه را با همان Bolaà ± O نقل قول من در بررسی SD من استفاده می شود جمع شده است â € œâ € | چه شرم آور است که زمان گذشت، donâ € ™ T شما فکر می کنید؟ چه شرم آور است که ما می میریم، و قدیمیم، و همه چیز خوب می رود، از ما می ترسد. **** سعی می کنم قلبم را بشکنم. من سعی میکنم قلبم رو بشکنم. سعی میکنم قلبم رو بشکنم

مشاهده لینک اصلی
â € ~Itâ € ™ از دست دادن و پشیمانی و بدبختی و اشتیاق است که رانندگی داستان به جلو، در طول جاده پیچ خورده خود را، مارگارت اتوود به پایان این کتاب. این داستان داستان قاتل کور را توصیف می کند که با جمله ی معروف شروع می شود: \"چند روز پس از پایان جنگ، خواهرش لورا یک ماشین را از پل برداشت.\" من واقعا تحت تأثیر این کتاب قرار گرفتم. بدون شک یکی از بهترین های من تا کنون خوانده ام. من این کتاب را در سال گذشته آغاز کردم، آن را در مدت زمان طولانی خود را در قفسه های من بود. من واقعا نمیتوانستم خودم را برای آن شروع کنم، اما من طرفدار بزرگ کتابهای آخرالزمان اتوود هستم و واقعا فکر کردم که باید این کار را انجام دهم. من شروع کردم و چند صد صفحه در اکتبر متوقف شدم و کتاب را در ماه ژانویه از سر گرفتم. نمی دونم چرا. کتاب خواندن آسان نیست. تمام توجه، تلاش و انرژی شما را به خود جلب می کند. شما باید هشدار بیاورید خواندن آسان در اینجا نیست Andâ € | این کتاب سزاوار تمام توجه است. از آنجا که هر جمله، شرح، شخصیت جالب است، داستان به زیبایی نوشته شده است. من فقط نیاز به یک استراحت داشتم که حدس می زدم. بدون درک جزئیات، زیرا به زودی به معنی خرابکاری خواهد بود. این یک داستان اسرارآمیز است و شما را متعجب می کند کسی چه کسی است، چه چیزی از دست رفته است، چه کسی چه چیزی را به پایان رسانده است، همه اینها برای من (من فکر می کنم). من کاملا عاشق داستان ایرویز، خواهر لورا بودم. آریس، یک بانوی پیر، در حال حاضر داستان خانواده اش، پدرش، خواهرش لورا، شوهر سیاسی و ناخوشایندش ریچارد و خواهر وحشیانه در قانون را می گوید. ویلیفرد، داستان تراژدی، عشق، گناه، قدرت و قدرت . داستان های ایرریا شخصی هستند، غمگین، احساس گناه، اما همچنین تیز، بدبین، طنز آمیز. مشاهدات او با احتیاط. در مورد شوهرش، او وزن خود را به او تحویل داد. او سخنرانی ها، در باشگاه ها، در جلسات مهم انجام داد. ملاقات های شگفت انگیز، که در آن مردان قابل توجه و قابل توجه، ملاقات و تفکر، به دلیل هر کس مشکوک بود، آب و هوای سنگین پیش رو داشت. تمام این سخنرانی می تواند یک مرد را پرت کند. این روند چندین بار در حال مشاهده است. این نوع کلمات هستند، نوعی که آنها در سخنرانی ها استفاده می کنند. آنها اثر مغذی بر مغز دارند. صحنه هایی برای مثال در جایی که او در توالت مغازه نان می نشیند، به خواندن احکام جدید اضافه شده به درب توالت صحنه های بسیار کوچکی می بخشد. â € ~ جدیدترین پیام بود در نشانگر طلا: شما نمی توانید به بهشت ​​بدون عیسی مسیح. در حال حاضر آگهی دهنده ها در محل کار بوده اند: عیسی از بین رفته و مرگ بر روی آن نوشته شده است، به رنگ سیاه. و در زیر آن در سبز: بهشت ​​در دانه شن و ماسه است. Blakeâ € |..â € ™ داستان های خود را متناوب فصل به نام \"کشتن Assassinâ € ™ از یک مرد و زن ملاقات یکدیگر به طور مخفیانه در مکان های خاموش، داشتن یک امر، بدیهی است، که آنها هستند. و همیشه داستان داستان علمی تخیلی در مورد سیاره Zycron و شهر ساکیل نورن، یک داستان است که مرد به زن به قسمت های آن می گوید. من آخرین قسمت کتاب را در مراحل 30 تا 50 صفحه گذاشتم، به آرامی خواندن و گرفتن همه چیز را انجام می دهم. من نمی دانم چه چیزی باید بگویم. من در مورد این داستان قابل توجه بسیار فکر می کنم ... برای کسانی که دشوار است از طریق شروع به دست بیاورید، در آن نگه دارید، آن را ارزش € ™. درست است، یک کتاب بزرگ.

مشاهده لینک اصلی
4 1/2 ستاره من نمی توانم کتاب 5 ستاره بدهم، زیرا می دانم که هرگز آن را نخواندم. داستان اسپویلر خودش است. اما تا زمانی که این کار انجام نشود، تنیسور صفحه تیره و تقریبا گوتیک وجود دارد. من معمولا بررسیهای خود را با موضوعی درباره نویسنده آغاز می کنم، اما برای من غیر معمول، سه کتاب از این نویسنده (سهبعدی مددادام ) آیا می توانید من را متقاعد کنید که هر کس باید این نویسنده را بداند، اگر چهار رمان را بخوانم؟ مطمئنا شما نمی توانید این کار را انجام دهید. این رمان به هیچ وجه رمان علمی تخیلی نیست، هرچند که این عبارت در حال حاضر و سپس در بررسی ها دیده می شود. رمان دارای عناصر علمی تخیلی است، اما رمان شما در دست شما زمانی که شما خواندن کشتن قاتل (BA) نیست. در آن رمان که در آن نگه دارید، در آن قرار دارید. در صورتی که نام این کتاب را در دست شما نداشته باشد، به نظر می رسد. بنابراین شما بر این باور نیستید که چقدر چگال است. من هرگز ارتباطی میان نوع رمان SF که توسط یکی از کاراکترهای کتاب (به نام \"BA\") نوشته شده است، و برخی از فصل های کتاب در دست من که واقعا عنوان \"قاتل کور\" نوشته شد: â € |. من به سادگی متوجه شدم که این فصل توسط یک راوی معمولی نوشته شده است، در حالی که فصل های دیگر (اگر آنها اعلامیه های کوتاه روزنامه را نداشتند) توسط شخصیت اول شخص نوشته شده بود. خب، آیا هنوز گیج شده اید؟ این رمان در واقع یک رمان تاریخی تحریک آمیز است، در مورد یک خانواده در کانادا، در قرن نوزدهم شروع به ساخت یک امپراتوری مدرن از دکمه های کارخانه، که نوه های خود را آریس و لورا، رشد در سال های اولیه قرن بیستم. داستان و شخصیت های آن (آنهایی که زنده ماندند) از طریق اولین جنگ جهانی، سفر نخستین ملکه مریم، افسردگی، جنگ داخلی اسپانیا، جنگ جهانی دوم و چندین دهه بیشتر برای خوش شانسی (؟) حرکت می کنند. ما به تدریج بیشتر در مورد این دو دختر، والدین خود و مردانی که درگیر آن هستند، یاد می گیریم. اما بسیاری از اطلاعات مبهم، دوگانه، مبهم هستند - ما سرنخ هایی را در مورد چیزی می گوییم، فکر می کنم آه بله، بنابراین، چه چیزی ادامه دارد، بعدا شاید شاید من اشتباه بود، بعد بعدا نه، من برای اولین بار درست بود و ظاهری جدید ظاهر می شود، ریخته گری حجاب بر چیزهایی که به نظر می رسد روشن قبل از آن. رمان تاریک است. اکثر شخصیت ها کمی خسته شده اند، واقعا خطرناک نیستند، اما برای اینکه این خواننده مطمئن شود که آیا می خواهد چنین افرادی را بشناسد، دقت کشیده می شود. زنان هم به شدت بدرفتاری می کنند و هم به این ترتیب دیگران را خجالت می کشند (به ویژه زنان دیگر). همانطور که داستان در حال پیشرفت است، هر دو راوی و راویان بیشتر و بیشتر درونی می شوند، چیزهایی که هرگز روحانی تر از زندگی آنها نیست، بلکه خاطرات، پیش بینی ها، آرزوها، ترس، درد. بسیاری از روایتها در واقع درون رویاها اتفاق میافتند. نوشتن نامهها مسخره است و خواننده را به شدت تسخیر میکند تا با افزایش سهم بیشتر. در اینجا یکی از توالی های او، از فصل BA: حالا او تصور می کند که او خواب است. او تصور می کند او رویای اوست، همانطور که او رویای اوست. از طریق یک آسمان، رنگ تخته سنگ مرطوب آنها به سمت یکدیگر در بال های نامرئی تاریک پرواز می کنند، جستجو، جستجو، دو برابر کردن، امید و دلتنگی، که توسط ترس ناامید شده است. در رویاهای خود آنها را لمس می کنند، آنها را در هم آمیخته اند، بیشتر شبیه یک برخورد است، و این پایان پرواز است. آنها به زمین میافتند، چتربازان فرورفته، فرشتگان فاسد و نجیبزاده، عاشق جریان در پشت آنها مانند ابریشم پاره شده است. آتش سوزی دشمن برای آنها ملاقات می کند. با این که من ایده خوبی در مورد ابهامات حقیقت اتوود داشتم، من کاملا در تاریکی بودم که نویسنده اتوود این داستان را به روایت نزدیک می آورد. چگونه او این داستان را تا چه حد می سازد؟ فوق العاده! من واقعا خوشحال نیستم، اما همکار تلخ که من هستم، هرگز چیزی را نوشتم که تا زمانی که تنها یک جمله در صفحه نهایی نبود، پاره شود. سپس من غلبه کردم. داستان عالی و عالی.

مشاهده لینک اصلی
@ من تعجب می کنم که ترجیح می دهم - برای دور شدن از تمام زندگی خود، با اسرار شخصی خود متورم شویم تا زمانی که از فشار آنها پشت سر گذاشت، یا آنها را از شما، هر پاراگراف، هر جمله، هر کلمه ای از آنها بیرون بکشید، بنابراین در پایان شما را از همه چیز که یک بار به عنوان گران قیمت برای شما به عنوان طلا ذخیره شده بود، به عنوان نزدیک به شما به عنوان پوست خود - تمام چیزهایی که از عمیق ترین اهمیت برای شما، همه چیز است که شما را به لرزه و مایل به پنهان کردن، تمام آنچه که متعلق به شما به تنهایی - و باید بقیه روزهایتان را مانند یک کیسه خالی که در باد بچرخانده میشوند، یک کیسه خالی با مارک فلورسنت روشن بنویسید تا همه بدانند اسرارهایی که در درونتان وجود دارد، چیست؟ فکر می کنم که مارگارت اتوود با کلمات عالی است. در این رمان، یک رمز و راز به آرامی از طریق روایت ایبری قدیمی تر، هشتاد و یک ساله نشان داده می شود، زیرا او در دوران کودکی و روزهای ازدواج خود با ریچارد گریفون و خواهرش، وینفرد، قدرتمند و دستکاری می شود. از ابتدا می دانیم که آریس یک خواهر داشت که به طور ناگهانی فوت کرد - پس از گذشت چند روز پس از پایان جنگ، خواهر من لورا یک ماشین را از یک پل برداشت. خواننده بلافاصله با این پرسش که آیا این مرگ اتفاقی بود یا خیر عمدی با استفاده از ترکیبی از برداشت های روزنامه ها و یک خاطره ای از انواع که ایریس داستان زندگی خود را در یک دفتر خاطرات می نویسد، خواننده به این حوادث رسیده است که در محیطی بسیار آرام احساس می کند. ایرویز شروع به توصیف او از این حوادث با حوادث کوچکی که از زندگی روزمره اش پرتاب می شود - معمولا بیت های گریه و یا شکایات به شکل کلیشه ای بانوی تلخ قدیمی است. برای اکثر موارد، این ها از لحظه ای سرگرم کننده و روشن بود. بخش های مورد علاقه من از این رمان کسانی بودند که دوران کودکی هر دو آریس و لورا را بازگو می کردند. ایرویز گفت از پدربزرگ و مادربزرگ و پدر و مادرش، و خانواده اش به نام Avilion. من شرح او را از مادربزرگش دوست داشتم: برنامه ریزی و دکوراسیون این خانه توسط مادربزرگم Adelia تحت نظارت بودم. او قبل از اینکه من متولد شد، فوت کرد، اما از آنچه شنیده اید شنیده بود که او به اندازه ابریشم و خنک به عنوان یک خیار شبیه است، اما با خواسته ای مانند یک اره استخوان. همچنین او برای فرهنگ وارد شد، که به او اقتدار اخلاقی خاصی داد. الان نمیتونم اما مردم اعتقاد داشتند که فرهنگ می تواند شما را بهتر کند - یک فرد بهتر است. آنها اعتقاد داشتند که می تواند شما را بالا ببرد یا زنان اعتقاد دارند. آنها هنوز هیتلر را در خانه اپرا ندیده بودند. @ Iris همچنین ما را به مجموعه ای از شخصیت های ثانویه معرفی می کند، از جمله الکس توماس، یک مرد جوان که مظنون به داشتن نوعی رامبول کمونیست است. الکس توماس با دختران چیس و خانواده هایشان آشنا می شوند، در برابر قضاوت بهتر از خانه دار خود، رنه. Reenie شاید شخصیت مورد علاقه من باشد! او برای اکثریت شاگردان تعلیم دادن دختران مسئولیت داشت، و بعضی از توصیه های بی ارزش را از بین برد. @ رینی گفت دختر تنها با یک مرد باید بتواند بین زانوهایش نگه داشته شود. الکس توماس با یک عاشق بی نام در بعضی مواقع مشکوک و مضطرب با او مخفی می شود. به این عاشق او یک داستان را در یک داستان @ titled @ The Blind Assassin @ روایت می کند. من باید اعتراف کنم که این بخش از کتاب حداقل مورد علاقه من است. الکس یک ماجراجویی علمی تخیلی را بر اساس سیاره Zycron تولید می کند. در ابتدا این کاملا گیج کننده بود. هنگامی که سردرگمی فشرده شد، با وجود کنجکاوی من نسبت به هویت عاشقانه، کمی تحریک شدم. با این حال، به طور عمده، من نمی توانستم منتظر بمانم تا به داستان های جذاب تر بازگردم، همانطور که توسط آیریس گفته شده است. با پایان روایت افسانه ها، بخش های به ظاهر متمایز این رمان، روشن و جالب توجه می شود. به طور کلی، من از این کتاب لذت بردم و آن را به طرفداران اتوود و کسانی که به دنبال یک رمز و راز آرام آرام با برخی عناصر تاریخی خوب هستند را توصیه می کنم. من شخصا ترجیح دادم که به جزئیات داستان علمی تخیلی خلال داستان نپردازم، با وجود این واقعیت که من متوجه شدم هدفش. 4 ستاره

مشاهده لینک اصلی
من شروع کردم به کمی از چمدان شخصی، چون نخستین قرار گرفتن در معرض مارگارت آتوودز نوشتن داستان \"دست های خنده دار\" بود که من آن را خواندم وقتی که من جوان بودم زیرا پدر و مادرم یک کپی داشتند. این کتاب احتمالا بیشتر از رمان های اولیه اش شناخته شده است، که باعث می شود او یک خستگی ناپذیر باشد، زیرا به نظر می رسد یک بعدی، خنده دار و سرد (اگرچه من تقریبا قطعا بیشتر خیرخواهانه خواهد بود اگر من دوباره آن را بخوانم). این باعث شد که من در مورد این نکته که چگونه ادراکات یک نویسنده می تواند براساس چگونگی و جایی که ما برای اولین بار آنها را تجربه می کنیم، چطور شکل بگیرد و چقدر می تواند از دست رفته باشد، اگر چیزی غیر نماینده در مدارس و کالج ها و یا چگونگی خواندن چیزی قبل از آماده شدن شما برای آن می تواند شما را متعجب کند. چند سال بعد تلاش کردم یک بار دیگر تلاش کنم که یک نسخه دست دوم از مجموعه داستان Bluebeards Egg را برداشتم اما صادقانه نگفتم که واقعا این را به خاطر نمی آورم. از آن زمان تاکنون هیچگاه به اتوود بازگشته ام. این به نظر جنایتکارانه با توجه به Assassin کور به نظر می رسد، که درخشان است، به لطف گروه ادبیات قرن بیست و یکم برای انتخاب این کتاب برای یکی از این بحث های ماه گروهی. Assassin Blind دارای یک ساختار پیچیده است. این با ایریس شروع می شود، یک زن پیرزن تیره که به خاطر مرگ خواهرش لاوراس، خواهرش کوچکتر، خودکشی کرده است. لورا به دنبال یک کتاب متعصب متعصب پس از مرگ است که همچنین به نام کشتن آدمکش نامیده می شود. این بخش بیشتر بخش هایی است که با خاطرات ایریس جایگزین می شود و داستان نویسندگان آن را با یک نویسنده فاجعه داستان می کند و داستان هایی که او و راوی در مورد یک جامعه افسانه ای تشکیل می دهند. این رمان در یک رمان (دستگاهی است که به شدت به من یادآوری شده از AS Byatts Babel Tower، یکی دیگر از کتاب هایی که حاوی گزیده ای از یک رمان نوشته شده توسط یکی از شخصیت های آن است) خود را با مقالات روزنامه های متشکل که به @ @ رسمی @ نسخه حوادث لورا و ایریس زندگی می کنند و خانواده هایشان. این طرح در نهایت بسیار پیچیده تر از داستان خانوادگی و یا رمان در یک رمان است، اما همه چیز در مورد رقابت و اسرار برادران و خواهران بسیار است. ایرویز داستان داستان خانوادگی خود، داستان کودکی خود و داستان ازدواج فاجعه آمیز خود را با یک تاجر ثروتمند، اما غیر حساس و رابطه او با خواهر شجاع خود را بازگو می کند. این حساب کاربری گاهی اوقات نزدیک به خسته شدن می شود، اما با مشاهدات جادویی و سرنخ های گاه به گاه که به نظر ساده نیست، به نظر می رسد در نگاه اول، که بسیاری از آنها بسیار بیشتر از آنچه که در ابتدا ظاهر می شوند، به طور مداوم بازپرداخت می شود. انقطاع درخشان طراحی شده و بسیار حرکت می کند. این یک کتاب فوق العاده، هوشمندانه و غنی است که به طور کامل سزاوار جایزه بوکر اوست. من خواندن بیشتر کار مارگارت آتوود را خواهم خواند.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب آدمکش کور


 کتاب ارباب انتقام
 کتاب ردپای فرشته
 کتاب آخرین نامه معشوق
 کتاب میدان ایتالیا
 کتاب درمان مرگ با صاعقه
 کتاب زندگی اسرارآمیز